بحث:جنگ جمل در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←پانویس
(←پانویس) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←پانویس) |
||
| خط ۲۳۳: | خط ۲۳۳: | ||
[[ابن اثیر]] در [[اسدالغابه]] که تحت تأثیر [[تاریخ طبری]] نبوده است، در شرح حال [[حکیم بن جبله]] گوید: «چون طلحه و زبیر به بصره آمدند قراردادی میان آنها و [[عثمان بن حنیف]] به وجود آمد که از [[جنگ]] دست بکشند تا علی{{ع}} بیاید. سپس [[عبدالله بن زبیر]] [[شب]] هنگام ناگهانی به عثمان بن حنیف - [[حمله]] برد و او را از قصر بیرون کرد...<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۴۴، ش۱۲۳۳.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۲ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۲]]، ص 365 - 368.</ref> | [[ابن اثیر]] در [[اسدالغابه]] که تحت تأثیر [[تاریخ طبری]] نبوده است، در شرح حال [[حکیم بن جبله]] گوید: «چون طلحه و زبیر به بصره آمدند قراردادی میان آنها و [[عثمان بن حنیف]] به وجود آمد که از [[جنگ]] دست بکشند تا علی{{ع}} بیاید. سپس [[عبدالله بن زبیر]] [[شب]] هنگام ناگهانی به عثمان بن حنیف - [[حمله]] برد و او را از قصر بیرون کرد...<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۴۴، ش۱۲۳۳.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۲ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۲]]، ص 365 - 368.</ref> | ||
== [[جنگ]] ناکثین با والی بصره == | |||
اولین [[پیمانشکنی]] [[اصحاب جمل]]، نقض بیعت با [[حضرت امیر]]{{ع}} بود و دومین نقض عهد آنان، زیر پا گذاشتن معاهده صلح با والی بصره، عثمان بن حنیف و مبادرت به جنگ و کودتای خونین علیه وی بود. ناکثین با جذب نیروهای جدید و تحکیم مواضع سیاسی خود، با پیمانشکنی دوباره، اقدام به یک کودتای خونین علیه والی بصره نمودند. | |||
شارح [[نهجالبلاغه]] از [[ابو مخنف]] نقل میکند: ناکثین در شبی تاریک و بارانی و طولانی بیرون آمدند. زره پوشیده بودند و روی آن، جامه بر تن داشتند. هنگام نماز صبح و سحرگاه به [[مسجد]] رسیدند؛ عثمان بن حنیف پیش از ایشان به مسجد رسیده بود و صفهای [[نماز]] برپا بود<ref>جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابیالحدید، ج۴، ص۳۵۷ - ۳۵۸.</ref>. آنان با کشمکشهای فراوان، عثمان بن حنیف را از امامت جماعت کنار زدند و زبیر را جایگزین وی کردند. به [[فرمان]] زبیر، ابن [[حنیف]] و نگهبانان [[بیتالمال]] دستگیر شدند. ابن حنیف را تا پای [[مرگ]] زدند و پس از کندن موهای ابروان و مژهها و تمام موی سر و صورتش، او را نزد [[عایشه]] بردند. عایشه از ابان، پسر [[عثمان]] خواست که گردن ابن [[حنیف]] را بزند؛ اما وقتی ابن حنیف آنان را به [[انتقام]] برادرش سهل، حاکم مدینه هشدار داد، از کشتن او صرف نظر نمودند<ref>ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۳۲۰ - ۳۲۱؛ ابن اثیر، الکامل، ترجمه سید محمدحسین روحانی، ج۴، ص۱۷۷۱، با کمی اختلاف.</ref>. | |||
[[اصحاب جمل]]، [[عثمان بن حنیف]] را [[آزاد]] گذاشتند که در [[بصره]] بماند یا به علی{{ع}} ملحق شود. او رفتن را [[انتخاب]] کرد و به علی{{ع}} پیوست. وقتی که آن حضرت را دید، گریست و گفت: {{عربی|فارقتك شيخا، و جئتك أمرد}}؛ «وقتی از شما جدا شدم، پیرمردی بودم و امروز که آمدم، بیریش و امرد هستم». پس علی{{ع}} سه بار فرمود: {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶.</ref><ref>ر.ک: ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۳۲۱.</ref>. | |||
پاسداران و نگهبانان [[بیتالمال]] بصره که سَبابِجَه خوانده میشدند با [[قساوت]] و بیرحمی به دست [[ناکثین]] کشته شدند. این گروه اولین قومی بودند که در میان [[مسلمانان]] دستبسته گردن زده شدند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۳۲۱.</ref>.<ref>[[علی ملکی میانجی|ملکی میانجی، علی]]، [[ناکثین (مقاله)| مقاله «ناکثین»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]]، ص ۷۸؛ [[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری]]، ص۱۳۵.</ref> | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||