زمل بن عمرو خدیجی عذری

آشنایی اجمالی

نام او را به ندرت رمل[۱] و زمیل و پدرش را ربیعه[۲] نیز گفته‌اند و ادامه نسبش چنین است: ابن عتر یا عنز بن خشاف بن خدیج بن واثلة بن حارثة بن هند بن حرام بن ضنة بن عبد بن کبیر بن عذرة بن سعد هذیم[۳]. او بزرگ قوم بنی‌عذره (از قبیله قضاعه) بود که پس از شنیدن صدایی که به نبوت پیامبر(ص) خبر می‌داد، نزد رسول خدا(ص) آمد و به آن حضرت گفت: از بت قوم که نامش حمام یا خمام بوده صدا را شنیده؛ اما پیامبر(ص) فرمود که صدا متعلق به یکی از مؤمنان از جنیان بوده است. زمل ضمن سرودن اشعاری اسلام آورد و پیامبر(ص) پرچم و نوشته‌ای به او داد. متن نامه چنین است: «بسم الله الرحمن الرحیم؛ از محمد رسول خدا(ص) به زمل بن عمرو و کسانی که به همراه او اسلام آوردند. من او را به سوی همه قوم خودش فرستادم، پس هر کس مسلمان شد در حزب خدا و رسول اوست و هر کسی نپذیرفت دو ماه به او مهلت و امان داده می‌شود». شهود این نامه علی بن ابی‌طالب(ع) و محمد بن مسلمه بودند[۴]. با توجه به متن نامه می‌توان گفت زمل در سال‌های قدرت اسلام در مدینه مسلمان شده است.

زمل در زمان فتوحات ساکن شام شد و معاویه خانه‌ای به او داد[۵]. همچنین او را فرمانده افراد مسلح خود کرد[۶] و در جنگ صفین با همان پرچمی که پیامبر(ص) به او داده بود به همراه معاویه حاضر شد و از شهود تحکیم قرار گرفت[۷]. زمل همچنین کاتب یزید[۸] و مأمور خاتم[۹] او دانسته شده است[۱۰]. در سال ۶۴، وقتی میان مروان بن حکم و مخالفان شامی او (طرفداران ابن زبیر) بر سر خلافت منازعه شد، زمل در جابیه با مروان بیعت کرد و در جنگ مرج راهط (سال۶۴) پرچمدار قضاعیان شام بود[۱۱] و کشته شد[۱۲]. فرزندان و نوادگان او از جمله مدلج بن زمل از اشراف شام بودند[۱۳].

منابع تاریخی و صحابه‌نگاری این مطالب را برای زمل نقل کرده‌اند، اما همین مطالب نیز برای شخص دیگری به نام زنیم غیر منسوب نیز نقل شده‌اند که اتحاد این دو روشن است و آنچه درباره زنیم آمده که برای مدخل مورد بحث نقل نکرده‌اند مربوط به ابن زنیم است که نشان می‌دهد مطالب هر یک از این دو با دیگری خلط شده است[۱۴].[۱۵]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۶۰، ص۱۴۲؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۶۹.
  2. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۳۲.
  3. هشام کلبی، نسب معدّ والیمن الکبیر، ج۳، ص۲۶.
  4. بنگرید: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۵۰؛ ابن سیدالناس، عیون الاثر، ج۱، ص۱۰۵؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۱، ص۴۹۰.
  5. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۹، ص۷۶.
  6. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۹، ص۷۶.
  7. هشام کلبی، نسب معدّ والیمن الکبیر، ج۳، ص۲۸؛ منقری، وقعة صفین، ص۵۱۱؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۵۴؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۳۲؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۹، ص۷۶.
  8. مسعودی، التنبیه والاشراف، ص۲۶۵.
  9. مهر و انگشتری که نامه‌های حکومتی بدان مهر کنند.
  10. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۹، ص۷۹.
  11. طبری، تاریخ، ج۵، ص۵۳۸.
  12. ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۳۲۰؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۹، ص۷۶.
  13. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۹، ص۷۸.
  14. بنگرید: مدخل مربوط.
  15. هدایت‌پناه، محمدرضا، مقاله «زمل بن عمرو خدیجی عذری»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۳۹۳-۳۹۴.