بحث:حضرت فاطمه در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۲۱: | خط ۱۲۱: | ||
فاطمه{{س}} در زمانی [[عهد]]هدار [[تربیت فرزندان]] خود بود که از یکطرف [[جامعه]] دارای شرایط [[بحرانی]] و جنگی و [[شهر مدینه]] در محاصره بود و از طرف دیگر نیز در [[تمشیت امور]] خود از حیث [[خوراک]] و [[پوشاک]] باید با حداقلها میساخت و حتی زمانی نیز میگذشت که [[حسنین]]{{عم}} از شدت [[گرسنگی]] بیقرار و گریان شب را به صبح میرساندند، با این احوال در هیچ دوره از زندگانی فاطمه{{س}} سراغ نداریم که وی حتی بهطور غیرمستقیم [[گلایه]] و شکایتی از وضع خود بر زبان جاری ساخته باشد و یا خواستار آن شده باشد که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} حضور خود را در [[خانواده]] بیشتر و یا اینکه کمتر به جبهه برود. | فاطمه{{س}} در زمانی [[عهد]]هدار [[تربیت فرزندان]] خود بود که از یکطرف [[جامعه]] دارای شرایط [[بحرانی]] و جنگی و [[شهر مدینه]] در محاصره بود و از طرف دیگر نیز در [[تمشیت امور]] خود از حیث [[خوراک]] و [[پوشاک]] باید با حداقلها میساخت و حتی زمانی نیز میگذشت که [[حسنین]]{{عم}} از شدت [[گرسنگی]] بیقرار و گریان شب را به صبح میرساندند، با این احوال در هیچ دوره از زندگانی فاطمه{{س}} سراغ نداریم که وی حتی بهطور غیرمستقیم [[گلایه]] و شکایتی از وضع خود بر زبان جاری ساخته باشد و یا خواستار آن شده باشد که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} حضور خود را در [[خانواده]] بیشتر و یا اینکه کمتر به جبهه برود. | ||
فاطمه{{س}} در شش سال اول [[زندگی]] مشترک خود با امیرالمؤمنین{{ع}} هیچگونه کمککاری در خانه نداشت و تردیدی وجود ندارد که هفت تا هشت سال ابتدای زندگی حسنین{{عم}} که مهمترین سالهای شکلگیری [[شخصیت]] آن دو [[بزرگوار]] بود، نقش فاطمه{{س}} در [[تربیت]] حسنین به مراتب از امیرالمؤمنین بیشتر بوده است. او علاوه بر [[مادری]]، به بهترین نحو ممکن توانسته بود جای خالی پدر را نیز در خانه پر کند. تربیتیافتگان دامان فاطمه{{س}} چهار نفرند که هیچ نمونهای مثل آنان در [[تاریخ]] [[بشر]] نمیتوان پیدا نمود.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص۱۹۰.</ref> | فاطمه{{س}} در شش سال اول [[زندگی]] مشترک خود با امیرالمؤمنین{{ع}} هیچگونه کمککاری در خانه نداشت و تردیدی وجود ندارد که هفت تا هشت سال ابتدای زندگی حسنین{{عم}} که مهمترین سالهای شکلگیری [[شخصیت]] آن دو [[بزرگوار]] بود، نقش فاطمه{{س}} در [[تربیت]] حسنین به مراتب از امیرالمؤمنین بیشتر بوده است. او علاوه بر [[مادری]]، به بهترین نحو ممکن توانسته بود جای خالی پدر را نیز در خانه پر کند. تربیتیافتگان دامان فاطمه{{س}} چهار نفرند که هیچ نمونهای مثل آنان در [[تاریخ]] [[بشر]] نمیتوان پیدا نمود.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص۱۹۰.</ref> | ||
==فرزندان فاطمه{{س}}== | |||
در [[رمضان]] [[سال سوم هجرت]]، اولین فرزند آنان متولد میشود. ولادت او خاطره شیرین پیروزیهای [[مسلمانان]] در [[غزوه بدر]] و سریههای بعد از آن را شیرینتر میسازد. [[رسولالله]]{{صل}} او را حسن نامید و در گوش راست او [[اذان]] و در گوش چپ او اقامه گفت و در [[روز]] هفتم، گوسفندی برای او [[عقیقه]] کرد و سرش را تراشید و هموزن موی سرش [[نقره]] [[صدقه]] داد. هنوز یک سال از تولد او نگذشته بود که حسین{{ع}} در [[سوم شعبان]] [[سال چهارم هجرت]] متولد شد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} او را حسین نامید. برای او هم اذان و اقامه گفت، عقیقه نمود و صدقه داد. سومین فرزند آنان [[زینب]] در [[سال پنجم هجرت]] متولد شد و به دنبال او [[امکلثوم]] به [[دنیا]] آمد. | |||
دختر گرامی پیامبر اکرم{{صل}} بیشترین نقش را در [[تربیت فرزندان]] خویش داشت. او پیوسته حوادث و رشادتهای پدر و [[همسر]] خویش را برای فرزندانش جلوه میداد؛ زیرا در آیندهای نه چندان دور آنان باید قافلهسالار [[حق]] و [[حقیقت]] باشند و همانند جدّ و پدرشان [[رهبری]] [[انسانها]] را عهدهدار گردند. | |||
در برخی از کتابهای [[تاریخی]] آمده است که [[فاطمه]]{{س}} با فرزندانش بسیار [[بازی]] میکرد و آنان را به [[نشاط]] میآورد و همراه با بازی اشعاری را زمزمه میکرد. آن حضرت از [[جاذبه]] [[شعر]] در [[تربیت]] آنان استفاده میبرد: | |||
{{متن حدیث|أَشْبِهْ أَبَاكَ يَا حَسَنُ *** وَ اخْلَعْ عَنِ الْحَقِّ الرَّسَنَ | |||
وَ اعْبُدْ إِلَهاً ذَا مِنَنٍ *** وَ لَا تُوَالِ ذَا الْإِحَنِ}} | |||
ای حسن! به پدرت بمان و گشادهدست و [[کریم]] باش. | |||
[[پروردگار]] [[منان]] را [[بندگی]] کن و [[کینهورزان]] را به [[دوستی]] مگیر. | |||
روزی که [[حسنین]]{{عم}} [[بیمار]] شده بودند، آنها را در آغوش گرفت و به نزد پدرش رفت و گفت: اگر فرزندانم [[شفا]] یابند، سه روز برای [[رضای خدا]] و جهت [[شکرگزاری]] [[روزه]] خواهم گرفت<ref>کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۱، ص۴۹۱؛ ینابیع المودة، ص۴۹۳.</ref>. | |||
فاطمه [[مادری]] نمونه بود. هرچند که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، [[زمان]] حضورش در [[منزل]] در بعضی کارها به فاطمه{{س}} کمک میکرد و یا در [[تاریخ]] از سلمی همسر [[ابورافع]]، [[امالفضل]]، [[فاطمه بنت اسد]] و بعضی [[همسران]] [[رسولالله]]{{صل}} چون [[امسلمه]] نام برده شده که گاهی به فاطمه{{س}} کمک میکردند، اما این موارد به ندرت اتفاق میافتاد و عمده کارها را [[حضرت فاطمه]]{{س}} شخصاً انجام میداده است. وی به عنوان دختر [[رهبر جامعه اسلامی]] و همسر بزرگترین [[شخصیت]] مطرح [[جامعه]]، [[سطح زندگی]] خود را با [[زندگی]] [[مردم]] معمولی جامعه گره زده بود و از اینکه دختر رسولالله{{صل}} است، تفاخری بر مردم نمیکرد. | |||
روزی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} وارد منزل فاطمه{{س}} شد. دخترش را دید که بر روی [[زمین]] نشسته و با یک دست فرزندش را در آغوش گرفته و شیر میدهد و با دست دیگر با آسیاب دستی گندمها را آرد میکند. [[اشک]] در چشمانش حلقه زد و فرمود: «دخترم! [[تلخیها]] و [[مشکلات]] [[دنیا]] را به یاد شیرینی و [[سعادت]] [[بهشت]] بر خود گوارا ساز!» [[فاطمه]] در [[جواب]] پدر عرض کرد: «ای [[رسول خدا]]! [[حمد]] و [[شکر]] و [[سپاس]] سزاوار خداست در برابر نعمتهای بیکران او»<ref>مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۳۴۲.</ref>. | |||
فاطمه{{س}} نه تنها در [[پوشاک]] و [[خوراک]] به حداقل [[قناعت]] میکرد و بر خود سخت میگرفت، بلکه کارهای [[خانه]] را نیز بر عهده دیگری نمیگذاشت. از کشیدن آب تا [[نظافت خانه]]، دستاس کردن ذرت و یا گندم تا نگاهداری از [[فرزندان]] خردسالش و... همه را خود به عهده میگرفت. گاه با یک دست دستاس میکرد و با دست دیگر طفلش را میخواباند و ذکر [[حق]] در همه حالات بر زبانش جاری بود. | |||
امیرالمؤمنین{{ع}} میفرماید: «فاطمه محبوبترین کسان در چشم پدرش بود. او در خانه من چندان با [[مشک]] آب کشید که بند مشک بر سینه وی اثر گذاشت و چندان دستاس کرد که [[کف دست]] او پینه بست و چندان خانه را [[نظافت]] کرد که جامهاش رنگ خاک گرفت»<ref>مسند احمد بن حنبل، ج۲، ص۳۲۹.</ref>. | |||
فشار کار بر فاطمه{{س}} آنقدر زیاد بود که امیرالمؤمنین به او گفت: چه میشود که از پدرت [[خادمی]] بخواهی تا اندکی در برداشتن بار سنگین [[زندگی]] تو را [[یاری]] دهد؟ فاطمه{{س}} به نزد پدر رفت ولی [[شرم]] حضور مانع شد تا چیزی از پدرش بخواهد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} دانست دخترش برای کاری نزد او آمده است. بامداد به [[خانه فاطمه]] آمد. [[سلام]] کرد. علی و فاطمه او را پاسخ گفتند و از او خواستند تا به خانه درآید. [[رسولالله]]{{صل}} چون نشست به فاطمه{{س}} فرمود: دیروز از پدرت چه خواستی؟ امیرالمؤمنین عرض کرد: یا رسولالله{{صل}}! [[داستان]] فاطمه این است. او از [[سختی]] [[کار در خانه]] [[رنج]] میبرد و این رنج بر [[جسم]] او اثر گذاشته است. من از او خواستم از شما خدمتکاری برای خود بخواهد. رسولالله{{صل}} فرمود: آیا چیزی به شما بیاموزم که از خدمتکار بهتر باشد؟ چون بر [[جامه]] [[خواب]] رفتید، سی و سه بار [[خدا]] را [[تسبیح]] و سی و سه بار او را [[تحمید]] و سی و چهار بار [[تکبیر]] بگویید. [[فاطمه]] سر برداشت و گفت: از خدا و [[رسول خدا]] [[راضی]] هستم<ref>بحارالانوار، ج۴۳، ص۸۲.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص۱۹۱.</ref> | |||
==عابدی نمونه== | |||
فاطمه{{س}} در [[اطاعت]] [[پروردگار]] نمونه است. او هنگامی که از کارهای [[خانه]] [[فراغت]] مییافت، به [[عبادت]] میپرداخت. [[نماز]] و [[دعا برای دیگران]] و [[تضرع]] و [[زاری]] به درگاه [[خداوند]]. او آنقدر بر پاهایش به عبادت میایستاد که پاهایش تاول میزد. او در نماز از [[خشیت]] خداوند میلرزید و نفسش به شماره میافتاد و [[فرزندان]] خردسالش شاهدی بر [[اعمال]] مادر خویش بودند که در هنگام [[دعا]]، هیچکس را از دعای خود بینصیب نمیکرد مگر خودش را. [[امام حسن]]{{ع}} درباره عبادت مادرش میفرمود: مادرم را میدیدم که [[شبهای جمعه]] در [[محراب]] عبادتش ایستاده و تا [[طلوع صبح]] به [[رکوع]] و [[سجود]] به سر میبرد. خود میشنیدم که او برای مردان و [[زنان]] [[مؤمن]] دعا میکند و حتی آنان را نام میبرد و جهت برطرف شدن [[گرفتاری]] و برآورده شدن خواستههایشان بسیار دعا میکرد و برای خویش سخنی نمیگفت و دعایی نمیکرد، عرض کردم: مادرم چرا برای خود همانند دیگران دعا نمیکنی؟ [[جواب]] داد: {{متن حدیث|يَا بُنَيَّ الْجَارَ ثُمَّ الدَّارَ}} فرزندم! اول [[همسایه]] را مقدم دار و سپس خود و [[اهل]] خانه را<ref>بحارالانوار، ج۴۳، ص۸۱.</ref>. | |||
بدین ترتیب فاطمه{{س}} [[نوعدوستی]] و [[احترام]] به [[همسایگان]] را به فرزندش عملاً یاد میداد. فاطمه{{س}} [[ایثار]] محض بود و [[زیباترین]] [[سرمشق]] [[بخشش]] و اینها درسهایی است که بیش از همه [[حسنین]] و زینبین{{عم}} از آنها بهرهمند میشدند. | |||
[[صدوق]] در [[امالی]] مینویسد: «هنگامی که [[رسولالله]]{{صل}} قصد [[سفر]] داشت آخرین کسی را که دیدار میکرد، فاطمه{{س}} بود و چون باز میگشت نخست به دیدار او میرفت و مدت طولانی در نزد او مینشست. یکبار از [[جنگی]] بازگشت و به [[خانه فاطمه]]{{س}} رفت و دید که [[زهرا]] گردنبند و گوشواری برای خود فراهم آورده و بر در خانه پردهای آویخته شده است. همچنین بر دست حسن و حسین دستبند نقرهای دید. آن حضرت با [[مشاهده]] این موارد پس از توقفی کوتاه ناخرسندانه بیرون آمد و رو به [[مسجد]] نهاد. طولی نکشید که فرستاده فاطمه{{س}} با گردنبند، دستبند و گوشوارهها و پرده نزد [[پیامبر اکرم]]{{صل}} آمد و گفت: دخترت میگوید این زیورها را بفروش و در [[راه خدا]] صرف کن. رسولالله{{صل}} فرمود: پدرش فدای او باد. آنچه باید بکند، کرد. [[دنیا]] برای [[محمد و آل او]] نیست<ref>مناقب آل ابیطالب، ج۲، ص۴۷۱؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۰ و نیز ر.ک: مسند احمد بن حنبل، ح۴۷۲۷.</ref>. | |||
[[رسولخدا]]{{صل}} چون صفات عالی [[انسانی]] را در دخترش میدید و [[تربیت اسلامی]] را در [[کردار]] و [[رفتار]] و گفتار او مشاهده میکرد، او را میستود و درباره او [[دعای خیر]] میگفت و گاه شدت [[محبت]] خود را به او، با بوسه بر سر و دستش نشان میداد<ref>مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۳۳۳.</ref> و برای اینکه [[منزلت]] و رتبه او را به [[مسلمانان]] نشان دهد، میفرمود: «او پاره تن من است، کسی که او را بیازارد مرا آزرده است»<ref>صحیح بخاری، ج۵، ص۲۶.</ref>. | |||
خانه فاطمه{{س}} [[جذابیت]] و نورانیتی داشت که پیوسته رسولالله{{صل}} به سوی آن [[خانه]] جذب میشد. این [[نورانیت]] که پیامبر اکرم{{صل}} نمیتوانست آن را در جای دیگری بیابد، [[نور]] [[عرفان]] و نور [[معرفت حق]] بود. به وضوح معلوم است که در خانه فاطمه چون محیط مصفا و [[مطهر]] است، زمینه و شرایط برای دریافت اشراقات راحتتر است و [[نور خدا]] در این خانه بهتر دیده میشد. محور توجه رسولالله{{صل}} به خانه فاطمه{{س}} خود [[فاطمه]] است و نوری که در آن خانه میدید، نور [[حقیقت توحید]] بود. این چه مشکاتی و چه مصباحی و کدامین زجاجه و روغنی است که هیچگاه تمام نمیشود. در خانه فاطمه{{س}} چراغی روشن بود در مشکاتی که در این مشکات [[حقیقت]] نور بود. عرفان او به [[حق]]، عبادتش، مجاهدتش در راه حق، [[سختیها]] و مشقتهایی که در عمر کوتاه و پربارش در [[راه خدا]] بر خود هموار نمود، فرزندداری و [[تربیت]] فرزندانش، [[همسرداری]] و مادریاش، استغراق و [[خلوص]] کاملش در حق باعث شده بود انسانهایی که در اطراف او [[رشد]] میکردند، از وجود [[نورانی]] او نور بگیرند و دارای [[عزت]] و [[کرامت]]، نفسی مطمئن و [[قوی]] شوند. به همین دلیل بود که [[امام حسین]]{{ع}} در صحرای [[کربلا]] و روبروی خیل عظیم [[دشمن]] فریاد میزند: دامنی که مرا پرورش داده است، [[ذلت]] را بر من نمیپسندد<ref>الارشاد، ج۲، ص۴۵۰.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص۱۹۳.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||