بحث:امالکتاب
محمد تقی شاکر (ارشد)
بدون شک علم پیامبر و همچنین علم ائمه (ع) علمی حقیقی و علمی خدایی و از جانب خدا میباشد، این معنا در روایات مختلف با بیانات مختلفی به لفظ کشیده شده است از جمله روایاتی که علم ائمه و پیامبر را مستند به علم کتاب یا کتاب مبین و یا ام الکتاب مینمایند در واقع این روایات ریشه و اساس علم را در علم خدا می¬دانند که ائمه به حسب وظایفی که بر عهدهٔ شان گذاشته شده از آن برخوردار شده اند. اصل اثبات این برخورداری و بیان تفاوت و گسترهٔ آن نسبت به دانش و علوم دیگران علت و سبب بیان روایاتی از جمله روایات مزبور میباشد. اما مبادی و مجاری این اتصال در پیامبر و امام با تفاوتهایی نه در اصل و کمیت یا کیفیت علم، بلکه در گونهٔ ارتباط و اتصال مواجه است. به عبارتی ختمیت رسالت و پیامبری، مقتضی آن است که علم مربوط به رسالت و نبوت که به تعبیری همان هدایت عام میباشد با خاتمیت به اتمام رسیده باشد پس آگاهیهای از دین و شریعت در هر سطح آن تنها از راه خاتم المرسلین محقق میتواند باشد.
این امر اقتضا دارد مبادی و مجاری امام در کیفیت آگاهی از علم به کتاب مبین یا همان لوح محفوظ دو گونه تصویر شود. لذا میتوان از جانب وحیثی تمام علوم امام را علمی خدایی و به تعبیر برخی روایات عالم بودن به تمامی کتاب مبین و ام الکتاب و علم الکتاب بیان داشت. (منبع؟؟)
امام کاظم (ع) در پاسخ به سؤالی که در آن از مقایسهٔ موسی و عیسی با پیامبر خاتم و شأن و مقام حضرت رسول پرسیده شده بود، با برتر دانستن علم و توانایی¬های حضرت رسول (ص) از سایر انبیاء (ع) با استناد به آیات قرآن، آگاهی از ام الکتاب و کتاب مبین را سبب و علت این برتری معرفی می¬نمایند و می¬افزایند: این علم الهی را خداوند طبق آیهٔ بیست و نه سورهٔ مبارک سبأ به برگزیدگان خود که ائمه اطهار باشند عطا نموده است. (منبع؟؟)
از روایات این نکته نیز استفاده میشود که علم، امر ذو مراتب و مراحل است حتی نسبت به یک مسئله، به تعبیر روایات علمِ به آنچه در ام الکتاب است با علم به آنچه از ام الکتاب صادر و خارج شده و به مرحلهٔ نفوذ رسیده دو علم است ـ أما المکفوف فهو الذی عنده فی ام الکتاب إذا خرج نفذ ـ و شاید به همین جهت روایات به مسئله تحدیث روزانه که نشانگر خروجی ها و امور نافذ شده الهی از ام الکتابند اهمیت فوق العاده¬ای داده اند. (منبع؟؟)
سید علی هاشمی (ارشد)
در قرآن کریم بر این نکته تأکید شده است که هیچ امری در عالم وجود ندارد و محقق نمیشود، مگر آن که در «کتاب مبین» ثبت شده است. در مواردی نیز قرآن از «کتاب مکنون»، «أم الکتاب»، «لوح محفوظ» و «إمام مبین» سخن گفته که به نظر میرسد نامهای متعدد برای همان «کتاب مبین» است. این کتاب از دسترس انسانهای عادی خارج است و بنابر برخی تفاسیر تنها برخی از اولیای خداوند به تناسب جایگاه و منزلت خود میتوانند به آن دسترسی داشته و به علومی ویژه دست یابند که افراد عادی از آن بیبهرهاند. بنابر این تفسیر، مقصود آیه یاد شده از این که جناب آصف را دارای علم به بخشی از «الکتاب» معرفی کرده، آن است که او به بخشی از دانش «کتاب مبین» دست یافته بود. (منبع؟؟)
شرح مدخل اصلی امالکتاب هنوز آماده انتشار نیست.
اين مدخل از چند منظر متفاوت، مورد بررسی و تحقیق قرار خواهد گرفت: