ابوفدیک عبدالله بن ثور

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از ابو فدیک)

مقدمه

پس از کشته شدن نجدة بن عامر به دست پیروان و یاران خود و بیعت آنها با ابوفدیک عبدالله بن ثور، حاکمیت خوارج همچنان در منطقۀ بحرین و اطراف آن ادامه یافت و این همزمان بود با درگیریهای خونین خوارج ازرقی با سپاه بصره که معمولا در بلاد ایران اتفاق می‌افتاد و شرح آن گذشت. عبدالملک بن مروان که تمام توان خود را برای دفع خوارج ازرقی به کار گرفته بود از خطر خوارج نجدات در بحرین نیز غافل نبود و لذا پس از کشته شدن نجده و پیدایش ضعف در سپاه خوارج بحرین، عمر بن عبیدالله بن معمر را فراخواند و از وی خواست که اهل کوفه و بصره را جمع کند و به جنگ ابو فدیک برود. او نیز دستور عبدالملک را اجرا نمود و ده هزار تن نیرو از مردم کوفه و بصره جمع کرد و آذوقۀ آنها را هم تدارک نمود. آنگاه اهل کوفه را به فرماندهی محمد بن موسی در سمت راست و میمنه، و اهل بصره را به فرماندهی عمر بن موسی در سمت چپ و میسره قرار داد و خود در قلب لشکر به حرکت درآمد. سپاه متّحد بصره و کوفه به بحرین رسیدند و آمادۀ نبرد شدند.

ابو فدیک و یاران او با تهور و بیباکی به آن سپاه حمله کردند و میسره را درهم کوبیدند به‌طوریکه اهل بصره گریختند جز چند تن که یکی از آنها فرزند مهلب بود که مغیره نام داشت و فرمانده میسره زخمی شد و بقیۀ افراد که فرار نکرده بودند به سپاه کوفه پیوستند و جنگ را ادامه دادند. پس از ساعتی، بسیاری از فراریان از اهل بصره بازگشتند و همراه با اهل کوفه به جنگ ادامه دادند تا اینکه قرارگاه خوارج را به تصرف درآوردند و حدود شش هزار تن از آنها را کشتند و هشتصد نفر را اسیر کردند و از جملۀ کشته‌شدگان ابو فدیک بود[۱]. و بدین‌سان خوارج نجدات بکلی تارومار شدند.[۲]

او از سران سپاه خوارج نجدات بود. پس از کشته شدن نجدة بن عامر توسط پیروان و یاران خود، آنها با ابو فدیک بیعت کردند. او بحرین را مرکز حکومت خود قرار داد. عبدالملک بن مروان سپاه عظیمی به فرماندهی عمر بن عبیدالله برای سرکوبی ابو فدیک فرستاد. در نزدیکی‌های بحرین سپاه ابو فدیک شکست خورد و خود او نیز کشته شد[۳]. ابو فدیک نیز مانند بسیاری از خوارج از قبیلۀ بکر بن وائل بود[۴]. عجاج شاعر معروف آن زمان پس از کشته شدن ابو فدیک قصیدۀ بلندی در هجو او و مدح عمر بن عبیدالله ساخته است که نود بیت دارد[۵].[۶]

منابع

پانویس

  1. تاریخ طبری، ج ۳، ص۵۴۱، ابن اثیر: الکامل: ج ۴، ص۲۸
  2. جعفری، یعقوب، خوارج در تاریخ، ص ۱۰۷.
  3. تاریخ طبری، ج ۳، ص۵۴۱
  4. ابن قتیبه: المعارف، ص۲۳۷
  5. عمر فروخ: تاریخ الادب العربی، ج ۱، ص۵۷۲
  6. جعفری، یعقوب، خوارج در تاریخ، ص ۱۹۷.