بحث:کلام خدا در کلام اسلامی
مقدمه
از میان صفات الهی، مسئله "کلام خداوند" و مصداق روشن آن قرآن کریم است که در مباحث اعتقادی از جایگاه متفاوتی برخوردار و عرصه اختلاف آرا بوده است[۱]. تمام فرقههای اسلامی بر متکلم بودن خداوند اتفاقنظر دارند؛ اختلاف در مفهوم آن است که نظرات متباینی در تاریخ ضبط شده است:
- اهل حدیث و حنابله کلام خدا را از مقوله اصوات و حروف و آن را قائم به ذات و قدیم [۲]؛ حتی جلد قرآن را قدیم و ازلی دانستهاند.
- کرامیه آن را از مقوله صوت و حرف و قائم به ذات و حادث میدانند[۳].
- معتزلیان آن را از مقوله صوت و حرف و غیر قائم به ذات و حادث میدانند[۴]. این همان چیزی است که کلام لفظی نامیده میشود و از صفات فعل است[۵].
- اشاعره آن را از مقوله معنا و صفات ذاتی دانسته و ازلی و قدیم میدانند[۶]. اشاعره به جای کلام لفظی به کلام نفسی معتقدند. کلام نفسی، یعنی حقیقتی در نفس یا ذات متکلم، که کلام لفظی گویای آن است و در خداوند صفت ذات و قدیم است.
- دیدگاه حکما این است که کلام خدا گستردهتر از آن است که به کلام لفظی منحصر شود، بلکه با فعل او مساوق است. در حقیقت، تمام موجودات همانگونه که فعل و مخلوق او هستند، کلام او میباشند که کلام فعلی نامیده میشود؛ زیرا حقیقت کلام، دلالت و حکایت است و بین دلالت لفظ بر معنی و دلالت فعل بر فاعل، فرقی نیست؛ فقط اینکه اولی وضعی و اعتباری است و دومی تکوینی و عقلی که از دلالت لفظی اقواست.
آیتالله جعفر سبحانی، پس از بیان نظریه حکما، از میان نظریات مختلف، این قول را به صواب نزدیک میداند که میتوان آن را از برخی آیات و روایات استنباط کرد[۷]. البته ایشان به تفصیل در کتاب محاضرات در بحث کلام الهی، دیدگاههای اشاعره و معتزله را مورد نقد و داوری قرار داده است[۸].
پانویس
- ↑ تا جایی که بسیاری از محققین ادعا کردهاند مهمترین علت نامگذاری علم اصول دین به علم کلام، زمانی به میان آمد که بحث مخلوق یا مخلوق نبودن کلام الله میان مسلمین از معتزله و اشاعره طرح گردید و دوره محنت پدید آمد و مردم زیادی کشته شدند.
- ↑ ایجی، شرح المواقف، ج۸، ص۹۲.
- ↑ ایجی، شرح المواقف، ج۸، ص۹۲.
- ↑ معتزلی، شرح الاصول الخمسه، ص۵۲۸.
- ↑ سبحانی، تلخیص محاضرات فی الالهیات، ص۱۵۴.
- ↑ ایجی، شرح المواقف، ج۸، ص۹۳.
- ↑ سبحانی، الالهیات، ج۱، ص۱۹۴؛ سبحانی، تعلیقه بر کشف المراد، ص۳۲.
- ↑ محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۱۷۰-۱۷۱.