روح بن زنباع جذامی

(تغییرمسیر از روح بن زنباع)

آشنایی اجمالی

ابوزرعه روح بن زنباع[۱]، از تیره بنی زید بن مناة بن افصی، از قبیله بنی جذام بن عدی است[۲]. پدر روح، صحابی دانسته شده[۳]؛ ولی در صحابی بودن خودش اختلاف است[۴]. بیشتر صحابه‌نگارانی که از وی یاد کرده‌اند، صحابی بودن وی را به مسلم بن حجاج در کتاب الاسماء والکنی نسبت داده‌اند؛ اما خودشان آن را صحیح نمی‌دانند[۵]. ابن حجر[۶] نیز ضمن رد دیدگاه افرادی چون مسلم و ابن ابی‌خیثمه که وی را از صحابه پنداشته‌اند، می‌گوید: از آنجا که پدرش صحابی است، می‌توان گفت روح در زمان رسول خدا(ص) متولد شده است. از این رو، شرح حالش را در بخش دوم الاصابه (صغار صحابه) می‌آورد. چنان‌که برخی صحابه‌نگاران پیش از ابن حجر، گفته بودند که روح، زمان رسول خدا(ص) را درک کرد[۷]. به هر حال، وی از تابعیان مشهور در شام بود[۸] که از تمیم داری، عبادة بن صامت، معاویة بن ابی‌سفیان و کعب‌الاحبار روایت نقل کرده[۹] و شرحبیل بن مسلم، یحیی بن ابی‌عمره و برخی دیگر از شامیان راوی روایت‌های او هستند[۱۰]. بنابراین، روایتی هم که از او درباره ایمان قبیله جذام نقل کرده‌اند[۱۱] صحابی بودن وی را ثابت نمی‌کند، بلکه وی تنها راوی حدیث از برخی صحابه است[۱۲].

روح بن زنباع، چندین‌بار وارد دمشق شد و در آنجا خانه‌ای بنا کرد[۱۳]. او با خاندان بنی‌امیه ارتباط نزدیکی داشت، بدین جهت از سوی معاویه مأموریت‌هایی داشت[۱۴] و یزید او را بر لشکر فلسطین گماشت[۱۵]. وی از کسانی بود که در حادثه حره (سال۶۳) برای سرکوبی مردم مدینه عازم سرزمین حجاز شد و مسلم بن عقبه پس از سرکوب مدینه و حرکت به سوی مکه، وی را عامل خود در مدینه قرار داد[۱۶]. روح در ماجرای مرج راهط (سال۶۴) نیز برای به خلافت رسیدن مروان بن حکم تلاش بسیار کرد[۱۷] و در زمان خلافت مروان جانشین حسان بن مالک کلبی در فلسطین شد که ناتل بن قیس (از حامیان عبدالله بن زبیر) بر ضد او شورید و او را از فلسطین بیرون کرد[۱۸]. در زمان خلافت عبدالملک بن مروان[۱۹] نیز کاتب، مشاور و از نزدیکان خاص خلیفه بود[۲۰]. وی در زمان همین خلیفه، در سال ۸۴ هجری درگذشت[۲۱].

بسیاری از فرزندان و نوادگان روح در شمار راویان و از بزرگان زمان خود بودند[۲۲]، برای مثال، سعید بن روح بزرگ فلسطین بود[۲۳] و رجاء بن سلام بن روح، کارگزار مهدی عباسی[۲۴] در یمن بود[۲۵].[۲۶]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. دولابی، الکنی والاسما، ج۱، ص۴۰۵.
  2. ر.ک: ابن کلبی، نسب معد والیمن الکبیر، ج۱، ص۱۵۰؛ ابن سلام، کتاب النسب، ص۳۱۲.
  3. ر.ک: مدخل زنباع جذامی.
  4. مغلطای، الانابه الی معرفه، ج۱، ص۲۱۹.
  5. ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۱۱۱؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۱؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۹۵؛ ذهبی، تجرید اسماء الصحابه، ج۲، ص۱۸۶.
  6. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۲۰.
  7. ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۱۱۱.
  8. ابن حبان، مشاهیر علما الامصار، ص۱۸۹.
  9. ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۴۹۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۸، ص۲۴۰.
  10. ر.ک: ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۴۹۴؛ ابن حبان، الثقات، ج۴، ص۲۳۷.
  11. بخاری، التاریخ الکبیر، ج۶، ص۱۲۷.
  12. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۲.
  13. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۸، ص۲۴۰.
  14. بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۷۵ و ص۹۴.
  15. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۸، ص۲۴۰.
  16. دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۶۴؛ طبری، التاریخ، ج۵، ص۴۹۶.
  17. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۵۶.
  18. طبری، التاریخ، ج۵، ص۵۳۱.
  19. حک: ۶۵-۸۵.
  20. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۸۱؛ ابن جوزی، المنتظم، ج۶، ص۲۵۱.
  21. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۸، ص۲۵۱.
  22. ر.ک: طبری، التاریخ، ج۵، ص۴۵۹؛ ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۴، ص۱۶۱؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۱۰.
  23. مسکویه، تجارب الامم، ج۳، ص۱۹۸.
  24. حک: ۱۵۹-۱۶۹.
  25. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۹۹؛ خلیفه بن خیاط، التاریخ، ص۲۹۰.
  26. بانشی، رحمت‌الله، مقاله «روح بن زنباع جذامی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۳۵۵-۳۵۶.