حسن بن علی بن حسن اطروش

(تغییرمسیر از حسن بن علی الأطروش)

آشنایی اجمالی

حسن بن علی بن حسن بن علی بن عمر بن علی بن حسین(ع)[۱]، با کنیه «ابومحمد» و القابی چون ناصر الحق، ناصر الکبیر و اطروش، حاکم طبرستان و بنیان‌گذار حکومت اسلامی در منطقه دیلم بود. وی از اصحاب امام هادی(ع) شمرده شده است[۲]. او به صورت غیرمستقیم و به واسطه پدرش، از چهار امام معصوم(ع) از جمله امام صادق(ع)، امام کاظم(ع)، امام رضا(ع) و امام جواد(ع) روایت کرده است[۳]. حسن بن علی افزون بر پدرش، از محدثانی همچون احمد بن رشد و محمد بن منصور حدیث آموخته و روایت کرده است[۴]. وی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان علی بن الحسین قاضی علوی عباسی، احمد بن حسن حسینی و محمد بن عبدالله شیبانی می‌باشند[۵]. با توجه به سپری شدن بیشتر عمر وی در نیمه دوم قرن سوم و آغاز قرن چهارم، او در طبقه هشتم راویان قرار دارد[۶].

درباره شخصیت حسن بن علی اطروش، میان علما و رجال‌نویسان اختلاف است: برخی چون علامه حلی و ابن داوود با برداشت از کلام نجاشی مبنی بر ادعای امامت، وی را تضعیف کرده و در شمار مذمومان آورده‌اند[۷]؛ در مقابل، بزرگانی چون نجاشی، شیخ طوسی، شیخ بهایی، علامه مجلسی و مامقانی بر وثاقت، جلالت قدر و امامی بودن وی تأکید کرده‌اند[۸]. سید مرتضی نوشته است: فضل او در علم، زهد و فقهش روشن‌تر از خورشید تابان است و او کسی است که اسلام را در دیلم گسترش داد تا پس از گمراهی هدایت یافتند و سیره زیبایش بیش از آن است که به شمارش آید[۹]. با این حال، برخی علما در روایات و فتاوای وی تفکیک قائل شده و بر این باورند که همسویی ظاهری فتاوای او با زیدیه در طبرستان، صرفاً بر پایه رعایت اصل تقیه و سازش با جریان‌های چیره برای حفظ دستاوردهای حکومت بوده است[۱۰].

وی به سال ۳۰۴ هجری قمری درگذشت[۱۱] و کتاب‌های تفسیر، فی الإمامة صغیر، فی الإمامة کبیر، الطلاق، فدک و الخمس، الشهداء و فضل أهل الفضل منهم، فصاحة أبی طالب و أنساب الأئمة و موالیدهم إلی صاحب الأمر(ع) از آثار اوست[۱۲].[۱۳]

منابع

پانویس

  1. محقق شوشتری نیز به این نکته پرداخته و نوشته است: إنما النجاشی و هم فی نسبه فأسقط علیا قبل عمر. فقال فی عمدة الطالب: إن عمر بن علی بن الحسین لم یعقب إلا من واحد، و هو علی. (قاموس الرجال، ج۳، ص۲۹۹، ش۱۹۶۰)؛ همچنین سید امین در اعیان الشیعه (ج ۵، ص۱۷۹) می‌نویسد: ما فی فهرست ابن الندیم من جعل زید بدل علی الأصغر و هو خلاف ما یدل علیه کلام صاحب عمدة الطالب و غیره فإنه قال أعقب عمر الأشرف من رجل واحد و هو علی الأصغر المحدث و لم یذکر فی أولاد عمر الأشرف من اسمه زید.
  2. رجال الطوسی، ص۳۸۵، ش۵۶۶۷.
  3. عیون أخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۲، (ح۱ و ۲) و ص۴، (ح۹).
  4. الأمالی، صدوق، ص۴۰، (ح ۱۱) و ۳۵۸، (ح۴)؛ بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، ص۷۵.
  5. الأمالی صدوق، ص۴۰، (ح ۱۱) و ۳۵۸ (ح۴)؛ عیون أخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۲۷۹، ح۱۹؛ بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، ص۷۵.
  6. الموسوعة الرجالیه، طبقات رجال النجاشی، ج۶، ص۵۹۸.
  7. علامه شوشتری در قاموس الرجال، (ج ۳، ص۳۰۱) این انتقاد را مطرح کرده است: و قد عرفت أن النجاشی اعتقد إمامیته و إن لم یفهم الخلاصة و ابن داوود مراده، فظنا أن قوله: یعتقد الإمامة أنه کان یدعی الإمامة لنفسه و ما اعتقده النجاشی غیر بعید، لما نقل فی کتبه کتاب أنساب الائمة و موالیدهم إلی صاحب الأمر(ع).
  8. تنقیح المقال، ج۲۰، ص۹۴، ش۵۳۹۴.
  9. مسائل الناصریات، ص۶۳.
  10. عمدة الطالب، ص۳۰۸.
  11. برخی همچون صاحب کتاب الذریعة إلی تصانیف الشیعه (ج ۴، ص۲۶۱، ش۱۲۲۱) درباره چگونگی درگذشت راوی می‌نویسد: قد استشهد بآمل – طبرستان- سنة اثنتین أو أربع و ثلاثمائة.
  12. رجال النجاشی، ص۵۷ - ۵۸، ش۱۳۵. علامه حلی و جناب ابن داوود نام راوی همسان با عنوان نجاشی یاد کردهاند. (رجال العلامة الحلی، ص۲۱۵، ش۱۸؛ الرجال، ابن داود، ص۴۴۱، ش۱۲۳)
  13. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۷، ص۲۰۶-۲۵۶.