بحث:عبدالله بن جعفر بن ابیطالب در تاریخ اسلامی
سخاوت عبدالله بن جعفر
عبدالله بن جعفر بسیار بخشنده و کریم بود و به بحرالجود، دریای بخشندگی مشهور بوده است[۱]. نه تنها او را یکی از سخیترین افراد جزیرة العرب شمردهاند بلکه سخاوت او را در تاریخ کم نظیر دانستهاند و حتی بعد از مرگش نیز از او به نیکی یاد میکردند و داستانهای بسیاری درباره او نقل شده است[۲]. گفته شده، بخشندگان عرب در میان مسلمانان ده نفر بودند؛ در حجاز عبیدالله بن عباس و سعید بن عاص و عبدالله جعفر در کوفه عتاب بن ورقاء، اسماء بن خارجة بن حصین و عکرمة بن ربعی الفیاض؛ بسیار بخشنده بودند. در بصره بخشندهتر از عمرو بن عبیدالله بن معمر و طلحة بن عبیدالله بن خلف خزاعی و عبیدالله بن ابیبکره و در شام نیز بخشندهتر از خالد بن عبید الله بن خالد بن اسد بن ابی العاص بن امیه وجود نداشته است و در بین این ده نفر که به بخشش مشهور بودند، بخشندهتر از عبدالله جعفر وجود نداشته است و کسی از او در جود و بخشش سبقت نگرفته است[۳].
نقل شده، شخصی نزد عبد الله بن جعفر آمد و از او حاجتی خواست. عبدالله به او شتر، اسب، لباس و چندین دینار و درهم بخشید. او به عبدالله گفت: "به این سیاه پوست نیز ببخش". عبدالله بن جعفر به او گفت: "درست است که او سیاه است ولی موهایش سفید است، پس شایسته دریافت مال بیشتری است"[۴].
همچنین نقل شده که برخی عبدالله بن جعفر را به دلیل کثرت بخشندگی ملامت کردند؛ او گفت: "خدای تعالی مرا عادت داده که در کارها برای من گشایش دهد و من نیز او را عادت داده ام که بر کارهای بندگانش گشایش دهم و بیم دارم که اگر من این عادت از بندگانش بگیرم، او نیز عادت خود را از من برگیرد"[۵].[۶]
عبدالله بن جعفر و تلاش برای جلوگیری از شهادت امام حسین(ع)
هنگامی که امام حسین(ع) در مکه خطر را احساس و به طرف کوفه حرکت کرد، عبدالله با توجه علاقهای که به امام حسین(ع) داشت، نامهای به امام(ع) نوشت و آن را به وسیله دو فرزندش عون بن عبدالله بن جعفر و محمد بن عبدالله بن جعفر برای حضرت فرستاد او در آخر نامهاش نوشت: "تو را به خدا سوگند میدهم که از این راه برگرد؛ زیرا میترسم شما را بکشند و خاندانت را اسیر کنند. اگر شما کشته شوید، نور زمین خاموش میشود؛ زیرا شما چراغ و نشانه هدایت یافتگان هستید، و امید مؤمنان به شماست. در رفتن، شتاب مکن؛ خود نیز پس از نامه به شما ملحق خواهم شد. علاوه بر این کار نزد عمرو بن سعید که یزید بن معاویه او را حاکم مکه قرار داده بود، رفت و از او خواست تا نامه ای برای امام بنویسد و از ایشان تقاضای مراجعت کند و همچنین به امام وعده نیکی دهد تا ایشان را خاطر جمع سازد، شاید که امام بازگردد. عمر و به او گفت: "هر چه میخواهی بنویس تا من آن را مهر کنم".
عبدالله نامه را نوشت و نزد وی فرستاد و به او گفت: تا آن را مهر کند و به وسیله برادرش یحیی برای امام بفرستد،؛ چراکه این کار بیشتر موجب اطمینان امام حسین خواهد شد.
عبدالله خود نیز همراه یحیی حرکت کرد تا این که به نزد امام حسین رسیدند. یحیی نامه را برای آن حضرت خواند ولی امام از بازگشت خودداری کرد. پس از اصرار فراوان عبدالله، امام حسین(ع)؟ فرمود: "پیامبر(ص) را در خواب دیدم و ایشان به من مأموریتی داده که آن را به جا میآورم؛ به نفع من باشد یا به ضرر من"[۷].[۸]
سرانجام عبدالله بن جعفر
عبدالله در سال ۸۰ هجری که آن را عام الجحاف[۹] نامیدند، در نود سالگی از دنیا رفت و در شهر مدینه، در بقیع مدفون شد؛ بنابراین عبدالله ده سال از زندگانی پیامبر(ص) را درک کرده است[۱۰].[۱۱]
پانویس
- ↑ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۳، ص۱۳۴.
- ↑ الدرجات الرفیعه فی طبقات الشیعة، سید علی خان مدنی، ص۱۸۳.
- ↑ الغارات، ثقفی کوفی، ج۲، ص۶۹۴؛ الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۳، ص۸۸۱؛ قاموس الرجال، شوشتری، ج۶، ص۲۸۶.
- ↑ الدرجات الرفیعة فی طبقات الشیعة، سید علی خان مدنی، ص۱۶۹؛ الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۳، ص۸۸۲.
- ↑ الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۳، ص۸۸۲؛ فوات الوفیات، کتبی، ج۱، ص۵۳۰.
- ↑ اسماعیلی، ابوالحسن، مقاله «عبدالله بن جعفر بن ابیطالب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵، ص۶۵۵-۶۵۶.
- ↑ تاریخ الطبری، طبری، ج۴، ص۲۹۱؛ الارشاد، شیخ مفید، ج۲، ص۶۸.
- ↑ اسماعیلی، ابوالحسن، مقاله «عبدالله بن جعفر بن ابیطالب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵، ص۶۵۹-۶۶۰.
- ↑ سالی که سیل شدیدی در مکه آمد و حتی شتران را به همراه با بار آنها برد و به مردم مکه خسارت فراوانی وارد ساخت.
- ↑ الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۳، ص۸۸۱؛ تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج۲۷، ص۲۹۶؛ أسد الغابه، ابن اثیر، ج۳، ص۱۳۹؛ الإصابه، ابن حجر، ج۴، ص۳۷؛ الدرجات الرفیعة، سید علی خان مدنی، ص۱۸۴؛ قاموس الرجال، شوشتری، ج۶، ص۲۸۹.
- ↑ اسماعیلی، ابوالحسن، مقاله «عبدالله بن جعفر بن ابیطالب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵، ص۶۶۲.