زید بن خطاب بن نفیل عدوی
آشنایی اجمالی
وی از تیره عدی بن کعب، از قبیله قریش[۱] و برادر بزرگتر عمر بن خطاب از طرف پدر بود[۲]. کنیه وی را ابوعبدالرحمن[۳] و نیز ابوثور هم گفتهاند[۴] و مادرش اسماء، دختر وهب بن حبیب، از قبیله بنی اسد بن خزیمه بود[۵]. او با لبابه دختر ابولبابة بن عبد لمنذر ازدواج کرد[۶] و عبدالرحمن از او به دنیا آمد.
زید مردی بلند قامت با چهرهای گندمگون بود[۷] و قبل از عمر اسلام آورد[۸]. او را از مهاجران نخستین به شمار آوردهاند[۹]. وی به همراه برادر و قوم و خانوادهاش به مدینه هجرت کرد[۱۰]. رسول خدا(ص) میان او و معن بن عدی عجلانی پیمان برادری بست[۱۱].
زید در غزوه بدر[۱۲] و احد[۱۳] شرکت داشت و عمر در جنگ احد به او گفت: تو را به خدا زره مرا بر تن کن؛ زید آن را بر تن کرد و سپس بیرون آورد عمر گفت: چرا چنین میکنی؟ گفت: من برای خود همان چیزی را میخواهم که تو میخواهی[۱۴]. زید در غزوه خندق، بیعت رضوان و مشاهد دیگر[۱۵] حضور داشت. وی از رسول خدا(ص) حدیثی درباره نهی از کشتن حشرات خانگی نقل کرده است[۱۶]. در بیعت با ابوبکر، ولید بن عقبة بن ابیمعیط اموی به انصار دشنام میداد تا اینکه گروهی از قریش، از جمله زید بن خطاب با یادآوری حمایتهای بسیار انصار از مهاجران اولیه، سخنان ولید را ناروا شمرد و او را از این کار بر حذر داشت[۱۷].
زید در نبرد یمامه در سال دوازدهم هجری فرمانده راست سپاه[۱۸] و به نقلی پرچمدار مسلمانان بود[۱۹]. وقتی در این نبرد عدهای از مسلمانان قصد فرار داشتند، زید آنان را به ادامه نبرد تشویق میکرد[۲۰] سپس به شدت بر دشمن حمله کرد و در حالی که شمشیر میزد، کشته شد[۲۱]، عمر از مرگ او بسیار ناراحت شد[۲۲] و پیوسته میگفت: خدا رحمت کند برادرم زید را؛ زیرا او به دو نیکی از من سبقت گرفت، قبل از من اسلام آورد و قبل از من به شهادت رسید[۲۳].
فرزندان دیگر زید عبارتاند از: محمد[۲۴] و اسماء که مادرش جمیله یا حبیبه دختر ابیعامر بن صیفی بود[۲۵]. عبدالحمید فرزند عبدالرحمن از نوادگان او، عامل عمر بن عبدالعزیز بود[۲۶].[۲۷]
جستارهای وابسته
- بنی عدی بن کعب (قبیله)
- قریش (قبیله)
- اسماء بنت وهب بن حبیب (مادر)
- لبابه بنت ابولبابة بن عبد لمنذر (همسر)
- حبیبه بنت ابیعامر بن صیفی (همسر)
- عبدالرحمن بن زید بن خطاب (فرزند)
- محمد بن زید بن خطاب (فرزند)
- اسماء بنت زید بن خطاب (فرزند)
- عبدالحمید بن عبدالرحمن (نواده)
منابع
پانویس
- ↑ زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش و اخبارها، ص۷۷۸.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۸۸؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۲۰.
- ↑ ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۱۳۶؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۵۶.
- ↑ ابن ابیعاصم، الاحاد والمثانی، ج۱، ص۲۳۲.
- ↑ مصعب بن زبیر، نسب قریش، ص۳۴۷؛ زبیر بن بکار، جمهره نسب قریش و اخبارها، ص۷۸۰.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۸۸-۳۴۹؛ ج۸، ص۲۶۱.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۸۸.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۸۸؛ ابن قتیبه، المعارف، ص۱۷۹.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۲۰.
- ↑ ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۱۲۰.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۸۸ و ص۳۵۴؛ ابن سیدالناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل والسیر، ج۱، ص۲۳۲.
- ↑ واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۵۶؛ ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۳۳۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۸۸.
- ↑ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۳۴۸؛ ابن قتیبه، المعارف، ص۱۷۹.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۸۹.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۸۸؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۲۰.
- ↑ ابن ابیعاصم، الاحاد والمثانی، ج۱، ص۲۳۳.
- ↑ ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۳۷.
- ↑ ابن اعثم کوفی،کتاب الفتوح، ج۱، ص۲۷۱.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۸۸؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۹۹.
- ↑ طبری، تاریخ، ج۳، ص۲۹۱.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۸۸؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۶۳ با اختصار.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۲۰.
- ↑ مصعب بن زبیر، نسب قریش، ص۳۴۸.
- ↑ طوسی، الخلاف، ص۴۹.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۸۸ و ج۸، ص۲۶۰.
- ↑ ابن قتیبه، المعارف، ص۳۶۳؛ بلاذری، فتوح البلدان، ص۲۷۶.
- ↑ مرادینسب، حسین، مقاله «زيد بن خطاب بن نفيل عدوى»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۴۴۰-۴۴۱.