نفیسه بنت حسن

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

سیده نفیسه دختر حسن بن زید بن حسن بن علی(ع) است. مادرش ام‌ولد بود[۱]. وی در سال ۱۴۵ هجری در مکه متولد شد و در مدینه نشو و نما کرد و با زهد و عبادت به سر می‌برد. روزها روزه‌دار و شب‌ها به عبادت قیام می‌نمود. هنگامی که به سن رشد رسید با اسحاق مکنی به ابو محمد و ملقب به مؤتمن پسر امام صادق(ع) و برادر تنی امام موسی کاظم(ع) ازدواج کرد و صاحب دو فرزند به نام‌های قاسم و ام‌کلثوم شد. همسرش از محدثان عصر خویش بود. شیخ مفید درباره او می‌نویسد: وی اهل فضل، صلاح، ورع و اجتهاد بوده و روایاتی از ایشان نقل شده است. او معتقد به امامت برادرش امام موسی کاظم(ع) بود و احادیثی از پدرش مبنی بر امامت آن حضرت نقل کرده است[۲]. اسحاق از نظر ظاهر به پیامبر اکرم(ص) شباهت داشت[۳]. در میان فرزندان امام جعفر صادق(ع)، کمترین نسل را او داشت و به نسل اول او «اسحاقیون» می‌گویند. اسحاق از جمله شاهدان وصیت امام موسی کاظم(ع) مبنی بر نیابت امام رضا(ع) در امور عام و خاص از ایشان بود و نامش نیز در پای همان وصیت‌نامه ذکر شده بود. این مطلب نشانگر این واقعیت است که امام موسی کاظم(ع) شرایط شهادت از جمله عدالت را در ایشان محرز می‌دانست. سیده نفیسه به جلالت شأن معروف است. او با همسرش به مصر سفر کرد و مدت هفت سال در آنجا به سر برد. از زینب دختر یحیی متوّج برادر نفیسه نقل شده است که من به عمه‌ام نفیسه چهل سال خدمت کردم و ندیدم که شب بخوابد و روزها افطار بنماید و پیوسته قائم اللیل و صائم النهار بود، به او گفتم: با خودت مدارا نمی‌کنی؟

چگونه رفق و مدارا کنم با نفسم و حال آنکه: وَ قُدَّامِي عَقَبَاتٌ[۴] لَا يَقْطَعُهُنَّ إِلَّا الْفَائِزُونَ من راه سخت و دشواری در پیش رویم می‌بینم که تنها فائزون می‌توانند از آن عبور نمایند. وقتی از زینب پرسیدند: قوت نفیسه چیست؟ گفت: هر سه روز یک دفعه طعام می‌خورد و چون به چیزی میل پیدا می‌کرد، سبدی پیش روی او در مصلایش آویخته می‌شد که در آن آنچه می‌خواست، بود. من از این حال در عجب بودم، اما او می‌فرمود: ای زینب! هر کس در حضرت حق استقامت گیرد، زمام کائنات به دست او و در اختیار اوست. اخبار سیده نفیسه و کرامات او در کتب بسیاری شرح داده شده است. محمد بن ادریس شافعی چون به مصر می‌آمد، به خدمت سیده نفیسه حاضر می‌شد و از ایشان استماع حدیث می‌کرد. چون شافعی وفات یافت برحسب وصیت او جنازه‌اش را بر گرد خانه نفیسه طواف دادند. شافعی وصیت کرده بود که نفیسه بر جنازه او نماز بخواند. به همین دلیل ابویعقوب یکی از شاگردان شافعی به امامت و نفیسه به مأمومیت بر وی نماز گذاشتند.

گویند چون مردم مصر از ظلم احمد بن طولون حاکم مصر به حضرتش شکایت آوردند، فرمود: کدام وقت سوار می‌شود؟ گفتند: بامداد نفیسه نامه‌ای نوشت و در آن نامه درج کرد: همانا سلطنت چون امارت یافتید و بر بلاد بندگان خداوند مستولی شدید، بنای ظلم و عدوان و جور و طغیان گذاشتید و رزق و روزی که خدای تعالی از نعمت‌های خود به شما انعام کرد، آن را خاص خود پنداشتید و فقرا و زیردستان را از آن محروم کردید و درهای راحت و معیشت را به روی آنها بستید. حال آنکه می‌دانید تیر آدم‌های مستمند در سحرگاهان از هزار جوشن فولادی بگذرد و هرگز به خطا نرود، بالاخص از قلوبی که آنها را به درد آورده‌اید و بدن‌هایی که برهنه گذاشته‌اید. آنچه که می‌توانید در ظلم و طغیان کوتاهی نکنید، همانا ما صبر و شکیبایی را ملازم باشیم و به خدای تعالی پناه می‌بریم. ﴿وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ[۵]. سیده نفسیه پس از اتمام نامه در گذرگاه احمد بن طولون بایستاد و فرمود: ای احمد! احمد بن طولون برای رعایت حشمت و جلال ایشان از مرکب به زیر آمد و آن نامه را بگرفت و خواند و به مضمون آن اطلاع پیدا کرد و از جور و ظلم منصرف گردید و بنای عدل و داد نهاد. باید توجه داشت که احمد بن طولون در سال ۲۰۳ متولد شد و در سال ۲۷۰ از دنیا رفت، درحالی‌که نفیسه در سال ۲۰۸ وفات یافت؛ پس یا این موضوع صحت ندارد و یا نام حاکم اشتباه ذکر شده است.

سیده نفسیه قرآن و تفسیر آن را از حفظ بود و چون قرآن را قرائت می‌کرد، می‌گریست و عرض می‌کرد: بارالها! زیارت خلیل خودت ابراهیم را برای من میسر فرما. پس از آن با شوهرش به حج رفت و مرقد حضرت ابراهیم[۶] را زیارت کرد و سپس به مصر بازگشت[۷]. وی بانویی ثروتمند بود و به زمین‌گیران و بیماران و عموم مردم بخشش و احسان می‌کرد و سی مرتبه به حج مشرف شد که اکثرش پیاده بود. نقل شده است که سیده نفیسه قبری برای خود و به دست خود کنده بود و پیوسته در آن قبر داخل می‌شد و نماز می‌خواند و قرآن تلاوت می‌کرد تا آنکه شش هزار ختم قرآن در آن قبر نمود و در ماه رمضان سال دویست و هشت وفات کرد و در وقت احتضار روزه بود، او را امر به افطار نمودند، فرمود: وا عجبا! سی سال است که از خداوند تعالی مسئلت می‌کنم که با حالت روزه از دنیا بروم و حال که روزه هستم، افطار کنم؟ پس شروع کرد به خواندن سوره انعام و چون به آیه ﴿لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ[۸] رسید، وفات کرد. پس از اینکه مردم مصر از درگذشت او باخبر شدند، بر درب خانه‌اش جمع شدند و شمع‌های بسیار روشن کردند و گریه از هر خانه که در مصر بود، شنیده می‌شد و در خانه خودش در همان قبری که حفر کرده بود به خاک سپرده شد. مردم مصر به او اعتقاد زیاد دارند و معتقدند دعا در نزد قبر او مستجاب می‌شود[۹].

تألیفات: درباره سیده نفیسه(س) چندین کتاب نوشته شده است از جمله: السیدة نفیسه رضی الله عنها (۱۴۵ – ۲۰۸ق)، محمد شاهین حمزه، قاهره: دارالفکر العربی. السیدة نفیسه رضی الله عنها، توفیق ابوعلم، قاهره. کریمة الدارین الشریفة الطاهره السیدة نفیسه بنت الحسن الانور رضی الله عنها، شیخ احمد فهمی محمد، قاهره: مطبعه حجازی. کتاب الجواری النفیسه فی مناقب السیده نفیسه، شیخ محمد عبدالخالق. الدرة النفیسه فی ترجمة السیده نفیسه. گوهر خاندان امامت یا زندگانی سیده نفیسه، عزیزالله عطاردی، انتشارات عطارد. زیارت سیده نفیسه: چون خواستید به این بانو سلام دهید، چنین بگویید: السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا بَنِي الْمُصْطَفَى، يَا بَنِي فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ. اللَّهُمَّ صَلِّ وَ سَلِّمْ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ، وَ عَلَى أَزْوَاجِ سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ، وَ عَلَى ذُرِّيَّةِ سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ. اللَّهُمَّ بَلِّغْنِي مَا أَمَّلْتُ وَ مَا رَجَوْتُ، وَ أَعِدْ عَلَيَّ وَ عَلَى الْمُسْلِمِينَ مِنْ بَرَكَاتِهِمْ، يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ. السَّلَامُ وَ التَّحِيَّةُ وَ الْإِكْرَامُ وَ الرِّضَا مِنَ الْعَلِيِّ الْأَعْلَى الرَّحْمَنِ عَلَى السَّيِّدَةِ نَفِيسَةَ، سُلَالَةِ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ وَ هَادِي الْأُمَّةِ، مَنْ أَبُوهَا عَلَمُ الْعَشِيرَةِ وَ هُوَ الْإِمَامُ حَيْدَرَةُ. السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ الْحَسَنِ الْمَسْمُومِ، أَخِي الْإِمَامِ الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ. السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ، بِنْتَ خَدِيجَةَ الْكُبْرَى، رَضِيَ اللَّهُ عَنْكِ وَ عَنْ أَبِيكِ وَ عَمِّكِ وَ جَدِّكِ، وَ حَشَرَنَا فِي زُمْرَتِهِمْ أَجْمَعِينَ. اللَّهُمَّ بِحَقِّ مَا كَانَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ جَدِّهَا مُحَمَّدٍ(ص) لَيْلَةَ الْمِعْرَاجِ، اجْعَلْ لَنَا مِنْ هَمِّنَا الَّذِي نَزَلَ بِنَا بَابَ الْفَرَجِ، وَ اقْضِ حَوَائِجِي. السَّلَامُ وَ التَّحِيَّةُ وَ الْإِكْرَامُ عَلَى أَهْلِ الْبَيْتِ النَّبَوِيَّةِ وَ الرِّسَالَةِ. السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ الْحَسَنِ الْأَنْوَرِ بْنِ زَيْدٍ الْأَبْلَجِ بْنِ الْحَسَنِ السِّبْطِ ابْنِ الْإِمَامِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَجْمَعِينَ. السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ، وَ يَا سُلَالَةَ خَدِيجَةَ الْكُبْرَى. أَنْتُمْ يَا أَهْلَ الْبَيْتِ غِيَاثٌ لِكُلِّ قَوْمٍ فِي الْيَقَظَةِ وَ النَّوْمِ. فَلَا يُحْرَمُ مِنْ فَضْلِكُمْ إِلَّا مَحْرُومٌ، وَ لَا يُطْرَدُ عَنْ بَابِكُمْ إِلَّا مَطْرُودٌ، وَ لَا يُوَالِيكُمْ إِلَّا مُؤْمِنٌ تَقِيٌّ، وَ لَا يُعَادِيكُمْ إِلَّا مُنَافِقٌ شَقِيٌّ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِهِ وَ صَحْبِهِ وَ سَلَّمْ، وَ أَعْطِنِي خَيْرَ مَا رَجَوْتُ بِهِمْ، وَ بَلِّغْنِي خَيْرَ مَا أَمَّلْتُ فِيهِمْ، وَ احْفَظْنِي بِذَلِكَ فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي، إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.[۱۰]

منابع

پانویس

  1. نور الابصار، ص۳۸۷.
  2. الارشاد، ج۲، ص۲۸۶؛ بحارالانوار، ج۴۷، ص۲۴۳.
  3. منتهی الامال، ص۸۷۶، به نقل از عمدةالطالب.
  4. عقبات جمع عقبه به معنی راه سخت و دشوار در کوه یا گردنه و یا به امری سخت و دشوار گویند.
  5. «و آنان که ستم ورزیده‌اند به زودی خواهند دانست که به کدام بازگشتگاه باز خواهند گشت» سوره شعراء، آیه ۲۲۷.
  6. ازرقی می‌نویسد: ابراهیم(ع) در مکه مدفون است. ر.ک: تاریخ، مکه، ص۷۳؛ بنا به نقل دیگر در کنار همسرش ساره در حیرون به خاک سپرده شد. این منطقه در فلسطین است که سلیمان نبی(ع) بر آن مرقدی بنا کرد و اکنون زیارتگاه می‌باشد. ر.ک: الموسوعة الفلسطینیه، ج۴، ص۲۸۸.
  7. نورالابصار، ص۳۸۸.
  8. «سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست و او برای کارهایی که می‌کردند یار آنان است» سوره انعام، آیه ۱۲۷.
  9. ر.ک: اعیان النساء، ص۶۱۵؛ اعیان الشیعه، ج۱۰، ص۲۲۷؛ النجوم الزاهره، ج۲، ص۱۸۵؛ وفیات الاعیان، ج۵، ص۴۲۳؛ اسعاف الراغبین، ص۲۱۵، نورالابصار، ص۳۸۷-۳۹۹.
  10. محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۳۰۰.