تمیم بن عبدالله بن تمیم قرشی
آشنایی اجمالی
ابوالفضل تمیم بن عبدالله بن تمیم قرشی حیری[۱]، از اهالی «حیره»[۲] بود که مدتی نیز در «فرغانه» زندگی کرد[۳]. وی افزون بر دسترسی به منابع کهن، از محدثانی همچون پدرش عبدالله بن تمیم[۴] و احمد بن علی انصاری[۵] حدیث آموخته و روایت کرده است و شیخ صدوق تنها شاگرد حدیثی ایشان میباشد که روایات متعددی از او در کتابهای خود نقل کرده است[۶]. بر اساس بررسیهای رجالی، وی در طبقه نهم راویان قرار میگیرد[۷].
درباره شخصیت تمیم بن عبدالله، میان علما و رجالنویسان اختلاف است: برخی چون ابن غضائری[۸]، علامه حلی[۹]، ابن داود[۱۰] و علامه مجلسی[۱۱] وی را محدثی ضعیف و غیرموثق دانسته و مدعی شدهاند که روایات وی فاقد اعتبار است. در مقابل، بزرگانی چون وحید بهبهانی[۱۲]، ابوعلی حائری[۱۳]، علامه مامقانی[۱۴] و علامه شوشتری[۱۵] بر وثاقت وی تأکید کردهاند. علامه شوشتری نوشته است: تمیم بن عبدالله قرشی را ابن غضائری ضعیف شمرده است، اما «طلب رضوان» صدوق برای او و نیکی متن خبر، آن را در حکم صحیح قرار میدهد و تضعیف ابن غضائری را بیاعتبار میسازد[۱۶]. برای اثبات ممدوح بودن و حسن حال این راوی به قرائنی استناد شده است؛ نخست ملاحظه محتوای روایات وی که دربردارنده معارف بلند، فضائل اهلبیت و کرامات امام رضا(ع) است[۱۷]؛ دوم جایگاه خاص او نزد شیخ صدوق که افزون بر کثرت روایت، مکرراً عبارات دعایی نظیر «رضی الله عنه» و «رحمه الله» را دربارهاش به کار برده است[۱۸] و سوم استدلال شیخ صدوق به روایت وی جهت اثبات اصل مهم اعتقادی مبنی بر عدم رؤیت خداوند[۱۹].[۲۰]
جستارهای وابسته
- قریش (قبیله)
- عبدالله بن تمیم (پدر)
منابع
پانویس
- ↑ ر.ک: ابن الغضائری، الرجال، ص۴۵، ش۲۱؛ خلاصة الأقوال، رجال العلامة الحلی، ص۲۰۹، ش۱؛ ابن داود، الرجال، ص۴۳۲، ح۸۳؛ منهج المقال، ج۳، ص۱۰۶، ش۸۹۵؛ تعلیقة علی منهج المقال، ص۱۰۱؛ نقد الرجال، ج۱، ص۳۰۷، ش۸۲۳؛ مجمع الرجال، ج۱، ص۲۸۸؛ جامع الرواه، ج۱، ص۱۳۳، ش۱۰۵۱؛ الوجیزة فی الرجال، ص۴۰، ش۳۱۷؛ منتهی المقال، ج۲، ص۱۸۸، ش۴۹۷؛ أعیان الشیعه، ج۳، ص۶۴۰؛ تنقیح المقال، ج۱۳، ص۱۸۸، ش۳۳۳۶؛ معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۲۸۵، ش۱۹۳۰؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۲، ص۷۴، ش۲۳۰۲؛ قاموس الرجال، ج۲، ص۴۲۸، ش۱۲۴۰.
- ↑ سمعانی نوشته است: الحیری: بکسر الحاء المهملة و سکون الیاء المنقوطة باثنتین و فی آخرها الراء، هذه النسبة إلی الحیرة و هی بالعراق عند الکوفة، و بخراسان بنیسابور؛ فأما حیره الکوفه...، و هی محله مشهورة بنیسابور إذا خرجت منها علی طریق مرو، خرج منها جماعة من المحدثین و الأئمة.... سمعانی، الأنساب، ج۲، ص۲۹۷؛ الخصال، ج۱، ص۲۶۷، ح۲.
- ↑ سمعانی نوشته است: الفرغانی: بفتح الفاء و سکون الراء و فتح الغین المعجمة و فی آخرها النون. هذه النسبة إلی موضعین: أحدهما فرغانة و هی ولایة وراء الشاش من بلاد المشرق وراء نهر جیحون و سیحون، و فیهم کثرة و شهرة فی کل فن و نوع من العلوم و استغنینا عن ذکرهم. و أما الثانی فهو فرغان قریة من قری فارس و خرج منها جماعة،.... سمعانی، الأنساب، ج۴، ص۳۶۷.
یاقوت حموی نوشته است: فرغانة: بالفتح ثم السکون، و غین معجمة، و بعد الألف نون: مدینة و کورة واسعة بماوراء النهر متاخمة لبلاد ترکستان فی زاویة من ناحیة هیطل من جهة مطلع الشمس علی یمین القاصد لبلاد الترک، کثیرة الخیر واسعة الرستاق، یقال کان بها أربعون منبرا، بینها و بین سمرقند خمسون فرسخا، و من ولایتها خجندة، قال بطلیموس: مدینة فرغانة طولها مائة و ثلاث و عشرون درجة،... قال الإصطخری: فرغانة اسم الإقلیم و هو عریض موضوع علی سعة مدنها و قراها، و قصبتها أخسیکث، و لیس بماوراء النهر أکثر من قری فرغانة، و ربما بلغ حد القریة مرحلة لکثرة أهلها و انتشار مواشیهم و زروعهم.... معجم البلدان، ج۴، ص۲۵۳؛ صدوق، التوحید، ص۳۵۳، ح۲۵. - ↑ ر.ک: التوحید (صدوق)، ص۷۴، (ح ۲۸)، ص۱۲۱، (ح ۲۴)، ص۱۳۲، (ح ۱۴)، ص۳۲۰، (ح ۲)، ص۳۴۱، (ح ۱۱) و....
- ↑ ر.ک: الخصال، ج۱، ص۲۶۷، ح۲؛ عیون أخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۲۶۰، ح۵.
- ↑ تفسیر کنز الدقائق، ج۱، ص۳۹۰-۳۹۱ به گزارش از عیون أخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۱۹۵-۱۹۶.
- ↑ الموسوعة الرجالیه، ج۵، ص۱۹۳ و ۲۹۲ و ج۷، ص۲۹۹ و ۸۶۲.
- ↑ "تمیم بن عبدالله بن تمیم القرشی الذی یروی عنه أبو جعفر محمد ابن بابویه..." ابن الغضائری، الرجال، ص۴۵، ش۲۱.
- ↑ خلاصة الأقوال، رجال العلامة الحلی، ص۲۰۹، ش۱؛ ابن داود، الرجال، ص۴۳۲، ش۸۳.
- ↑ یادآوری: ابن داوود در رجال خودش از کتب و اشخاص با رموز استفاده کرده؛ مثلا رمز کش به رجال کشی اشاره دارد و رمز غض به رجال ابن غضائری؛ ابن داود، الرجال، ص۴۳۳، ش۸۳.
- ↑ الوجیزة فی الرجال، ص۴۰، ش۳۱۷.
- ↑ "یروی عنه مترضّیاً، وأکثر من الروایة عنه کذلک، ولقبه بالحمیری أیضاً، وکناه بأبی الفضل، ومنشأ تضعیف «صه» غیر ظاهر" تعلیقة علی منهج المقال، ج۳، ص۱۰۶، ش۳۱۷.
- ↑ "أقول: تضعیفه من غض، بل هذه عبارته بعینها کما نقله فی المجمع وقال بعض الفضلاء: کلما یذکره الصدوق یقول: رضی الله عنه، وقال مکرراً، إن کل ما ینقله فهو صحیح من حیث الرجال، والصدوق أعرف بالرجال من غض، وصه تبعه، فتدبر. مع من مشایخ الإجازة، انتهی. هذا، مضافاً إلی ملاقاة الصدوق له، واطلاعه علی حاله، ورفع الوثوق عن تضعیف غض. فما فی الوجیزة من أنه ضعیف، فیه تأمل ظاهر" منتهی المقال، ج۲، ص۱۸۸-۱۸۹، ش۴۹۷.
- ↑ "یمکن أن یقال: إن کون الرجل من مشایخ الإجازة، وکثرة روایة الصدوق عنه وترضیه علیه کلما ذکره، وکونه أعرف بأحوال الرجال من ابن الغضائری، وعدم تبین خطئه فی جمله من التضعیفات، کابن الغضائری، ودرکه له واطلاعه علی حاله، یسلب الوثوق عن تضعیف ابن الغضائری، ویلحق روایات الرجل بالحسان المعتمدة، إن لم تلحق بالصحاح، وما فی الوجیزة من تضعیف الرجل مبنی علی تضعیف العلامة من غیر اجتهاد وتعمق، فلا یضرنا" تنقیح المقال، ج۱۳، ص۱۸۹-۱۹۰، ش۳۳۳۶.
- ↑ أقول: جمیع ما ذکره دعا و بلا برهان، فتضعیفه قوی قاموس الرجال، ج۲، ص۴۲۸، ش۱۲۴۰.
- ↑ النجعة فی شرح اللمعه، ج۲، ص۲۶۳.
- ↑ عیون أخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۷، ح۳.
- ↑ ر.ک: صدوق، التوحید، ص۷۴، (ح ۲۸)، ص۱۲۱، (ح ۲۴) و ص۱۳۲، (ح ۱۴)؛ عیون أخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۷، (ح ۳) و ص۲۰، (ح ۲).
- ↑ صدوق، التوحید، ص۱۲۱، ح۲۴.
- ↑ ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۵، ص۶۳-۷۵.