پرش به محتوا

بداء از دیدگاه اهل سنت: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:
# ظاهر شدن پس از پنهان بودن، گفته می‌شود: [[دیوار]][[ شهر]] نمایان شد یعنی ظاهر گشت.
# ظاهر شدن پس از پنهان بودن، گفته می‌شود: [[دیوار]][[ شهر]] نمایان شد یعنی ظاهر گشت.
# پیدایش [[رأی]] جدید و درست دانستن چیزی که بعد از ندانستن آن دانسته شد. گفته می‌شود: در این امر برایم [[بداء]] حاصل شد، یعنی نظر دیگری برایم آشکار شد. <ref>ر.ک: ابن فارس: معجم مقاييس اللغة ۲۱۲٫۱، والفيومى: المصباح المنير ۴٠٫١ وابن منظور لسان العرب ۶۵٫١۴، والزبيدي تاج العروس ١۵۴٫٣٧، والمعجم الوسيط ۴۵٫١، و د. ناصر الفقاري: أصول مذهب الشيعة ۹۳٨٫٢.</ref>.
# پیدایش [[رأی]] جدید و درست دانستن چیزی که بعد از ندانستن آن دانسته شد. گفته می‌شود: در این امر برایم [[بداء]] حاصل شد، یعنی نظر دیگری برایم آشکار شد. <ref>ر.ک: ابن فارس: معجم مقاييس اللغة ۲۱۲٫۱، والفيومى: المصباح المنير ۴٠٫١ وابن منظور لسان العرب ۶۵٫١۴، والزبيدي تاج العروس ١۵۴٫٣٧، والمعجم الوسيط ۴۵٫١، و د. ناصر الفقاري: أصول مذهب الشيعة ۹۳٨٫٢.</ref>.
هر دو معنا در [[قرآن کریم]] آمده است. از معنای اول، این [[آیه]]: {{متن قرآن|وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ}}<ref>سورة البقرة، الآية ۲۸۴.</ref> و آیه: {{متن قرآن|وَبَدَا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ}}<ref>سورة الزمر، الآية ۴۷.</ref>. یعنی از سوی [[خداوند]] [[عذاب]] و مجازاتی برایشان آشکار شد که در [[ذهن]] و محاسبه‌شان نبود. <ref>ر.ک: تفسير ابن كثير: ١٠۴٫٧.</ref> و از معنای دوم، این آیه: {{متن قرآن|ثُمَّ بَدَا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا رَأَوُا الْآيَاتِ لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِينٍ}}<ref>سورة يوسف، الآية ۳۵.</ref>.<ref>أحمد قوشي عبد الرحيم، مقالة «البداء»، موسوعة العقيدة الإسلامية، ص 205.</ref>.
هر دو معنا در [[قرآن کریم]] آمده است. از معنای اول، این [[آیه]]: {{متن قرآن|وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ}}<ref>سورة البقرة، الآية ۲۸۴.</ref> و آیه: {{متن قرآن|وَبَدَا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ}}<ref>سورة الزمر، الآية ۴۷.</ref>. یعنی از سوی [[خداوند]] [[عذاب]] و مجازاتی برایشان آشکار شد که در [[ذهن]] و محاسبه‌شان نبود. <ref>ر.ک: تفسير ابن كثير: ١٠۴٫٧.</ref> و از معنای دوم، این آیه: {{متن قرآن|ثُمَّ بَدَا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا رَأَوُا الْآيَاتِ لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِينٍ}}<ref>سورة يوسف، الآية ۳۵.</ref>.<ref>أحمد قوشتي عبد الرحيم، مقالة «البداء»، موسوعة العقيدة الإسلامية، ص 205.</ref>.


===[[بداء]] در اصطلاح===
===[[بداء]] در اصطلاح===
خط ۳۹: خط ۳۹:
دانشمندان [[امامیه]] در تبیین [[بداء]] و رد و [[انکار]] آن از سوی مخالفان، آن را با [[نسخ]] مقایسه کرده‌اند؛ از منظر آنان، [[بدا]] به منزله [[نسخ]] در [[تشریع]] است و [[نسخ]] به منزله [[بدا]] در [[تکوین]]<ref>التوحید، ص۳۳۵-۳۳۶؛ الغیبه، ص۲۶۴-۲۶۵؛ الانتصار، ص‌۹۳؛ رسائل الشریف المرتضی، ص‌۱۱۶ ـ ۱۱۹.</ref>. بر این اساس تفاوت ماهوی [[بداء]] و [[نسخ]] در این است که [[نسخ]] مربوط به دو امر و دو زمان است، ولی [[بداء]] ناظر به یک پدیده بوده و در یک زمان رخ می‌‌دهد<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۴۹.</ref>. در واقع هر گاه [[امر و نهی]] به عین یک فعل و در یک زمان و نسبت به یک [[مکلف]] تعلق بگیرد [[بداء]] و [[باطل]] است و هرگاه متعلق [[امر و نهی]] دو فعل همانند و نسبت به دو زمان باشد [[نسخ]] و جایز است<ref>ر.ک: [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۲]]، ص ۵۷.</ref>.
دانشمندان [[امامیه]] در تبیین [[بداء]] و رد و [[انکار]] آن از سوی مخالفان، آن را با [[نسخ]] مقایسه کرده‌اند؛ از منظر آنان، [[بدا]] به منزله [[نسخ]] در [[تشریع]] است و [[نسخ]] به منزله [[بدا]] در [[تکوین]]<ref>التوحید، ص۳۳۵-۳۳۶؛ الغیبه، ص۲۶۴-۲۶۵؛ الانتصار، ص‌۹۳؛ رسائل الشریف المرتضی، ص‌۱۱۶ ـ ۱۱۹.</ref>. بر این اساس تفاوت ماهوی [[بداء]] و [[نسخ]] در این است که [[نسخ]] مربوط به دو امر و دو زمان است، ولی [[بداء]] ناظر به یک پدیده بوده و در یک زمان رخ می‌‌دهد<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۴۹.</ref>. در واقع هر گاه [[امر و نهی]] به عین یک فعل و در یک زمان و نسبت به یک [[مکلف]] تعلق بگیرد [[بداء]] و [[باطل]] است و هرگاه متعلق [[امر و نهی]] دو فعل همانند و نسبت به دو زمان باشد [[نسخ]] و جایز است<ref>ر.ک: [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۲]]، ص ۵۷.</ref>.


اهل سنت ضمن اشکال به عقیده شیعه در بدا معتقدند: میان [[نسخ]] و [[بدا]] تفاوت و تمایز آشکار و روشنی وجود دارد و جهت اثبات این مدعا، به سخن برخی از بزرگان خود تمسک کرده و می‌گویند: همان‌طور که [[ابن حزم]] گفته است: تفاوت بین نسخ و بدا واضح است؛ زیرا معنای بداء این است که [[خداوند سبحان]] به امری [[فرمان]] دهد در حالی که نمی‌داند سرانجام آن چه خواهد شد، اما نسخ این است که به امری فرمان دهد در حالی که می‌داند آن را در [[زمان]] مشخصی [[تغییر]] خواهد داد، و این در [[علم]] و قضای [[قطعی]] او از پیش تعیین شده است. پس چون این دو وجه معانی متفاوت و مختلفی دارند، ضرورتاً باید برای هر یک نامی قرار داد که با آن از آن تعبیر شود و غیر از نام دیگری باشد تا [[فهم]] حاصل شود و [[حقیقت]] آشکار گردد، پس بداء از [[صفات ]]خداوند متعال نیست.<ref>ابن حزم: الإحكام ۴۴۶٫۴، وانظر أيضا في الفرق بين البداء والنسخ: الشيرازي: التبصرة ٢۵٣٫١، والأمدى: الإحكام ۱۲۲٫۳</ref>.<ref>أحمد قوشي عبد الرحيم، مقالة «البداء»، موسوعة العقيدة الإسلامية، ص 205.</ref>.
اهل سنت ضمن اشکال به عقیده شیعه در بدا معتقدند: میان [[نسخ]] و [[بدا]] تفاوت و تمایز آشکار و روشنی وجود دارد و جهت اثبات این مدعا، به سخن برخی از بزرگان خود تمسک کرده و می‌گویند: همان‌طور که [[ابن حزم]] گفته است: تفاوت بین نسخ و بدا واضح است؛ زیرا معنای بداء این است که [[خداوند سبحان]] به امری [[فرمان]] دهد در حالی که نمی‌داند سرانجام آن چه خواهد شد، اما نسخ این است که به امری فرمان دهد در حالی که می‌داند آن را در [[زمان]] مشخصی [[تغییر]] خواهد داد، و این در [[علم]] و قضای [[قطعی]] او از پیش تعیین شده است. پس چون این دو وجه معانی متفاوت و مختلفی دارند، ضرورتاً باید برای هر یک نامی قرار داد که با آن از آن تعبیر شود و غیر از نام دیگری باشد تا [[فهم]] حاصل شود و [[حقیقت]] آشکار گردد، پس بداء از [[صفات ]]خداوند متعال نیست.<ref>ابن حزم: الإحكام ۴۴۶٫۴، وانظر أيضا في الفرق بين البداء والنسخ: الشيرازي: التبصرة ٢۵٣٫١، والأمدى: الإحكام ۱۲۲٫۳</ref>.<ref>أحمد قوشتي عبد الرحيم، مقالة «البداء»، موسوعة العقيدة الإسلامية، ص 205.</ref>.


[[حقیقت]] آن است هم در [[نسخ]] و هم در [[بدا]]، [[خداوند]] از ازل می‌دانست که [[حکم]] اولش پس از مدتی [[تغییر]] خواهد کرد. بله! ظاهر این [[احکام]] از ابتدا عام بود؛ ولی در واقع، چنین نبود، بلکه موقت بودند و [[خدا]] از ازل آن را می‌دانست و همچنین می‌دانست که در [[زمان]] خودش آن را آشکار خواهد کرد.<ref>[[مهدی رستم‌نژاد|رستم‌نژاد، مهدی]]، [[پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه (کتاب)|پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه]] ص ۱۷۳-۱۸۱</ref>.
[[حقیقت]] آن است هم در [[نسخ]] و هم در [[بدا]]، [[خداوند]] از ازل می‌دانست که [[حکم]] اولش پس از مدتی [[تغییر]] خواهد کرد. بله! ظاهر این [[احکام]] از ابتدا عام بود؛ ولی در واقع، چنین نبود، بلکه موقت بودند و [[خدا]] از ازل آن را می‌دانست و همچنین می‌دانست که در [[زمان]] خودش آن را آشکار خواهد کرد.<ref>[[مهدی رستم‌نژاد|رستم‌نژاد، مهدی]]، [[پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه (کتاب)|پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه]] ص ۱۷۳-۱۸۱</ref>.
خط ۸۲: خط ۸۲:


====شبهه: پیدایش [[اعتقاد]] به [[بدا]] از مختار ثقفی و کیسانیه====
====شبهه: پیدایش [[اعتقاد]] به [[بدا]] از مختار ثقفی و کیسانیه====
برخی دیگر از [[اهل سنت]] قول به [[بداء]] به [[کیسانیه]] و رهبرشان مختار ثقفی نسبت داده شده که از [[معتقدان]] به [[امامت]] [[محمد بن حنفیه]] بودند. دلیل مهمی که آنها را به این اعتقاد [[سوق]] داد این بود که [[مصعب ابن زبیر]] لشکری [[قوی]] به سوی آنها فرستاد و مختار، احمد بن شمیط را با سه هزار [[جنگجو]] برای مقابله با آنها اعزام کرد و به آنها گفت: به من [[وحی]] شده که [[پیروزی]] از آن شماست. اما ابن شمیط و همراهانش [[شکست]] خوردند و وقتی بازگشت به مختار گفت: پس آن پیروزی که به ما [[وعده]] داده بودی کجاست؟ مختار به او گفت: این چیزی بود که به من وعده داده شده بود اما سپس بداء رخ داد؛ زیرا [[خداوند سبحان]] و [[متعال]] فرموده است: “خداوند هر چه را بخواهد محو می‌کند یا ثابت نگه می‌دارد و اصل کتاب نزد اوست”. سپس مختار برای [[جنگ]] با [[مصعب]] بیرون رفت و شکست خورده به [[کوفه]] بازگشت و در آنجا او را کشتند. <ref>الإسفراييني: التبصير في الدين ص٣۴.</ref>.<ref>أحمد قوشي عبد الرحيم، مقالة «البداء»، موسوعة العقيدة الإسلامية، ص205.</ref>.
برخی دیگر از [[اهل سنت]] قول به [[بداء]] به [[کیسانیه]] و رهبرشان مختار ثقفی نسبت داده شده که از [[معتقدان]] به [[امامت]] [[محمد بن حنفیه]] بودند. دلیل مهمی که آنها را به این اعتقاد [[سوق]] داد این بود که [[مصعب ابن زبیر]] لشکری [[قوی]] به سوی آنها فرستاد و مختار، احمد بن شمیط را با سه هزار [[جنگجو]] برای مقابله با آنها اعزام کرد و به آنها گفت: به من [[وحی]] شده که [[پیروزی]] از آن شماست. اما ابن شمیط و همراهانش [[شکست]] خوردند و وقتی بازگشت به مختار گفت: پس آن پیروزی که به ما [[وعده]] داده بودی کجاست؟ مختار به او گفت: این چیزی بود که به من وعده داده شده بود اما سپس بداء رخ داد؛ زیرا [[خداوند سبحان]] و [[متعال]] فرموده است: “خداوند هر چه را بخواهد محو می‌کند یا ثابت نگه می‌دارد و اصل کتاب نزد اوست”. سپس مختار برای [[جنگ]] با [[مصعب]] بیرون رفت و شکست خورده به [[کوفه]] بازگشت و در آنجا او را کشتند. <ref>الإسفراييني: التبصير في الدين ص٣۴.</ref>.<ref>أحمد قوشتي عبد الرحيم، مقالة «البداء»، موسوعة العقيدة الإسلامية، ص205.</ref>.


===دیدگاه [[اهل سنت]] پیرامون موضع [[امامیه]] درباره [[بداء]]===
===دیدگاه [[اهل سنت]] پیرامون موضع [[امامیه]] درباره [[بداء]]===
خط ۱۰۸: خط ۱۰۸:


===برداشت‌های ناصواب از اقوال امامیه در مساله بدا===
===برداشت‌های ناصواب از اقوال امامیه در مساله بدا===
برخی از اهل سنت با پذیرش پیش فرض بطلان اعتقاد به بدا و اصرار بر نادرستی آن، اتهامات نادرستی را به علمای بزرگ امامیه زده و تلاش کرده‌اند تا به هر نحو ممکن اعتقاد به بدا را عقیده برخی از شیعیان معرفی کنند. از این رو گفته‎اند: با وجود کثرت نوشته‌های [[شیعی]] که قول به [[بداء]] را پذیرفته‌اند، برخی از علمای آنها به [[زشتی]] این قول و لوازم خطرناک آن پی برده‌اند، بنابراین نهایت تلاش خود را برای تبرئه [[مذهب]] از [[اتهام]] قول به بداء به کار گرفته‌اند و در نتیجه تلاش‌های آنها متعدد شده و جهت‌های مختلفی به خود گرفته است <ref>ر.ک: القفاري: أصول مذهب الشيعة ٩۴٣٫٢.</ref>.<ref>أحمد قوشي عبد الرحيم، مقالة «البداء»، موسوعة العقيدة الإسلامية، ص 205.</ref>.
برخی از اهل سنت با پذیرش پیش فرض بطلان اعتقاد به بدا و اصرار بر نادرستی آن، اتهامات نادرستی را به علمای بزرگ امامیه زده و تلاش کرده‌اند تا به هر نحو ممکن اعتقاد به بدا را عقیده برخی از شیعیان معرفی کنند. از این رو گفته‎اند: با وجود کثرت نوشته‌های [[شیعی]] که قول به [[بداء]] را پذیرفته‌اند، برخی از علمای آنها به [[زشتی]] این قول و لوازم خطرناک آن پی برده‌اند، بنابراین نهایت تلاش خود را برای تبرئه [[مذهب]] از [[اتهام]] قول به بداء به کار گرفته‌اند و در نتیجه تلاش‌های آنها متعدد شده و جهت‌های مختلفی به خود گرفته است <ref>ر.ک: القفاري: أصول مذهب الشيعة ٩۴٣٫٢.</ref>.<ref>أحمد قوشتي عبد الرحيم، مقالة «البداء»، موسوعة العقيدة الإسلامية، ص 205.</ref>.


در ادامه برخی از برداشت‌های ناصواب اهل سنت از اقوال امامیه و اتهامات بی‌اساس آنها را بیان و بررسی می‌نماییم
در ادامه برخی از برداشت‌های ناصواب اهل سنت از اقوال امامیه و اتهامات بی‌اساس آنها را بیان و بررسی می‌نماییم
خط ۱۱۴: خط ۱۱۴:
====شبهه اول: انکار بدا توسط خواجه طوسی====
====شبهه اول: انکار بدا توسط خواجه طوسی====


برخی <ref>أحمد قوشي عبد الرحيم، مقالة «البداء»، موسوعة العقيدة الإسلامية، ص 205.</ref> چنین ادعا کرده‌اند که [[خواجه نصیر]] [[طوسی]] از جمله علمای امامیه است که وجود بدا را به عنوان عقیده‌ای برای شیعیان [[دوازده امامی]] انکار کرده و درباره [[طایفه]] خود گفته است: «آنها به بدا قائل نیستند، و قول به بدا فقط در روایتی بوده که از [[جعفر صادق]] نقل کرده‌اند که او اسماعیل را [[جانشین]] خود قرار داد، اما از اسماعیل چیزی ظاهر شد که او آن را نپسندید، پس [[موسی]] را جانشین قرار داد. وقتی درباره این مسئله از او سؤال شد، گفت: برای [[خداوند]] در امر اسماعیل بدا حاصل شد، و این یک [[روایت]] است و نزد ما [[خبر واحد]] موجب [[علم]] و عمل نمی‌شود» <ref>طوسي تلخيص المحصل ص٢۵٠.</ref>.  
برخی <ref>أحمد قوشتي عبد الرحيم، مقالة «البداء»، موسوعة العقيدة الإسلامية، ص 205.</ref> چنین ادعا کرده‌اند که [[خواجه نصیر]] [[طوسی]] از جمله علمای امامیه است که وجود بدا را به عنوان عقیده‌ای برای شیعیان [[دوازده امامی]] انکار کرده و درباره [[طایفه]] خود گفته است: «آنها به بدا قائل نیستند، و قول به بدا فقط در روایتی بوده که از [[جعفر صادق]] نقل کرده‌اند که او اسماعیل را [[جانشین]] خود قرار داد، اما از اسماعیل چیزی ظاهر شد که او آن را نپسندید، پس [[موسی]] را جانشین قرار داد. وقتی درباره این مسئله از او سؤال شد، گفت: برای [[خداوند]] در امر اسماعیل بدا حاصل شد، و این یک [[روایت]] است و نزد ما [[خبر واحد]] موجب [[علم]] و عمل نمی‌شود» <ref>طوسي تلخيص المحصل ص٢۵٠.</ref>.  


این گروه جهت اثبات ادعای خود، به واکنش علامه مجلسی به سخن خواجه استناد کرده و می‌گوید: [[مجلسی]] نیز این پاسخ از شیخ طوسی را عجیب دانسته و آن را به عدم احاطه او بر اخبار نسبت داده است.<ref>مجلسي: بحار الأنوار: ١٢٣٫۴.</ref>.<ref>أحمد قوشي عبد الرحيم، مقالة «البداء»، موسوعة العقيدة الإسلامية، ص 205.</ref>.
این گروه جهت اثبات ادعای خود، به واکنش علامه مجلسی به سخن خواجه استناد کرده و می‌گوید: [[مجلسی]] نیز این پاسخ از شیخ طوسی را عجیب دانسته و آن را به عدم احاطه او بر اخبار نسبت داده است.<ref>مجلسي: بحار الأنوار: ١٢٣٫۴.</ref>.<ref>أحمد قوشتي عبد الرحيم، مقالة «البداء»، موسوعة العقيدة الإسلامية، ص 205.</ref>.


'''نقد و بررسی دیدگاه اول'''  
'''نقد و بررسی دیدگاه اول'''  
۱۵٬۳۶۰

ویرایش