حضرمی بن عامر بن مجمع اسدی
آشنایی اجمالی
وی از تیره مالک بن مالک بن ثعلبه بن دودان از اسد بن خزیمه از کنانه بود[۱] که این تیره را منسوب به زنیه که لقب مادر مالک بن مالک بود[۲]، «بنی زنیه» خوانده اند[۳]. ابن سلام[۴]، وی را «حضرمی من بنی عامر» معرفی کرده، که به احتمال اشتباه است.
برخی منابع نیز او را «مالک الحضرمی» معرفی کرده اند[۵]. کنیه او را ابو کدم[۶] آوردهاند. وی را شاعری شجاع و رئیس دانسته و گفتهاند بخشی از اشعار او در کتاب بنی اسد آمده است[۷]. به گفته ابن حجر[۸]، ابن شاهین (م ۳۸۵) و دیگران وی را در شمار صحابه آوردهاند و ابویعلی(م۳۰۷) و ابن قانع(م۳۵۱) نیز او را صحابی شمرده و از وی نقل کردهاند که رسول خدا(ص) فرمود: به هنگام قضای حاجت مقابل باد نباشید و با دست راست استنجاء نکنید.
بر اساس گزارش ابن سعد[۹]، در ابتدای سال نهم ده گروه از بنی اسد بن خزیمه نزد رسول خدا(ص) آمدند که حضرمی بن عامر نیز از آنان[۱۰] بود. حضرمی بن عامر به رسول خدا(ص) عرض کرد: در شب تاریک و در خشکسالی راه پیمودیم و نزد شما آمدیم، در حالی که کسی را به دنبال ما نفرستاده بودی و پس از آن آیه﴿يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا۟﴾[۱۱] نازل شد و افراد را از منت گذاشتن بر رسول خدا(ص) برای اسلام آوردنشان بازداشت. رسول خدا(ص) از آنان پرسید شما چه کسانی هستید؟ گفتند: ما «بنی زنیه» هستیم رسول خدا(ص) فرمود: شما «بنی رشده»[۱۲] هستید آنان گفتند ما مانند «بنی محوله» یعنی «بنی عبدالله بن غطفان» نیستیم، یا گفتند: ما نام پدرمان را رها نمیکنیم و مانند «بنی محوله» نیستیم که «بنی عبد العزی بن غطفان» بودند و رسول خدا(ص) آنان را به «بنی عبدالله» تغییر داد[۱۳]. بر اساس خبری در این دیدار رسول خدا(ص) برای آنان نامه ای نوشت[۱۴]. به متن این نامه اشاره نشده اما متن نامه ای از رسول خدا(ص) به بنی اسد موجود است که در آن به حضرمی بن عامر اشاره نکردهاند و برخی احتمال دادهاند که همین نامه باشد[۱۵]. سپس رسول خدا(ص) از آنان پرسید بین شما کسی هست که شعر بگوید؟ حضرمی خود را معرفی کرد و شعری سرود رسول خدا(ص) به او فرمود: قرآن بیاموز؛ آنان چند روز اقامت کردند و قرآن آموختند[۱۶]. گفتهاند: حضرمی سوره «عبس»[۱۷] را آموخت و چون آن را قرائت کرد آیه ای بر آن افزود که رسول خدا(ص) به او فرمود: چیزی بر آن میفزا[۱۸] که همان روشن و مبین و کفایت کننده است[۱۹]. البته بیشتر منابع افزایش این سخن به عنوان آیه یا بخشی از آن را به مسیلمه کذاب[۲۰] و برخی به یک اعرابی[۲۱] و برخی به علاء بن یزید حضرمی[۲۲] نسبت دادهاند که در مورد آخر احتمال اشتباه وجود دارد.
بنا بر نقلی حضرمی، برادرانی[۲۳] داشت که در گذشتند و وی اموالشان را به ارث برد و شبی وارد منزل یکی از آنان شد که یکی از قبیله او[۲۴] گفت: حضرمی شادمان نبود از اینکه برادرانش زنده باشند و اموالشان را به ارث برد. حضرمی به او رو کرد و شعری سرود. سپس جزء بن مالک خارج شد در حالی که برادرانش همراه او بودند و در حال کندن چاه بودند که چاه خراب شد و قبر آنان گردید. چون این خبر به حضرمی رسید گفت:﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيْهِ رَٰجِعُونَ﴾[۲۵]. با اجل[۲۶] روبه رو شدند و کینه ای باقی گذاشتند[۲۷]. بنا به نقل سیف در الفتوح حضرمی گوید: خبر بیماری رسول خدا(ص) به ما رسید در حالی که مسیلمه بر یمامه غلبه کرده بود. وی بخشی از خبر ارتداد را نقل کرده که البته ابن حجر بدان اشاره نکرده است. بر اساس گزارشی وی در فتوحات نیز حضور داشته است. همچنین مرزبانی در معجم الشعراء گفته است: هنگامی که عمر از اشعار او در نبرد با پارسیان پرسید او اشعار نیکویی سرود[۲۸]. برخی «بستان ابن معمر» در نزدیکی مکه را که شامل دو نخلستان شامی و یمانی بوده است به حضرمی بن عامر منسوب کردهاند که اشتباه است[۲۹].[۳۰]
جستارهای وابسته
- بنی اسد بن خزیمه (قبیله)
- مالک بن مالک بن ثعلبه بن دودان (قبیله)
منابع
پانویس
- ↑ ابن سلام، کتاب النسب، ص۲۲۸؛ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۱۹۳.
- ↑ ر.ک: ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۴۰.
- ↑ بلاذری، أنساب الاشراف، ج۱۱، ص۱۸۴؛ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۱۹۳.
- ↑ ابن سلام، کتاب النسب، ص۲۲۸.
- ↑ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۱۹۳.
- ↑ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴؛ یا ابوکدام، ر.ک:زرکلی، الاعلام، ج۲، ص۲۶۳.
- ↑ بغدادی، خزانه الادب، ج۳، ص۳۹۴؛ نیز ر.ک: زرکلی، الاعلام، ج۲، ص۲۶۳.
- ↑ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۳.
- ↑ یا رییس آنان بود، ر.ک:ابن کثیر، السیره النبویه، ج۴، ص۱۷۰.
- ↑ سوره حجرات، آیه ۱۷.
- ↑ رشد یافتگان.
- ↑ نیز، با اندکی تفاوت، ر.ک:بلاذری، فتوح البلدان، ج۱۱، ص۱۸۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۵، ص۱۵۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۴۰؛ نیز برای نزول آیه یاد شده درباره وی، ر.ک:ابن کثیر، السیره النبویه، ج۴۴، ص۱۷۰؛ سیوطی،الدر المنثور، ج۶، ص۱۰۱.
- ↑ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴.
- ↑ احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج۳، ص۲۴۲.
- ↑ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۴۱.
- ↑ یا اعلی، ر.ک:سیوطی،الدر المنثور، ج۶، ص۳۳۸.
- ↑ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴.
- ↑ بلاذری، فتوح البلدان، ج۱۱، ص۱۸۴؛ سیوطی،الدر المنثور، ج۶، ص۳۳۸.
- ↑ ابن هشام، السیره النبویه، ج۴، ص۲۲؛ طبری، تاریخ، ج۳، ص۱۳۸؛ باقلانی، اعجاز القرآن، ص۱۵۷؛ یوسف عبدالله ابن عبدالبر، الدرر، ص۲۵۴.
- ↑ رازی، التفسیر الکبیر، ج۳۱، ص۱۳۹.
- ↑ سیوطی،الدر المنثور، ج۶، ص۳۱۴.
- ↑ نه، برادر، ر.ک: ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴.
- ↑ یا پسر عموی او به نام جزء بن مالک ر.ک، ابن حجر، ج۲، ص۸۴.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۵۶.
- ↑ قدر، ر.ک:ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴.
- ↑ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۴۱؛ و با اندکی تفاوت ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴.
- ↑ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴.
- ↑ ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۱۴.
- ↑ خانجانی، قاسم، مقاله «حضرمی بن عامر بن مجمع اسدی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۹۰-۹۱.