ابن عبدربه در تاریخ اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

آشنایی اجمالی

ابن عبدربه (٢۴۶-٣٢٨) تاریخ‌نگاری اندلس با آنچه در بغداد و برخی دیگر از بلاد اسلامی در مرکز دنیای اسلام وجود داشت ارتباط نزدیکی برقرار کرد، درحالی که ویژگی‌های خاص خود را دارا بود و در این باره پژوهش‌های متعددی صورت گرفته است. ابن عبدربه که متولد در شهر قرطبه است، شهری که به بغداد اندلس می‌مانست، به کتاب العقد الفرید خود شهرت دارد. کتابی که بیشتر در حوزه ادب عربی جای می‌گیرد تا تاریخ؛ اثری همانند البیان والتبیین جاحظ، محاضرات راغب، نثر الدر آبی و جز آنها. با این حال، تفاوت‌هایی هم به خصوص از زاویه درج بخش‌های تاریخی با آن آثار دارد. مهم‌ترین نکته همین است که بخش قابل توجهی از این کتاب به تاریخ اسلام اختصاص یافته است، بخشی که در گذر تاریخ، حتی مستقل از العقد هم مورد استفاده بوده و نسخی از آن به عنوان اخبار الخلفاء وجود دارد. مجلد پنجم چاپ دارالکتب العلمیه این اثر (١۴٠۴) تا صفحه ۳۸۸ یک دوره عمومی تاریخ اسلام است که ضمن معرفی رویدادهای مهم و نیز شرح حال اجمالی از خلفا به برخی از گزارش‌های ادبی - تاریخی نیز پرداخته شده است. به‌طور معمول اخبار فاقد اسناد است هرچند گاه و بیگاه نام راوی یا منبعی ذکر می‌شود؛ کسانی چون زهری، کلبی و مدائنی و جز اینها. بنابرین روشن است که وی از منابع معمول تاریخی تألیف شده در شرق اسلامی بهره گرفته است. شگفت آنکه به رغم آن‌که تاریخ وفات وی سال ۳۲۸ گفته شده در این بخش تا خلع مطیع در سال ٣۶٣ و درگذشت او در سال ٣۶۴ هم ادامه یافته است! این چه توجیهی دارد، جز اینکه فرض شود کسی مطالبی بر آن افزوده راهی نیست، مگر آن‌که تاریخ وفات وی ایرادی داشته باشد. جدای از این بخش که تاریخی صرف و در واقع تاریخ خلفاست، بخش‌های دیگر آن نیز از زاویه تاریخ ادبیات عرب، حاوی اخبار بسیار زیادی در شناخت اوضاع اجتماعی و فرهنگی جهان اسلام در قرون نخست هجری است. کتاب ابن عبدربه به رغم آن‌که بر روال سنی نگاشته شده، اما گاه اخباری دارد که دست کم با روایت تحریف شده تاریخی که سعی می‌کند همه چیز را مطابق روال رسمی عامه نشان دهد منافات دارد. از آن جمله روایتی است که درباره مخالفت شماری از صحابه از بیعت با ابوبکر آورده است: الَّذِينَ تَخَلَّفُوا عَنْ بَيْعَةِ أَبِي بَكْرٍ عَلِيٌّ، وَ الْعَبَّاسُ وَ الزُّبَيْرُ وَ سَعْدُ بْنُ عُبَادَةَ، فَأَمَّا عَلِيٌّ وَ الْعَبَّاسُ وَ الزُّبَيْرُ فَقَعَدُوا فِي بَيْتِ فَاطِمَةَ حَتَّى بَعَثَ إِلَيْهِمْ أَبُو بَكْرٍ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ لِيَخْرُجُوا مِنْ بَيْتِ فَاطِمَةَ، وَ قَالَ لَهُ: إِنْ أَبَوْا فَقَاتِلْهُمْ. فَأَقْبَلَ بِقَبَسٍ مِنْ نَارٍ عَلَى أَنْ يُضْرِمَ عَلَيْهِمُ الدَّارَ فَلَقِيَتْهُ فَاطِمَةُ فَقَالَتْ: يَا ابْنَ الْخَطَّابِ، أَ جِئْتَ لِتُحْرِقَ دَارَنَا؟ قَالَ: نَعَمْ، أَوْ تَدْخُلُوا فِيمَا دَخَلَتْ فِيهِ الْأُمَّةُ![۱] نسخه‌ای با عنوان اخبار الخلفاء که روی آن نام مؤلف ابن عبدربه است، در کتابخانه سلیمانیه وجود دارد که ابتدای آن مشابه مطالبی است که در بخش تاریخ العقد الفرید آمده است، اما در ادامه مدل آن متفاوت شده و یک دوره تاریخ خلفاء - سالشمار است که رویدادهای تا سال ۴٣٠ ادامه یافته است. این کتاب خلاصه‌ای از تاریخ عمومی اسلام توسط نویسنده‌ای است که باورهای عمومی سنی داشته و بدون ارجاع و سند یک دوره از رویدادهای مهم تاریخ اسلام را آورده است. درباره این کتاب در بخش تاریخ خلفا نگاری به تفصیل سخن خواهیم گفت.[۲]

منابع

پانویس

  1. العقد الفرید، ج۵، ص١٣.
  2. جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، ص ۲۷۱.