عبدالله بن وهب راسبی ازدی در تاریخ اسلامی

مقدمه

او نخستین فرمانده سپاه خوارج بود که نیروهای خوارج را سازماندهی کرد تا در نهروان با امیر المؤمنین(ع) بجنگند. عبدالله بن وهب از قبیلۀ ازد بود و هنگام شروع جنگ نهروان یکی از اصحاب امام خطاب به سپاه امام گفت: بشتابید به سوی بهشت. عبدالله گفت: شاید هم به سوی جهنم[۱]. امام پیش از جنگ نهروان به او و حرقوص نامه‌ای نوشت و آنها را به سوی خود فراخواند، ولی آنها در پاسخ نامۀ امام با گستاخی اعلان جنگ کردند[۲].

در جنگ نهروان وقتی دو سپاه روبرو شدند، عبدالله بن وهب خطبه‌ای خواند و ضمن آن به حضرت علی(ع) اهانت کرد. یکی از اصحاب امام به نام ابو حنظله فریاد برآورد: ای دشمن خدا! تو را چه رسد که در این موضع خطبه بخوانی‌؟ درحالی که قسم به خدا که دین خدا را نفهمیده‌ای. ای ابن وهب! آیا می‌دانی که با چه کسی سخن می‌گویی‌؟ آیا نمی‌دانی که او امیر مؤمنان و برادر پیامبر و پسرعم او و وصی او و همسر دختر او و پدر نوه‌های اوست‌؟ علی(ع) فرمود: ای ابو حنظله! او را رها کن. آن گمراهی و کوری که او دارد، از سخنش دربارۀ من بزرگتر است[۳]. در همین جنگ، عبدالله بن وهب جلو آمد و خود امام را به مبارزه‌طلبید و رجز خواند. امام تبسم کرد و فرمود: او از زندگی مأیوس شده است. ابن وهب با یک حملۀ امام به هلاکت رسید[۴].[۵]

منابع

پانویس

  1. مسعودی: التنبیه و الاشراف، ص۲۵۷
  2. ابن اعثم کوفی: الفتوح، ج ۴، ص۱۰۶
  3. ابن اعثم کوفی: الفتوح، ج ۴، ص۱۲۶
  4. ابن اعثم کوفی: الفتوح، ج ۴، ص۱۳۲
  5. جعفری، یعقوب، خوارج در تاریخ، ص ۲۲۱.