بحث:برهان صدیقین در قرآن

برهان صدیقین[۱]

برهان صدیقین در اصطلاح به برهانی اطلاق می‌‌شود که بدون واسطه انسان را به سوی حق‌تعالی رهنمون سازد و استدلال از ذات باری به خودباری باشد نه از آثار حق مثل برهان حدوث متکلمان که حدوث اثر ماده است و هکذا برهان ارسطو «برهان حرکت» یا برهان امکان که امکان هم از آثار وجود ممکن است بلکه روح و جوهر برهان صدیقین استدلال از مطلق وجود است به وجود مطلق.

برهان صدیقین یک برهان فلسفی و از ابتکارات فلاسفه اسلامی می‌باشد که بعدها وارد علم کلام نیز شد. حال این سؤال مطرح است که آیا فلاسفه این برهان را با تفکر و تأمل‌های فلسفی و ذهنی خویش ابتکار کرده‌اند یا اینکه روح و هسته آن را از نصوص دینی اقتباس نموده بعد به آن صبغه فلسفی و استدلالی بخشیدند؟ ظواهر عبارت‌های خود فلاسفه اعتراف و استشهاد آنان نشان می‌‌دهد که آنها این برهان را از نصوص دینی اصطیاد نمودند یا خواستند به نوعی برای برهان خود مؤید دینی بیان نمایند[۲]. با این توضیح اکنون به گزارش و تحلیل آیات دال بر برهان صدیقین می‌پردازیم. ﴿أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ[۳].

استدلال به این آیه شریفه بر معنای «شهید» مبتنی است که آیا به معنای اسم فاعل «شاهد» و «گواه» یا به معنای اسم مفعول «مشهود» است؟ اگر شهید به معنای مشهود باشد، معنای آیه چنین می‌شود که آیا کفایت نمی‌کند خداوند بر همه وجودها پیشاپیش وجود مشهود است؛ یعنی همه وجودها نخست وجود خداوند را با علم حضوری و شهودی و فطری خودشان درک کرده و می‌‌یابند. به دیگر سخن انسان با تأمل نخست در عالم وجود، حقیقت الهی را شناخته و آنگاه دیگر وجودها به واسطه‌ای عیان و معلوم می‌‌گردد. بر این نکته حدیث امام علی(ع) نیز دلالت می‌کند که فرمود: «مَا رَأَيْتُ شَيْئًا إِلَّا وَ رَأَيْتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ»[۴].

اما اگر معنای شهید شاهد باشد که به معنای عالم و ناظر است، در این صورت، ارتباط آیه با ماقبل خود منقطع می‌شود. ماقبل آیه در مقام نشان دادن نشانه الهی در آفاق هستی و جان انسان‌هاست تا اصل وجود خدا و یکتایی‌اش روشن شود. ﴿سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ[۵] خداوند بعد از این بخش در مقام تعلیل و تبیین بیشتر وجود خویش است و با تعجب این سؤال را مطرح می‌کند اینکه وجود خدا برای همه مشهود است، در خداشناسی کافی نیست؟ این معنا با تفسیر «شهید» به مشهود سازگار است، اما اگر شهید به معنای ناظر و شاهد باشد، معنای آیه چنین می‌شود که خداوند برای همه اشیاء عالم و ناظر است که آن با بخش قبلی آیه تناسب ندارد[۶].

علامه حلی بخش اول آیه فوق را برهان «انّی» و بخش دومش را برهان صدیقین (استدلال از خدا به مخلوقات) وصف می‌کند: فَالمَرْتَبَةُ الأُولَى وَ هِيَ الاسْتِدْلَالُ بِآيَاتِ الآفَاقِ وَ الأَنْفُسِ عَلَيْهِ تَعَالَى مَرْتَبَةُ القَاصِرِينَ، وَ الثَّانِيَةُ وَ هِيَ الاسْتِدْلَالُ بِهِ عَلَى الكُلِّ مَرْتَبَةُ الصِّدِّيقِينَ[۷].

برخی دیگر از متکلمان به آیه فوق تمسک جستند[۸].

﴿هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ[۹]: این آیه شریفه همه وجود و هستی را اعم از مبدأ و منتها، ظاهر و باطن به وجود خداوند منحصر کرده است، دست‌کم وجودهای ظاهر و باطن را خداوند می‌داند و سایر وجودها در ظل و پرتو آن معنا پیدا می‌کند. برخی معاصران این آیه را به عنوان برهان صدیقین ذکر نموده‌اند[۱۰] و بعضی در تقریر آن نوشتند: ذات پاک او هستی بی‌انتها و مطلق است، یعنی غیر آمیخته با عدم و اگر ما درست به حقیقت بیندیشیم و آن را از آلودگی به عدم پاک سازیم به ذات پاک او می‌‌رسیم[۱۱].

﴿اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ[۱۲]: این آیه شریفه خداوند را نور آسمان‌ها و زمین (کنایه از اصل عالم امکان) توصیف می‌‌کند، علاوه بر اینکه نور یکی از اسماء خداوند است، مقصود از این اسم ویژگی وجودی نور است که دو خاصیت، یعنی «ظاهر بذاته» و «مُظهر لغیره» دارد[۱۳]. به این معنی که وجود خداوند روشن و آشکار و ظاهر است که این ظهور از ذات خود نشنت می‌گیرد، وجود الهی علاوه بر این، دیگر وجودهای امکانی را آشکار و ظاهر می‌کند، یعنی دیگر وجودها با ذات و نور الهی ظاهر و متلبس به جامه وجود می‌‌شوند، ﴿وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا[۱۴].[۱۵]

ممکن است این سؤال مطرح شود که انسان بیش از یافتن نور مطلق می‌‌تواند با استدلال، عقل، فطرت و نفس خویش خدا را بشناسد. در تحلیل این سؤال باید گفت وجود اله ی و نور آن در همه جا اعم از باطن و خارج انسان متشعشع است، انسان در این مرحله نیز نخست نور مطلق را دیده آنگاه به وجودهای امکانی پی می‌برد[۱۶]. ﴿أَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ[۱۷]. به هر سو رو کنید، خدا آنجاست.

آیه شریفه این نکته را بیان می‌دارد که هر جهت و مکان وجه الله، یعنی تجلی و ظهور الهی است، پس ما به هر چه نظری بیندازیم، نخست روی خدا (کنایه وجود متنزّل و تجلی الهی) را مشاهده می‌کنیم و در مرحله بعد از این طریق وجودهای ممکن را تصور و تصدیق می‌کنیم.

برخی معاصران به این آیه استشهاد نمودند، لکن در تبیین وجه استدلال گذرا رد شدند[۱۸]: ﴿قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ[۱۹].

علامه طباطبایی در مطلع بحث خداشناسی کتاب قیّم خود به نام «شیعه در اسلام» ابتدا بحث را با تقریر و تبیین برهان صدیقین شروع می‌کند و می‌‌فرماید: هر یک از پدیده‌های واقعیت‌دار که در جهان می‌‌بینیم دیر یا زود واقعیت را از دست می‌دهد و نابود می‌شود، و از اینجا روشن می‌شود که جهان مشهود و اجزای آن خودشان عین واقعیت (که بطلان‌ناپذیر نیست)، نیستند بلکه به واقعیتی ثابت تکیه داده با آن واقعیت‌دار می‌شود...[۲۰].

علامه با اشاره به آیه و برهان فوق می‌‌نویسد: در کتاب خدا به این برهان اشاره کرده می‌فرماید: آیا می‌شود در خدا شک کرد خدایی که آسمان‌ها و زمین را به وجود آورده، عدم را شکافته و آسمان‌ها و زمین را پدیدار ساخته است[۲۱]. چنان‌که خود علامه یادآور شدند دلالت آیه شریفه بر برهان صدیقین نه صریح، بلکه در حدّ اشاره است که فهم آن به عالمان حکمت متعالیه اختصاص دارد[۲۲].

پانویس

  1. صدیقین جمع کلمه صدّیق و صدّیق صیغه مبالغه است، یعنی کسی که در راست‌گفتاری و صدق به مقام اعلی برسد، اما اینکه چرا به این برهان صدیقین اطلاق می‌شود دو وجه دارد: الف) احتمال اینکه اولین و بهترین راه معرفت واجب الوجود همین راه است و بقیه راه‌ها خالی از کذب و ضعف نیستند. ب) احتمال اینکه صدیقین (راستگاران) که از عبید خاص مقام ربوبی هستند برای شناخت خدا این راه را انتخاب کردند.
  2. «برهان صدیقین - که اوج عروج تفکر اسلامی است - ریشه در متون اسلامی دارد و حکمای آشنا به این برهان، صلاح و سداد آن را در پرتو تأیید نصوص دینی می‌دانند، بلکه رهنمود اولی آن را نیز از مضامین اسلامی به شمار می‌آورند» (عبدالله جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج۳، ص۱۸۷).
  3. «آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟» سوره فصلت، آیه ۵۳.
  4. شیخ بهایی، مفتاح الفلاح، ص۳۶۷.
  5. «به زودی نشانه‌های خویش را در گستره‌های بیرون و پیکره‌های درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است» سوره فصلت، آیه ۵۳.
  6. صدرالمتألهین، اسرار الآیات، ص۵۱؛ همو، اسفار، ج۶، ص۱۳۹؛ زنوزی، بدائع الحکم، ص١٠٢؛ سید محمدحسین طباطبایی، رسائل توحیدی، ص۲۲؛ همو، رسالة الولایة، ص۱۷۰؛ همو، المیزان، ج۱۷، ص۴۰۵؛ مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۶، ص۹۸۷؛ جوادی آملی، توحید در قرآن، صص ۱۹۰ و ۲۱۶؛ همو، تبیین براهین اثبات خدا، ص۲۱۲.
  7. علامه حلی، نهایة المرام فی علم الکلام، ج۲، ص۱۹۳؛ همو، انوار الملکوت، ص٩٩؛ فاضل مقداد، ارشاد الطالبین، ص۱۷۶ و الباب الحادی‌عشر مع شرحیه، ص۸؛ عبدالرزاق لاهیجی، شوارق الالهام، ج۲، ص۴۹۸.
  8. غزالی، مجموعه الرسائل، ص۲۷۹؛ شهرستانی، نهایة الاقدام، ص۷۶؛ فاضل مقداد،ارشاد الطالبین ص۱۷۶؛ مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۴، ص۵۹۲؛ حسینی طهرانی، توحید علمی و عینی، ص۳۱۶.
  9. «او، آغاز و انجام و آشکار و نهان است و به هر چیزی داناست» سوره حدید، آیه ۳.
  10. ملاهادی سبزواری، شرح الأسماء، صص ۴۹ و ۵۶۵؛ مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۶، ص۹۸۳.
  11. مکارم شیرازی، تفسیر پیام قرآن، ص۸۲.
  12. «خداوند، نور آسمان‌ها و زمین است» سوره نور، آیه ۳۵.
  13. ر.ک: صدرالمتألهین، تفسیر القرآن الکریم، ج۵، صص ۳۳۱ و ۳۴۳.
  14. «و زمین (رستخیز) به نور پروردگارش تابناک می‌گردد» سوره زمر، آیه ۶۹.
  15. سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۱۵، ص۱۲۱ - ۱۲۲؛ عبدالله جوادی آملی، توحید در قرآن، ص۱۹۲.
  16. عبدالله جوادی آملی، توحید در قرآن، ص۱۹۲.
  17. «هر سو رو کنید رو به خداوند است» سوره بقره، آیه ۱۱۵.
  18. عبدالله جوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا، ص۱۳۶؛ مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۶، ص۹۸۴؛ ملاهادی سبزواری، شرح الأسماء، ص۵۶۵.
  19. «پیامبرانشان گفتند: آیا درباره خداوند- آفریننده آسمان‌ها و زمین- تردیدی هست؟» سوره ابراهیم، آیه ۱۰.
  20. سید محمدحسین طباطبایی، شیعه در اسلام، صص ۱۳ و ۱۱۲.
  21. سید محمدحسین طباطبایی، شیعه در اسلام، ص۱۱۳، پاورقی؛ نکته جالب اینکه علامه در تفسیر خود آیه فوق را نه برای اثبات خدا - که در فصل اول، عنوان اثبات خدا در قرآن گزارش شد - بلکه بر اثبات توحید ناظر می‌‌دانستند، ولی در کتاب اخیر در استدلالشان تطور صورت گرفته است.
  22. قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص ۲۸۶.
بازگشت به صفحهٔ «برهان صدیقین در قرآن».