پرش به محتوا

ظلم‌ستیزی در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = ظلم | عنوان مدخل = ظلم‌ستیزی | مداخل مرتبط = ظلم‌ستیزی در قرآن - ظلم‌ستیزی در سیره پیامبران - ظلم‌ستیزی در معارف و سیره نبوی - ظلم‌ستیزی در معارف و سیره فاطمی - ظلم‌ستیزی در معارف و سیره علوی - ظلم‌ستیزی...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
موضع [[اسلام]] درباره [[تعامل با ستمگران]] و [[نپذیرفتن ظلم]] و [[حرام]] دانستن [[گرایش به ستمگران]] و [[دوستی]] با آنان، به روشنی در [[قرآن]] و [[سنت]] [[متواتر]] آمده است و برای [[اثبات]] آن به سعی و تلاش یا [[تکلیف]] در [[استدلال]] نیازی نداریم.
موضع [[اسلام]] درباره [[تعامل با ستمگران]] و [[نپذیرفتن ظلم]] و [[حرام]] دانستن [[گرایش به ستمگران]] و [[دوستی]] با آنان، به روشنی در [[قرآن]] و [[سنت]] [[متواتر]] آمده است و برای [[اثبات]] آن به سعی و تلاش یا [[تکلیف]] در [[استدلال]] نیازی نداریم.
[[قرآن کریم]] به [[صراحت]]، گرایش به ستمگران و [[تسلیم]] در برابر آنان و دوستیشان را حرام می‌داند؛ [[خداوند تعالی]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ}}<ref>«و به ستمگران مگرایید که آتش (دوزخ) به شما رسد در حالی که شما را در برابر خداوند، سروری نباشد، آنگاه یاری نخواهید شد» سوره هود، آیه ۱۱۳.</ref>.
[[قرآن کریم]] به [[صراحت]]، گرایش به ستمگران و [[تسلیم]] در برابر آنان و دوستیشان را حرام می‌داند؛ [[خداوند تعالی]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ}}<ref>«و به ستمگران مگرایید که آتش (دوزخ) به شما رسد در حالی که شما را در برابر خداوند، سروری نباشد، آنگاه یاری نخواهید شد» سوره هود، آیه ۱۱۳.</ref>.
خط ۱۶: خط ۱۶:


روایاتی که این مضمون را در خود دارند، بسیارند و به حد [[تواتر]] می‌رسند و واضح‌اند و صریح و با [[کتاب خدا]] و [[روح]] [[اسلام]] و [[تعالیم]] و [[احکام]] آن نیز سازگاری تمام دارند. ما در این کتاب نمی‌توانیم تمام [[روایات]] مذکور را بیاوریم، بلکه تنها نمونه‌هایی از آنها را نقل می‌کنیم:
روایاتی که این مضمون را در خود دارند، بسیارند و به حد [[تواتر]] می‌رسند و واضح‌اند و صریح و با [[کتاب خدا]] و [[روح]] [[اسلام]] و [[تعالیم]] و [[احکام]] آن نیز سازگاری تمام دارند. ما در این کتاب نمی‌توانیم تمام [[روایات]] مذکور را بیاوریم، بلکه تنها نمونه‌هایی از آنها را نقل می‌کنیم:
[[ترمذی]] از [[طارق بن شهاب]] [[روایت]] می‌کند که گفت: «نخستین کسی که خطبه‌ای را بر [[نماز]] مقدم داشت، [[مروان]] بود، پس مردی برخاست و به او گفت: با [[سنت]] [[مخالفت]] کردی. مروان پاسخ داد: ای فلانی! آنچه بود، ترک شد. [[ابوسعید]] گفت: این مرد، آنچه را که بر عهده‌اش بود، انجام داد؛ از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیدم که می‌فرمود: «هر کس منکری را دید، باید آن را با دست خویش رد کند و هر کس نتوانست با زبان خویش و هر کس نتوانست پس با [[قلب]] خویش، و این ضعیف‌ترین درجه [[ایمان]] است».
[[ترمذی]] از [[طارق بن شهاب]] [[روایت]] می‌کند که گفت: «نخستین کسی که خطبه‌ای را بر [[نماز]] مقدم داشت، [[مروان]] بود، پس مردی برخاست و به او گفت: با [[سنت]] [[مخالفت]] کردی. مروان پاسخ داد: ای فلانی! آنچه بود، ترک شد. [[ابوسعید]] گفت: این مرد، آنچه را که بر عهده‌اش بود، انجام داد؛ از [[رسول خدا]] {{صل}} شنیدم که می‌فرمود: «هر کس منکری را دید، باید آن را با دست خویش رد کند و هر کس نتوانست با زبان خویش و هر کس نتوانست پس با [[قلب]] خویش، و این ضعیف‌ترین درجه [[ایمان]] است».
ابوعیسی گوید: «این [[حدیث حسن صحیح]] است»<ref>ترمذی، محمد، سنن ترمذی، ج۴، ص۴۶۹ -۴۷۰، کتاب الفتن، باب ما جاء فی تغییر المنکر بالید و اللسان، حدیث ۲۱۷۲.</ref>.
ابوعیسی گوید: «این [[حدیث حسن صحیح]] است»<ref>ترمذی، محمد، سنن ترمذی، ج۴، ص۴۶۹ -۴۷۰، کتاب الفتن، باب ما جاء فی تغییر المنکر بالید و اللسان، حدیث ۲۱۷۲.</ref>.


خط ۲۲: خط ۲۲:
در حالی که این حدیث و احادیث هم‌معنای آن برای [[رویارویی]] با منکر از سیری صعودی سخن می‌گویند، گروه دوم روایات برای رویارویی، سیری نزولی را پیشنهاد می‌کنند تا اینکه کار به مرحله خوابیدن بر پهلو که قوی‌ترین درجه [[ایمان]] است، می‌رسد! تا بدین روی امور [[ستمگران]] [[پایدار]] و برقرار بماند و خاطرشان آسوده باشد!
در حالی که این حدیث و احادیث هم‌معنای آن برای [[رویارویی]] با منکر از سیری صعودی سخن می‌گویند، گروه دوم روایات برای رویارویی، سیری نزولی را پیشنهاد می‌کنند تا اینکه کار به مرحله خوابیدن بر پهلو که قوی‌ترین درجه [[ایمان]] است، می‌رسد! تا بدین روی امور [[ستمگران]] [[پایدار]] و برقرار بماند و خاطرشان آسوده باشد!
[[حدیث]] [[نهی از منکر]] را با الفاظی نزدیک به آنچه آمد، مسلم در کتاب صحیح خویش [[روایت]] کرده است<ref>قشیری نیشابوری، مسلم، صحیح، ج۱، ص۵۰، کتاب الایمان، باب بیان کون النهی عن المنکر من الایمان.</ref>.
[[حدیث]] [[نهی از منکر]] را با الفاظی نزدیک به آنچه آمد، مسلم در کتاب صحیح خویش [[روایت]] کرده است<ref>قشیری نیشابوری، مسلم، صحیح، ج۱، ص۵۰، کتاب الایمان، باب بیان کون النهی عن المنکر من الایمان.</ref>.
منذری، در الترغیب و الترهیب، به روایت [[ابوسعید خدری]] از حدیث [[رسول خدا]]{{صل}} اکتفا کرده است<ref>منذری، عبدالعظیم، الترغیب و الترهیب، ج۳، ص۲۲۳؛ ابن حنبل، احمد، مسند، ج۲، ص۱۰، و ج۳، ص۵۴؛ ابن ماجه قزوینی، محمد، سنن، ج۲، ص۱۳۳۰، حدیث ۴۰۱۳.</ref>. احمد نیز در [[مسند]] در دو جا از کتاب خویش حدیث را روایت کرده است.
منذری، در الترغیب و الترهیب، به روایت [[ابوسعید خدری]] از حدیث [[رسول خدا]] {{صل}} اکتفا کرده است<ref>منذری، عبدالعظیم، الترغیب و الترهیب، ج۳، ص۲۲۳؛ ابن حنبل، احمد، مسند، ج۲، ص۱۰، و ج۳، ص۵۴؛ ابن ماجه قزوینی، محمد، سنن، ج۲، ص۱۳۳۰، حدیث ۴۰۱۳.</ref>. احمد نیز در [[مسند]] در دو جا از کتاب خویش حدیث را روایت کرده است.


[[ابن ماجه]] نیز حدیث مذکور را در [[سنن]] روایت کرده است<ref>ابن حنبل، احمد، مسند، ج۲، ص۱۰، و ج۳، ص۵۴.</ref>، و [[نسایی]] نیز در سنن از کل متن روایت، تنها روایت [[ابوسعید]] از حدیث رسول خدا{{صل}} را آورده است<ref>نسایی، احمد، سنن، ج۸، ص۱۱۱ - ۱۱۲، کتاب الایمان، باب تفاضل اهل الإیمان.</ref>. [[متقی هندی]] نیز در [[کنز العمال]]، همین حدیث را با الفاظی نزدیک روایت کرده است<ref>متقی هندی، علی، کنز العمال، حدیث ۵۵۵۶.</ref>.
[[ابن ماجه]] نیز حدیث مذکور را در [[سنن]] روایت کرده است<ref>ابن حنبل، احمد، مسند، ج۲، ص۱۰، و ج۳، ص۵۴.</ref>، و [[نسایی]] نیز در سنن از کل متن روایت، تنها روایت [[ابوسعید]] از حدیث رسول خدا {{صل}} را آورده است<ref>نسایی، احمد، سنن، ج۸، ص۱۱۱ - ۱۱۲، کتاب الایمان، باب تفاضل اهل الإیمان.</ref>. [[متقی هندی]] نیز در [[کنز العمال]]، همین حدیث را با الفاظی نزدیک روایت کرده است<ref>متقی هندی، علی، کنز العمال، حدیث ۵۵۵۶.</ref>.
[[ترمذی]] در سنن از ابوسعید خدری روایت می‌کند که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: «سخن [[حق]] گفتن در نزد [[سلطان]] ستمگراز بزرگ‌ترین جهادهاست»<ref>ترمذی، محمد، سنن ترمذی، ج۴، ص۴۷۱، حدیث ۲۱۷۴، کتاب الفتن.</ref>.
[[ترمذی]] در سنن از ابوسعید خدری روایت می‌کند که [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: «سخن [[حق]] گفتن در نزد [[سلطان]] ستمگراز بزرگ‌ترین جهادهاست»<ref>ترمذی، محمد، سنن ترمذی، ج۴، ص۴۷۱، حدیث ۲۱۷۴، کتاب الفتن.</ref>.
ابن ماجه نیز این حدیث را در سنین روایت کرده است<ref>ابن ماجه قزوینی، محمد، سنن، ج۲، ص۱۳۲۹، حدیث ۴۰۱۱.</ref>.
ابن ماجه نیز این حدیث را در سنین روایت کرده است<ref>ابن ماجه قزوینی، محمد، سنن، ج۲، ص۱۳۲۹، حدیث ۴۰۱۱.</ref>.
ابن ماجه از [[ابوامامه]] روایت می‌کند که گفت: «مردی کنار جمره اولی نزد رسول خدا{{صل}} آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! کدام [[جهاد]] [[برتر]] است؟ رسول خدا{{صل}} [[سکوت]] کرد، و چون در جمره ثانیه آن [[حضرت]] را دید، دیگربار همان [[پرسش]] را کرد و رسول خدا{{صل}} نیز بار دیگر سکوت کرد، و چون جمره [[عقبه]] را [[رمی]] کرد، پایش را در رکاب نهاد تا سوار شود و فرمود: «آن پرسش‌گر کجاست»؟ مرد عرض کرد: اینجایم، ای رسول خدا! فرمود: «سخن حقی نزد سلطانی [[ستمگر]]»<ref>ابن ماجه قزوینی، محمد، سنن، ج۲، ص۱۳۳۰، حدیث ۴۱۲.</ref>.
ابن ماجه از [[ابوامامه]] روایت می‌کند که گفت: «مردی کنار جمره اولی نزد رسول خدا {{صل}} آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! کدام [[جهاد]] [[برتر]] است؟ رسول خدا {{صل}} [[سکوت]] کرد، و چون در جمره ثانیه آن [[حضرت]] را دید، دیگربار همان [[پرسش]] را کرد و رسول خدا {{صل}} نیز بار دیگر سکوت کرد، و چون جمره [[عقبه]] را [[رمی]] کرد، پایش را در رکاب نهاد تا سوار شود و فرمود: «آن پرسش‌گر کجاست»؟ مرد عرض کرد: اینجایم، ای رسول خدا! فرمود: «سخن حقی نزد سلطانی [[ستمگر]]»<ref>ابن ماجه قزوینی، محمد، سنن، ج۲، ص۱۳۳۰، حدیث ۴۱۲.</ref>.


منذری در الترغیب و الترهیب [[حدیثی]] نزدیک به این [[روایت]] کرده است<ref>منذری، عبدالعظیم، الترغیب و الترهیب، ج۳، ص۲۲۵.</ref>.
منذری در الترغیب و الترهیب [[حدیثی]] نزدیک به این [[روایت]] کرده است<ref>منذری، عبدالعظیم، الترغیب و الترهیب، ج۳، ص۲۲۵.</ref>.
نیز روایت شده است: «محبوب‌ترین جهادها نزد [[خداوند]]، سخن حقی است که به [[پیشوایی]] ستمگر گفته می‌شود»<ref>متقی هندی، علی، کنز العمال، حدیث ۵۵۱۱ و ۵۵۱۲ و ۵۵۱۴.</ref>.
نیز روایت شده است: «محبوب‌ترین جهادها نزد [[خداوند]]، سخن حقی است که به [[پیشوایی]] ستمگر گفته می‌شود»<ref>متقی هندی، علی، کنز العمال، حدیث ۵۵۱۱ و ۵۵۱۲ و ۵۵۱۴.</ref>.
از جابر از [[رسول خدا]]{{صل}} روایت شده است که فرمود: «[[سرور]] [[شهیدان]] [[حمزة بن عبدالمطلب]] است و مردی که در برابر پیشوایی ستمگر برپا خیزد و او را [[امرونهی]] کند و آن [[پیشوا]] او را بکشد». این [[حدیث]] را [[ترمذی]] و [[حاکم]] روایت کرده‌اند و حاکم آن را صحیح الاسناد خوانده است<ref>منذری، عبدالعظیم، الترغیب و الترهیب، ج۳، ص۲۲۵.</ref>.
از جابر از [[رسول خدا]] {{صل}} روایت شده است که فرمود: «[[سرور]] [[شهیدان]] [[حمزة بن عبدالمطلب]] است و مردی که در برابر پیشوایی ستمگر برپا خیزد و او را [[امرونهی]] کند و آن [[پیشوا]] او را بکشد». این [[حدیث]] را [[ترمذی]] و [[حاکم]] روایت کرده‌اند و حاکم آن را صحیح الاسناد خوانده است<ref>منذری، عبدالعظیم، الترغیب و الترهیب، ج۳، ص۲۲۵.</ref>.
ترمذی از [[نعمان بن بشیر]] روایت می‌کند که گفت: رسول خدا{{صل}} فرمود: «[[مَثَل]] آنکه حدود خدای را برپا می‌دارد و آنکه در آن [[نرمش]] به [[خرج]] می‌دهد، مَثَل گروهی است که برای جای گرفتن بر روی کشتی قرعه انداختند و برخی بر روی عرشه و برخی در طبقه زیرین کشتی جای گرفتند. آنان که در طبقه زیرین بودند، به بالا آمدند و [از دریا] آب می‌کشیدند و آب بر سر کسانی که بر روی عرشه بودند، می‌ریخت. آنان که بر روی عرشه بودند گفتند: نمی‌گذاریم که شما بالا بیایید و ما را [[اذیت]] کنید. آنان که در طبقه زیرین بودند، گفتند: پس ما نیز کشتی را سوراخ می‌کنیم تا [از دریا] آب بکشیم. اگر عرشه نشینان جلوی آنان را بگیرند و منعشان کنند، همگی [[نجات]] می‌یابند و اگر ترکشان گویند، همگی [[غرق]] می‌شوند»<ref>ترمذی، محمد، سنن ترمذی، ج۴، ص۴۷۰، حدیث ۲۱۷۳،کتاب الفتن، باب ۱۲.</ref>.
ترمذی از [[نعمان بن بشیر]] روایت می‌کند که گفت: رسول خدا {{صل}} فرمود: «[[مَثَل]] آنکه حدود خدای را برپا می‌دارد و آنکه در آن [[نرمش]] به [[خرج]] می‌دهد، مَثَل گروهی است که برای جای گرفتن بر روی کشتی قرعه انداختند و برخی بر روی عرشه و برخی در طبقه زیرین کشتی جای گرفتند. آنان که در طبقه زیرین بودند، به بالا آمدند و [از دریا] آب می‌کشیدند و آب بر سر کسانی که بر روی عرشه بودند، می‌ریخت. آنان که بر روی عرشه بودند گفتند: نمی‌گذاریم که شما بالا بیایید و ما را [[اذیت]] کنید. آنان که در طبقه زیرین بودند، گفتند: پس ما نیز کشتی را سوراخ می‌کنیم تا [از دریا] آب بکشیم. اگر عرشه نشینان جلوی آنان را بگیرند و منعشان کنند، همگی [[نجات]] می‌یابند و اگر ترکشان گویند، همگی [[غرق]] می‌شوند»<ref>ترمذی، محمد، سنن ترمذی، ج۴، ص۴۷۰، حدیث ۲۱۷۳،کتاب الفتن، باب ۱۲.</ref>.


این حدیث را منذری در الترغیب و الترهیب روایت کرده است<ref>منذری، عبدالعظیم، الترغیب و الترهیب، ج۳، ص۲۲۵.</ref>.
این حدیث را منذری در الترغیب و الترهیب روایت کرده است<ref>منذری، عبدالعظیم، الترغیب و الترهیب، ج۳، ص۲۲۵.</ref>.
مردی در [[نبرد صفین]] به امیرالمؤمنین علی{{ع}} عرض کرد: تو به [[عراق]] خود بازگرد و ما به [[شام]] خویش بازمی‌گردیم. [[حضرت]] او را فرمود: «می دانم که این سخن تو از روی [[خیرخواهی]] و [[دلسوزی]] است... [[خداوند تبارک و تعالی]] [[راضی]] نمی‌شود که در [[زمین]] [[نافرمانی]] شود و [[دوستان]] او خاموش بنشینند و دم برنیارند و [[امر به معروف و نهی از منکر]] نکنند. بنابراین، من [[جنگیدن]] را آسان‌تر از [[غل]] و زنجیرهای [[دوزخ]] یافتم»<ref>محمودی، محمدباقر، نهج السعادة، ج۲، ص۲۲۶ - ۲۲۷.</ref>.
مردی در [[نبرد صفین]] به امیرالمؤمنین علی {{ع}} عرض کرد: تو به [[عراق]] خود بازگرد و ما به [[شام]] خویش بازمی‌گردیم. [[حضرت]] او را فرمود: «می دانم که این سخن تو از روی [[خیرخواهی]] و [[دلسوزی]] است... [[خداوند تبارک و تعالی]] [[راضی]] نمی‌شود که در [[زمین]] [[نافرمانی]] شود و [[دوستان]] او خاموش بنشینند و دم برنیارند و [[امر به معروف و نهی از منکر]] نکنند. بنابراین، من [[جنگیدن]] را آسان‌تر از [[غل]] و زنجیرهای [[دوزخ]] یافتم»<ref>محمودی، محمدباقر، نهج السعادة، ج۲، ص۲۲۶ - ۲۲۷.</ref>.
[[ابن ماجه]] از [[ابوسعید خدری]] [[روایت]] می‌کند که [[رسول خدا]]{{صل}} به [[خطبه]] ایستاد و از جمله چنین فرمود: «مبادا [[ترس]] از [[مردم]]، کسی را از بر زبان راندن سخن [[حق]]، اگر آن را دانست، باز دارد». [[ابوسعید]] می‌گریست و می‌گفت: «به [[خدا]] [[سوگند]] چیزهایی دیدیم و ترسیدیم»<ref>ابن ماجه قزوینی، محمد، سنن، ج۲، ص۱۳۲۸، حدیث ۴۰۰۷.</ref>.
[[ابن ماجه]] از [[ابوسعید خدری]] [[روایت]] می‌کند که [[رسول خدا]] {{صل}} به [[خطبه]] ایستاد و از جمله چنین فرمود: «مبادا [[ترس]] از [[مردم]]، کسی را از بر زبان راندن سخن [[حق]]، اگر آن را دانست، باز دارد». [[ابوسعید]] می‌گریست و می‌گفت: «به [[خدا]] [[سوگند]] چیزهایی دیدیم و ترسیدیم»<ref>ابن ماجه قزوینی، محمد، سنن، ج۲، ص۱۳۲۸، حدیث ۴۰۰۷.</ref>.
نیز ابن ماجه از [[عبدالله بن جریر]] از پدرش روایت می‌کند که رسول خدا{{صل}} فرمود: «مردمانی که در میان آنان [[معصیت]] می‌شود و آنان به [[تغییر]] دست نمی‌زنند در حالی که از [[معصیت‌کاران]] قوی‌تر و مقتدرترند، [[خداوند]] [[کیفر]] خویش را شامل همه آنان می‌کند»<ref>ابن ماجه قزوینی، محمد، سنن، ج۲، ص۱۳۲۹، حدیث ۴۰۰۹.</ref>.
نیز ابن ماجه از [[عبدالله بن جریر]] از پدرش روایت می‌کند که رسول خدا {{صل}} فرمود: «مردمانی که در میان آنان [[معصیت]] می‌شود و آنان به [[تغییر]] دست نمی‌زنند در حالی که از [[معصیت‌کاران]] قوی‌تر و مقتدرترند، [[خداوند]] [[کیفر]] خویش را شامل همه آنان می‌کند»<ref>ابن ماجه قزوینی، محمد، سنن، ج۲، ص۱۳۲۹، حدیث ۴۰۰۹.</ref>.


[[متقی هندی]] نیز روایتی به همین مضمون روایت کرده است<ref>متقی هندی، علی، کنز العمال، حدیث ۵۵۳۲ و ۵۵۷۱.</ref>.
[[متقی هندی]] نیز روایتی به همین مضمون روایت کرده است<ref>متقی هندی، علی، کنز العمال، حدیث ۵۵۳۲ و ۵۵۷۱.</ref>.
از [[جابر بن عبدالله]] روایت شده است که رسول خدا{{صل}} [[کعب بن بحجره]] را فرمود: «پس از من حکمرانانی خواهند آمد که به راه من نمی‌روند و به روش من عمل نمی‌کنند، پس کسانی که [[دروغ]] آنان را [[تصدیق]] کند و بر ستمشان یاریشان رسانند، از من نیستند و من نیز از آنان نیستم و کنار [[حوض]] بر من وارد نمی‌شوند، و کسانی که دروغ آنان را تصدیق نکنند و بر ستمشان یاریشان نرسانند، آنان از من‌اند و من از آنانم»<ref>منذری، عبدالعظیم، الترغیب و الترهیب، ج۳، ص۱۹۴ و به لفظی قریب به آن نیز در همان جلد، ص۱۹۵.</ref>.
از [[جابر بن عبدالله]] روایت شده است که رسول خدا {{صل}} [[کعب بن بحجره]] را فرمود: «پس از من حکمرانانی خواهند آمد که به راه من نمی‌روند و به روش من عمل نمی‌کنند، پس کسانی که [[دروغ]] آنان را [[تصدیق]] کند و بر ستمشان یاریشان رسانند، از من نیستند و من نیز از آنان نیستم و کنار [[حوض]] بر من وارد نمی‌شوند، و کسانی که دروغ آنان را تصدیق نکنند و بر ستمشان یاریشان نرسانند، آنان از من‌اند و من از آنانم»<ref>منذری، عبدالعظیم، الترغیب و الترهیب، ج۳، ص۱۹۴ و به لفظی قریب به آن نیز در همان جلد، ص۱۹۵.</ref>.
از [[نعمان بن بشیر]] روایت شده است: رسول خدا{{صل}} پس از [[نماز]] عشا بر ما که در [[مسجد]] بودیم، در آمد و چشمش را در [[آسمان]] بالا برد سپس پایین آورد، چندان که [[گمان]] بردیم در [[آسمان]] کاری رخ داده است، سپس فرمود: «هان! پس از من حکمرانانی خواهند آمد که [[ستم]] می‌کنند و [[دروغ]] می‌گویند، پس هرکس دروغ آنان را [[تصدیق]] کند و بر ستمشان یاریشان رساند، از من نیست و من نیز از او نیستم و هر کس دروغ آنان را تصدیق نکند و بر ستمشان یاریشان نرساند، او از من است و من از اویم»<ref>منذری، عبدالعظیم، الترغیب و الترهیب، ج۳، ص۱۹۶.</ref>.
از [[نعمان بن بشیر]] روایت شده است: رسول خدا {{صل}} پس از [[نماز]] عشا بر ما که در [[مسجد]] بودیم، در آمد و چشمش را در [[آسمان]] بالا برد سپس پایین آورد، چندان که [[گمان]] بردیم در [[آسمان]] کاری رخ داده است، سپس فرمود: «هان! پس از من حکمرانانی خواهند آمد که [[ستم]] می‌کنند و [[دروغ]] می‌گویند، پس هرکس دروغ آنان را [[تصدیق]] کند و بر ستمشان یاریشان رساند، از من نیست و من نیز از او نیستم و هر کس دروغ آنان را تصدیق نکند و بر ستمشان یاریشان نرساند، او از من است و من از اویم»<ref>منذری، عبدالعظیم، الترغیب و الترهیب، ج۳، ص۱۹۶.</ref>.


از [[ابن عباس]] [[روایت]] شده است که پیامر فرمود: «همانا مردمانی از [[امت]] من در [[دین]] [[تفقه]] می‌کنند و [[قرآن]] را می‌خوانند و می‌گویند: نزد [[امیران]] می‌رویم و از دنیای آنان بهره‌مند می‌گردیم و دین خویش را از آنان برکنار می‌داریم، لیک چنین چیزی شدنی نیست! همان‌گونه که از گون جز خار چیده نمی‌شود». منذری می‌گوید: «این [[حدیث]] را [[ابن ماجه]] روایت کرده است و [[راویان]] آن [[ثقه]] هستند»<ref>منذری، عبدالعظیم، الترغیب و الترهیب، ج۳، ص۱۹۶.</ref>.<ref>[[محمد مهدی آصفی|آصفی، محمد مهدی]]، [[بر آستان عاشورا ج۱ (کتاب)|بر آستان عاشورا]]، ج۱، ص ۱۲۴.</ref>
از [[ابن عباس]] [[روایت]] شده است که پیامر فرمود: «همانا مردمانی از [[امت]] من در [[دین]] [[تفقه]] می‌کنند و [[قرآن]] را می‌خوانند و می‌گویند: نزد [[امیران]] می‌رویم و از دنیای آنان بهره‌مند می‌گردیم و دین خویش را از آنان برکنار می‌داریم، لیک چنین چیزی شدنی نیست! همان‌گونه که از گون جز خار چیده نمی‌شود». منذری می‌گوید: «این [[حدیث]] را [[ابن ماجه]] روایت کرده است و [[راویان]] آن [[ثقه]] هستند»<ref>منذری، عبدالعظیم، الترغیب و الترهیب، ج۳، ص۱۹۶.</ref>.<ref>[[محمد مهدی آصفی|آصفی، محمد مهدی]]، [[بر آستان عاشورا ج۱ (کتاب)|بر آستان عاشورا]]، ج۱، ص ۱۲۴.</ref>
== جستارهای وابسته ==


== منابع ==
== منابع ==
خط ۵۶: خط ۵۴:


[[رده:ظلم‌ستیزی]]
[[رده:ظلم‌ستیزی]]
[[رده:مدخل]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش