جعده بنت اشعث بن قیس

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از جعده دختر اشعث)

آشنایی اجمالی

جعده دختر اشعث[۱] بن قیس[۲] کِندی[۳] مادرش ام‌فَروة خواهر ابوبکر بود. اشعث سومین شوهر ام‌فروه بود و پسری از او به نام محمد و دخترانی به نام‌های حُبابه و قُریبه داشت[۴]. در اینجا دو احتمال می‌‌توان مطرح کرد: ۱. جعده نام دیگر یکی از این دخترهاست. ۲. جعده دختر سوم ام‌فروه است. به گزارش ابوالفرج، برای این زن نام‌های سکینه، شعثا و عایشه نقل شده؛ ولی جعده نام صحیح اوست[۵]. ابن‌قتیبه، شیخ مفید و ابن ابی‌الحدید[۶] نیز نام او را جعده دختر اشعث آورده‌اند. تنها مقریزی نام او را جعده دختر احنف بن قیس کندی ثبت کرده است[۷]؛ همان‌گونه که ابن‌فندق نام مَلیکه دختر احنف بن قیس را در ردیف همسران امام مجتبی آورده[۸] و این خطای نسخه‌بردار بوده که «احنف» را به جای «اشعث» ثبت کرده است؛ چراکه احنف بن قیس تمیمی است، نه کندی. وانگهی اشعث چون از نسل پادشاهان قحطان در جنوب شبه جزیرةالعرب، پیش از اسلام بوده، از دختر او جَعده، مَلیکه (فرشته) نام برده شده. پس مَلیکه همان جعده دختر اشعث بن قیس کندی است، نه فردی دیگر.

نتیجه اینکه در مورد جعده شش نام در منابع متفاوت نقل شده؛ درحالی‌که یک نفر بیشتر نبوده و این خود از عوامل نقل آمار بسیار برای همسران امام مجتبی(ع) است.

در اینکه این ازدواج چگونه رخ داده است، برابر نقل بلاذری، امیرمؤمنان(ع) به سعید بن قیس همدانی - که پسرعموی اشعث بن قیس بود و در کوفه به سر می‌‌برد - پیشنهاد کرد دخترش ام‌عمران را به عقد امام مجتبی(ع) درآورد. اشعث که خبردار شد، ازدواج دختر سعید با پسرش محمد را پیشنهاد داد. سعید بن قیس نیز پذیرفت. اشعث در پی این اقدام حیله‌ورزانه، ازدواج دخترش جعده - که دختری زیبا بود[۹] - را به امام حسن(ع) توصیه کرد تا خود را تبرئه کند و امیرمؤمنان(ع) و امام حسن(ع) نیز این پیشنهاد را پذیرفتند[۱۰]. به گفته ویلفرد مادلونگ، زمان این ازدواج به احتمال پس از ورود امیرمؤمنان(ع) به کوفه بوده که از نشانه‌ها برمی‌آید ایشان میل داشت با قبیله‌های نیرومند یمنی ساکن کوفه همبستگی داشته باشد؛ از این‌رو پیشنهاد کرد امام مجتبی(ع) با دختر سعید بن قیس همدانی ازدواج کند که به ازدواج با جعده دختر اشعث بن قیس کندی انجامید[۱۱]. اشعث نیز در این تاریخ مخالفت آشکاری با امیرمؤمنان(ع) نداشت. پس این ازدواج امام مجتبی(ع) آن هم با پیشنهاد اشعث ازدواجی طبیعی و رایج شمرده می‌‌شد.

در منابع تاریخی و حدیثی، هیچ فرزندی برای جعده در خانه امام مجتبی(ع) نقل نشده است. هرچند سبط ابن‎ جوزی به نقل از ابن‌سعد دو فرزند برای او نقل کرده است[۱۲]، این فرزندان از مردی به نام طلحه بوده‌اند که پس از امام مجتبی(ع) با جعده ازدواج کرده بود[۱۳].

گفتنی است اشعث در گذر زمان با امیرمؤمنان(ع) کینه‌ورزی کرد و جعده با متأثر بودن از این پیشینه پدرش[۱۴] و نیز با گرفتن پولی از معاویه و پذیرفتن وعده معاویه مبنی برازدواج با پسر او، یزید[۱۵]، امام را مسموم کرد[۱۶].[۱۷]

منابع

پانویس

  1. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۵، صص ۱۶۵ و ۳۱۵؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۹۵۰.
  2. به نقل ابن عبدالبر (الاستیعاب، ج۱، ص۱۳۵)، اشعث پس از چهل روز از شهادت امیرمؤمنان(ع) درگذشت و امام مجتبی(ع) بر او نماز گزارد.
  3. قبیله کِنده از قبایل قحطان از نسل پادشاهان جنوب شبه جزیرةالعرب ساکن غرب حضرموت پیش از اسلام بودند (ر.ک: ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۱۱-۵۱۹).
  4. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۱۳۵؛ ج۴، ص۱۹۵۰؛ ابن اعثم، الفتوح، ج۱، ص۶۸؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج۴، ص۲۹.
  5. علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۵۰.
  6. ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۱۲؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۵ – ۱۶؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱۶، صص ۱۱ و ۲۰.
  7. احمد بن علی مقریزی، امتاع الاسماع، ج۵، ص۳۶۱؛ ر.ک: محمدتقی تستری، قاموس الرجال، ج۱، ش ۶۳۳.
  8. ابن‌فندق بیهقی، لباب الانساب، ج۱، ص۳۴۲.
  9. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۹، ص۱۳۹.
  10. احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الأشراف، ج۳، ص۱۴.
  11. ویلفرد مادلونگ، جانشینی حضرت محمد، ص۵۰۵.
  12. سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۱۵.
  13. ابن‌سعد، طبقات الکبری، ج۵، ص۱۶۵؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱۶، ص۴۹.
  14. احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ج۳، ص۲۵۴؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۶۷، ح۱۸۷.
  15. علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، صص ۵۰ و ۷۳؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد ج۲، ص۱۵-۱۶؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۳۸۹؛ مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۶، ص۵.
  16. ابن‌سعد، ترجمة الامام الحسن، من قسم الغیر المطبوع من کتاب الطبقات الکبری، ص۸۴؛ ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۱۲.
  17. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۰۳ ـ ۱۰۵.