زاهر بن حرام در تاریخ اسلامی

مقدمه

زاهر بن حرام اشجعی، یکی از اصحاب پیامبر اکرم (ص)، که در جنگ بدر حضور داشته است. وی اهل حجاز بود و در زمان پیامبر (ص) در روستا زندگی می‌کرد. زاهر گاهی میوه و دیگر محصولات روستایی را به شهر مدینه می‌آورد و با فروش آنها مخارج زندگی خود را تأمین می‌کرد. او هر بار که به مدینه می‌آمد، قسمتی از محصولات کشاورزی و دامی روستایش را به عنوان هدیه برای پیامبر (ص) می‌آورد[۱] و پیامبر (ص) نیز در عوض، هنگامی که زاهر به روستایش بر می‌گشت، کالاهای مورد نیاز او را به او می‌داد و او را با دست پر بدرقه می‌فرمود[۲]. زاهر از نظر شکل ظاهری، جمال چندانی نداشت و چهرهای غیر نیکو داشت[۳]. پیامبر فرمود: زاهر ده ماست و ما شهر اوییم[۴].

پیامبر (ص) به او می‌فرمود: "ای زاهر! هر گاه به مدینه آمدی، به خانه ما بیا و هر گاه هم من به روستا آمدم، به خانه شما خواهم آمد". روزی پیامبر (ص) در حالی که در بازار مدینه راه می‌رفت، زاهر را دید که مشغول کاسبی است. پیامبر (ص) برای غافل گیر کردن زاهر، آهسته به طرفش رفت و از پشت سر، با دو دستش، چشمان زاهر را بست و فرمود: این برده را چه کسی از من می‌خرد؟

زاهر، صدای رسول خدا (ص) را شناخت و گفت: "ای رسول خدا! من برده کم ارزشی هستم و ضرر می‌کنی!"

پیامبر (ص) فرمود: نه! تو در نزد خدا بسیار گران‌قدری. بعدها، زاهر، روستای خود را ترک کرد و در کوفه ساکن شد[۵].[۶].

زاهر بن حرام اشجعی در دانشنامه سیره نبوی ج3

وی از قبیله اشجع و اهل حجاز بود که در زمان رسول خدا(ص) در بادیه می‌زیست. او در جنگ بدر شرکت کرد؛ از این رو، برخی وی را «بدری» دانسته‌اند[۷]. ابن حجر[۸] بدری بودن وی را مورد اتفاق ندانسته و می‌گوید: در این مورد تصحیفی روی داده است؛ بدین گونه که وی چون ساکن بادیه و «بدوی» بوده، به اشتباه «بدری» قلمداد شده است. با توجه به نبودن نام زاهر در فهرست نام شرکت‌کنندگان غزوه بدر که ابن اسحاق، موسی بن عقبه و واقدی ارائه کرده‌اند، نظر ابن حجر تأیید می‌شود. با توجه به اینکه اشجعی‌ها حدود سالهای ۵ یا ۶ هجری اسلام آوردند[۹] ممکن است وی نیز در همین زمان مسلمان شده باشد. زاهر هرگاه از بادیه نزد رسول خدا(ص) می‌آمد، برای وی هدیه‌ای می‌آورد. رسول خدا(ص) نیز هنگام بازگشت وی، برایش آذوقه تدارک می‌دید و درباره عمل نیک زاهر می‌فرمود: هر شهرنشینی، اهل بادیه‌ای دارد و بادیه آل‌محمد(ص)، زاهر بن حرام است[۱۰]. رسول خدا(ص) او را که مردی خوش سیما نبود (کان رجلاً دمیماًدوست داشت و محبت خود به وی را با شوخی ابراز می‌کرد. پیامبر(ص)، روزی در بازار مدینه از پشت چشمان او را گرفت و به شوخی فرمود: چه کسی این برده را می‌خرد؟ زاهر که دانست این فرد رسول خداست گفت: چون وی قیمتی ندارد در این صورت پیامبر(ص) متضرر خواهد شد. رسول خدا(ص) فرمود که قیمت و سود تو نزد خدا بسیار است[۱۱]. زاهر بعدها ساکن کوفه شد[۱۲].[۱۳]

منابع

پانویس

  1. الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۲، ص۵۰۹.
  2. اسد الغابه، ابن اثیر، ج۲، ص۱۴.
  3. الاصابه، ابن حجر، ج۲، ص۴۵۲.
  4. اسد الغابه، ابن اثیر، ج۲، ص۹۴ و به نقل ابن عبد البر: ان لکل حاضرة بادیة و بادیة آل محمد زاهر بن حرام، الاستیعاب، ج۲، ص۵۰۹.
  5. الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۲، ص۵۰۹.
  6. کاظمی، محمد ایوب، مقاله «زاهر بن حرام»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۵، ص ۱۱۶-۱۱۱۷.
  7. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۸.
  8. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۵۲.
  9. ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۳۳.
  10. بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۴۴۲؛ ابن قانع، معجم الصحابه، ج۱، ص۲۳۷: لکل حاضرة بادیة وبادیة آل‌محمد زاهر بن حرام.
  11. ابن حبان، صحیح ابن حبان بترتیب ابن بلبان، ج۱۳، ص۱۰۷؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۳، ص۱۲۳۰؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۰۲.
  12. طبرانی، المعجم الکبیر، ج۵، ص۲۷۴.
  13. داداش‌نژاد، منصور، مقاله «زاهر بن حرام اشجعی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۳۶۵.