مرجعیت دینی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۱۶ مارس ۲۰۲۳
جز
جایگزینی متن - 'شهید اول' به 'شهید اول'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'شهید اول' به 'شهید اول')
خط ۲۹: خط ۲۹:
پس از [[عصر امامان]]{{ع}}، مرجعیت دوره‌های گوناگونی را پشت سر نهاد. از آغاز [[غیبت صغری]] تا پایان سده چهارم [[هجری]]، محدثانی چون [[محمد بن‌ یعقوب کلینی]] و [[محمد بن‌ علی‌ بن‌ بابویه]] معروف به [[شیخ صدوق]]، [[مقام مرجعیت دینی]] مستقیم را بر عهده داشتند.<ref>ذبیح‌زاده، مرجعیت و سیاست، ۱/۷۱؛ عزیزی، مبانی و تاریخ تحول اجتهاد، ۳۱۷–۳۱۸.</ref> در آغاز [[غیبت]] کبرای [[امام عصر]]{{ع}}، مرجعیت [[علمای دین]] به صورت نهادی مستقل آغاز شد<ref>اخلاقی، شکل‌گیری سازمان روحانیت شیعه، ۲۰۱.</ref> و [[فقیهان]] برجسته‌ای چون [[شیخ مفید]] و [[سید مرتضی]] و سپس [[شیخ طوسی]] در [[قرن پنجم]] [[قمری]]، رهبری شیعیان را در [[حوزه بغداد]] بر عهده گرفتند.<ref>ذبیح‌زاده، مرجعیت و سیاست، ۱/۱۴۰، ۱۸۹ و ۲۰۰.</ref> پس از [[وفات]] [[شیخ طوسی]]، در حدود ۱۵۰ سال، [[دانشمندان]] [[شیعی]] با [[درک]] [[عظمت]] و [[اعتماد]] به آرای او، غالباً نظری دربارهٔ [[احکام اسلامی]] از خود بروز نمی‌دادند. گویا فتوا دادن و کتاب‌ نوشتن را [[اهانت]] به [[مقام]] وی می‌دانستند.<ref>گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۲۲۳.</ref> از [[فقها]] و [[مراجع]] دینیِ این دوره می‌توان به [[قاضی]] ابن‌براج، [[ابوالصلاح حلبی]] و ابن‌زهره اشاره کرد<ref>ذبیح‌زاده، مرجعیت و سیاست، ۱/۲۲۳ و ۲۳۰.</ref>.
پس از [[عصر امامان]]{{ع}}، مرجعیت دوره‌های گوناگونی را پشت سر نهاد. از آغاز [[غیبت صغری]] تا پایان سده چهارم [[هجری]]، محدثانی چون [[محمد بن‌ یعقوب کلینی]] و [[محمد بن‌ علی‌ بن‌ بابویه]] معروف به [[شیخ صدوق]]، [[مقام مرجعیت دینی]] مستقیم را بر عهده داشتند.<ref>ذبیح‌زاده، مرجعیت و سیاست، ۱/۷۱؛ عزیزی، مبانی و تاریخ تحول اجتهاد، ۳۱۷–۳۱۸.</ref> در آغاز [[غیبت]] کبرای [[امام عصر]]{{ع}}، مرجعیت [[علمای دین]] به صورت نهادی مستقل آغاز شد<ref>اخلاقی، شکل‌گیری سازمان روحانیت شیعه، ۲۰۱.</ref> و [[فقیهان]] برجسته‌ای چون [[شیخ مفید]] و [[سید مرتضی]] و سپس [[شیخ طوسی]] در [[قرن پنجم]] [[قمری]]، رهبری شیعیان را در [[حوزه بغداد]] بر عهده گرفتند.<ref>ذبیح‌زاده، مرجعیت و سیاست، ۱/۱۴۰، ۱۸۹ و ۲۰۰.</ref> پس از [[وفات]] [[شیخ طوسی]]، در حدود ۱۵۰ سال، [[دانشمندان]] [[شیعی]] با [[درک]] [[عظمت]] و [[اعتماد]] به آرای او، غالباً نظری دربارهٔ [[احکام اسلامی]] از خود بروز نمی‌دادند. گویا فتوا دادن و کتاب‌ نوشتن را [[اهانت]] به [[مقام]] وی می‌دانستند.<ref>گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۲۲۳.</ref> از [[فقها]] و [[مراجع]] دینیِ این دوره می‌توان به [[قاضی]] ابن‌براج، [[ابوالصلاح حلبی]] و ابن‌زهره اشاره کرد<ref>ذبیح‌زاده، مرجعیت و سیاست، ۱/۲۲۳ و ۲۳۰.</ref>.


پس از دوره یاد شده که «عصر مقلده» نام گرفته بود، [[اجتهاد]] و [[فقاهت]] دوباره زنده شد. بیشتر فقها و [[مجتهدان]] این دوره از [[شهر]] حله بودند و سرآمد آنان [[ابن‌ادریس حلی]]، [[محقق حلی]] و [[علامه حلی]] بودند.<ref>گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۲۲۷.</ref> [[تکامل]] تدریجی اجتهاد، [[نظم]] و ترتیب‌ یافتن [[کتب فقهی]]، [[پیشرفت]] [[فقه مقارن]]، دقیق، عمیق و پردامنه‌تر شدن تحقیقات [[فقهی]] و [[نگارش]] آثاری دربارهٔ [[اختلاف]] [[علمی]] [[فقهای شیعه]]، از امتیازات این دوره است.<ref>گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۲۲۸.</ref> [[عالمان]] این دوره به‌خصوص خواجه‌ [[نصیرالدین طوسی]] و علامه حلی، با احاطه بر [[روحیه]] خان‌های [[مغول]]، از آن برای محکم‌ کردن پایه‌های علمی و مذهبی و گسترش [[تمدن اسلامی]] بهره بردند. خدمات این دو در [[ایران]] و [[ارتباط]] [[محمد بن‌ جمال‌الدین مکی]] ([[شهید]] اول) با [[ایرانیان]]، سبب [[تحول فکری]] و [[فرهنگی]] در ایران شد و [[مردم]] با [[آگاهی]] و [[شناخت]]، آماده پذیرش [[مکتب تشیع]] و [[سیره]] [[اهل‌بیت]]{{ع}} شدند و صفویان این [[آمادگی]] و درخواست را با زمینه‌سازی [[ابن‌فهد حلی]]، یکی دیگر از مراجع و فقهای سده نهم [[هجری]]، در حد کمال پاسخ گفتند و [[مذهب تشیع]] در ایران به رسمیت رسید<ref>ذبیح‌زاده، مرجعیت و سیاست، ۱/۳۱۶.</ref>.
پس از دوره یاد شده که «عصر مقلده» نام گرفته بود، [[اجتهاد]] و [[فقاهت]] دوباره زنده شد. بیشتر فقها و [[مجتهدان]] این دوره از [[شهر]] حله بودند و سرآمد آنان [[ابن‌ادریس حلی]]، [[محقق حلی]] و [[علامه حلی]] بودند.<ref>گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۲۲۷.</ref> [[تکامل]] تدریجی اجتهاد، [[نظم]] و ترتیب‌ یافتن [[کتب فقهی]]، [[پیشرفت]] [[فقه مقارن]]، دقیق، عمیق و پردامنه‌تر شدن تحقیقات [[فقهی]] و [[نگارش]] آثاری دربارهٔ [[اختلاف]] [[علمی]] [[فقهای شیعه]]، از امتیازات این دوره است.<ref>گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۲۲۸.</ref> [[عالمان]] این دوره به‌خصوص خواجه‌ [[نصیرالدین طوسی]] و علامه حلی، با احاطه بر [[روحیه]] خان‌های [[مغول]]، از آن برای محکم‌ کردن پایه‌های علمی و مذهبی و گسترش [[تمدن اسلامی]] بهره بردند. خدمات این دو در [[ایران]] و [[ارتباط]] [[محمد بن‌ جمال‌الدین مکی]] ([[شهید اول]]) با [[ایرانیان]]، سبب [[تحول فکری]] و [[فرهنگی]] در ایران شد و [[مردم]] با [[آگاهی]] و [[شناخت]]، آماده پذیرش [[مکتب تشیع]] و [[سیره]] [[اهل‌بیت]]{{ع}} شدند و صفویان این [[آمادگی]] و درخواست را با زمینه‌سازی [[ابن‌فهد حلی]]، یکی دیگر از مراجع و فقهای سده نهم [[هجری]]، در حد کمال پاسخ گفتند و [[مذهب تشیع]] در ایران به رسمیت رسید<ref>ذبیح‌زاده، مرجعیت و سیاست، ۱/۳۱۶.</ref>.


در این دوره، عناوینی چون صدر، شیخ‌الاسلام و قاضی برای [[علما]] قرار داده شد. صدر در [[حکم]] [[مرجع تقلید]] رسمی شهر بود<ref>جعفریان، دین و سیاست در دوره صفوی، ۷۸–۷۹.</ref> و از [[محقق کرکی]]، بزرگ‌ترین [[مرجع]] [[شیعه]] در آن دوره که در [[جبل]] عامل لبنان بود، [[دعوت]] شد که [[امور دینی]] را بر عهده بگیرد. [[شاه‌طهماسب صفوی]] [[محقق حلی]] را [[جانشین]] [[امام]] [[معصوم]]{{ع}} و صاحب و سزاوار [[حکومت]] و خود را تابع و [[کارگزار]] او می‌دانست.<ref>حسینیان، چهارده قرن تلاش شیعه برای ماندن و توسعه، ۱۷۰.</ref> [[محقق کرکی]] با [[منطق]] و [[برهان]] خود، منشأ تحولات مهم [[دینی]] شد و ضمن [[پاسداری]] از [[مذهب شیعه]] [[جعفری]] و [[تبلیغ]] آن، با [[نفوذ]] خود در میان صفویان، آنان را از ارتکاب [[خلاف شرع]] منع می‌کرد<ref>ذبیح‌زاده، مرجعیت و سیاست، ۱/۳۴۴–۳۴۵.</ref>.
در این دوره، عناوینی چون صدر، شیخ‌الاسلام و قاضی برای [[علما]] قرار داده شد. صدر در [[حکم]] [[مرجع تقلید]] رسمی شهر بود<ref>جعفریان، دین و سیاست در دوره صفوی، ۷۸–۷۹.</ref> و از [[محقق کرکی]]، بزرگ‌ترین [[مرجع]] [[شیعه]] در آن دوره که در [[جبل]] عامل لبنان بود، [[دعوت]] شد که [[امور دینی]] را بر عهده بگیرد. [[شاه‌طهماسب صفوی]] [[محقق حلی]] را [[جانشین]] [[امام]] [[معصوم]]{{ع}} و صاحب و سزاوار [[حکومت]] و خود را تابع و [[کارگزار]] او می‌دانست.<ref>حسینیان، چهارده قرن تلاش شیعه برای ماندن و توسعه، ۱۷۰.</ref> [[محقق کرکی]] با [[منطق]] و [[برهان]] خود، منشأ تحولات مهم [[دینی]] شد و ضمن [[پاسداری]] از [[مذهب شیعه]] [[جعفری]] و [[تبلیغ]] آن، با [[نفوذ]] خود در میان صفویان، آنان را از ارتکاب [[خلاف شرع]] منع می‌کرد<ref>ذبیح‌زاده، مرجعیت و سیاست، ۱/۳۴۴–۳۴۵.</ref>.
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش