عمره بنت نعمان بن بشیر
مقدمه
عمره همسر مختار بن ابیعبید ثقفی است[۱]. از عمره با اسامی بیضاء و اسماء نیز نام برده میشود. وی از زنان شجاع، ادیب، سخنور و از دوستداران خاندان اهلبیت رسالت(ع) بود[۲]. همسرش یکی از دلاوران و بزرگان عرب در کوفه است که به خونخواهی امام حسین(ع) قیام کرد. او موفق شد کوفه و پس از آن عراق را در اختیار گیرد و پس از جلب حمایت محمد بن حنفیه و همکاری ابراهیم بن مالک اشتر[۳] و با اتکا به ایرانیان مقیم عراق[۴]، توانست نهضت خود را به پیروزی برساند و بسیاری از شرکتکنندگان در فاجعه کربلا را به مجازات رساند[۵]، از جمله شمر بن ذی الجوشن، خولی بن یزید و عمر بن سعد و حتی سردارش ابراهیم در نبردی رودررو، عبیدالله بن زیاد و حصین بن نمیر، فرمانده شامیان در واقعه تلخ حمله به خانه خدا و آتش زدن کعبه را کشت[۶]. مختار به مدت شانزده ماه امارت کرد و سرانجام از مصعب بن زبیر شکست خورد و هنگامی که در قصر کوفه محاصره شده بود، با گروهی بسیار از یارانش به قتل رسید[۷].
هنگامی که مصعب بن زبیر بر حرم مختار مسلط شد از عمره همسر مختار خواست تا از مختار بیزاری بجوید. عمره گفت: هرگز این کار را نمیکنم. او مردی موحد است. روزها روزهدار و شبها در نماز بود و خونش را برای خدا و پیامبرش در جستجوی کشندگان فرزند دختر پیامبر خدا و خاندان و شیعیانش فدا کرد و خداوند هم او را بر این کشندگان قدرت داد تا آنجا که دلها را آرامش بخشید. مصعب او را در مقابل شمشیر بداشت که مختار را لعنت کند و از او بیزاری جوید. عمره خودداری کرد و گفت: اکنون که شهادت نصیب من شده است آن را رها کنم، هرگز! میمیرم و به بهشت میروم و به حضور پیامبر اکرم(ص) و خاندان او میرسم. به خدا چنین چیزی نخواهد شد که تابع پسر هند شوم و پسر ابوطالب را رها کنم. خدایا گواه باش که من پیرو پیامبر تو و دخترزاده او و خاندان و شیعیان او هستم[۸]. به دستور مصعب، سر از تنش جدا ساختند[۹]. این اولین زنی بود که دست بسته کشته شد[۱۰]. شاعر در این باب گوید: إنّ مِن أعجَبِ العَجائِبِ عِندي *** قَتلَ بَيضاءَ حُرَّةٍ عُطْبول قَتَلوها ظُلماً على غيرِ جرم *** إنّ للّٰهِ دَرَّها مِنْ قَتيل كُتِبَ القَتْلُ وَ القِتَالُ عَلَيْنَا *** وَ عَلَى الْمُحْصَنَاتِ جَرُّ الذُّيُولِ[۱۱] به نظر من عجیبتر از همه عجایب، کشتن زن زیبای آزاده است. او را بستند و بیگناه کشتند و حقا کشته بزرگواری بود. کشتن و پیکار کردن حق ماست و زنان باید دامن کشان بگذرند.[۱۲]
منابع
پانویس
- ↑ انساب الاشراف، ج۶، ص۳۷۵؛ اسدالغابة، ج۴، ص۳۴۶؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۴۶۵؛ جمهرة أنساب العرب، ص۲۶۸.
- ↑ اعلام النساء المؤمنات، ص۳۰۸.
- ↑ الاخبار الطوال، ص۲۹۰-۲۹۱.
- ↑ الاخبار الطوال، ص۳۱۴.
- ↑ ر.ک: المحبر، ص۴۹۱؛ تاریخ خلیفة بن خیاط، ص۱۶۴؛ الاخبارالطوال، ص۲۹۶، ۳۰۱-۳۰۶؛ الفتوح، ج۶، ص۲۸۰-۲۸۲، ۲۴۵-۲۴۷، ۳۳۶؛ مروج الذهب، ج۳، ص۸۳؛ البدء و التاریخ، ج۵، ص۲۱؛ الفخری، ص۱۲۲؛ اسدالغابة، ج۴، ص۳۴۷؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۴۶۵.
- ↑ ر.ک: الاخبار الطوال، ص۳۰۶؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۵۹؛ مروج الذهب، ج۳، ص۸۳؛ مقتل الحسین خوارزمی، ج۲، ص۲۶۵.
- ↑ الاخبارالطوال، ص۳۰۶؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۰۲؛ مروج الذهب، ج۳، ص۸۳.
- ↑ مروج الذهب، ج۳، ص۳۰۱.
- ↑ انساب الاشراف، ج۶، ص۴۴۳؛ الاخبار الطوال، ص۳۰۹؛ الامامة والسیاسة، ج۲، ص۳۱-۳۲؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۶۴؛ تاریخ طبری، ج۶، ص۱۱۲؛ مروج الذهب، ج۳، ص۳۰۱؛ البدء و التاریخ، ج۶، ص۲۱.
- ↑ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۶۴.
- ↑ تاریخ طبری، ج۶، ص۱۱۲؛ مروج الذهب، ج۳، ص۳۰۱.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۲۶۲.