بحث:جهاد در لغت
مقدمه
واژه «جِهاد» مصدر لازم، به معنای جنگ کردن است و در حالت اسم مصدری به معنای جنگ، ستیز و پیکار به کار میرود. این واژه از ریشه (جُهد) به معنای وسعت، قدرت، توان و طاقت، و یا از ریشه «جَهد» به معنای رنج دشواری و سختی گرفته شده است[۱] و با کلمه مجاهد و مجاهده همخانواده است. اگر جهاد را از ریشه «جُهد»، که یک بار در قرآن آمده است[۲] بدانیم، «مجاهد» کسی است که هرچه قدرت، توان، طاقت و نیرو دارد، تا جایی که میتواند، در راه هدف خود به کار میگیرد. اما اگر آن را از ریشه «جَهد»، که پنج بار در قرآن آمده است[۳]، در نظر بگیریم، مجاهد به کسی گفته میشود که با طیب خاطر در دشواریها و مشکلات وارد شود و برای رسیدن به هدف الهی خویش با سعی و کوشش تمام به پیش رود[۴]. به نظر میرسد در این بحث، «جهاد» تناسب بیشتری با ریشه «جُهد» داشته باشد؛ زیرا جهاد در این معنا با آنچه از نظر قوانین شرعی مطرح است، نزدیکی بیشتری دارد[۵].
واژه «جهاد» در اصطلاح نیز دارای معانی متعددی است. البته در همه آنها، نوعی یگانگی و وحدت مقصود به چشم میخورد در ادبیات فارسی، جهاد به معنای جنگیدن در راه حق، جنگ دینی و یا غزوه مسلمانان با کافران است[۶]. در فقه اسلامی به بخشش جان، مال و توان شخص مسلمان در راه سربلندی اسلام گفته میشود؛ ازاینرو جهاد را از نشانههای ایمان خواندهاند. طبق تعریف دیگری جهاد عبارت است از: «جنگ و نبرد مقدس با نامسلمانان، مشرکان و آشوبگران داخلی و متجاوزان به حقوق مسلمانان، برای دعوت به اسلام و استقرار عدالت، امنیت و حفظ مصالح مسلمین، نظام و حکومت اسلامی به فرمان الهی»[۷]. در اصطلاح حقوق عمومی، جهاد عبارت است از: «مبارزه مسلمین با اجانب به منظور دعوت آنان به اسلام و یا به منظور دفاع از استقلال حکومت اسلام و مسلمین و همچنین مبارزه با شورشیان داخلی که علیه حکومت قانونی اسلام قیام دستهجمعی و مسلحانه نمایند»[۸].
آنچه تاکنون بررسی کردیم، جهاد به معنای کارزار در راه سربلندی اسلام بود. اما جهاد در مفهوم وسیع خود کوششهای دیگری را نیز شامل میشود که ارشاد و هدایت نیز جزئی از آن است. در این معنا کوشش در راه اصلاح خویشتن نیز جهادی دیگر است. اصطلاح جهاد در این معنا، هنگامی که با صفت «اصغر» همراه شود، به معنای جدال با کافران است. در مقابل آن، اصطلاح «جهاد اکبر» قرار دارد که معنای آن کارزار بزرگ و در حقیقت مراد از آن جدال با نفس و کوشش در راه اصلاح خویشتن است[۹]. ریشه اصطلاح جهاد اکبر حدیثی نبوی است. آنگاه که مسلمانان از غزوهای مراجعت کردند رسول خدا فرمود: «اکنون باید از جهاد اصغر به جهاد اکبر رو کنیم و این جهاد بزرگ ستیزه و پیکار بنده با هوا و هوس خویش است»[۱۰]. آنچه در این پژوهش به آن خواهیم پرداخت، بررسی آموزههای معنوی معصومان(ع) در نبرد با اجانب و دعوت آنها به اسلام و مبارزه با آشوبگران داخلی حکومت اسلامی است، که از آن تعبیر به جهاد میشود. به عبارت دیگر آنچه ما در پی آنیم، آموزههای معنوی معصومان(ع) در غزوات و لشکرکشیهای نظامی است، نه جهاد به معنای عام آن یعنی تلاش و کوشش در راه خدا برای تقویت اسلام و ارشاد و هدایت دیگران یا مبارزه با هوای نفس که آن را جهاد اکبر خواندهاند.[۱۱].
منابع
پانویس
- ↑ علیاکبر دهخدا، لغتنامه دهخدا، واژه جهد.
- ↑ ﴿الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾ «آنان که به مؤمنان داوطلب دادن صدقهها و به کسانی که جز توان (اندک) خود چیزی (برای دادن صدقه) نمییابند طعنه میزنند و آنان را به ریشخند میگیرند، خداوند به ریشخندشان میگیرد و عذابی دردناک خواهند داشت» سوره توبه، آیه ۷۹.
- ↑ ﴿وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا أَهَؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خَاسِرِينَ﴾ «و مؤمنان میگویند: آیا اینانند که سختترین سوگندهایشان را به خداوند خوردهاند که با شمایند؟! کردارهاشان تباه گردید و زیانکار شدند» سوره مائده، آیه ۵۳؛ ﴿وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِنْدَ اللَّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لَا يُؤْمِنُونَ﴾ «و سختترین سوگندهایشان را به خداوند خوردند که اگر نشانه ای برای آنان بیاید به آن ایمان میآورند؛ بگو: نشانهها تنها نزد خداوند است و شما چه میدانید هنگامی که آن (نشانه هم) بیاید ایمان نمیآورند» سوره انعام، آیه ۱۰۹؛ ﴿وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ بَلَى وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ﴾ «و سختترین سوگندهاشان را به خداوند خوردند که خداوند کسی را که میمیرد (دیگر) برنمیانگیزد؛ چرا، به وعدهای واجب که بر عهده اوست (بر میانگیزد) امّا بیشتر مردم نمیدانند» سوره نحل، آیه ۳۸؛ ﴿وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُلْ لَا تُقْسِمُوا طَاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ﴾ «و سختترین سوگندهای خود را به خداوند خوردند که اگر به آنان فرمان دهی بیگمان (برای جهاد) بیرون خواهند رفت؛ بگو: سوگند مخورید! فرمان بردنی شایسته (بهتر است)، به راستی خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است» سوره نور، آیه ۵۳؛ ﴿وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَهُمْ نَذِيرٌ لَيَكُونُنَّ أَهْدَى مِنْ إِحْدَى الْأُمَمِ فَلَمَّا جَاءَهُمْ نَذِيرٌ مَا زَادَهُمْ إِلَّا نُفُورًا﴾ «و سختترین سوگندهای خود را خوردند که اگر بیمدهندهای نزد آنان آید بیگمان از هر یک از امّتها رهیافتهتر میشوند امّا چون بیمدهندهای نزدشان آمد جز بر رمیدنشان نیفزود» سوره فاطر، آیه ۴۲.
- ↑ ر.ک: راغب اصفهانی، المفردات فی الفاظ القرآن، واژه جهد؛ ابن منظور، لسان العرب، واژه جهد.
- ↑ حسین نوری، جهاد، ص۱۳.
- ↑ محمد معین، فرهنگ فارسی، واژه جهاد.
- ↑ محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۲۱، ص۳.
- ↑ محمدجعفر جعفری لنگرودی، فرهنگ حقوقی، ص۸۲.
- ↑ محمد معین، فرهنگ فارسی، واژه جهاد.
- ↑ شیخ صدوق، الامالی، مجلس ۷۱، ص۴۶۷.
- ↑ رستمی، علی امین، آموزههای معنوی در سیره نظامی معصومان، ص ۳۳.