خطبه ۶۸ نهج البلاغه
مقدمه
بعد از جنگ صفین»، به خاطر تمرّد «خوارج»، «معاویه» که نیرو و توان تازهای در خود دید، به فکر تسخیر «مصر» که از مراکز مهم کشور اسلامی و از منابع بزرگ مالی بود افتاد. در آن هنگام «محمد بن ابیبکر» که از یاران خاصّ علی(ع) بود در آنجا حکومت میکرد. «معاویه»، «عمرو عاص» را مطابق وعدهای که به او داده بود به حکومت مصر برگزید و با شش هزار سرباز سواره، روانه «مصر» کرد، سوارانی که گروه عظیمی از آنها به انگیزه خون خواهی «عثمان» در این طریق گام نهادند؛ زیرا گمانشان این بود که «محمّد بن ابیبکر» قاتل «عثمان» است و باید از او انتقام گرفت. اضافه بر این، «معاویه» نامههای متعدّدی برای هوادارانش در «مصر» فرستاد و آنها را به حمایت از «عمرو عاص» و مبارزه با «محمّد بن ابیبکر» تشویق کرد و دشمنان را نیز به سختی تهدید نمود.
«محمّد بن ابیبکر» جریان را برای امام(ع) نوشت و از حضرتش کمک خواست و از طرفی مردم «مصر» را به جنگ با «عمرو بن عاص» فرا خواند و چهار هزار مرد جنگی را آماده پیکار کرد. دو هزار نفر آنها را به استقبال «عمرو عاص» فرستاد و خودش با دو هزار نفر دیگر در «مصر» باقی ماند. آنها که به مقابله با «عمرو عاص» رفتند با آنان درگیر شده و ضربات سنگینی بر آنان وارد کردند، ولی سرانجام مغلوب شده و فرمانده آنها کشته شد. این امر در اطرافیان «محمّد بن ابیبکر» اثر گذارد و گروهی فرار کردند و متفرّق شدند و «محمّد بن ابی بکر» چون خود را تنها با یاران اندکی دید، عقبنشینی کرد و مخفی شد. «عمرو عاص»، «معاویة بن حدیج» را به تعقیب او فرستاد، تا آنکه بر او دست یافت و به طرز بسیار قساوتمندانهای او را شهید کرد، سرش را از تن جدا کرد و جسدش را در شکم چهارپای مردهای گذاشته، به آتش کشید! خبر شهادت «محمّد بن ابی بکر» به علی(ع) رسید، آن حضرت به قدری متأثّر شد که آثار حزن و اندوه در چهره مبارکش نمایان گشت و این سخن را درباره او بیان فرمود[۱].[۲]
منابع
پانویس
- ↑ مصادر نهج البلاغه، ج۲، ص۵۷.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمؤمنین ج۳، ص۴۹۵ ـ ۴۹۶.