←ایمان پدران پیامبر{{صل}}
(←پانویس) |
|||
| (۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = پیامبر خاتم | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[نیاکان پیامبر خاتم در قرآن]] - [[نیاکان پیامبر خاتم در کلام اسلامی]] | پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = پیامبر خاتم | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[نیاکان پیامبر خاتم در قرآن]] - [[نیاکان پیامبر خاتم در کلام اسلامی]] | پرسش مرتبط = }} | ||
'''[[پیامبر خاتم]]{{صل}}''' از | '''[[پیامبر خاتم]]{{صل}}''' از نسل [[حضرت اسماعیل]]{{ع}} و [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} است. شاخصترین اجداد ایشان عبارت است از "قُصی بن کلاب"، "عبد مُناف بن قصی"، "هاشم بن عبد مناف"، [[عبدالمطلب بن هاشم]] و [[عبدالله بن عبدالمطلب]]. درباره [[ایمان]] اجداد [[پیامبر اکرم]]{{صل}} سه نظریه وجود دارد منتها همه علمای [[شیعه]] و برخی از محققین [[اهل سنت]] با توجه به ادله عقلی، [[قرآنی]]؛ [[روایی]] و [[تاریخی]] قایل به [[موحد]] و [[خداپرست]] بودن آنان هستند. | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
رسول خدا{{صل}} بدون تردید از [[اسماعیل ذبیح]] [[الله]] فرزند [[ابراهیم خلیل الرحمن]]{{ع}} نسب میبرد. در روایتی از رسول خدا{{صل}} نقل شده است که نسب مرا تا عَدْنان بیشتر ذکر نکنید<ref>{{متن حدیث|إِذَا بَلَغَ نَسَبِي إِلَى عَدْنَانَ فَأَمْسِكُوا}}؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابی طالب{{ع}}، ج۱، ص۱۵۵.</ref>. دلیل این امر فاصله زمانی زیاد و گذشت قرنها و [[اقوام]] بسیار بین [[حضرت اسماعیل]] و [[پیامبر]]{{صل}} است. به قول [[قاضی عبدالجبار]] اتصال [[انساب]] در این ایام طولانی؛ غیر معلوم و نتیجه آن [[کذب]] است<ref>{{متن حدیث|الْقَاضِي عَبْدُ الْجَبَّارِ: أَنَّ اتِّصَالَ الْأَنْسَابِ غَيْرُ مَعْلُومٍ فَلَا يَخْلُو إِمَّا أَنْ يَكُونَ كَاذِباً أَوْ فِي حُكْمِ الْكَاذِبِ}}؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل أبی طالب{{ع}}، ج۱، ص۱۵؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۲، ص۱۹۴.</ref>. [[عرب]] منسوب به عَدْنان؛ عَدنانی گفته میشوند. آن طور که عربهای باقی مانده از | رسول خدا{{صل}} بدون تردید از [[اسماعیل ذبیح]] [[الله]] فرزند [[ابراهیم خلیل الرحمن]]{{ع}} نسب میبرد. در روایتی از رسول خدا{{صل}} نقل شده است که نسب مرا تا عَدْنان بیشتر ذکر نکنید<ref>{{متن حدیث|إِذَا بَلَغَ نَسَبِي إِلَى عَدْنَانَ فَأَمْسِكُوا}}؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابی طالب{{ع}}، ج۱، ص۱۵۵.</ref>. دلیل این امر فاصله زمانی زیاد و گذشت قرنها و [[اقوام]] بسیار بین [[حضرت اسماعیل]] و [[پیامبر]]{{صل}} است. به قول [[قاضی عبدالجبار]] اتصال [[انساب]] در این ایام طولانی؛ غیر معلوم و نتیجه آن [[کذب]] است<ref>{{متن حدیث|الْقَاضِي عَبْدُ الْجَبَّارِ: أَنَّ اتِّصَالَ الْأَنْسَابِ غَيْرُ مَعْلُومٍ فَلَا يَخْلُو إِمَّا أَنْ يَكُونَ كَاذِباً أَوْ فِي حُكْمِ الْكَاذِبِ}}؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل أبی طالب{{ع}}، ج۱، ص۱۵؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۲، ص۱۹۴.</ref>. [[عرب]] منسوب به عَدْنان؛ عَدنانی گفته میشوند. آن طور که عربهای باقی مانده از نسل [[اسماعیل ذبیح]] به سایر اجداد آن حضرت، [[معدی]]، نزاری، [[مُضَری]] و تمام آنها که عرب شمالی هستند را عرب مُستَعربه گویند<ref>سمعانی، الانساب، ج۱، ص۲۲.</ref>. | ||
[[عدنانیان]] پیش از [[اسلام]] در تهامه، نجد، [[حجاز]] و... [[سکونت]] داشتند. در مقابل عرب [[عدنانی]]، عرب [[قحطان]] است که به [[یعرب بن قحطان]] نسب میبرند. [[قحطانیان]] از جنوب به شمال [[عربستان]] آمدند. به عرب [[قحطانی]] عرب جنوبی و عرب عاربه<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۹؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۱، ص۱۲۰.</ref> نیز میگویند. جُرْهُمیان شاخهای از عرب قحطانی بودند که مادر [[فرزندان]] حضرت اسماعیل از این تیره است. [[جرهمیان]] تولیت [[کعبه]] را قبل از [[خُزاعه]] در دست داشتند<ref>[[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|تاریخ اسلام]]، | [[عدنانیان]] پیش از [[اسلام]] در تهامه، نجد، [[حجاز]] و... [[سکونت]] داشتند. در مقابل عرب [[عدنانی]]، عرب [[قحطان]] است که به [[یعرب بن قحطان]] نسب میبرند. [[قحطانیان]] از جنوب به شمال [[عربستان]] آمدند. به عرب [[قحطانی]] عرب جنوبی و عرب عاربه<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۹؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۱، ص۱۲۰.</ref> نیز میگویند. جُرْهُمیان شاخهای از عرب قحطانی بودند که مادر [[فرزندان]] حضرت اسماعیل از این تیره است. [[جرهمیان]] تولیت [[کعبه]] را قبل از [[خُزاعه]] در دست داشتند<ref>[[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|تاریخ اسلام ج۱]]، ص۳۷.</ref>. | ||
== اجداد [[رسول خدا]] {{صل}} == | == اجداد [[رسول خدا]] {{صل}} == | ||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
[[هاشم بن عبد مناف]] حاجیان را در [[منی]] و [[عرفات]] و مشعر [[غذا]] میداد و برای آنان آب آماده میکرد و او نخستین کسی بود که دو [[سفر]] تابستانی و زمستانی [[تجارت]] را که [[قرآن]] نیز بدان تصریح کرده است<ref>ر.ک: ذیل تفسیر سوره ایلاف؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲۰، ص۳۶۶.</ref> در بین [[قریش]] برقرار کرد. او با [[انعقاد پیمان]] نامههای [[بازرگانی]] ([[ایلاف]])<ref>سوره ایلاف. مقصود از ایلاف همان پیمانهای تجاری هاشم است. در سوره مزبور نام هاشم نیامده است، اما منابع تاریخی و تفاسیر بر اینکه این پیمانها را هاشم منعقد کرده و تجارت را رونق داده است متفق القولند.</ref> با [[شام]] و قبائلی که در مسیر [[کاروان تجاری قریش]] بودند، [[تجارت]] قریش را رونق بخشید و [[اقتصاد]] [[اهل مکه]] را سامان داد<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۴۴؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۶۳.</ref> و خود نیز در یکی از همین سفرهای [[تجاری]] درگذشت. | [[هاشم بن عبد مناف]] حاجیان را در [[منی]] و [[عرفات]] و مشعر [[غذا]] میداد و برای آنان آب آماده میکرد و او نخستین کسی بود که دو [[سفر]] تابستانی و زمستانی [[تجارت]] را که [[قرآن]] نیز بدان تصریح کرده است<ref>ر.ک: ذیل تفسیر سوره ایلاف؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲۰، ص۳۶۶.</ref> در بین [[قریش]] برقرار کرد. او با [[انعقاد پیمان]] نامههای [[بازرگانی]] ([[ایلاف]])<ref>سوره ایلاف. مقصود از ایلاف همان پیمانهای تجاری هاشم است. در سوره مزبور نام هاشم نیامده است، اما منابع تاریخی و تفاسیر بر اینکه این پیمانها را هاشم منعقد کرده و تجارت را رونق داده است متفق القولند.</ref> با [[شام]] و قبائلی که در مسیر [[کاروان تجاری قریش]] بودند، [[تجارت]] قریش را رونق بخشید و [[اقتصاد]] [[اهل مکه]] را سامان داد<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۴۴؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۶۳.</ref> و خود نیز در یکی از همین سفرهای [[تجاری]] درگذشت. | ||
بعد از هاشم، [[مناصب]] سقایت و رفادت به مطلب<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۶۶.</ref> و سپس به [[عبدالمطلب بن هاشم]] رسید. [[عبدالمطلب]] دارای یازده پسر و شش دختر بود. مشهورترین [[فرزندان]] او [[حمزه]]، عباس، عبدالله، [[ابوطالب]] و [[ابولهب]] است. [[لشکرکشی]] [[ابرهه]] به [[مکه]] در [[زمان]] عبدالمطلب اتفاق افتاد و این حادثه به [[عظمت]] عبدالمطلب در بین قریش افزود تا جایی که در بین قریش از او به [[ابراهیم]] دوم یاد شد<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۱۱.</ref> و موجب رونق حجگزاری گردید<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۱۱.</ref>. از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده است که فرمود: «[[خداوند]] جد من عبدالمطلب را به [[تنهایی]] در هیئت [[پیامبران]] و [[هیبت]] [[پادشاهان]] [[محشور]] مینماید»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللهَ يَبْعَثُ جَدِّي عَبْدَ المُطَّلِبِ اُمَّةً وَاحِدَةً فِي هَيْئَةِ الأَنْبِياءِ وَ زِيِّ الْمُلُوكِ}}؛ یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۱۴.</ref>. [[عبد المطلب]] سنتهای مهمی را در بین قریش ایجاد نمود که بعد از [[اسلام]] نیز بسیاری از آنها از سوی رسول خدا{{صل}} [[امضا]] شد<ref>ابن بابویه، الخصال، ج۱، ص۵۶-۵۷ و ۱۵۷.</ref>.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|تاریخ اسلام]]، | بعد از هاشم، [[مناصب]] سقایت و رفادت به مطلب<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۶۶.</ref> و سپس به [[عبدالمطلب بن هاشم]] رسید. [[عبدالمطلب]] دارای یازده پسر و شش دختر بود. مشهورترین [[فرزندان]] او [[حمزه]]، عباس، عبدالله، [[ابوطالب]] و [[ابولهب]] است. [[لشکرکشی]] [[ابرهه]] به [[مکه]] در [[زمان]] عبدالمطلب اتفاق افتاد و این حادثه به [[عظمت]] عبدالمطلب در بین قریش افزود تا جایی که در بین قریش از او به [[ابراهیم]] دوم یاد شد<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۱۱.</ref> و موجب رونق حجگزاری گردید<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۱۱.</ref>. از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده است که فرمود: «[[خداوند]] جد من عبدالمطلب را به [[تنهایی]] در هیئت [[پیامبران]] و [[هیبت]] [[پادشاهان]] [[محشور]] مینماید»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللهَ يَبْعَثُ جَدِّي عَبْدَ المُطَّلِبِ اُمَّةً وَاحِدَةً فِي هَيْئَةِ الأَنْبِياءِ وَ زِيِّ الْمُلُوكِ}}؛ یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۱۴.</ref>. [[عبد المطلب]] سنتهای مهمی را در بین قریش ایجاد نمود که بعد از [[اسلام]] نیز بسیاری از آنها از سوی رسول خدا{{صل}} [[امضا]] شد<ref>ابن بابویه، الخصال، ج۱، ص۵۶-۵۷ و ۱۵۷.</ref>.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|تاریخ اسلام ج۱]]، ص۳۷؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۸۳.</ref> | ||
== ایمان نیاکان پیامبر خاتم == | == ایمان نیاکان پیامبر خاتم == | ||
در مورد ایمان نیاکان پیامبر | در مورد ایمان نیاکان پیامبر اکرم{{صل}} سه دیدگاه وجود دارد: | ||
=== دیدگاه اوّل === | === دیدگاه اوّل === | ||
همه | همه علمای شیعه و همچنین عدهای از محققین [[اهل سنت]] معتقدند که نیاکان پیامبر اسلام{{صل}}، خداپرست و [[موحّد]] بودهاند<ref>اوائل المقالات، ص۴۵، کشف الخفاء، ج۱، ص۶۲، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج۱، ص۳۷۱، بحار الأنوار، ج۱۵، ص۱۱۸.</ref> و برای [[اثبات]] [[عقیده]] خود به [[دلایل]] ذیل استناد کرده اند: | ||
# '''[[دلیل عقلی]]:''' [[پیامبر]] باید از هر چیزی که موجب [[نفرت]] و دوری [[مردم]] از وی میشود، [[منزه]] و [[پاک]] باشد<ref>کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۲۷۶، المواقف، ص۲۶۵، شرح المقاصد، ج۵، ص۶۱.</ref>. [[مشرک]] بودن نیاکان موجب نفرت و دوری مردم از پیامبر میشود، پس [[نیاکان پیامبر]] باید از [[شرک]] منزه باشند. | # '''[[دلیل عقلی]]:''' [[پیامبر]] باید از هر چیزی که موجب [[نفرت]] و دوری [[مردم]] از وی میشود، [[منزه]] و [[پاک]] باشد<ref>کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۲۷۶، المواقف، ص۲۶۵، شرح المقاصد، ج۵، ص۶۱.</ref>. [[مشرک]] بودن نیاکان موجب نفرت و دوری مردم از پیامبر میشود، پس [[نیاکان پیامبر]] باید از [[شرک]] منزه باشند. | ||
# '''[[آیات قرآن]]:''' {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنَامَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر را امن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستیدن بتها دور بدار» سوره ابراهیم، آیه ۳۵.</ref>، موافقین میگویند به قرینه {{متن قرآن|هَذَا الْبَلَدَ}} ([[مکّه]]) منظور [[اولاد]] اسماعیل و پدران [[پیامبر]]{{صل}} بود. و این که [[قرآن]] میفرماید: کلمه [[توحید]] را کلمه پایندهای در نسلهای بعد از خود قرار داد: {{متن قرآن|وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}}<ref>«و همین را سخنی پاینده در میان فرزندان (آینده) خویش قرار داد باشد که آنان (بدان) بازگردند» سوره زخرف، آیه ۲۸.</ref> معلوم میشود که مراد [[موحدان]] بوده است از اولاد [[ابراهیم]]{{ع}}<ref>حجج القرآن، ص۸۰.</ref>. | # '''[[آیات قرآن]]:''' {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنَامَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر را امن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستیدن بتها دور بدار» سوره ابراهیم، آیه ۳۵.</ref>، موافقین میگویند به قرینه {{متن قرآن|هَذَا الْبَلَدَ}} ([[مکّه]]) منظور [[اولاد]] اسماعیل و پدران [[پیامبر]]{{صل}} بود. و این که [[قرآن]] میفرماید: کلمه [[توحید]] را کلمه پایندهای در نسلهای بعد از خود قرار داد: {{متن قرآن|وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}}<ref>«و همین را سخنی پاینده در میان فرزندان (آینده) خویش قرار داد باشد که آنان (بدان) بازگردند» سوره زخرف، آیه ۲۸.</ref> معلوم میشود که مراد [[موحدان]] بوده است از اولاد [[ابراهیم]]{{ع}}<ref>حجج القرآن، ص۸۰.</ref>. | ||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
اولاً: احادیثی که بر زنده شدن پدر و [[مادر پیامبر]]{{صل}} دلالت میکنند [[ضعیف]] و غیر معتبر هست<ref>کشف الخفاء، ج۱، ص۶۲و ۶۳، ادلة معتقد ابوحنیفة فی ابوی الرسول، ص۸۷.</ref>. | اولاً: احادیثی که بر زنده شدن پدر و [[مادر پیامبر]]{{صل}} دلالت میکنند [[ضعیف]] و غیر معتبر هست<ref>کشف الخفاء، ج۱، ص۶۲و ۶۳، ادلة معتقد ابوحنیفة فی ابوی الرسول، ص۸۷.</ref>. | ||
ثانیاً: بر فرض بعید این [[احادیث]] را قبول کردیم این احادیث دلالت بر ایمان پدر و مادر پیامبر{{صل}} بعد از [[وفات]] و [[بعث]] میکند چون ایمان بعد از [[مرگ]] و [[مشاهده]] احوال آن [[جهان]] فایدهای ندارد و اینکه پیامبر ایشان را زنده کرده و [[اسلام]] را بر آنها عرضه کرده برای تکمیل ایمان شان بوده است<ref>بحارالأنوار، ج۱۵، ص۱۱۰.</ref>.<ref>[[رسول رضوی|رضوی، رسول]]، [[ایمان نیاکان پیامبر (مقاله)|مقاله «ایمان نیاکان پیامبر»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، | ثانیاً: بر فرض بعید این [[احادیث]] را قبول کردیم این احادیث دلالت بر ایمان پدر و مادر پیامبر{{صل}} بعد از [[وفات]] و [[بعث]] میکند چون ایمان بعد از [[مرگ]] و [[مشاهده]] احوال آن [[جهان]] فایدهای ندارد و اینکه پیامبر ایشان را زنده کرده و [[اسلام]] را بر آنها عرضه کرده برای تکمیل ایمان شان بوده است<ref>بحارالأنوار، ج۱۵، ص۱۱۰.</ref>.<ref>[[رسول رضوی|رضوی، رسول]]، [[ایمان نیاکان پیامبر (مقاله)|مقاله «ایمان نیاکان پیامبر»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۵۹۱-۵۹۵.</ref> | ||
==[[ایمان]] پدران [[پیامبر]]{{صل}}== | |||
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} در خانوادهای یکتاپرست و [[خداشناس]] دیده به [[جهان]] گشود و در محیطی پرورش یافت که از [[فضایل]] بلند [[اخلاقی]] و جایگاه پرارج بهرهمند بود. از سخن و دعای جدش [[عبد المطلب]] میتوان به ایمان وی پی برد. زمانی که [[ابرهه حبشی]] برای ویران کردن [[کعبه]] به آن سامان [[حمله]] کرد، عبد المطلب برای [[حمایت]] از کعبه، نهتنها به [[بتها]] پناه [[نبرد]]، بلکه بر خدای توانا [[توکل]] نمود<ref>سیره نبوی، ج۱، ص۴۳- ۶۲؛ کامل ابن اثیر، ج۱، ص۱۶۰؛ بحار الانوار، ج۵، ص۱۳۰.</ref>. | |||
میتوان گفت: عبد المطلب از اخباری که بر [[مقام پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} تأکید داشت، به رتبه و جایگاه و [[آینده]] آن حضرت، کاملا [[آگاه]] بود. اوج توجه عبد المطلب به پیامبر زمانی جلوهگر شد که وجود [[مقدس]] آن حضرت{{صل}} را در [[دوران شیرخوارگی]]، بر [[درگاه الهی]] واسطه قرار داد و [[طلب باران]] نمود؛ زیرا عبد المطلب به [[مقام]] و جایگاه [[رسول اکرم]]{{صل}} در پیشگاه [[خدای سبحان]] پی برده بود<ref>سیره زینی دحلان در حاشیه سیره حلبی، ج۱، ص۶۴؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۰.</ref>. هشداری که عبد المطلب در [[کودکی پیامبر]] در خصوص [[مراقبت]] و توجه به وی، به [[ام ایمن]] داده بود [[گواه]] دیگری بر این مدعاست. | |||
عمویش [[ابو طالب]] نیز، از این ویژگی برخوردار بود؛ وی در امر [[سرپرستی]] و مراقبت از وجود پربرکت پیامبر و [[همکاری]] با وی در جهت [[تبلیغ]] و آشکار ساختن [[رسالت]]، تا آخرین لحظات [[عمر]] مبارکش استمرار بخشید و در این راستا، [[اذیت]] و [[آزار]] [[قریش]] و [[قطع رابطه]] آنان و [[حصر اقتصادی]] شعب را متحمل گشت و این [[حقیقت]] را که در موارد متعددی از ابو طالب{{ع}} نقل شده و به اهتمام و توجه وی به [[حفظ]] و [[حراست]] از وجود گرانقدر [[رسول خدا]]{{صل}} ارتباط داشته، به خوبی لمس میکنیم<ref>سیره نبوی، ج۱، ص۹۷۹؛ تاریخ ابن عساکر، ج۱، ص۶۹؛ مجمع البیان، ج۷، ص۳۷؛ مستدرک حاکم، ج۲، ص۶۲۳؛ طبقات کبری، ج۱، ص۱۶۸؛ سیره حلبی، ج۱، ص۱۸۹؛ اصول کافی، ج۱، ص۴۴۸؛ الغدیر، ج۷، ص۳۴۵.</ref>. | |||
روایاتی که در مورد پدر [[بزرگوار]] [[نبی اکرم]]{{صل}} و مادر گرامی آن حضرت وارد شده، [[شرک]] و [[بتپرستی]] آنان را مردود میداند و در این خصوص سخن [[رسول خدا]] دلیلی کافی است که فرمود: «من همواره از صلبهای پاک به رحمهای پاک انتقال یافتم»<ref>سیره زینی دحلان در حاشیه سیره حلبی، ج۱، ص۵۸؛ اوائل المقالات شیخ مفید، ص۱۲ و ۱۳.</ref>. این سخن به [[پاکی]] و [[طهارت]] پدران و مادران آن بزرگوار از هرگونه [[پلیدی]] و شرک اشاره دارد<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱]]، ص ۶۴.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۵۷: | خط ۶۶: | ||
# [[پرونده:IM010504.jpg|22px]] [[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|'''تاریخ اسلام ج۱''']] | # [[پرونده:IM010504.jpg|22px]] [[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|'''تاریخ اسلام ج۱''']] | ||
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[رسول رضوی|رضوی، رسول]]، [[ایمان نیاکان پیامبر (مقاله)|مقاله «ایمان نیاکان پیامبر»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی ج۱''']] | # [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[رسول رضوی|رضوی، رسول]]، [[ایمان نیاکان پیامبر (مقاله)|مقاله «ایمان نیاکان پیامبر»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی ج۱''']] | ||
# [[پرونده:151911.jpg|22px]] [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱ (کتاب)|'''پیشوایان هدایت ج۱''']] | |||
# [[پرونده:IM010703.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|'''محمدنامه''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||