سیف

از امامت‌پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون امام مهدیعلیه السلام است. "امام مهدی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امام مهدی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • "سیف" به‌معنای شمشیر است و براساس روایات، قیام حضرت با شمشیر است. امام سجاد علیه السلام در حدیثی فرمود: در قائم ما نشانه‌هایی از هفت پیامبر وجود دارد... و اما نشانه‌اش از حضرت محمد صلى الله عليه وآله وسلم خروج او با شمشیر است[۱]. امام صادق علیه السلام نیز فرمود: "فَإِذَا كَانَ وَقْتُ خُرُوجِهِ يَكُونُ لَهُ سَيْفٌ مَغْمُودٌ نَادَاهُ السَّيْفُ: قُمْ يَا وَلِيَّ اللَّهِ! فَاقْتُلْ أَعْدَاءَ اللَّهِ"[۲]؛ چون زمان ظهور او فرا رسد، شمشیرش که در غلاف است او را صدا می‌زند: ای ولی‌ خدا! برخیز و دشمنان خدا را طعمه شمشیر کن.
  • امام باقر علیه السلام می‌فرماید: "لَيْسَ شَأْنُهُ إِلَّا السَّيْفَ"[۳]؛ او فقط‍‌ شمشیر را می‌شناسد. و نیز امام صادق علیه السلام می‌فرماید: "لَا يَكُفُّونَ سُيُوفَهُمْ حَتَّى يَرْضَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ"[۴]؛ [یاران قائم] شمشیرهای خویش را بر زمین نمی‌نهند تا این‌که خداوند راضی شود. در دعای عهد نیز از خداوند می‌خواهیم ما را از یاران حضرتش قرار دهد و اگر پیش از زمان او مردیم، ما را از قبر بیرون آورد در حالی که شمشیر را از غلاف بیرون آورده‌ایم: "وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِهِ... فَأَخْرِجْنِي مِنْ قَبْرِي، مُؤْتَزِراً كَفَنِي، شَاهِراً سَيْفِي"[۵].
  • در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که: یاران حضرت مهدی علیه السلام شمشیرهایی دارند که بر هر شمشیری، کلمه‌ای و از هر کلمه، هزار کلمه مفتوح می‌شود"[۶]. در پاره‌ای روایات، از حضرت به "صاحب السیف" تعبیر شده است[۷][۸].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. کمال الدین، ج ۱، ص ۴۳۸؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۲۱۷.
  2. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۴.
  3. غیبة نعمانی، ص ۲۳۳؛ کمال الدین، ج ۱، ص ۳۳۱.
  4. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۷.
  5. مفاتیح الجنان، دعای عهد.
  6. نجم الثاقب، باب سوم.
  7. اصول کافی، ج ۱، ص ۵۳۶.
  8. مجتبی تونه‌ای، موعودنامه، ص:۴۲۰.