زیاد بن عبدالله بن مالک هلالی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

آشنایی اجمالی

وی از تیره بنی هلال بن عامر[۱] از هوازن، از قیس عیلان بن مضر[۲] و پسر خواهر میمونه همسر رسول خدا(ص) بود[۳]. وی در وفد بنی‌هلال نزد رسول خدا(ص) آمد و چون وارد مدینه شد به منزل خاله‌اش، میمونه، همسر رسول خدا(ص)، رفت، مادر وی عزه[۴] دختر حارث نام داشت و زیاد در این زمان جوان بود. هنگامی که رسول خدا(ص) به خانه میمونه رفت، زیاد را دید و خشمگین شد و بازگشت، اما میمونه گفت: او پسر خواهر من است و پیامبر(ص) وارد خانه شد. سپس رسول خدا(ص) برای رفتن به مسجد بیرون رفت در حالی که زیاد هم همراه وی بود. آن حضرت نماز ظهر را خواند سپس زیاد را نزدیک آورد و برای او دعا کرد و دست بر سر او گذاشت سپس و بینی او کشید از این رو قبیله او، بنی‌هلال، همواره می‌گفتند: ما برکت را در صورت زیاد می‌بینیم. شاعری با سرودن شعری برای پسر وی، علی بن زیاد، به این دعای پیامبر(ص) و دست کشیدن آن حضرت به صورت «زیاد» و آشکار بودن برکت در صورتش اشاره کرده است[۵]. البته برخی منابع[۶]، «زیاد» را شوهر «عزه دختر حارث بن حزن» خواهر میمونه، دانسته‌اند که در این صورت زیاد باجناق رسول خدا(ص) می‌شود؛ اما منابع دیگری «عزّه» را مادر زیاد دانسته‌اند. ابن سعد[۷]، نیز نام همسر «عزّه» را «عبدالله بن مالک بن هزم» آورده و زیاد، عبدالرحمن و برزه را پسران «عزه» و عبدالله می‌داند.[۸]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۳۵.
  2. ر.ک: ابن حزم، جمهره انساب العرب، ص۲۵۰.
  3. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۳۵؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۸۳.
  4. یا غرّه، ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۳۵.
  5. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۳۵؛ ابن کثیر، البدایه النهایه، ج۵، ص۱۰۷؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۸۳.
  6. ر.ک: ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۰۸؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۸۴؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۴۶۸.
  7. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۱۹.
  8. خانجانی، قاسم، مقاله «زیاد بن عبدالله بن مالک هلالی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۴۱۲-۴۱۳.