خدیجه بنت عمر بن علی بن الحسین

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

خدیجه دختر عمر بن علی بن الحسین(ع) از بانوان عالم، فاضل، شاعر و دانشمند عصر خود بود. وی معارف الهی و علوم اسلامی را از پدر و عموی خود امام باقر(ع) اخذ کرد و در حدیث و سایر علوم تسلط کاملی داشت. او از اصحاب امام محمدباقر(ع) است و از وی حدیث نقل می‌کند. خدیجه همسر عبدالله بن حسین بن زید شهید بود. او در ادب و شعر نیز یدی طولانی و مهارتی بسیار داشت. کلینی به سند خود در الکافی می‌نویسد: عبدالله بن ابراهیم بن محمد جعفری می‌گوید: خدمت خدیجه نوه امام سجاد(ع) جهت عرض تسلیت وفات فرزند دخترش رفتم. درحالی‌که موسی بن عبدالله بن حسن هم نزد خدیجه حضور داشت و خدیجه نزدیک زنان نشسته بود. سپس به او تسلیت عرض نمودم و به دختر ابی‌یَشکر که آنجا حضور داشت، گفتم تا مرثیه‌سرایی انجام دهد. او ابیاتی سرود: اعْدُدْ رَسُولَ اللَّهِ وَ اعْدُدْ بَعْدَهُ *** أَسَدَ الْإِلَهِ وَ ثَالِثاً عَبَّاسَا وَ اعْدُدْ عَلِيَّ الْخَيْرِ وَ اعْدُدْ جَعْفَراً *** وَ اعْدُدْ عَقِيلًا بَعْدَهُ الرُّوَّاسَا بشمار رسول خدا را و پس از وی شیر خدا (حمزه) و در مرتبه سوم عباس (برادر حمزه) را و بشمار علی نیکوکار و بشمار جعفر و عقیل را بعد از او که همه رئیس بودند. این ابیات اعجاب حاضران را برانگیخت. آنان از او تقاضا نمودند که ادامه دهد و او چنین سرود: وَ مِنَّا إِمَامُ الْمُتَّقِينَ مُحَمَّدٌ *** وَ حَمْزَةُ مِنَّا وَ الْمُهَذَّبُ جَعْفَرُ وَ مِنَّا عَلِيٌّ صِهْرُهُ وَ ابْنُ عَمِّهِ *** وَ فَارِسُهُ ذَاكَ الْإِمَامُ الْمُطَهَّرُ پیشوای پرهیزکاران محمد از خاندان ماست *** و حمزه و جعفر پاک از خاندان ماست علی پسر عم و داماد پیامبر از خاندان ماست *** او پهلوان پیامبر و امام مطهر است و ابیاتی دیگر نیز سرود.

همگی نزد او نشسته بودیم. باری مجلس نوحه‌سرایی و سوگواری ادامه داشت تا کم‌کم غروب آفتاب و تاریکی شب فرارسید. آنگاه خدیجه گفت: از عمویم امام محمدباقر(ع) شنیدم که ایشان فرمودند: «إِنَّمَا تَحْتَاجُ الْمَرْأَةُ فِي الْمَأْتَمِ إِلَى النَّوْحِ لِتَسِيلَ دَمْعَتُهَا وَ لَا يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تَقُولَ هُجْراً فَإِذَا جَاءَ اللَّيْلُ فَلَا تُؤْذِي الْمَلَائِكَةَ بِالنَّوْحِ» زنان در مجالس مصیبت و تعزیه خود محتاج به نوحه‌سرایی هستند تا اینکه اشک آنان فروریزد ولی از سخن بیهوده اجتناب کنند و هرگاه شب فرارسد، آرام گیرند؛ زیرا نوحه‌سرایی در شب باعث اذیت فرشتگان می‌‌گردد[۱]. ما همگی از نزد او خارج شدیم. صبح روز بعد به حضور او رسیدم و درباره جدا کردن منزلش از خانه امام صادق(ع) از او سؤال کردم. وی گفت: این خانه دارالسرقه نامیده شده است. وی داستان بازداشت احفاد و ذریه امام حسن(ع) را در مدینه و انتقال آنان به عراق توسط منصور خلیفه عباسی و خراب کردن سقف زندان را بر روی آنان در سال ۱۴۵ هجری روایت کرده است[۲].[۳]

منابع

پانویس

  1. الکافی، ج۱، ص۳۵۸.
  2. برای تفصیل بیشتر ر.ک: اعلام النساء، ج۵، ص۱۷۶؛ أعیان الشیعه، ج۶، ص۳۱۲؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۳۷۳-۳۷۴؛ تراجم اعلام النساء، ص۵۶؛ تنقیح المقال، ج۳، ص۷۷؛ جامع الرواة، ج۲، ص۴۵۷؛ معجم رجال الحدیث، ج۲۳، ص۱۸۹.
  3. محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۲۷۶.