بحث:فاطمه معصومه در معارف و سیره رضوی
هجرت خواهر امام رضا حضرت معصومه(س)
حضرت معصومه(س) و قم و حوزه علمیه و نشر علم و نزدیکی ظهور، پنج علامت بودند که قبل از تحقق در لسان ائمه معصومین(ع) پیشگویی شده بود. در سخنی حضرت صادق(ع) فرمود: «إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ وَ لِرَسُولِهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ وَ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ قُمُّ وَ سَتُدْفَنُ فِيهِ امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي تُسَمَّى فَاطِمَةَ مَنْ زَارَهَا وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ»[۱] همانا خداوند حرمی دارد و آن مکه است و رسول اکرم حرمی دارد و آن مدینه است. و امیرالمؤمنین حرمی دارد و آن کوفه است و ما حرمی داریم و آن قم است و به زودی در قم خانمی از فرزندانم دفن میشود به نام فاطمه که هر کس او را زیارت کند بهشت بر او واجب میشود.
در این سخن اولاً: حضرت صادق(ع) قبل از تولد حضرت معصومه از حضور ایشان در قم سخن گفته و ثانیاً: قم را حرم اهل بیت معرفی میکند و در کلام دیگری امام صادق(ع) قم را به عنوان مهد علم و فضیلت میشمرد. امام صادق(ع) میفرماید: «سَتَخْلُو كُوفَةُ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ يَأْرِزُ عَنْهَا الْعِلْمُ كَمَا تَأْرِزُ الْحَيَّةُ فِي جُحْرِهَا ثُمَّ يَظْهَرُ الْعِلْمُ بِبَلْدَةٍ يُقَالُ لَهَا قُمُّ وَ تَصِيرُ مَعْدِناً لِلْعِلْمِ وَ الْفَضْلِ... وَ ذَلِكَ عِنْدَ قُرْبِ ظُهُورِ قَائِمِنَا... فَيُفِيضُ الْعِلْمُ مِنْهُ إِلَى سَائِرِ الْبِلَادِ فِي الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ»[۲] به زودی کوفه (نجف) از وجود مؤمنان خالی میشود و علم از آنجا پنهان میشود هم چون پنهان شدن مار در سوراخش، سپس علم در شهری ظاهر میشود که به آن قم میگویند، آن شهر معدن علم و فضل میشود تا جایی که در روی زمین، مستضعفی در دین باقی نماند حتی زنها در حجلهها، و این نزدیک ظهور قائم ما خواهد بود... و از آن علم به سایر شهرها در مشرق و مغرب روان میشود. پس حجت خدا بر مردم تمام میشود تا جایی که کسی در روی زمین نماند که دین و دانش به او نرسیده باشد.
در این کلام امام صادق(ع) به رمز پنجم که نزدیک بودن عصر ظهور حضرت ولی عصر(ع) میباشد اشاره میکند، پس قم و حوزه علمیه و نشر افکار و علوم تشیّع از جوار حضرت معصومه و نزدیک بودن ظهور در پیشگویی معصومین ذکر شده و بحمدالله امروز تبلور یافته است. حضرت معصومه(س) یک سال پس از هجرت امام رضا(ع) به مرو، یعنی در سال ۲۰۱ (ه. ق) به شوق دیدار برادر از مدینه به جانب مرو حرکت میکند. همین که به ساوه میرسد مریض میشود، سؤال میکند که از اینجا تا به قم چقدر مسافت است؟ گفتند ده فرسخ! پس خادم خود را فرمود: مرا به جانب قم ببر، آن حضرت را به قم آوردند و در خانه موسی بن خزرج بن سعد پیاده شد. بیبی ۱۷ روز در قم زنده بودند و به رحمت ایزدی پیوستند. پس او را غسل داده و کفن نمودند و در زمین بابلان که ملک موسی بود دفن نمودند.
روایت شده سردابی برای او حفر کردند و جنازه را نزدیک سرداب آوردند، بنا شد پیرمرد صالحی به نام قادر را بیاورند متصدی دفن شود، چون به دنبال قادر فرستادند دیدند دو نفر سوار نقابدار با تعجیل تمام پیدا شدند نزد جنازه رسیدند، نماز بر آن مخدره خواندند و بیبی را در سرداب دفن کردند و رفتند و کسی نفهمید که آنها کی بودند؟ بعد سقفی بر سر مزار بیبی بنا کردند، سپس زینب دختر امام جواد(ع) قبهای در آنجا بنا کرد[۳].
امام رضا(ع) به سعد فرمود: «يَا سَعْدُ عِنْدَكُمْ لَنَا قَبْرٌ» ای سعد از ما قبری نزد شماست! سعد عرض کرد: قربانت گردم مقصود شما قبر فاطمه بنت موسی الکاظم(ع) است؟ حضرت فرمود: «نَعَمْ مَنْ زَارَهَا عَارِفاً بِحَقِّهَا فَلَهُ الْجَنَّةُ» آری! هر کس او را با معرفت زیارت کند بهشت برای اوست[۴].