←حجاج بن یوسف ثقفی
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
==حجاج بن یوسف ثقفی== | ==حجاج بن یوسف ثقفی== | ||
او مشهورترین [[کارگزار]] [[عراق]] در عصر [[امویان]] است. [[مسعودی]] در التنبیه و الاشراف [[نسب]] او را اینگونه بیان داشته است: حجاج بن یوسف بن حکم بن ابیعقیل بن | او مشهورترین [[کارگزار]] [[عراق]] در عصر [[امویان]] است. [[مسعودی]] در التنبیه و الاشراف [[نسب]] او را اینگونه بیان داشته است: [[حجاج بن یوسف بن حکم بن ابیعقیل بن مسعود بن عامر بن معتب]] از [[قبیله ثقیف]]<ref>تنبیه و الاشراف، ص۲۹۲.</ref> حجاج در روستای بنیصخر به [[دنیا]] آمد. درباره [[تاریخ]] [[تولد]] حجاج [[اختلاف]] وجود دارد؛ اما به نقل [[طبری]] او در [[سال ۴۲ هجری]]، متولد شد<ref>تاریخ طبری، ج۷، ص۲۷۲۷.</ref>. کنیهاش ابومحمد بود و مادرش او را [[کلیب]] (سگ کوچک) نام نهاده بود. او بعدها به حجاج معروف شد. حجاج نه به معنای بسیار حجکننده بلکه حجاج به معنای بریدن استخوان است<ref>مفتخری، حسین، «حجاج بن یوسف ثقفی»، دانشنامه حج و حرمین شریفه، پژوهشکده حج و زیارت، ش۶، ۱۳۹۸.</ref>. | ||
حجاج فردی بود که چشمان تنگ و کمنور داشت و استخوان نشیمنگاهش دارای [[عیب]] و نقصان بود. از دیگر ویژگیهای جسمی او ساقهایی بسیار لاغر و نازک، کوچکی اندام و صدایی نازک بود و نیز بالاتنه کوتاهی داشت. مادرش فارغه، دختر [[همام بن عروه بن مسعود ثقفی]]، [[همسر]] مطلقه [[حارث بن کلده]] بود که قبل از آن در [[نکاح]] [[مغیرة بن شعبه]] بود و در ازدواجش با یوسف، حجاج را به دنیا آورد. یوسف از [[رجال]] سرشناس و [[اهل علم]] و فضل و [[شرف]] در قبیله ثقیف بود و در واقع [[شغل]] اصلی وی [[تدریس]] [[قرآن]] در [[طائف]] بود. درنتیجه حجاج نیز قرآن را خوب میدانست. نخستین باری که نام حجاج و پدرش در قضایای [[سیاسی]] دیده میشود، مربوط به آغاز فعالیتهای [[مروان بن حکم]] برای [[تصدی]] [[خلافت]] است. نخستین جایی که حجاج به عنوان [[والی]] بدانجا رفت، [[تباله]] در [[حجاز]] بود سپس متصدی [[شرطه]] [[ابان بن مروان]] شد. بعد از آن بهعنوان [[رئیس شرطه]] [[عبدالملک]] مشغول به کار شد و عبدالملک نیز از [[دلیری]] او خوشش آمد. حجاج در [[سپاه]] عبدالملک در [[جنگ]] علیه [[مصعب بن زبیر]] شرکت داشت. او در [[سال ۷۵ هجری]] که ۳۳ سال سن داشت، از طرف [[عبدالملک مروان]] به جای [[بشر بن مروان]] بر [[مسند]] [[ولایت]] [[عراق]] گمارده شد<ref>میرتبار، سید مرتضی، «حجاج بن یوسف ثقفی»، مجله پژوهه، پژوهشکده باقرالعلوم{{ع}}.</ref>. | حجاج فردی بود که چشمان تنگ و کمنور داشت و استخوان نشیمنگاهش دارای [[عیب]] و نقصان بود. از دیگر ویژگیهای جسمی او ساقهایی بسیار لاغر و نازک، کوچکی اندام و صدایی نازک بود و نیز بالاتنه کوتاهی داشت. مادرش فارغه، دختر [[همام بن عروه بن مسعود ثقفی]]، [[همسر]] مطلقه [[حارث بن کلده]] بود که قبل از آن در [[نکاح]] [[مغیرة بن شعبه]] بود و در ازدواجش با یوسف، حجاج را به دنیا آورد. یوسف از [[رجال]] سرشناس و [[اهل علم]] و فضل و [[شرف]] در قبیله ثقیف بود و در واقع [[شغل]] اصلی وی [[تدریس]] [[قرآن]] در [[طائف]] بود. درنتیجه حجاج نیز قرآن را خوب میدانست. نخستین باری که نام حجاج و پدرش در قضایای [[سیاسی]] دیده میشود، مربوط به آغاز فعالیتهای [[مروان بن حکم]] برای [[تصدی]] [[خلافت]] است. نخستین جایی که حجاج به عنوان [[والی]] بدانجا رفت، [[تباله]] در [[حجاز]] بود سپس متصدی [[شرطه]] [[ابان بن مروان]] شد. بعد از آن بهعنوان [[رئیس شرطه]] [[عبدالملک]] مشغول به کار شد و عبدالملک نیز از [[دلیری]] او خوشش آمد. حجاج در [[سپاه]] عبدالملک در [[جنگ]] علیه [[مصعب بن زبیر]] شرکت داشت. او در [[سال ۷۵ هجری]] که ۳۳ سال سن داشت، از طرف [[عبدالملک مروان]] به جای [[بشر بن مروان]] بر [[مسند]] [[ولایت]] [[عراق]] گمارده شد<ref>میرتبار، سید مرتضی، «حجاج بن یوسف ثقفی»، مجله پژوهه، پژوهشکده باقرالعلوم{{ع}}.</ref>. | ||