خطبه ۱۳۴ نهج البلاغه
مقدمه
بعضی از شارحان معروف نهج البلاغه میگویند امام(ع) این سخن را زمانی فرمود که «قیصر» با گروه عظیمی از لشکر به سوی مرزهای اسلام حرکت کرد، این در زمانی بود که سردار معروف لشکر مسلمین، «خالد بن ولید»، معزول شده بود و از خانه بیرون نمیآمد و کار بر «ابو عبیده جرّاح» و «شرحبیل» که آنها نیز از فرماندهان رده بعد بودند مشکل شد؛ لذا «عمر بن خطاب» از روی ناچاری تصمیم گرفت که خودش در جنگ شرکت کند و در این باره با امام امیر المؤمنین(ع) به مشورت پرداخت[۱]. از کلام «ابن ابی الحدید» استفاده میشود که «عمر» با نظر مشورتی حضرت(ع) مخالفت کرد و هنگامی که کار بر لشکر اسلام سخت شد شخصا به میدان جنگ رفت و رومیان از ادامه جنگ ترسیدند و با «عمر» صلح کردند که به مسلمانان جزیه بپردازند. سپس داستانی را که شبیه به یک افسانه است نیز در اینجا نقل میکند[۲].
مرحوم «علامه شوشتری» در شرح نهج البلاغه میگویید: اوّلا: آنچه «ابن ابی الحدید» نقل کرده است از «سیف» است و میدانیم هیچ یک از روایات «سیف» خالی از جعل و تحریف نیست. ثانیا: هیچ دلیلی نداریم که کلام بالا را حضرت علی(ع) به هنگام مشورت «عمر» در مورد خروج برای جنگ با رومیان گفته باشد، بلکه ظاهر بعضی کلمات «شیخ مفید» این است که این کلام در مورد جنگ «قادسیه» یا «نهاوند» است[۳]. این نکته نیز قابل توجه است که «عمر» معمولا مشورتهایی را که با علی(ع) انجام میداد میپذیرفت و نجات خود را در آن میدید و همین معنا نظریه مرحوم «علامه شوشتری» را تأیید میکند.
به هر حال این خطبه از دو بخش تشکیل شده؛ نخست وعده الهی به این امّت در مورد پیروزی نهایی و دلگرم بودن به این وعده الهی و دیگر اینکه به «عمر» میفرماید: شخصا در میدان جنگ شرکت نکنید؛ چراکه اگر حادثهای برای تو پیش آید وضع مسلمین در شرایط کنونی به هم میریزد[۴].
منابع
پانویس
- ↑ شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی، ج ۳، ص ۱۶۲.
- ↑ شرح ابن ابی الحدید، ج ۸، ص ۲۹۸.
- ↑ شرح نهج البلاغه شوشتری، ج ۷، ص ۴۲۱ و ۴۲۳ (با تلخیص).
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمؤمنین ج۶، ص۳۵۷ ـ ۳۵۸.