بحث:حضرت فاطمه در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۴۶: خط ۱۴۶:


خانه فاطمه{{س}} [[جذابیت]] و نورانیتی داشت که پیوسته رسول‌الله{{صل}} به سوی آن [[خانه]] جذب می‌شد. این [[نورانیت]] که پیامبر اکرم{{صل}} نمی‌توانست آن را در جای دیگری بیابد، [[نور]] [[عرفان]] و نور [[معرفت حق]] بود. به وضوح معلوم است که در خانه فاطمه چون محیط مصفا و [[مطهر]] است، زمینه و شرایط برای دریافت اشراقات راحت‌تر است و [[نور خدا]] در این خانه بهتر دیده می‌شد. محور توجه رسول‌الله{{صل}} به خانه فاطمه{{س}} خود [[فاطمه]] است و نوری که در آن خانه می‌دید، نور [[حقیقت توحید]] بود. این چه مشکاتی و چه مصباحی و کدامین زجاجه و روغنی است که هیچ‌گاه تمام نمی‌شود. در خانه فاطمه{{س}} چراغی روشن بود در مشکاتی که در این مشکات [[حقیقت]] نور بود. عرفان او به [[حق]]، عبادتش، مجاهدتش در راه حق، [[سختی‌ها]] و مشقت‌هایی که در عمر کوتاه و پربارش در [[راه خدا]] بر خود هموار نمود، فرزندداری و [[تربیت]] فرزندانش، [[همسرداری]] و مادری‌اش، استغراق و [[خلوص]] کاملش در حق باعث شده بود انسان‌هایی که در اطراف او [[رشد]] می‌کردند، از وجود [[نورانی]] او نور بگیرند و دارای [[عزت]] و [[کرامت]]، نفسی مطمئن و [[قوی]] شوند. به همین دلیل بود که [[امام حسین]]{{ع}} در صحرای [[کربلا]] و روبروی خیل عظیم [[دشمن]] فریاد می‌زند: دامنی که مرا پرورش داده است، [[ذلت]] را بر من نمی‌پسندد<ref>الارشاد، ج۲، ص۴۵۰.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص۱۹۳.</ref>
خانه فاطمه{{س}} [[جذابیت]] و نورانیتی داشت که پیوسته رسول‌الله{{صل}} به سوی آن [[خانه]] جذب می‌شد. این [[نورانیت]] که پیامبر اکرم{{صل}} نمی‌توانست آن را در جای دیگری بیابد، [[نور]] [[عرفان]] و نور [[معرفت حق]] بود. به وضوح معلوم است که در خانه فاطمه چون محیط مصفا و [[مطهر]] است، زمینه و شرایط برای دریافت اشراقات راحت‌تر است و [[نور خدا]] در این خانه بهتر دیده می‌شد. محور توجه رسول‌الله{{صل}} به خانه فاطمه{{س}} خود [[فاطمه]] است و نوری که در آن خانه می‌دید، نور [[حقیقت توحید]] بود. این چه مشکاتی و چه مصباحی و کدامین زجاجه و روغنی است که هیچ‌گاه تمام نمی‌شود. در خانه فاطمه{{س}} چراغی روشن بود در مشکاتی که در این مشکات [[حقیقت]] نور بود. عرفان او به [[حق]]، عبادتش، مجاهدتش در راه حق، [[سختی‌ها]] و مشقت‌هایی که در عمر کوتاه و پربارش در [[راه خدا]] بر خود هموار نمود، فرزندداری و [[تربیت]] فرزندانش، [[همسرداری]] و مادری‌اش، استغراق و [[خلوص]] کاملش در حق باعث شده بود انسان‌هایی که در اطراف او [[رشد]] می‌کردند، از وجود [[نورانی]] او نور بگیرند و دارای [[عزت]] و [[کرامت]]، نفسی مطمئن و [[قوی]] شوند. به همین دلیل بود که [[امام حسین]]{{ع}} در صحرای [[کربلا]] و روبروی خیل عظیم [[دشمن]] فریاد می‌زند: دامنی که مرا پرورش داده است، [[ذلت]] را بر من نمی‌پسندد<ref>الارشاد، ج۲، ص۴۵۰.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص۱۹۳.</ref>
==مشارکت در امور اجتماعی==
قدر مسلم این است که [[فاطمه]]{{س}} با داشتن چهار فرزند که به تدریج به [[زندگی]] آنان وارد شده‌اند، [[معیشت]] بسیار [[سختی]] داشته است. در تمام مدت زندگی مشترک با [[امیرالمؤمنین]] به‌طور پیوسته مشغول [[پرستاری]] از [[فرزندان]] خردسالش بود، اما نقش [[اجتماعی]] خود را نیز به‌طور کامل ادا نموده و حضور در صحنه‌های اجتماعی از جمله مسئولیت‌های آن حضرت بوده است.
مشارکت فاطمه{{س}} در عرصه‌های [[اجتماع]] یک مشارکت وسیع و همه‌جانبه بوده است. البته داده‌های [[تاریخی]] در این زمینه خیلی زیاد نیست. این [[گناه]] بر گردن [[مورخان]] است. [[زن‌ها]] در [[صدر اسلام]] مشارکت همه‌جانبه داشتند و هیچ محدودیتی برای آنان نبود. [[بنی‌امیه]] و [[بنی‌عباس]] [[زنان]] را از صحنه‌ها بیرون کردند؛ زیرا [[مشارکت زنان]] در [[حیات سیاسی]] یک [[جامعه]] به معنای مشارکت همه مردان آن جامعه خواهد بود و [[حاکمان جور]] و [[ظلم]] از اینکه [[مردم]] در صحنه‌ها حاضر باشند، [[وحشت]] دارند، به همین جهت زنان را از صحنه‌ها خارج کردند در حالی که زنان در صدر اسلام حضور فعال داشتند. زنانی که [[اسلام]] نیز به [[نیکی]] از آنان یاد می‌کند، زنانی اجتماعی هستند و کاملاً در صحنه‌های [[سیاست]] و اجتماع حضور فعال دارند. زنانی چون [[بلقیس]] [[ملکه سبا]]، [[آسیه همسر فرعون]]، [[مریم]]{{س}}، [[دختران شعیب]]، مادر و [[خواهر حضرت موسی]]{{ع}}.
فاطمه{{س}} در مسائل عمومی اجتماع نیز نقشی فراگیر و فعال داشته است. پس از [[غزوه اُحُد]] که [[رسول‌الله]]{{صل}} با قرائت آیاتی از [[قرآن]] به [[دلجویی]] از بازماندگان [[شهدا]] می‌پرداخت، بر [[مزار]] آنان حاضر می‌شد و برای آنان از [[خدا]] [[طلب آمرزش]] می‌نمود. فاطمه{{س}} در این دلجویی‌ها پا‌به‌پای پدر [[رفتار]] می‌کرد. [[واقدی]] می‌نویسد: «[[پیامبر اکرم]]{{صل}} کنار پیکر [[حمزه]] نشست و گریست. فاطمه{{س}} نیز در کنار پدر نشست و گریست. او در [[مصیبت]] حمزه بسیار گریان بود و پیامبر اکرم{{صل}} هم با [[گریه]] او گریه می‌کرد و می‌فرمود: هرگز مصیبتی به بزرگی مصیبت تو به من نرسیده است. آن حضرت مکرر می‌فرمود: ای کاش من هم با [[شهیدان]] [[اُحُد]] [[شهید]] می‌شدم»<ref>المغازی النبویه، ج۱، ص۲۷۰.</ref>.
[[فاطمه]]{{س}} هر دو سه [[روز]] یک بار به [[زیارت شهدا]] می‌رفت و کنار [[قبور]] ایشان می‌گریست و [[دعا]] می‌کرد<ref>المغازی النبویه، ج۱، ص۲۹۰.</ref>.
در برخی از کتاب‌های [[تاریخی]] آمده است که فاطمه گاه دست [[فرزندان]] خود را می‌گرفت و به دیدار [[خانواده‌های شهدا]] می‌رفت و یا در [[تشییع پیکر]] [[پاک]] شهیدان شرکت می‌کرد<ref>وسائل الشیعه، ج۳، ص۲۴۰.</ref>.
فاطمه{{س}} از طرف پدر [[مسئولیت]] دیدار با خانواده‌های شهدا را داشت تا [[مشکلات]] آنها را بپرسد و به گوش پدر برساند تا [[رسول الله]]{{صل}} آنها را حل کند.
همچنین فاطمه{{س}} گاه بر [[مسند قضا]] می‌نشست؛ چنان‌که دو [[زن]] که در مورد مسئله‌ای [[اختلاف]] داشتند، نزد او آمدند و طرح دعوا نمودند و حضرت بین آنان [[داوری]] کرد<ref>زن و پیام‌آوری، ج۱، ص۲۱۲.</ref>.
فاطمه{{س}} [[معلم]] [[زنان]] نیز بود. شواهد زیادی وجود دارد که آن حضرت جلسات عمومی [[تدریس]] برای زنان داشته است. همچنین زنان به صورت فردی به نزد او آمده و [[سؤالات]] [[دینی]] خود را می‌پرسیدند. به نمونه‌ای اشاره می‌کنیم: زنی به حضور فاطمه{{س}} رسید و گفت: من مادر [[ضعیف]] و [[ناتوانی]] دارم که درباره [[نماز خواندن]] خود دچار مشکلی شده و مرا به حضور تو فرستاده است تا سؤال کنم [[تکلیف]] او چیست؟ زن سؤال خود را مطرح کرد و حضرت [[جواب]] او را داد. سپس آن زن سؤال دیگری مطرح کرد و پاسخ شنید. سؤال سوم تا دهم [[تکرار]] شد و فاطمه{{س}} با حوصله زیاد هر یک از [[سؤال‌ها]] را [[پاسخ]] داد. آن زن خجالت‌زده شد و گفت: ای [[دختر رسول خدا]]! تو را خسته کردم. فاطمه{{س}} فرمود: ایرادی ندارد، سؤال خود را ادامه بده و هر چه می‌خواهی سؤال کن<ref>بحارالانوار، ج۲، ص۳.</ref>.
با این وصف می‌باید احادیث بسیاری از فاطمه{{س}} نقل شده باشد، اما [[سیر]] حوادث پس از [[وفات پیامبر اکرم]]{{صل}} و دگرسانی صحنه [[سیاست]] و به دنبال آن جریان [[فرهنگ]] منع [[حدیث]] و تدوین آن و جلوگیری از [[نشر]] [[فضایل]] و [[علوم]] [[اهل‌بیت]] و غیره موجب شد [[احادیث]] اندکی از ایشان به دست ما برسد.
[[ملاقات]] و مراوده با [[مؤمنین]]: [[اصحاب رسول الله]] به [[راحتی]] به [[خانه فاطمه]]{{س}} رفت و آمد داشتند و [[سؤالات]] خود را از محضر او می‌پرسیدند. [[فاطمه]] نوعی [[مرجعیت فکری]] و [[دینی]] داشته است و به سؤالات آنان پاسخ می‌داده‌اند.
[[جابر بن عبدالله انصاری]] نقل می‌کند که من [[صحیفه فاطمیه]] را از فاطمه{{س}} آموختم. [[سلمان فارسی]] نیز می‌گوید: فاطمه به من [[دعای نور]] را آموخت و فرمود این [[دعا]] را از پدرم آموختم و به تو می‌آموزم.
فاطمه{{س}} حتی با غیر مؤمنین نیز ملاقات داشته است و طرف [[استمداد]] آنان واقع شده است. پس از شکستن [[صلح حدیبیه]]، [[ابوسفیان]] به [[مدینه]] آمد تا شاید بتواند [[پیمان]] را برای مدتی طولانی‌تر تجدید کند. او با بعضی از [[اصحاب]] ملاقات نمود، اما آنها او را طرد کردند. سپس به خانه فاطمه{{س}} آمد و از او درخواست نمود تا میانجی باشد. آن حضرت فرمود: ابوسفیان [[عزم]] پدرم جزم شده است<ref>السیرة النبویه ابن هشام، ج۴، ص۱۳.</ref>.
از دیگر مراودات ایشان، حضور در فعالیت‌های دسته‌جمعی چون [[مراسم حج]]، حضور در [[حجةالوداع]] و [[غدیرخم]] می‌باشد.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص۱۹۵.</ref>
==مشارکت‌های نظامی==
تا آنجا که مدارک [[تاریخی]] نشان می‌دهد فاطمه{{س}} در صحنه‌های نظامی نیز حضور داشت.
'''[[غزوه اُحُد]]''': پس از شنیدن خبر مجروح شدن [[رسول الله]]{{صل}}، فاطمه{{س}} با تعدادی از [[زنان]] در حالی که کوله‌پشتی بر پشت خود حمل می‌کرد و در آن خوراکی و [[آشامیدنی]] بود، خود را به [[اُحُد]] رساند. او چون چهره [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را خونین دید، او را در آغوش گرفت و شروع به [[پاک]] کردن [[خون]] از چهره آن حضرت نمود. رسول الله{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|اشْتَدَّ غَضَبُ اللّٰهِ عَلَى قَوْمٍ، أَدْمُوا وَجْهَ رَسُولِهِ}} [[خشم الهی]] نسبت به مردمی که چهره پیامبرش را خونین کردند، شدید خواهد بود. [[امام علی]]{{ع}} در سپر خود آب آورد، چون در دهان پیامبر اکرم{{صل}} خون جمع شده بود، با آن آب مضمضه نموده و دهان خود را شستشو داد، فاطمه{{س}} خون چهره [[پیامبر]]{{صل}} را می‌شست و امام علی{{ع}} با سپر خود آب می‌ریخت، ولی چون [[فاطمه]]{{س}} دید که خون بند نمی‌آید، قطعه حصیری را سوزاند و چون خاکستر شد، آن را بر زخم پاشید و خون بند آمد. همچنین گفته شده است که با پشم سوخته آن را معالجه کرد و بدین ترتیب پیامبر اکرم{{صل}} را [[درمان]] کرد<ref>المغازی، ج۱، ص۲۴۹-۲۵۰؛ الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۵۴؛ صحیح مسلم، ج۵، ص۱۷۸.</ref>.
'''[[غزوه خندق]]''': نقل شده که فاطمه نان می‌پخت و در آن شرایط و موقعیت خطرناک خود را به چادر پدر می‌رساند و نان را به او می‌داد. یک‌بار [[رسول الله]]{{صل}} فرمود: فاطمه [[جان]]! پدرت سه [[روز]] بود که چیزی نخورده بود.
'''[[فتح مکه]]''': فاطمه در این [[غزوه]] نیز حضور داشت و طرف [[مشورت پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} قرار می‌گرفت. فتح مکه خود یک [[حرکت]] نظامی بود.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص۱۹۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۱٬۲۲۰

ویرایش