بحث:علم امام

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Msadeq (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۶ ژوئن ۲۰۱۸، ساعت ۲۲:۵۰ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

شرط علم خدادای

  • دیدگاه اهل سنت درباره علم امام، مبتنی بر تبیین آنها از حقیقت امامت است، که به صورت حداقلی و در حد قاضی و مفتی و مجتهد ضرورت دارد زیرا امامت را استمرار نبوت نمی‌دانند اما عالمان شیعه بر ضرورت علم لدنی و اعلمیت امام برای سعادت مردم تأکید دارند.

[ص 372 و 373 خسروپناه]

  • علومی هستند که از طریق عادی کسب دانش‌های بشری به دست نمی‌آید و ضرورت چنین ویژگی‌ای از بیانی که درباره نیاز امت به امام آوردیم، روشن می‌شود که امام باید از تمام اسرار قرآن و احکام شریعت و پاسخ شبهات آگاه باشد. [ص 148 سعیدی مهر]
  • و اعلم بودن امام از صفات معتبر در افضلیت است.

[ص 167 امامت پژوهی]

گستره علم امام

  • یکی از پرسش‌های مهم، بحث علم امام به چگونگی و زمان مرگشان است.
  • دو دیدگاه متفاوت از سوی عالمان شیعه مطرح شده است:
    1. علم امام بر احکام شرع تعلق گرفته تنها و لزومی ندارد به تمامی وقایع و جزئیات به تفصیل آگاه باشد.
    2. ائمه(ع) از زمان و کیفیت شهادت خویش آگاه بودند و شبهه‌ای هم وجود نخوهد داشت.
  • امام به موجب اخبار کثیره، مقامی از قرب دارد که هر چه را بخواهد به اذن خدا می‌تواند بداند و از آن جمله است علم به تفصیل مرگ و شهادت خود با جمیع جزئیات آن.
  • پس ائمه اطهار(ع) به اذن الهی، دارای علم غیب هستند و غیب در اصطلاح به حقایقی گفته می‌شود که حواس و ابزار ادارکی بشر، راهی بدان نداشته باشند.

[ص 378 تا 387 خسروپناه]

  • پس اعلمیت امام، علاوه بر علوم شرعی، علوم غیر شرعی را هم در بر می‌گیرد مثل سحر و شعبده را.
  • واجب نیست که امام، به کلیه امور، عالم باشد، عالم به ضمایر بودن هم از صفات واجب او نمی‌باشد و همچنین علم به سایر لغات. اما درباره ائمه معصومین(ع) اخباری رسیده که آنان چنین علومی داشتند زیرا خداوند می‌تواند چنین تفضلاتی را شامل حال آنها بگرداند و از طرفی مانع عقلی از وجود چنین علومی برای ائمه(ع) نمی‌باشد.

[ص 167 و 168 امامت پژوهی]

دلایل علم و اعلمیت امام

  • امامت به مفهوم صحیح و با درک مسئولیت آن، از دیدگاه عقل و اسلام، بدون علم، نه امکان پذیر و نه قابل قبول است. قرآن و احادیث، احراز مسئولیت‌های اجرائی و اجتماعی و هر نوع پیشرفت را مشروط به علم می‌داند[۱] حکمت الهی وجود امامان عالم و اعلمی را اقتضا می‌کند که جلوگیری مردم از گمراهی و تأمین هدایت آنها را تضمین کنند. در غیر این صورت عقلاً، دور یا تسلسل و یا تقدم مفضول بر فاضل لازم می‌آید.

[ص 375 تا 377 خسروپناه] [ص 167 امامت پژوهی]

  • اعلمیت امام در علوم غیر شرعی به این دلیل است که تا در صورت مواجهه با ساحران و شعبده بازان، سحر آنان را خنثی نماید و از گمراه شدن مردم، جلوگیری کند.
  • آیۀ ﴿﴿ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ [۲] و حدیث {{عربی|اندازه=150%|" ﴿﴿ طَلَبُ‏ الْعِلْمِ‏ فَرِيضَةٌ عَلَى‏ كُلِ‏ مُسْلِمٍ‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"[۳] بر این مطلب دلالت دارد که علم فی حد ذاته مطلوب است .

[ص 167 امامت پژوهی]

منابع علم امام

    1. قرآن: آیات و روایات فراوانی بر استنباط احکام و معارف الهی توسط امامان(ع) از قرآن دلالت دارند و امام به فضل الهی از محکم و متشابه، عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ، اسباب نزول آیات و.... آگاه است. روایات متعددی بر این مطلب دلالت دارند که مصداق ﴿﴿ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ [۴] ائمه اطهار(ع) هستند.

[ص 388 خسروپناه] [ص 148 سعیدی مهر]

    1. علم نبوی: در حدیث آمده: پیامبر(ص) هزار باب علم را به علی(ع) آموخت که از هر بابی، هزار باب دیگر گشوده شد و همینطور حضرت علی(ع)، این را به امام بعدی منتقل کرد تا یکی پس از دیگری به امام حجت(ع) رسید.

[ص 149 سعیدی مهر] [ص 391 خسروپناه]

    1. کتاب با جامعه امام علی که به املای پیامبر نگاشت.

[ص 392 خسروپناه]

    1. منبع جفر: جفر به معنای مخزنی از چرم است که حاوی علم انبیاء و اوصیاء و گذشتگاه از بنی اسرائیل است. روایات فراوانی از وجود جفر و قرار گرفتن آن در اختیار ائمه(ع) خبر داده‌اند.
    2. مصحف فاطمه(س): که در بردارنده اخبار غیبی و وقایع نسبت به زمان آینده است و توسط جبرئیل امین، بعد از رحلت پیامبر اسلام(ص) به حضرت زهرا(س) عرضه و توسط امیر المؤمنین(ع) نگاشته شده است.

[ص 393 ت ا395 خسروپناه]

    1. محدَّث بودن: محدث، کسی است که فرشته با او سخن بگوید بدون اینکه فرشته دیده شود و آن شخص پیامبر(ص) باشد. امام صادق(ع) {{عربی|اندازه=150%|" ﴿﴿ إِنَّهُ‏ يَسْمَعُ‏ الصَّوْتَ‏ وَ لَا يَرَى‏ الشَّخْصَ‏‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"[۵]. یا کسی که در او دانشی به طریق الهام و مکاشفه ایجاد گردد و یا آن که در قلب او حقایقی پدید آید که از دیگران مخفی است. آیات متعددی از قرآن، سخن گفتن خداوند و فرشتگان را با غیر پیامبران تایید می‌کند. [ص 396 خسروپناه] [ص 148 و 149 سعیدی مهر]
    2. منابع دیگری از جمله: روح القدس، اسم اعظم، رؤیای صادقه، کتاب‌های پیامبران، عالم ملکوت و عقل نیز وجود دارد .

[ص 397 خسروپناه]

  1. سوره یونس، آیه:۳۵ و سوره زمر، آیه:۹.
  2. آیا آنان که می‌دانند با آنها که نمی‌دانند برابرند؟؛ سوره زمر، آیه:۹.
  3. کلینی، الکافی، ج۲، ص:۳۰.
  4. و کسی که دانش کتاب نزد اوست؛ سوره رعد، آیه:۴۳.
  5. کلینی، الکافی، ج1، ص:۲۷۱.
بازگشت به صفحهٔ «علم امام».