اروی بنت حارث بن عبدالمطلب
مقدمه
اُروی دختر حارث بن عبدالمطلب شاعره انقلابی و از بزرگترین زنان سخنور اسلام بود. وی از دعات امامت آل علی(ع) و از مخالفان سرسخت معاویه بود مادرش غزیه دختر قیس بن طریف بود. اروی با ابووداعة بن ضیرة بن سعید بن سعد بن سهم ازدواج نمود و برای او دو پسر به نامهای مطلب و ابوسفیان و دخترانی به نامهای امجمیل، امحکیم و ربعه آورد. اروی همانند سایر اصحاب امیرالمؤمنین از مکتب والای علوی حمایت و دفاع میکرد. اروی در اوج قدرت معاویه درحالیکه پیرزنی بود بر او وارد شد و سخنانی درشت و درست گفت. هنگامی که معاویه او را دید گفت: مرحبا به عمهام! شما در چه شرایطی بهسر میبرید؟
ای معاویه! ما در هنگامی زندگی میکنیم و با هیأت حاکمهای روبرو هستیم که کفران نعمت میکنند و با ما بدرفتاری میکنند اما بدان: «كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَ نَبِيُّنَا مُحَمَّدٌ(ص) هُوَ الْمَنْصُورُ»[۱] منطق ما منطق خداوند است که همواره عالی، پیروز و ظفرمند است و پیامبر ما منصور است. شما ظالمانه بر ما حکومت میکنید درصورتیکه سند ولایت شما که قرابت با پیامبر اکرم(ص) است به نام ماست و ما به آن حضرت از شما نزدیکتریم. ای معاویه! تو کفران نعمت نمودی و با پسرعموی خود بدرفتاری کردی و خود را به امیرالمؤمنین ملقب نمودی، حال آنکه این نام حق تو نبود و حق دیگری را غصب نمودی. تو به آنچه که پیامبر اکرم(ص) از طرف خداوند آورد، کافر گشتی، ما اهلبیت در حکومت شما همانند بنیاسرائیل در میان آل فرعون بهسر میبریم: ﴿يُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ﴾[۲] فرزندان ما را میکشید و زنان ما را به خدمت میگیرید و پسرعموی پیامبر اکرم(ص) را که پس از آن حضرت در بین ما به منزلت هارون نسبت به موسی(ع) بود، ضعیف میشمرید. پس از رسول الله(ص) ما سامانی نخواهیم یافت، اما «غَايَتُنَا الْجَنَّةُ وَ غَايَتُكُمُ النَّارُ» پایان امر ما بهشت و پایان کار شما جهنم است. حضور ذهن این بانو نسبت به آیات قرآن و بهرهگیری از آنها در خلال سخنانش، تسلط بر احادیث و استفاده از آن در ضمن سخن، نشان بلوغ ادبی اوست و جالب توجه است که این سخنان را زنی سالمند در بحبوحه قدرت امویان بر زبان میآورد و از حق امیرالمؤمنین علی(ع) دفاع میکند. و اعتقاد به دوزخی بودن حاکمان اموی را به آنها میگوید. گفتههای آتشین اروی مجلس معاویه را آشفته نمود. عمرو بن عاص فریاد زد: ای پیرزن گمراه بس است، سخن خود را کوتاه کن. تو کیستی؟ عمرو بن عاص!
ای پسر زن زانیه! تو چگونه جرأت نمودی که سخنان مرا قطع نمایی. پس از آن با مروان بن حکم نیز درگیری پیدا کرد و سپس رو به معاویه کرد و گفت: سوگند به خدا جرأت و جسارت این جماعت جز از تو نیست و تو آن کس باشی که مادرت در روز جنگ احد در حق حمزه سیدالشهداء اشعاری سرود و به آن حضرت توهین کرد. نَحْنُ جَزَيْنَاكُمْ بِيَوْمِ بَدْرٍ *** وَ الْحَرْبُ يَوْمَ الْحَرْبِ ذَاتُ سِعْرٍ مَا كَانَ عَنْ عُتْبَةَ لِي مِنْ صَبْرٍ *** أَبِي وَ عَمِّي وَ أَخِي وَ صِهْرِي شَفَيْتُ وَحْشِيٌّ غَلِيلَ صَدْرِي *** شَفَيْتُ نَفْسِي وَ قَضَيْتُ نَذْرِي فَشُكْرُ وَحْشِيٍّ عَلَيَّ عُمْرِي *** حَتَّى تَغِيبَ أَعْظُمِي فِي قَبْرِي گفتههای بیپروای أروی، معاویه و مجلس او را برآشفت پس از فرونشستن تشتت، معاویه به او گفت: ای عمه مرا ببخش و حاجت خود را بخواه و قصد خود را بگو و افسانههای زنان را رها کن! در این خصوص دو روایت منقول است: جمعی برآنند که اروی گفت: حاجتی ندارم و مرخص گشت و روایت دوم آمده که طلب سه هزار دینار نمود و معاویه دستور داد دوبرابر خواسته وی یعنی شش هزار دینار حاضر نمودند و به او گفت: تو را به خدا ای عمه اگر علی(ع) بود چنین مبلغی به شما میپرداخت؟
راست گفتی! علی(ع) امانت خدا را به اهل آن میرساند و عمل به دستور خدا میکرد و آن تو هستی که به امانت خداوند خیانت میکنی و اموال خدا را به غیر مستحقان آن میدهی و خداوند در قرآن خود واجب داشته است که حقوق او را به دست اهلش برسانید و علی حق ما را که خداوند امر فرموده میخواست لذا به جنگ تو آمد و من از تو حق خویش را مطالبه میدارم و چیزی بیش از حق خود نمیخواهم. سپس با یاد امیرالمؤمنین گریست و چنین خواند: «أَلَا يَا عَيْنُ وَيْحَكِ أَسْعِدِينَا *** أَلَا وَ أَبْكي أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَا رُزِينَا خَيْرَ مَنْ رَكِبَ الْمَطَايَا *** وَ فَارِسَهَا وَ مَنْ رَكِبَ السَّفِينَا وَ مَنْ لَبِسَ النِّعَالَ أَوِ احْتَذَاهَا *** وَ مَنْ قَرَأَ الْمَثَانِيَ وَ الْمِئِينَا إِذَا اسْتَقْبَلْتَ وَجْهَ أَبِي حُسَيْنٍ *** رَأَيْتَ الْبَدْرَ رَاعَ النَّاظِرِينَا وَ لَا وَ اللَّهِ لَا أَنْسَى عَلِيّاً *** وَ حُسْنَ صَلَاتِهِ فِي الْرَّاكِعِينَا أَ فِي الشَّهْرِ الْحَرَامِ فَجَعْتُمُونَا *** بِخَيْرِ النَّاسِ طُرّاً أَجْمَعِينَا» پس از آن معاویه رو به اصحابش نمود و گفت: زنان بنیهاشم از هر مرد غیر هاشمی نیز فصیحتر هستند[۳].[۴]
منابع
پانویس
- ↑ این سخن به آیه ﴿كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾ [«و سخن خداوند است که فراتر است و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۴۰]، و آیه ﴿كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ﴾ [«خداوند مقرّر فرموده است که من و فرستادگانم پیروز خواهیم شد؛ بیگمان خداوند توانایی پیروزمند است» سوره مجادله، آیه ۲۱]، اشاره دارد.
- ↑ «پسرانتان را سر میبریدند و زنانتان را زنده میگذاردند» سوره بقره، آیه ۴۹.
- ↑ برای تفصیل بیشتر ر.ک: الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۹؛ الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۴، ص۲۲۴؛ اسدالغابة، ج۳، ص۳۹۰؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۲۷؛ جمهرة أنساب العرب، ص۱۶۴؛ العقد الفرید، ج۱، ص۳۰۲؛ ج۵، ص۵؛ الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۷۴؛ اعلام النساء، ج۱، ص۲۸؛ أعیان الشیعه، ج۱۰، ص۳۰۲؛ بلاغات النساء، ص۲۷؛ شاعرات العرب، ص۳۵.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۱۵۱.