بحث:عثمان بن مظعون
عثمان بن مظعون
صحابه بزرگ رسول خدا(ص) بود. کنیهاش ابوسائب و از سابقین در اسلام است. وی چهاردهمین فرد است که در مکه به ندای توحید پیامبر(ص) لبیک گفته و اسلام را پذیرفته و یکی از مسلمانان مجاهد و مبارز و از کسانی بوده است که دفاع از حریم اسلام و فداکاری در حمایت از شخص رسول خدا(ص) را در رأس وظایف و برنامههای زندگی خویش قرار داده است.
بنا به گفته بعضی از مورخان، وی افتخار اخوت و برادری رضاعی با رسول خدا(ص) را هم داشته است و او از آن عده از مسلمانهاست که «هاجر الهجرتین» در اثر فشار مشرکین مکه، هم در هجرت به حبشه شرکت نمود و هم جزو مهاجرین به مدینه بود. طبق گفتار بعضی از مورخان، سرپرستی مهاجرین حبشه از طرف رسول خدا(ص) بر وی محول شده بود.
ابن مظعون پس از هجرت به مدینه، گذشته از اینکه یکی از یاران عابد و زاهد رسول خدا(ص) به حساب میآمد، یکی از چند نفر از صحابه بود که از دیگر یاران آن حضرت نسبت به احکام آشناتر و از این لحاظ در میان سایرین معروفتر بودند.
ابن مظعون در زهد و دوری از لذائذ زندگی به این جا رسید که تصمیم گرفت حتی بعضی از مباحات را نیز ترک کند، از این رو از معاشرت با همسرش نیز خودداری ورزید. همسر او شکایت به نزد رسول خدا(ص) برد، آن حضرت او را از این عمل منع و به انجام وظایف نسبت به زن و فرزند تشویق فرمود. ابن مظعون جزو کسانی بود که در دوران جاهلی نیز لب به شراب نمیزد و شعارش این بود که «شخص عاقل، هیچگاه به چیزی که عقل را زایل و موجب تمسخر دیگران میگردد نزدیک نمیشود». او جزو بدریون و از یکصد و سیزده نفر صحابه است که در جنگ بدر شرکت جسته و این افتخار و از خودگذشتگی را بر افتخارات دیگرش افزوده است. وی معیار و الگوی فضیلت و زهد و تقوا و از خودگذشتگی معرفی شده است و لذا در زیارت ناحیه مقدسه آمده است: «السَّلَامُ عَلَى عُثْمَانَ بْنِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ، سَمِيِّ عُثْمَانَ بْنِ مَظْعُونٍ»[۱].
عثمان بن مظعون در ذوالحجه سال دوم هجرت، پس از آنکه در جنگ بدر شرکت کرد، بدرود حیات گفت و اولین کسی است از مهاجرین که در بقیع به خاک سپرده شد. رسول خدا(ص) پس از تغسیل و تکفین ابن مظعون، در حالی که اشک میریخت بر پیشانی او بوسه زد[۲].[۳]
پانویس
- ↑ اسدالغابه، ابن اثیر، ج۳، ص۳۸۶؛ استیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۸۷.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج۱، احکام الاموات، تنقیح المقال، مامقانی، ج۲، ص۲۴۹؛ استیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۸۵.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۶۶۷.