تعلیم و تربیت
معناشناسی
تعلیم به معنای آموختن و آگاهانیدن است[۱]. تعلیم، آگاهی دادن و تعلّم آگاه شدن نفس به یک موضوع است[۲]. تربیت نیز به معنای پروردن و پرورانیدن[۳] و تهذیب[۴] است.
در تفاوت بین این دو کلمه میتوان گفت "تربیت" معنایی دامنهدار و گسترده دارد، در حالی که واژه "تعلیم" از نظر مدلول، جزئی از تربیت یا وسیلهای از وسایل آن است. تربیت یعنی برانگیختن و پرورش استعدادها و قوای گوناگون انسان که باید با کوشش خود متربّی نیز توأم گردد تا به منتهای کمال خود برسد. تعلیم با مفهوم محدود آن عبارت است از تلقین و ایصال و انتقال معلومات به اذهان شاگردان[۵]، بر این اساس اگر تربیت به صورت مطلق و به تنهایی به کار رود مفهوم تعلیم را نیز در برمیگیرد؛ اما وقتی با تعلیم همراه گردد معنای آن محدود و متمایز میشود، به هر روی، عطف تعلیم و تربیت بر این نکته دلالت میکند که تحقّق هریک از این دو و سودمند بودن آن برای بشر، منوط به تحقّق دیگری است، از همینرو در حوزه معنایی علم در قرآن، از سویی حلم را دربرمیگیرد و از سوی دیگر با واژههایی نظیر معرفت، فقه، حکمت و شعور مرتبط میشود[۶].
تعلیم و تربیت در قرآن
از آیه ﴿مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللَّهِ وَلَكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ﴾[۷] برمیآید که تعلیم و تعلم با هدف جلب خشنودی خدا، ربّانی شدن را برای انسان به ارمغان میآورد[۸].
در فرهنگ اسلامی سدههای نخست، نوعاً عنوان "علم" بر دانشی که ماهیت دینی داشته اطلاق میشده و در نتیجه در تقابل با دانش دنیوی و غیر دینی بوده است، به همین سبب واژه "عالم" نیز معنای دانشمند در علوم و موضوعات دینی را داشت و کاربرد آن به معنای مطلق دانشمند، استعمال متأخر این واژه است.
تعلیم و تربیت با توجه به مخاطب آن، سه قسم است: تعلیم و تربیت فرد که در درجه نخست قرار دارد: ﴿قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا﴾[۹] امیرمؤمنان امام علی(ع) در تفسیر این آیه فرمود: نیکی را به خود و خانوادهتان یاد دهید و خود را بر آن پرورش دهید[۱۰]. در مرحله بعد، تعلیم و تربیتخانواده که همین آیه با تعبیر ﴿أَهْلِيكُمْ﴾ به آن اشاره دارد. آخرین مرحله، تعلیم و تربیت جامعه است. آیات امر به معروف و نهی از منکر: ﴿وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾[۱۱] و... و آیه نفر: ﴿وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَافَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ﴾[۱۲] ناظر به این قسم از تعلیم و تربیت است[۱۳].
ویژگیهای معلّم و متعلّم
عالم باید علم خود را به دیگران بیاموزد؛ زیرا علم رزقی است که خداوند بدو عطا کرده و از او انفاق آن را خواسته است: ﴿وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ﴾[۱۴] امام صادق(ع) در تفسیر این آیه فرمود: «وَ مِمَّا عَلَّمْنَاهُمْ يَبُثُّون»[۱۵] از آیات ۶۵ - ۷۰ سوره کهف دو ویژگی را میتوان برای معلم و مربی دریافت که با آیات دیگری نیز تأیید میشوند:
- معلّم خود به آنچه تعلیم میدهد عالم باشد.
- معلم استعداد متعلّم را بشناسد و هر موضوعی را به هر کسی نیاموزد[۱۶].
در آیات دیگر به صفاتی دیگر نیز برای معلم برمیخوریم؛ مانند عمل به علم و الگو بودن برای متعلّم[۱۷]؛ اخلاص در تعلیم و تربیت[۱۸]؛ ترس از خدا[۱۹]، تواضع[۲۰]؛ اهتمام به انجام وظیفه تعلیم و تربیت[۲۱]؛ عدم سختگیری و اجبار[۲۲].[۲۳]
روشهای تعلیم در قرآن
روشهای تعلیم را میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
- مستقیم که عموماً گفتاری بوده و در آنها متعلّم با قصد قبلی برای یادگیری حاضر میشود؛
- غیرمستقیم که کلامی و گفتاری نیست[۲۴].
روشهای مستقیم
- خطابه و سخنرانی: آیه شریفه ﴿ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ﴾[۲۵] این روش را به پیامبر اعظم(ص) سفارش میکند. "موعظه حسنه" عبارتی است که نفس شنونده را نرم و قلبش را رقیق میسازد و این همان خطابه است[۲۶]. آنچه در این شیوه تعلیم مهم است سخن گفتن روشن و آشکار[۲۷] همراه با تأنی شمرده و با نظمی زیباست.
- گفتوگو: موفقیت این روش را میتوان مرهون احساس مشارکت یاد گیرنده دانست[۲۸]. روش گفتوگو، روشهای خردتری را دربرمیگیرد؛ مانند: پرسش و پاسخ؛ مباحثه و مجادله[۲۹].
روشهای غیر مستقیم
الف) روشهای مشاهدهای: این روش خود مشتمل بر سه روش نمایشی، ایفای نقش و تقلید از الگوست؛ بدین شرح:
- روش نمایشی: قرآن بسیار بر تفکر و تعقل تأکید میورزد. اساس بیان قرآن در اینگونه تأکیدها برخورد نزدیک حسّی و بررسی دقیق موضوعی حسّی است[۳۰]. در بسیاری از آیات قرآن صحنههای گوناگون طبیعت به صورت پیاپی به نمایش درآمده و ضمن زدودن غفلت، توجه دادن به آن پدیدهها و تشویق به تفکر در آنها، تأثیریشگرف بر نفس مخاطب میگذارد[۳۱].
- روش ایفای نقش: قرآنکریم در این روش مخاطب را به ایفای نقشی فرا میخواند که گاه نقش مورد نظر در عمل به او نشان داده میشود؛ مانند آنچه در آیه ﴿فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الأَرْضِ﴾[۳۲] آمده است و بر اساس آن قابیل دریافت که باید بدن برادرش را در زمین دفن کند، و گاه نقش مورد نظر به صورت غیر مستقیم به او بیان میشود که ثبات یک موضوع و استحکام آن یا تأکید بر اهمیت یک موضوع مورد توجه است؛ مانند ایفای نقش مادری که از آیه ﴿وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ﴾[۳۳] استفاده میشود.
- روش تقلید از الگو: در این روش، یادگیری به طور مستقیم و از طریق مشاهده انجام میگیرد. قرآن کریم اطاعت از نیاکان و پیشینیان را نکوهیده است[۳۴]؛ لکن اصل تبعیت جاهل از عالم را تأیید میکند[۳۵].
ب) روش اکتشافی: حسن کنجکاوی، نیاز به دانستن، فهمیدن، شناخت محیط و کشف حقیقت، از ویژگیهای بارز انسان است و این انگیزه انسان را به سوی بررسی، تحقیق و تفکر سوق میدهد. لذتی که انسان از حل مستقل مسئله احساس میکند به مراتب بیشتر از آن است که شخصی دیگر کلید حل معما را در اختیارش قرار دهد[۳۶]. روشهای مقایسهای؛ تمثیل و قصه گویی از این نوع محسوب میشود[۳۷].
تعلیم و تربیت یکی از فلسفههای بعثت
تعلیم و تربیت پایه همه کمالات انسانی است؛ و هیچ انسانی بدون آگاهی و معرفت و تربیت صحیح به هیچ کمالی نمیرسد. البتّه برای رسیدن به هر نوع کمالی لازم است انسان علاوه بر شناخت تواناییهای خود آنها را در جهت هدف خاص خویش قرار دهد و از هدر رفتن آنها جلوگیری کند. منظور از تربیت، هدفمند کردن تواناییهای جسم و روح و متمرکز کردن در جهت و هدفی است که موجب کمال و سعادت انسان است. هدف از خلقت انسان عبادت و بندگی خداوند متعال است. پس باید تعلیم و تربیت او نیز دور این محور بچرخد. انسان باید بداند که دوری از آن موجب تباهی و تیره روزی اوست. و چون این امر اهمیّت فراوانی دارد و ممکن است انسان به خاطر عدم تعلیم و تربیت درست از راهِ بندگی و عبادت خداوند متعال منحرف گردد؛ خداوند متعال پیامبرانش را پی در پی به سوی بندگانش گسیل داشته تا آنان را از دشواریها و مشکلات این راه آگاه سازند، اسباب لازم برای رسیدن به اوج کمال انسانی را به او یاد آوری کنند و شیوههای تربیت و تزکیه نفس را به او بیاموزند. تا او با رام کردن نفس خویش و قرار دادن آن در مسیر هدف انسانیاش، به سوی آیندهای روشن در حرکت باشد. خدای تعالی میفرماید: ﴿هُوَ الَّذِى بَعَثَ فىِ الْأُمِّيِّنَ رَسُولًا مِّنهُْمْ يَتْلُواْ عَلَيهِْمْ ءَايَاتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الحِْكْمَةَ وَ إِن كاَنُواْ مِن قَبْلُ لَفِى ضَلَالٍ مُّبِين﴾[۳۸]، ﴿رَبَّنَا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنهُْمْ يَتْلُواْ عَلَيهِْمْ ءَايَاتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الحِْكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الحَْكِيمُ﴾[۳۹] هرچند این آیات درباره پیامبر گرامی اسلام (ص) نازل شده اما روشن است این امر اختصاص به ایشان ندارد و در مورد همه پیامبران و رسولان الهی صادق است. و شکّی نیست که یکی از وظایف مهمّ همه آنها تعلیم و تربیت بوده است[۴۰].
منابع
پانویس
- ↑ لغت نامه، ج۴، ص۵۹۷۱، «تعلیم».
- ↑ مقاییس اللغه، ج۴، ص۱۱۰، «علم».
- ↑ التحقیق، ج۳، ص۲۰، «رب»؛ ص۳۴، «ربو»؛ لغت نامه، ج۴، ص۵۷۷۶، «تربیت».
- ↑ لغتنامه، ج۴، ص۵۷۷۸، «تربیة».
- ↑ اسلام و تعلیم و تربیت، ص۱۵.
- ↑ کریمی، محمود، مقاله «تعلیم و تربیت»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷، ص۶۴۹.
- ↑ هیچ بشری را نسزد که خداوند به او کتاب و حکمت و پیامبری بدهد سپس او به مردم بگوید: به جای خداوند، بندگان من باشید ولی (میتواند گفت): شما که کتاب (آسمانی) را آموزش میداده و درس میگرفتهاید؛ (دانشورانی) ربّانی باشید؛ سوره آل عمران، آیه۷۹.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۸، ص۱۲۰.
- ↑ خود و خانواده خویش را از آتشی بازدارید؛ سوره تحریم، آیه۶.
- ↑ المستدرک، ج۲، ص۴۹۴؛ الدر المنثور، ج۶، ص۲۴۴؛ میزان الحکمه، ج۱، ص۵۶.
- ↑ و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا میخوانند و به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند و اینانند که رستگارند؛ سوره آل عمران، آیه۱۰۴.
- ↑ و مؤمنان نباید همگی رهسپار (جهاد یا آموختن دانش) شوند؛ اما چرا از هر گروه ایشان دستهای رهسپار نمیگردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند؛ سوره توبه، آیه۱۲۲.
- ↑ کریمی، محمود، مقاله «تعلیم و تربیت»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷، ص۶۵۰.
- ↑ از آنچه به آنان روزی دادهایم میبخشند؛ سوره بقره، آیه۳.
- ↑ مجمع البیان، ج۱، ص۱۲۲؛ نور الثقلین، ج۱، ص۲۶؛ الصافی، ج۱، ص۹۳.
- ↑ البصائر، ج۵۷، ص۵۶۳ـ ۵۶۴.
- ↑ سوره انعام، آیه۹۰.
- ↑ سوره فرقان، آیه۵۷.
- ↑ سوره احزاب، آیه۳۹.
- ↑ سوره شعراء، آیه۲۱۵.
- ↑ سوره ق، آیه۴۵.
- ↑ سوره شوری، آیه۴۸.
- ↑ کریمی، محمود، مقاله «تعلیم و تربیت»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷، ص۶۵۲ ـ ۶۵۳.
- ↑ شیوههای تعلیم، ص۸۳، ۱۱۶.
- ↑ مردم را به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان؛ سوره نحل، آیه۱۲۵.
- ↑ المیزان، ج۱۲، ص۳۷۲.
- ↑ سوره نحل، آیه۸۲.
- ↑ شیوههای تعلیم، ص۹۰.
- ↑ کریمی، محمود، مقاله «تعلیم و تربیت»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷، ص۶۵۳ ـ ۶۵۴.
- ↑ شیوههای تعلیم، ص۱۱۷ـ ۱۱۸.
- ↑ سوره رعد، آیه۴؛ سوره روم، آیه ۴۸ ـ ۵۰؛ سوره روم، آیه ۴۸ ـ ۵۰؛ سوره زمر، آیه۲۱.
- ↑ خداوند کلاغی را برانگیخت که زمین را میکاوید؛ سوره مائده، آیه۳۱.
- ↑ و مادران فرزندان خود را دو سال کامل شیر میدهند؛ سوره بقره، آیه۲۳۳.
- ↑ سوره بقره، آیه۱۷.
- ↑ سوره نحل، آیه۴۳.
- ↑ شیوههای تعلیم، ص۱۶۳.
- ↑ کریمی، محمود، مقاله «تعلیم و تربیت»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷، ص۶۵۴ ـ ۶۵۵.
- ↑ اوست که در میان نانویسندگان (عرب)، پیامبری از خود آنان برانگیخت که بر ایشان آیاتش را میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنان کتاب (قرآن) و فرزانگی میآموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند؛ سوره جمعه، آیه۲.
- ↑ پروردگارا! و در میان آنان از خودشان پیامبری را که آیههایت را برای آنها میخواند و به آنان کتاب (آسمانی) و فرزانگی میآموزد و به آنها پاکیزگی میبخشد، برانگیز! بیگمان تویی که پیروزمند فرزانهای؛ سوره بقره، آیه۱۲۹.
- ↑ محمد بیابانی اسکوئی، نبوت، ص۱۰۷.