پرش به محتوا

جامعه اسلامی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۲۸: خط ۲۸:
دیگر آنکه در [[استنباط]] و [[فهم]] [[اصول اسلامی]] مدارک و متون اساسی دین اصل و منبع باشد نه سلیقه‌ها و نظرهای شخصی با اندوخته‌های [[ذهن]] و [[فکر]] این و آن، تا حاصل [[کاوش]] و تحقیق به [[راستی]] «[[اسلامی]]» باشد و نه هرچه جز آن<ref>طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، ص۶.</ref>. بعد از این مقدمه ایشان اصول و مبانی [[اندیشه]] اسلامی را مستند به [[آیات قرآن]] می‌کنند و در مواردی چون «مبانی هستی [[شناختی]]»، «مبانی انسان شناختی»، «مبانی فرجام‌شناسی» بر این باورند که همین ایده‌ها ساخت کلی [[جامعه اسلامی]] و مطلوب را سامان می‌دهد و معیار تمایز بخش جامعه اسلامی از [[جامعه]] غیر اسلامی است؛ زیرا یکایک [[انسان‌ها]] و افرادی که در [[جامعه توحیدی]] زندگی می‌کنند، روش تفکرشان، رفتارشان با برادرانشان، رفتارشان با همه انسان‌ها، رفتارشان با [[زندگی شخصی]] خودشان وضعیتی دارد جدا از وضعیت مردمی که در [[جوامع]] مادی زندگی می‌کنند، با [[خدا]] زندگی می‌کنند، از خدا می‌خواهند، به خدا [[عشق]] می‌ورزند، از خدا می‌ترسند، به خدا پناه می‌برند، خود را [[بنده]] خدا می‌دانند، به [[بندگان خدا]] [[احساس]] مهر و [[عطوفت]] می‌کنند، به بندگان خدا [[ستم]] نمی‌کنند، به آنها [[حسد]] نمی‌ورزند، به آنها نمی‌خواهند [[حرص]] بورزند، و همه [[اخلاقیات]] فاضله‌ای که در کتب [[اخلاق]] ذکر شده است ناشی از [[ایمان به خدا]] است و پایه [[اخلاق اسلامی]] [[ایمان]] به خداست. همان طوری که ملاحظه می‌کنید [[اعتقاد]] به خدا و به [[توحید]] مبنای ساخت [[اجتماعی]] جامعه اسلامی است و همه مسائل اجتماعی باید از این چاشنی اساسی بهره‌مند باشد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۲۱/۶/۱۳۶۲.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]]، ص ۳۳۱.</ref>
دیگر آنکه در [[استنباط]] و [[فهم]] [[اصول اسلامی]] مدارک و متون اساسی دین اصل و منبع باشد نه سلیقه‌ها و نظرهای شخصی با اندوخته‌های [[ذهن]] و [[فکر]] این و آن، تا حاصل [[کاوش]] و تحقیق به [[راستی]] «[[اسلامی]]» باشد و نه هرچه جز آن<ref>طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، ص۶.</ref>. بعد از این مقدمه ایشان اصول و مبانی [[اندیشه]] اسلامی را مستند به [[آیات قرآن]] می‌کنند و در مواردی چون «مبانی هستی [[شناختی]]»، «مبانی انسان شناختی»، «مبانی فرجام‌شناسی» بر این باورند که همین ایده‌ها ساخت کلی [[جامعه اسلامی]] و مطلوب را سامان می‌دهد و معیار تمایز بخش جامعه اسلامی از [[جامعه]] غیر اسلامی است؛ زیرا یکایک [[انسان‌ها]] و افرادی که در [[جامعه توحیدی]] زندگی می‌کنند، روش تفکرشان، رفتارشان با برادرانشان، رفتارشان با همه انسان‌ها، رفتارشان با [[زندگی شخصی]] خودشان وضعیتی دارد جدا از وضعیت مردمی که در [[جوامع]] مادی زندگی می‌کنند، با [[خدا]] زندگی می‌کنند، از خدا می‌خواهند، به خدا [[عشق]] می‌ورزند، از خدا می‌ترسند، به خدا پناه می‌برند، خود را [[بنده]] خدا می‌دانند، به [[بندگان خدا]] [[احساس]] مهر و [[عطوفت]] می‌کنند، به بندگان خدا [[ستم]] نمی‌کنند، به آنها [[حسد]] نمی‌ورزند، به آنها نمی‌خواهند [[حرص]] بورزند، و همه [[اخلاقیات]] فاضله‌ای که در کتب [[اخلاق]] ذکر شده است ناشی از [[ایمان به خدا]] است و پایه [[اخلاق اسلامی]] [[ایمان]] به خداست. همان طوری که ملاحظه می‌کنید [[اعتقاد]] به خدا و به [[توحید]] مبنای ساخت [[اجتماعی]] جامعه اسلامی است و همه مسائل اجتماعی باید از این چاشنی اساسی بهره‌مند باشد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۲۱/۶/۱۳۶۲.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]]، ص ۳۳۱.</ref>


== مبانی جامعه مطلوب از دیدگاه امام خمینی ==
=== دیدگاه امام خمینی ===
محوری‌ترین عنصر مطلوبیت جامعه در منظومه [[فکری]] [[امام خمینی]]، [[سعادت انسان]] است. به [[اعتقاد]] ایشان، [[خداوند]] [[انسان]] را فطرتاً [[عاشق]] کمال و سعادت مطلقه [[آفریده]]<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۴۸۰؛ الطلب و الاراده، ص۸۶؛ آداب الصلاة، ص۱۴۲.</ref>، و در نتیجه، رسیدن به «سعادت» آرزوی همه انسان‌هاست<ref>جوادی آملی، ولایت فقیه، ص۲۵.</ref>. اتکاء و ابتنای تعریف سعادت بر مبانی معرفتی [[هستی‌شناختی]] و [[انسان‌شناختی]]، منشأ [[اختلاف]] آراء اندیشمندان و [[عالمان]] در [[تفسیر]] سعادت گشته، که نهایتاً ترسیم و تبیین انواع متفاوت جامعه مطلوب و [[فاضله]]، ارائه شاخص‌های متنوع و راهکارهای مختلف برای تحقق آن را در پی داشته است.
محوری‌ترین عنصر مطلوبیت جامعه در منظومه [[فکری]] [[امام خمینی]]، [[سعادت انسان]] است. به [[اعتقاد]] ایشان، [[خداوند]] [[انسان]] را فطرتاً [[عاشق]] کمال و سعادت مطلقه [[آفریده]]<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۴۸۰؛ الطلب و الاراده، ص۸۶؛ آداب الصلاة، ص۱۴۲.</ref>، و در نتیجه، رسیدن به «سعادت» آرزوی همه انسان‌هاست<ref>جوادی آملی، ولایت فقیه، ص۲۵.</ref>. اتکاء و ابتنای تعریف سعادت بر مبانی معرفتی [[هستی‌شناختی]] و [[انسان‌شناختی]]، منشأ [[اختلاف]] آراء اندیشمندان و [[عالمان]] در [[تفسیر]] سعادت گشته، که نهایتاً ترسیم و تبیین انواع متفاوت جامعه مطلوب و [[فاضله]]، ارائه شاخص‌های متنوع و راهکارهای مختلف برای تحقق آن را در پی داشته است.


تأثیرگذاری این مبانی به این صورت است که، [[هستی‌شناسی]] و [[جهان‌بینی]] هر شخص، [[انسان‌شناسی]] او را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هر انسان‌شناسی خاص، مفهوم ویژه‌ای از [[سعادت]] به ما عرضه می‌کند. از این رو، سعادت از نظر [[اسلام]] با سعادت مورد نظر مکاتب غربی، غیردینی و غیر [[اسلامی]] تفاوت بسیار دارد؛ زیرا پایه‌های [[شناختی]] اسلام و مکاتب دیگر درباره [[جهان]] و [[انسان]] و سعادت او متفاوت می‌باشند<ref>جوادی آملی، ولایت فقیه، ص۲۴.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۲.</ref>
تأثیرگذاری این مبانی به این صورت است که، [[هستی‌شناسی]] و [[جهان‌بینی]] هر شخص، [[انسان‌شناسی]] او را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هر انسان‌شناسی خاص، مفهوم ویژه‌ای از [[سعادت]] به ما عرضه می‌کند. از این رو، سعادت از نظر [[اسلام]] با سعادت مورد نظر مکاتب غربی، غیردینی و غیر [[اسلامی]] تفاوت بسیار دارد؛ زیرا پایه‌های [[شناختی]] اسلام و مکاتب دیگر درباره [[جهان]] و [[انسان]] و سعادت او متفاوت می‌باشند<ref>جوادی آملی، ولایت فقیه، ص۲۴.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۲.</ref>


=== هستی‌شناسی ===
==== هستی‌شناسی ====
سعادت در [[اندیشه]] [[امام خمینی]]، بر هستی‌شناسی [[الهی]] و [[توحیدی]] و انسان‌شناسی متناسب با آن [[استوار]] است<ref>ر.ک: امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، فصول ۱ و ۲.</ref>. بر اساس هستی‌شناسی الهی، جهان دارای مبدأ و معاد و برای انسان، [[وحی]] و رسالتی آمده است و انسان در عین طبیعی بودن، دارای حیثیتِ وجودی فراطبیعی است و مسافری است که عوالمی را پشت سر گذاشته و عوالمی را پیش رو دارد و با [[مرگ]]، نابود نمی‌شود؛ بلکه روحش، از عالَمی به عالم دیگر منتقل می‌گردد<ref>جوادی آملی، ولایت فقیه، ص۲۹.</ref>؛ و این [[دنیا]] محل کشت و زرع به منزله مزرعه‌ای<ref>{{عربی|الدنیا مزرعة الآخرة}}.</ref> است که محصول آن در [[جهان آخرت]] برداشت می‌گردد<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۳.</ref>.
سعادت در [[اندیشه]] [[امام خمینی]]، بر هستی‌شناسی [[الهی]] و [[توحیدی]] و انسان‌شناسی متناسب با آن [[استوار]] است<ref>ر.ک: امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، فصول ۱ و ۲.</ref>. بر اساس هستی‌شناسی الهی، جهان دارای مبدأ و معاد و برای انسان، [[وحی]] و رسالتی آمده است و انسان در عین طبیعی بودن، دارای حیثیتِ وجودی فراطبیعی است و مسافری است که عوالمی را پشت سر گذاشته و عوالمی را پیش رو دارد و با [[مرگ]]، نابود نمی‌شود؛ بلکه روحش، از عالَمی به عالم دیگر منتقل می‌گردد<ref>جوادی آملی، ولایت فقیه، ص۲۹.</ref>؛ و این [[دنیا]] محل کشت و زرع به منزله مزرعه‌ای<ref>{{عربی|الدنیا مزرعة الآخرة}}.</ref> است که محصول آن در [[جهان آخرت]] برداشت می‌گردد<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۳.</ref>.


=== انسان‌شناسی ===
==== انسان‌شناسی ====
هستی‌شناسی و [[جهان‌بینی توحیدی]] با بهره‌گیری از دو منبع [[معرفتی]] [[عقل]] و وحی، انسان را در [[عالم هستی]] به عنوان [[خلیفة الله]] معرفی می‌کند<ref>پارسانیا، هستی و هبوط، ص۱۱.</ref>: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>. انسان که [[خلیفه]] خداست، همچون حضرت [[باری‌تعالی]] که مستخلف‌عنه است، مستجمع صفات متقابله [[جمال]] و جلال یا [[لطف]] و قهر است<ref>امام خمینی، شرح دعای سحر، ص۵۸.</ref>. یعنی، [[خداوند]] به گونه‌ای در آیینه انسان [[خودنمایی]] و تجلی کرد که باید گفت «همانا [[خدا]] [[آدم]] را به صورت خود آفرید»<ref>امام خمینی، شرح دعای سحر، ص۱۶۷.</ref>.
هستی‌شناسی و [[جهان‌بینی توحیدی]] با بهره‌گیری از دو منبع [[معرفتی]] [[عقل]] و وحی، انسان را در [[عالم هستی]] به عنوان [[خلیفة الله]] معرفی می‌کند<ref>پارسانیا، هستی و هبوط، ص۱۱.</ref>: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>. انسان که [[خلیفه]] خداست، همچون حضرت [[باری‌تعالی]] که مستخلف‌عنه است، مستجمع صفات متقابله [[جمال]] و جلال یا [[لطف]] و قهر است<ref>امام خمینی، شرح دعای سحر، ص۵۸.</ref>. یعنی، [[خداوند]] به گونه‌ای در آیینه انسان [[خودنمایی]] و تجلی کرد که باید گفت «همانا [[خدا]] [[آدم]] را به صورت خود آفرید»<ref>امام خمینی، شرح دعای سحر، ص۱۶۷.</ref>.


خط ۴۳: خط ۴۳:
در این نگاه، با توجه به دو بعدی بودن [[انسان]] که دارای [[روحی]] است و جسمی؛ [[انسانیت]] انسان، به [[روح]] بوده، نه به جسم او<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۲۴۶.</ref> و روح و جسم با هم [[وحدت]] دارند. جسم ظاهر، ظلّ و سایه روح؛ و روح باطنِ جسم است، اینها با هم یکی هستند و جدایی ندارند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۳۴۴.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۳.</ref>
در این نگاه، با توجه به دو بعدی بودن [[انسان]] که دارای [[روحی]] است و جسمی؛ [[انسانیت]] انسان، به [[روح]] بوده، نه به جسم او<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۲۴۶.</ref> و روح و جسم با هم [[وحدت]] دارند. جسم ظاهر، ظلّ و سایه روح؛ و روح باطنِ جسم است، اینها با هم یکی هستند و جدایی ندارند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۳۴۴.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۳.</ref>


=== تربیت‌پذیری انسان ===
==== تربیت‌پذیری انسان ====
چون [[خداوند متعال]] انسان را [[جانشین]] خود قرار داده و از او خواسته که هم خود [[هدایت]] شود و هم زمینه هدایت دیگران را فراهم سازد؛ می‌بایست مقدمات این کار نیز فراهم گردد. پیش‌بینی [[فطرت]] در وجود انسان، اولین زمینه برای پذیرش تربیت الهی و آمادگی لازم جهت نیل به [[سعادت ابدی]] و [[قرب]] [[حق]] است<ref>ر.ک: امام خمینی، تقریرات فلسفی، ج۲، ص۳۳۰.</ref>. همین خصلت و ویژگی انسان است که او را از موجودات، متمایز و حتی [[برتر]] نموده است. این [[برتری]] تا آنجاست که [[رسالت]] و مأموریت [[پیامبران الهی]] نیز برای هدایت [[انسان‌ها]] صورت گرفته است. اگر انسان موجودی [[اجتماعی]] و تربیت‌پذیر نبود، [[ارسال پیامبران]] [[الهی]] و راهنمایی‌های آنها [[لغو]] و بی‌مورد بود<ref>امام خمینی، تفسیر سوره حمد، ص۴۵ و ۲۳۸.</ref>. [[امام خمینی]] نه تنها به خصیصه تربیت‌پذیری انسان بلکه به [[شوق]] و [[طمع]] انسان به رسیدن به [[فلاح]] و [[رستگاری]] و سعادت اخروی اشاره می‌کنند و بر این نکته تأکید دارند که حرکت در مسیر هدایت که همان مسیر [[تربیت]] است می‌بایست با [[اراده]] و [[انتخاب]] خود انسان صورت پذیرد و جز این ممکن نیست زیرا در غیر این صورت پاداش‌های [[اخروی]] سزاوار او نیست<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ص۳۷.</ref>.
چون [[خداوند متعال]] انسان را [[جانشین]] خود قرار داده و از او خواسته که هم خود [[هدایت]] شود و هم زمینه هدایت دیگران را فراهم سازد؛ می‌بایست مقدمات این کار نیز فراهم گردد. پیش‌بینی [[فطرت]] در وجود انسان، اولین زمینه برای پذیرش تربیت الهی و آمادگی لازم جهت نیل به [[سعادت ابدی]] و [[قرب]] [[حق]] است<ref>ر.ک: امام خمینی، تقریرات فلسفی، ج۲، ص۳۳۰.</ref>. همین خصلت و ویژگی انسان است که او را از موجودات، متمایز و حتی [[برتر]] نموده است. این [[برتری]] تا آنجاست که [[رسالت]] و مأموریت [[پیامبران الهی]] نیز برای هدایت [[انسان‌ها]] صورت گرفته است. اگر انسان موجودی [[اجتماعی]] و تربیت‌پذیر نبود، [[ارسال پیامبران]] [[الهی]] و راهنمایی‌های آنها [[لغو]] و بی‌مورد بود<ref>امام خمینی، تفسیر سوره حمد، ص۴۵ و ۲۳۸.</ref>. [[امام خمینی]] نه تنها به خصیصه تربیت‌پذیری انسان بلکه به [[شوق]] و [[طمع]] انسان به رسیدن به [[فلاح]] و [[رستگاری]] و سعادت اخروی اشاره می‌کنند و بر این نکته تأکید دارند که حرکت در مسیر هدایت که همان مسیر [[تربیت]] است می‌بایست با [[اراده]] و [[انتخاب]] خود انسان صورت پذیرد و جز این ممکن نیست زیرا در غیر این صورت پاداش‌های [[اخروی]] سزاوار او نیست<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ص۳۷.</ref>.


۲۲۷٬۳۶۸

ویرایش