ام‌سنان بنت خیثمه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

ام‌سنان دختر خیثمة بن خرشیه مذحجیه از دوستداران و شیعیان مخلص امیرالمؤمنین علی(ع) و از زنان سخنور شیعه در قرن اول هجری و از شاعران سپاه آن حضرت در جنگ صفین بود. وی اشعاری در مدح خاندان عصمت و طهارت سروده و قبیله خود را به یاری امیرالمؤمنین ترغیب و تحریض می‌نمود. ابن عبدربه می‌نویسد: زمانی که مروان بن حکم از طرف معاویه والی مدینه بود جوانی را از قبیله بنی‌لیث به زندان افکند، ام‌سنان، مادربزرگ جوان نزد مروان به شفاعت وی رفت ولی مروان اجابت نکرد. ام‌سنان برای شکایت از مروان نزد معاویه به شام رفت. هنگامی که معاویه او را شناخت، گفت: ای دختر خیثمه چه اتفاق افتاده که تو نزد ما آمدی؟ تو مردم را در جنگ علیه ما می‌شوراندی. سپس اشعاری را که ام‌سنان در حق امام علی(ع) سروده بود، خواند. ام‌سنان گفت: این اشعار درست است و آرزومندم که تو در اخلاق فاضله خلف اجداد خود باشی. آنگاه جهت توجه معاویه به شکایت خود مطالبی گفت که او را خوش آمد و به سخنانش گوش داد. او گفت: آنچه ما برای تو گمان می‌کنیم، حظ و بهره‌ات بیشتر از آن است، به خدا سوگند فقط این اطرافیان تو سبب شده است که دل‌های مسلمانان نسبت به تو پر از کینه و نارضایتی شود. سخنان اینها را درهم بکوب و آنها را از اطراف خود دور کن و اگر این کار را کردی بدان که به خداوند نزدیک و محبت تو در دل‌های مؤمنان بیشتر خواهد بود.

آیا واقعاً این سخن از توست که درباره من گفتی؟ سبحان الله به خداوند سوگند مثل تو به باطل مدح نمی‌شود و به دروغ عذر آورده نمی‌گردد و همانا تو رأی و عقیده و ضمیر دل ما را می‌دانی، اما بگذار عقیده‌ام را برایت بگویم: به خدا قسم علی بن ابی‌طالب(ع) پیش ما از تو محبوب‌تر و به دل ما نزدیک‌تر از توست و تو هم نزد ما از غیر خودت به ما نزدیک‌تری. مراد تو از غیر من چه کسانی‌اند؟ مروان بن حکم والی مدینه و سعید بن عاص. حال چه می‌خواهی؟ ام‌‍سنان در مذمت مروان مطالبی از بی‌عدالتی و ستم‌های او به زبان آورد و در آخر گفت: او فرزند پسرم را بدون گناه زندانی کرده و تقاضای آزادی او را دارم. معاویه فوراً دستور داد به مروان بنویسند نوه او را آزاد کند. بعد مرکب راهواری با پنج هزار درهم به ام‌سنان داد و وسایل بازگشت او را به مدینه فراهم نمود[۱]. آری! یاران باوفای امام در برابر هییت و قدرت معاویه دست از حق‌گویی برنمی‌داشتند و در برابر او که دشمن‌ترین فرد نسبت به امیرالمؤمنین علی(ع) بود به برتری و فضیلت آن حضرت اصرار می‌ورزیدند.[۲]

منابع

پانویس

  1. ر.ک: اعلام النساء، ج۲، ص۲۶۳-۲۶۵؛ العقد الفرید، ج۲، ص۱۶۰-۱۶۱؛ اعیان الشیعه، ج۳، ص۴۸۰؛ ریحانة الادب، ج۸، ص۳۰۸-۳۰۹.
  2. محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۱۷۱.