پرش به محتوا

بداء از دیدگاه اهل سنت: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۵: خط ۴۵:


چنانچه گذشت، از منظر شیعه، [[بدا]] به منزله [[نسخ]] در [[تشریع]] است و [[نسخ]] به منزله [[بدا]] در [[تکوین]]<ref>التوحید، ص۳۳۵-۳۳۶؛ الغیبه، ص۲۶۴-۲۶۵؛ الانتصار، ص‌۹۳؛ رسائل الشریف المرتضی، ص‌۱۱۶ ـ ۱۱۹.</ref>. از این رو آنان که بدا را [[انکار]] می‌کنند و آن را ملازم [[جهل]] و [[پشیمانی]] خدا می‌دانند، درباره [[نسخ]] چه می‌گویند؟! چرا که با این توضیح در واقع فرقی بین نسخ و بدا نیست، جز این که نسخ در [[امور تشریعی]] است و بدا در امور [[تکوینی]]، یعنی همان طور که در [[تشریع احکام]]، با نسخ، [[قبله مسلمانان]] از [[مسجد الاقصی]] به [[مسجد الحرام]] [[تغییر]] کرد، در [[نظام تکوینی]] هم مثلاً [[عذاب]] [[قوم یونس]] با [[دعا]] و [[تضرع]] آنها، تغییر کرد و از آنان برداشته شد. حال اگر بنا باشد بدا به معنی پشیمانی خدا باشد، در نسخ هم می‌توان همین حرف را زد، زیرا در هر دو مورد، امری ظاهراً دائمی،[[ تغییر]] می‌کند در حالی که اهل سنت چنین عقیده‌ای ندارند یعنی آنان که به این عقیده شیعه ایراد گرفته‌ و با تاکید بر تفاوت آشکار میان بدا و نسخ، اولی را باطل دانسته و دومی را پذیرفته‌اند، خود را با این چالش درگیرز نکرده و پاسخ منسجمی به آن نداده‌اند.<ref>[[مهدی رستم‌نژاد|رستم‌نژاد، مهدی]]، [[پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه (کتاب)|پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه]] ص ۱۷۳-۱۸۱</ref>.
چنانچه گذشت، از منظر شیعه، [[بدا]] به منزله [[نسخ]] در [[تشریع]] است و [[نسخ]] به منزله [[بدا]] در [[تکوین]]<ref>التوحید، ص۳۳۵-۳۳۶؛ الغیبه، ص۲۶۴-۲۶۵؛ الانتصار، ص‌۹۳؛ رسائل الشریف المرتضی، ص‌۱۱۶ ـ ۱۱۹.</ref>. از این رو آنان که بدا را [[انکار]] می‌کنند و آن را ملازم [[جهل]] و [[پشیمانی]] خدا می‌دانند، درباره [[نسخ]] چه می‌گویند؟! چرا که با این توضیح در واقع فرقی بین نسخ و بدا نیست، جز این که نسخ در [[امور تشریعی]] است و بدا در امور [[تکوینی]]، یعنی همان طور که در [[تشریع احکام]]، با نسخ، [[قبله مسلمانان]] از [[مسجد الاقصی]] به [[مسجد الحرام]] [[تغییر]] کرد، در [[نظام تکوینی]] هم مثلاً [[عذاب]] [[قوم یونس]] با [[دعا]] و [[تضرع]] آنها، تغییر کرد و از آنان برداشته شد. حال اگر بنا باشد بدا به معنی پشیمانی خدا باشد، در نسخ هم می‌توان همین حرف را زد، زیرا در هر دو مورد، امری ظاهراً دائمی،[[ تغییر]] می‌کند در حالی که اهل سنت چنین عقیده‌ای ندارند یعنی آنان که به این عقیده شیعه ایراد گرفته‌ و با تاکید بر تفاوت آشکار میان بدا و نسخ، اولی را باطل دانسته و دومی را پذیرفته‌اند، خود را با این چالش درگیرز نکرده و پاسخ منسجمی به آن نداده‌اند.<ref>[[مهدی رستم‌نژاد|رستم‌نژاد، مهدی]]، [[پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه (کتاب)|پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه]] ص ۱۷۳-۱۸۱</ref>.
===شبهه:انتساب معنای لغوی «تغییر رای ناشی از جهل از بدا» به شیعه===
برخی علمای اهل سنت کاربرد «بداء» برای خداوند را صرفاً با معنای لغوی منفی آن یعنی تغییر رأی ناشی از جهل، سنجیده‌ و آن را به شیعه نسبت داده‌اند.<ref>أحمد قوشتي عبد الرحيم، مقالة «البداء»، موسوعة العقيدة الإسلامية، ص205.</ref>.
'''نقد و بررسی'''
'''عدم توجه به تفسیر استعاری بداء (به معنای إبداء) در قیاس با سایر صفات خبری'''
این برداشت نوعی اتهام به شیعه است چرا که در این اشکال به کاربرد مجازی «بداء» هیچ توجهی نشده بلکه ادعای مذکور به شکلی متفاوت و منفی تفسیر و به شیعه نسبت داده شده است. چرا که از یکسو «بدا» در لغت به معنی «آشکار شدن شئ مخفی» است. این واژه در [[قرآن]] نیز به همین معنی استعمال شده است. قرآن می‌فرماید: {{متن قرآن|وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا}}<ref>«و بدی‌های کارهایی که انجام داده‌اند برای آنان آشکار می‌گردد و (سزای) آنچه به ریشخند می‌گرفتند آنان را فرا می‌گیرد» سوره زمر، آیه ۴۸.</ref>.
ولی در اصطلاح، [[شیعیان]] آن را مجازاً در معنی إبداء و [[آشکار کردن]] به کار می‌برند. منظورشان از بدا لله این است که خداوند چیزی را که بر بندگانش مخفی بوده، بر آنان آشکار کرد.
در هر حال نمی‌شود به صِرف استعمال لفظ در معنای مجازی‌اش، [[مسلمانان]] را متهم کرد که به خداوند نسبت پشیمانی و جهل داده‌اند، چنان‌که نمی‌توان پیامبر{{صل}} را به چنین نسبتی متهم کرد!!
از سوی دیگر در [[قرآن]] در [[ارتباط با خداوند]] گاه از تعابیری استفاده شده است که قطعاً [[ذات پاک الهی]] از معنای رایج و شایع آن [[منزه]] است. واژه‌هایی چون [[مکر]]، [[خدعه]] و [[نسیان]] از واژه‌هایی است که در قرآن به خداوند نسبت داده شد و قطعاً نمی‌تواند معنای [[حقیقی]] آنها [[اراده]] شده باشد: {{متن قرآن|وَمَكَرُوا مَكْرًا وَمَكَرْنَا مَكْرًا}}<ref>«و نیرنگی سخت باختند و ما (نیز) تدبیری شایسته کردیم و آنان درنیافتند» سوره نمل، آیه ۵۰.</ref>.
{{متن قرآن|إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ}}<ref>«بی‌گمان منافقان، با خداوند نیرنگ می‌بازند و او نیز با آنان تدبیر می‌کند و (اینان) چون به نماز ایستند با گران‌جانی می‌ایستند، برابر مردم ریا می‌ورزند و خداوند را جز اندکی یاد نمی‌کنند» سوره نساء، آیه ۱۴۲.</ref>.
همچنین آمده است: {{متن قرآن|نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ}}<ref>«مردان و زنان منافق، همگون یکدیگرند که به کار ناپسند فرمان می‌دهند و از کار شایسته باز می‌دارند! و (در بخشش) ناخن خشکی می‌ورزند، خداوند را فراموش کرده‌اند و خداوند نیز آنان را از یاد برده است، بی‌گمان منافقانند که نافرمانند» سوره توبه، آیه ۶۷.</ref>.
روشن است که این واژه‌ها در ارتباط با خداوند از معانی شایع و رایج خود تجرید شده، متناسب با [[شأن]] [[ذات اقدس خداوند]]، معنی می‌شود؛ در واقع این واژه‌ها نسبت به خداً، مجازاً، اطلاق می‌شود. تعبیر به «[[بدا]]» درباره [[خداوند]] نیز از همین نمونه تعبیرها است؛ یعنی از منظر [[مردم]] که از گذشته و [[آینده]] خبر ندارند، چنین به نظر می‌رسد که [[خدا]] از نظرش برگشت و گویا در [[اراده الهی]] تغییری رخ داده است، در حالی که در واقع خداوند با این [[تغییر]]، پرده از [[علم]] غیبش برداشت و حقیقتی که تا آن [[زمان]]، بر مردم پنهان بود، آن را برای‌شان آشکار ساخت؛ به عبارت دیگر، هیچ بدائی نسبت به خدا در کار نیست؛ بلکه تعبیر دقیق‌ترش «إبداء» است؛ یعنی [[آشکار کردن]] امری که بر مردم پوشیده بود. نظیرش در [[قرآن]]، استعمال واژه «دانستن بر خدا» است آنجا که می‌فرماید: خداوند [[مؤمنان]] را [[امتحان]] می‌کند تا مجاهدان‌شان را از غیر [[مجاهدان]] بشناسد: {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنْكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ}}<ref>«و بی‌گمان می‌آزماییمتان تا جهادگران و شکیبایان شما را معلوم داریم و گزارش‌های (کردارهای) شما را بررسی کنیم» سوره محمد، آیه ۳۱.</ref>.
روشن است که جمله {{متن قرآن|حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنْكُمْ}}<ref>«و بی‌گمان می‌آزماییمتان تا جهادگران و شکیبایان شما را معلوم داریم و گزارش‌های (کردارهای) شما را بررسی کنیم» سوره محمد، آیه ۳۱.</ref> به این معنی نیست که خداوند آنها را نمی‌شناخت، حالا می‌خواهد با امتحان کردن آنها را بشناسد! بلکه منظور این است که معلوم [[ازلی]] خداوند در خارج تحقق یابد و آنچه از ازل می‌دانست با امتحان، آن را در خارج عینیت ببخشد.
اگر گفتن «بدا [[الله]]» به معنی نسبت دادن [[جهل]] یا [[پشیمانی]] به خداست، گفتن {{متن قرآن|حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنْكُمْ}}<ref>«و بی‌گمان می‌آزماییمتان تا جهادگران و شکیبایان شما را معلوم داریم و گزارش‌های (کردارهای) شما را بررسی کنیم» سوره محمد، آیه ۳۱.</ref> هم باید به معنی نسبت دادن جهل و نا [[آگاهی]] به خدا باشد!<ref>[[مهدی رستم‌نژاد|رستم‌نژاد، مهدی]]، [[پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه (کتاب)|پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه]] ص ۱۷۳-۱۸۱</ref>.


===پیشینه [[اعتقاد]] به [[بدا]] در میان [[مسلمانان]]===
===پیشینه [[اعتقاد]] به [[بدا]] در میان [[مسلمانان]]===
۱۵٬۳۶۰

ویرایش