آشنایی اجمالی

ادریس بن زیاد الحناط[۱] معروف به کفرتوثی[۲] با کنیه‌های ابوالفضل و ابومحمد که مادرش خوزی بود[۳]، از راویان شیعه است. وی اصحاب امام صادق(ع) را درک نموده و از آنان روایت کرده است[۴]. همچنین گزارش‌هایی وجود دارد که دلالت دارد دو امام دیگر یعنی امام هادی و امام حسن عسکری(ع) را نیز درک کرده است[۵]. ادریس بن زیاد افزون بر اصحاب امامان معصوم، از محدثانی همچون حنان بن سدیر[۶]، الحسن بن محبوب[۷]، احمد بن عبدالله الخراسانی[۸]حدیث آموخته و روایت کرده است. وی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان جعفر بن محمد الحسنی[۹] و احمد بن میثم[۱۰] می‌باشند.

درباره شخصیت ادریس بن زیاد، میان علما و رجال‌نویسان اختلاف است: برخی چون ابن غضائری بر نقلِ وی خرده گرفته و مدعی شده‌اند که او از ضعفا روایت می‌کند[۱۱]. در مقابل، بزرگانی چون نجاشی بر وثاقت وی تأکید کرده‌اند[۱۲]. علامه حلی نیز با پذیرش سخن نجاشی، روایات او را معتبر دانسته است[۱۳]. علامه تستری نوشته است: وی فقیهی محدث، جلیل و حسن است که به حق رجوع کرد[۱۴]. طبق روایتی که از اثبات الوصیه، هدایة الکبری و مناقب ابن شهر آشوب نقل می‌شود، گویا وی در آغاز دارای انحراف اعتقادی و بر مذهب واقفیه بود، اما در زمان امام هادی یا امام حسن عسکری(ع) به دیدار ایشان نائل شد و پس از آنکه آن حضرت بدون پرسش، پاسخ مسئله فقهی وی را فرمودند، به مذهب حق گروید و امامی گردید[۱۵].

از تاریخ وفات وی گزارشی ثبت نشده، اما کتاب نوادر از آثار اوست[۱۶].[۱۷]

منابع

پانویس

  1. ر.ک: أ. منابع شیعی: رجال النجاشی، ص۱۰۳، ش۲۵۷؛ طوسی، الفهرست، ص۹۱، ش۱۲۵؛ ابن الغضائری، الرجال، ص۳۹، ش۸؛ خلاصة الأقوال، رجال العلامة الحلی، ص۱۲، ش۲؛ إیضاح الإشتباه، ص۸۲، ش۵؛ ابن داود، الرجال، ص۴۸، ش۱۴۵؛ منهج المقال، ج۲، ص۲۳۷، ش۳۹۹؛ نقد الرجال، ج۱، ص۱۸۱، ش۳۷۳؛ مجمع الرجال، ج۱، ص۱۷۷؛ جامع الرواه، ج۱، ص۷۶؛ الوجیزة فی الرجال، ص۲۶، ش۱۵۲؛ منتهی المقال، ج۱، ص۳۶۹، ش۲۷۴، ج۷، ص۲۳۰ (ش ۳۷۳۳) و ۴۲۹ (ش۴۳۸۷)؛ شعب المقال، ص۵۱، ش۶۹؛ تنقیح المقال، ج۸، ص۳۲۱، ش۱۷۷۲؛ أعیان الشیعه، ج۲، ص۳۹۹، ش۲۷۸۰، ج۳، ص۲۲۸؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۱، ص۵۲۶، ش۱۹۰۲۔ ۱۹۰۳؛ معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۱۷۰، ش۱۰۵۱؛ قاموس الرجال، ج۱، ص۶۹۶، ش۶۳۹.
    ب. منابع سنی: لسان المیزان، ج۱، ص۳۳۳، ش۱۰۱۹.
  2. علامه حلی در ضبط این کلمه نوشته است: بفتح الکاف، و الفاء، و اسکان الراء، و ضم الثاء المنقطة فوقها ثلاث نقط، و اسکان الواو، و کسر الثاء المنقطة فوقها ثلاث نقط؛ إیضاح الإشتباه، ص۱۸، ش۵.
    نیز ابن داوود نوشته است: بالکاف المفتوحة و الفاء المفتوحة و قیل الساکنة و التاء المثناة فوق المضمومة و الثاء المثلثة، منسوب إلی کفرتونا و من أصحابنا من صحفه فتوهم أنه بثائین مثلثین، و الأول هو الحق، قریة بخراسان. ابن داود، الرجال، ص۴۸، ش۱۴۵.
    همچنین حموی در عنوان کفرتوثا می‌نویسد: بضم التاء المثناة من فوقها، و سکون الواو، و ثاء مثلثة: قریة کبیرة من أعمال الجزیرة، بینها و بین دارا خمسة فراسخ، و هی بین دارا و رأس عین، ینسب إلیها قوم من أهل العلم. و کفرتوثا أیضاً: من قری فلسطین؛ معجم البلدان، ج۴، ص۴۶۸.
    سمعانی هم نوشته است: الکفرتوثی: هذه النسبة إلی قریة بأعالی الشام، یقال لها کفرتوثا، و هی قریة من قری فلسطین فیما أظن. سمعانی، الأنساب، ج۵، ص۸۲.
    بلاذری می‌نویسد: و کانت کفرتوثا حصناً قدیماً، فاتخذها ولد أبی رمثة منزلا فمدنوها و حصنوها. فتوح البلدان، ج۱، ص۲۱۴، ش۴۷۵.
    جوهری می‌نویسد: والکفر أیضاً: القریة. و فی الحدیث: تخرجکم الروم منها کفراً کفراً أی قریة قریة، من قری الشام. و لهذا قالوا: کفرتوثا، و کفر تعقاب و غیر ذلک، إنما هی قری نسبت إلی رجال. الصحاح، ج۲، ص۸۰۷.
    بنابراین دیدگاه ابن داوود که کفرتوثا را نام قریه‌ای در خراسان دانسته، نمی‌تواند مورد تأیید باشد.
  3. ابن الغضائری، الرجال، ص۳۹، ش۸؛ لسان المیزان، ج۱، ص۳۳۳، ش۱۰۱۹.
  4. أدرک أصحاب أبی عبدالله(ع) و روی عنهم؛ رجال النجاشی، ص۱۰۳، ش۲۵۷؛ طوسی، الأمالی، ص۵۹۱، ح۱۲۲۶.
  5. إثبات الوصیة، ص۲۳۷- ۲۳۸؛ الهدایة الکبری، ص۳۴۳ - ۳۴۴؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب، ج۴، ص۴۲۸.
  6. مفید، الأمالی، ص۱۲۶، ح۴؛ تأویل الآیات الظاهره، ص۵۰۶.
  7. تأویل الأیات الظاهره، ص۳۴۱ و ۴۲۰.
  8. تأویل الأیات الظاهره، ص۳۵۷.
  9. تأویل الأیات الظاهره، ص۳۴۱ و ۴۲۰.
  10. طوسی، الفهرست، ص۹۱، ش۱۲۵.
  11. ابن الغضائری، الرجال، ص۳۹، ش۸.
  12. رجال النجاشی، ص۱۰۳، ش۲۵۷.
  13. خلاصة الأقوال، رجال العلامة الحلی، ص۱۲ - ۱۳، ش۲.
  14. قاموس الرجال، ج۱، ص۶۹۷.
  15. «... عَامِلِي بِكَفَرْتُوثَي يَذْكُرُ أَنَّهُ أَنْفَذَ إِلَيَّ رَجُلًا كَفَرْتُوثِيّاً، يُقَالُ لَهُ إِدْرِيسُ بْنُ زِيَادٍ فَدَعَوْتُ بِهِ فَرَأَيْتُهُ رَجُلًا وَسِيماً فَقَبِلَتْهُ نَفْسِي فَنَاجَيْتُهُ فَوَجَدْتُهُ مُنْتَظِراً مِمَّنْ يَقِفُ عَلَى إِمَامَةِ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ لَا يُقِرَّ بِالرِّضَا عَلِيِّ بْنِ مُوسَى(ع) وَ مِنْ بَعْدِهِ مِنَ الْأَئِمَّةِ...»؛ الهدایة الکبری، ص۳۴۳ - ۳۴۴؛ إثبات الوصیة، ص۲۳۷- ۲۳۸؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب، ج۴، ص۴۲۸.
  16. رجال النجاشی، ص۱۰۳، ش۲۵۷؛ لسان المیزان، ج۱، ص۳۳۳، ش۱۰۱۹.
  17. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۳، ص۳18-۳۲۱.