نامه ۳ نهج البلاغه

(تغییرمسیر از نامۀ ۳ نهج البلاغه)

مقدمه

امام علی (ع) در سیره حکومتی خود بر ساده‌زیستی مسئولان حکومتی تأکید می‌ورزید و آن‌ها را از کمین آفت دنیا و دنیاطلبی برحذر می‌داشت، چنان‌که خود در سیره عملی نیز بدین‌سان عمل می‌کرد[۱].

شریح بن حارث، قاضی امام (ع) بود. به امام خبر رسید که او خانه‌ای به هشتاد دینار خریداری کرده و برای معامله خود شاهدانی گرفته است. امام از او سؤال کرد و چون با تأیید او مواجه شد، خشمگین بر او نگریست. سپس مطالبی را عنوان کرد که دیدگاه امام را نسبت به تملکات دنیوی و حقیقت این جهان بیان می‌دارد. در آغاز سخن، نزدیکی مرگ و سفر آخرت را به یاد او می‌آورد و به او تذکر می‌دهد که اگر این خانه را از اموال غیرحلال فراهم آورده باشد، موجب تباهی دنیا و آخرت را فراهم آورده است. سپس سندی پیش چشمان او مجسم می‌کند: خریدار خانه، بنده‌ای ذلیل و فروشنده، بنده دیگری در آستانه مرگ؛ محدوده خانه: حد نخست، کمینگاه آفت‌ها؛ حد دوم، دروازه مصیبت‌ها؛ حد سوم، پرتگاه هوای نفس؛ حد چهارم، مزرعه شیطان. در ادامه بهای اصلی خانه را خروج او از عزت قناعت و ورود به ذلت خواهش از انسان‌ها خوانده است. بنابر قراین و شواهد، زمان تقریبی صدور نامه مربوط به سال‌های ۳۷ تا ۴۰ قمری است[۲].

محتوای نامه این است که بعد از نکوهش شریح به علت خریداری این خانه، چیزی به نام سند برای او تنظیم می‌کند؛ اما نه سندی مانند اسناد معمولی خانه‌ها، بلکه سندی بسیار عبرت انگیز و آموزنده که ناپایداری دنیا و بی‌اعتباری آن را کاملا برملا می‌سازد و نشان می‌دهد چه اندازه مردم گرفتار غفلت و غرورند و از واقعیات دنیا دورند و به تعبیر امام(ع)، اگر شریح این سند اخلاقی را قبلا مشاهده می‌کرد از خرید آن خانه صرف نظر می‌نمود. اما چرا امام(ع) چنین برخوردی با شریح کرد؟ آیا به راستی آن را از اموال حرام و رشوه خریداری کرده بود؟ بعید به نظر می‌رسد که امام(ع) چنین فرصتی را به قاضی کوفه داده باشد یا اینکه می‌خواهد بفرماید: کسی که درباره جان و مال و ناموس مردم قضاوت می‌کند باید ساده زیستی را پیشه کند و در این امر الگوی مردم باشد[۳].

فرازی از نامه

... او خانه‌ای از فریب‌سرای دنیا را خریده که برجای‌مانده از گذشتگان و سرزمین هلاک‌شدگان است و حدود چهارگانه آن بدین شرح است: حد نخست، کمینگاه آفت‌ها، دو دیگر، دروازه مصیبت‌ها؛ سوم، پرتگاه هوای نفس تباه‌کننده؛ و چهارم: مرزعه شیطان اغواگر که ورویِ خانه از همین‌جاست. این فریب‌خورده آرزوها، این خانه را از این محکوم به مرگ به بهای خروج از عزتِ قناعت و ورود به ذلتِ سؤال و دریوزگی خریده است و خریدار باید سند این خانه را از دست فرشته مرگ دریافت کند که پادشاهان و جباران زمین و فرعون‌ها را به زیر خاک کشیده و نابود کرده است؛ پادشاهان و جبارانی چون کسری، قیصر، تُبع و حِمیَر. و آن‌ها که مال اندوزند و کاخ برافرازند و آن را بیارایند و نقش و نگار آفرینند و چنین پندارند که برای فرزند می‌گذارند، باید حساب همه را در پیشگاه عدل الهی، آن‌جا که ثواب و عقوبت هرکس به امضا رسد، باز پس دهند. چنین است آن‌گاه که فرمان قطعی محاکمه آنان صادر شود: "و آن‌جاست که باطل‌گرایان زیان برند." و شاهد این سند فرخنده، عقلِ آزاد از زنجیرِ هوس و دل‌بستگی‌های پست دنیاست[۴].

منابع

پانویس