حسن بن علی بن ولید فسوی

آشنایی اجمالی

حسن بن علی بن ولید بن نعمان فسوی فارسی ملقب به خطیب و مشهور به کرابیسی، با کنیه ابوجعفر، از اهالی شهرستان فسا در ولایت فارس بود که پس از مدتی به شهر بغداد سفر کرد و برای نشر حدیث در آنجا ماندگار شد[۱]. وی که در سال ۲۰۲ زاده شده بود، دوران امامت سه امام، امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) را درک کرده است، اما روایات او باواسطه و غیرمستقیم از معصومین(ع) گزارش شده است[۲]. حسن فسوی با توجه به دوران حیاتش در طبقه هفتم راویان قرار دارد[۳]. وی افزون بر این، از محدثانی همچون إسحاق بن بشر الکاهلی، عبیدالله بن عمر و علی بن جعد جوهری حدیث آموخته و روایت کرده است[۴]. وی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان طبرانی و سلیمان بن احمد می‌باشند[۵].

نام حسن بن علی فسوی در کتب رجالی متقدم شیعه همچون رجال نجاشی، رجال طوسی و رجال کشی ذکر نشده است و از این رو نزد محدثان امامیه مهمل و ضعیف شمرده می‌شود. با این حال، نام و شرح حال وی در منابع رجالی و تاریخی اهل سنت توسط عالمانی چون خطیب بغدادی، ذهبی و ابن جوزی ثبت شده است[۶]؛ چنان‌که دارقطنی نیز او را با عبارت «لا بأس به» معتبر معرفی کرده است[۷]. بررسی محتوای روایات ایشان نشان می‌دهد که او عامی‌مذهب بوده است؛ زیرا احادیثی در تأیید خلفا نقل کرده است[۸]، هرچند گزارش‌هایی نیز در فضیلت امیرمؤمنان(ع) روایت کرده است[۹]. بر این اساس، درباره شخصیت وی در منابع متقدم امامیه جرح و تعدیل صریحی وجود ندارد و شناخت وضعیت او تنها از طریق منابع عامه و راه‌های غیرمستقیم نظیر بررسی روایات و مشایخ او امکان‌پذیر است. این راوی در حدود سال ۲۹۰ یا ۲۹۶ درگذشت[۱۰].[۱۱]

منابع

پانویس

  1. تاریخ بغداد، ج۷، ص۳۸۴، ش۳۸۹۳؛ المنتظم، ج۱۳، ص۸۳، ش۲۰۲۸.
  2. الکافی، ج۴، ص۴۳۳، ح۶.
  3. الموسوعة الرجالیه (طبقات رجال الکافی)، ج۴، ص۱۱۱.
  4. المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۲۹؛ السنن الکبری، بیهقی، ج۱، ص۱۷۷؛ فوائد الصواف، ص۶۶؛ المعجم الأوسط، ج۳، ص۳۶۹؛ المعجم الکبیر، ج۲، ص۲۱۵، ج۳، ص۵۱، ش۲۶۵۸؛ ج۶، ص۱۶۲ و ۲۳۹؛ ج۷، ص۷۶ و ۱۰۱؛ ج۸، ص۳۴؛ ج۱۲، ص۸۵ و ۳۰۲؛ ج۱۸، ص۲۳۱؛ طرف حدیث الأسماء الحسنی، ص۱۴۱؛ مسند الشهاب، ج۱، ص۴۲۹، ج۲، ص۲۵ و ۱۰۷؛ الکفایة فی علم الروایه، ص۲۲۹؛ تخریج الأحادیث و الآثار، ج۱، ص۱۷۳؛ الکشف و البیان، ج۹، ص۱۱۲؛ تاریخ بغداد، ج۷، ص۳۸۴، ش٣٨٩٣؛ ذکر أخبار إصبهان، ج۱، ص۷۷.
  5. المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۲۹؛ المعجم الوسیط، ج۳، ص۳۶۹؛ المعجم الصغیر، ج۱، ص۱۲۷؛ المعجم الکبیر، ج۲، ص۲۱۵ و...؛ طرق حدیث الأسماء الحسنی، ص۱۴۱؛ مسند الشهاب، ج۱، ص۲۶۷ و ۴۲۹، ج۲، ص۲۵ و ۱۰۷؛ الکفایة فی علم الروایه، ص۲۲۹؛ تخریج الأحادیث والآثار، ج۱، ص۱۷۳؛ الکشف و البیان، ج۹، ص۱۱۲؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۳۹، ص۶۲؛ الأنساب، سمعانی، ج۱۳، ص۳۶۱.
  6. تاریخ بغداد، ج۷، ص۳۸۴، ش۳۸۹۳؛ المنتظم، ج۱۳، ص۸۳، ش۲۰۲۸؛ تاریخ الإسلام، ج۲۲، ص۱۲۸.
  7. سؤالات الحاکم، ص۱۱۲، ش۸۱. ذهبی نیز در تاریخ الإسلام (ج۲۲، ص۱۲۸) آن را از دارقطنی گزارش کرده است.
  8. المعجم الکبیر، ج۱۱، ص۱۴۴؛ تاریخ بغداد، ج۴، ص۶۶ - ۶۷. خطیب بغدادی این خبر را ساختگی و دروغ دانسته و فرد متهم در سند، محمد بن مجیب معرفی شده است. سیوطی در کتاب الخصائص الکبری (ج ۲، ص۲۰۰) این خبر را پذیرفته و آن را از ویژگی‌های رسول الله(ص) دانسته است و علامه امینی در الغدیر (ج ۵، ص۵۱۰، ش۵۹) پس از یادکرد این خبر، به اعتراف اهل تسنن به موضوع و ساختگی بودن آن اشاره کرده است؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۳۰، ص۳۶.
  9. تفسیر کنز الدقائق، ج۸، ص۴۷۴ - ۴۷۵؛ تأویل الآیات الظاهره، ص۳۲۳ - ۳۲۴.
  10. تاریخ بغداد، ج۷، ص۳۸۵، ش۳۸۹۳؛ المنتظم، ج۱۳، ص۸۳ - ۸۴، ش۲۰۲۸.
  11. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۷، ص۴۹۸-۵۰۷.