قوم یهود در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←منابع
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۴۳: | خط ۱۴۳: | ||
همچنین، آنان مردمی بودند که [[تقوا]] نداشتند، سنگدلی، بیرحمی و ارتکاب به [[گناه]] در همه کارهایشان به چشم میخورد؛ از اینرو دشمنیشان با [[پیامبر]] {{صل}} و [[مسلمانان]] [[عرب]] و دیگران زیاد بود<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۱، ص۳۷.</ref>؛ چنانکه حضرت و اصحابش از بدو ورود به [[مدینه]]، پیوسته مورد هجو و [[دشنام]] [[یهودیان]] قرار داشتند و از تحریض [[دشمنان اسلام]] ایمن نبودند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۴۸۷-۴۸۸؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۱۳-۵۵۵؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۵۳۴ به بعد.</ref> تا اینکه سرانجام، [[قبایل]] [[یهود]]، یکی پس از دیگری، مغلوب [[سپاه اسلام]] شدند. بسیاری از آنها کشته شدند و بسیاری هم به سرزمینهای دیگر کوچ کردند<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[یهودیت (مقاله)|یهودیت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۱۰۵-۱۰۶.</ref>. | همچنین، آنان مردمی بودند که [[تقوا]] نداشتند، سنگدلی، بیرحمی و ارتکاب به [[گناه]] در همه کارهایشان به چشم میخورد؛ از اینرو دشمنیشان با [[پیامبر]] {{صل}} و [[مسلمانان]] [[عرب]] و دیگران زیاد بود<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۱، ص۳۷.</ref>؛ چنانکه حضرت و اصحابش از بدو ورود به [[مدینه]]، پیوسته مورد هجو و [[دشنام]] [[یهودیان]] قرار داشتند و از تحریض [[دشمنان اسلام]] ایمن نبودند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۴۸۷-۴۸۸؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۱۳-۵۵۵؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۵۳۴ به بعد.</ref> تا اینکه سرانجام، [[قبایل]] [[یهود]]، یکی پس از دیگری، مغلوب [[سپاه اسلام]] شدند. بسیاری از آنها کشته شدند و بسیاری هم به سرزمینهای دیگر کوچ کردند<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[یهودیت (مقاله)|یهودیت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۱۰۵-۱۰۶.</ref>. | ||
== برخی خصوصیات [[قوم یهود]] == | |||
۱. '''[[لجاجت]]''': [[یهودیان]] با این که به خاطر ظهور پیامبر جدید به [[یثرب]] [[مهاجرت]] کردند و با آنکه به [[مشرکان]] [[وعده]] میدادند: [[پیامبر]] ظهور خواهد کرد و ما به او [[ایمان]] خواهیم آورد و به وسیله وی شما را [[خوار]] و زبون خواهیم ساخت و با آنکه بعدها نشانههایی را که در تلمود دیده بودند، در [[پیامبر اسلام]] مییافتند؛ چرا به او ایمان نیاوردند؟ و چرا اشکال تراشی نموده دست به [[تحریف تورات]] و کتب [[دینی]] خود زدند؟! در جلد پانزدهم بحار، [[روایات]] فراوانی دال بر این معنی وجود دارد که [[ابن هشام]] نیز در [[سیره]] خود، چند مورد را آورده است. | |||
با اینکه آنان هر چه میپرسیدند، پاسخ روشن و آشکار میشنیدند؛ لکن برای این که از زیر بار [[گرایش]] به [[اسلام]] شانه خالی کنند، با لجاجت خاصی میگفتند: «بر دلهای ما پرده افتاده است»<ref>{{متن قرآن|وَقَالُوا قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَقَلِيلًا مَا يُؤْمِنُونَ}} «و گفتند: دلهای ما در پوششی (پنهان) است؛ (چنین نیست) بلکه خداوند آنان را برای کفرشان لعنت کرده است از این رو اندک ایمان میآورند» سوره بقره، آیه ۸۸.</ref>، «ما سخنان تو را نمیفهمیم» و یا به فرموده [[آیه]] زیر وانمود کردند که گویا هیچ نمیدانند: {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ كِتَابَ اللَّهِ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و چون فرستادهای از سوی خدا نزدشان آمد که آنچه را آنان با خود داشتند راست میشمرد، گروهی از اهل کتاب، کتاب خداوند را پس پشت افکندند گویی (چیزی) نمیدانند» سوره بقره، آیه ۱۰۱.</ref>. | |||
بنابراین، از ویژگیهای برجسته قوم یهود، لجاجت آنهاست؛ به طوری که از [[آیات قرآن کریم]] به وضوح این مطلب استفاده میشود؛ همان [[طور]] که از مضمون دو [[آیه]] کریمهای که ذکر شد و [[آیات]] ۱۴۴ و ۱۴۵ بقره، [[آل عمران]] و ۴۶ و ۴۷ [[نساء]] استفاده شود که [[یهودیان]] به حقانیت پیامبر [[اسلام]] [[علم]] داشتهاند. | |||
مثل معروف «بهانه بنی اسرائیلی» که حتی در میان عوام [[مردم]] هم مشهور است، گویای اوج اشکالی تراشی و بهانه جویی [[یهود]] است و در [[قرآن]] در [[سوره بقره]]، به نمونههایی از این بهانه جویی و اشکال تراشیها برمیخوریم؛ مانند داستان [[ذبح]] گوساله<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قَالُوا أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ * قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنَا مَا هِيَ قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لَا فَارِضٌ وَلَا بِكْرٌ عَوَانٌ بَيْنَ ذَلِكَ فَافْعَلُوا مَا تُؤْمَرُونَ * قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنَا مَا لَوْنُهَا قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَاءُ فَاقِعٌ لَوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِينَ * قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنَا مَا هِيَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشَابَهَ عَلَيْنَا وَإِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ * قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لَا ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ وَلَا تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لَا شِيَةَ فِيهَا قَالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوهَا وَمَا كَادُوا يَفْعَلُونَ}} «و (یاد کنید) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: خداوند به شما فرمان میدهد که گاوی بکشید؛ گفتند: آیا ما را به ریشخند گرفتهای؟ گفت: به خداوند پناه میجویم که از نادانان باشم * گفتند: از پروردگارت به خاطر ما بخواه تا چگونگی آن را برای ما روشن کند. گفت: خداوند میفرماید که آن گاوی است نه پیر و نه جوان، میانسالی میان آن (دو)؛ آنچه فرمان یافتهاید بجای آورید * گفتند به خاطر ما از پروردگارت بخواه تا برای ما روشن کند چه رنگ است؟ گفت: او میفرماید که آن، گاوی است زرد، رنگ آن روشن است، بینندگان را شادی میبخشد * گفتند: به خاطر ما از پروردگارت بخواه تا برای ما چگونگی آن را روشن گرداند، که این گاو بر ما بازشناخته نیست و ما اگر خداوند بخواهد رهیاب خواهیم بود * گفت: او میفرماید که آن، گاوی است نه رام، که زمین را شیار میزند و نه به کشت آب میدهد، تندرست است بیهیچ خالی در آن، گفتند: اکنون حقّ (جستار) را (بجای) آوردی و آن را سر بریدند و نزدیک بود که این کار را انجام ندهند» سوره بقره، آیه ۶۷-۷۱.</ref> و نیز آنجا که میگفتند: «از پروردگارت بخواه تا برای ما از آن چه از [[زمین]] میروید؛ چون سبزی و خیار و [[سیر]] و عدس و پیاز فراهم سازد» و یا آنجا که از روی [[لجاجت]] میگفتند: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنَا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ}}<ref>«خداوند به ما سفارش کرده است که به فرستادهای ایمان نیاوریم مگر آنکه برای ما قربانییی بیاورد که آتش (آسمانی) آن را (به نشان پذیرش) بسوزد» سوره آل عمران، آیه ۱۸۳.</ref>. نمونههای روشنی است که دلالت بر لجاجت آنها دارد. | |||
۲. '''نژاد پرستی''': دلیل دیگری که باعث شده [[یهود]] [[دین اسلام]] را، با وجود همه [[ادله]] و [[براهین]] نپذیرد، نژاد پرستی آنان است؛ آیاتی که دلالت بر نژاد پرستی یهود دارد: | |||
# {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ}}<ref>«آیا به کسانی ننگریستهای که خویشتن را پاکیزه میانگارند» سوره نساء، آیه ۴۹.</ref>. | |||
# {{متن قرآن|نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ}}<ref>«ما فرزندان خداوند و دوستان اوییم» سوره مائده، آیه ۱۸.</ref>. | |||
# {{متن قرآن|وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى}}<ref>«و گفتند هرگز کسی جز یهودی و مسیحی به بهشت در نمیآید» سوره بقره، آیه ۱۱۱.</ref>. | |||
# {{متن قرآن|وَقَالُوا كُونُوا هُودًا أَوْ نَصَارَى تَهْتَدُوا}}<ref>«و گفتند: یهودی یا مسیحی باشید تا راه یابید» سوره بقره، آیه ۱۳۵.</ref>. | |||
# {{متن قرآن|أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطَ كَانُوا هُودًا أَوْ نَصَارَى}}<ref>«یا میگویید که ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط، یهودی یا مسیحی بودند» سوره بقره، آیه ۱۴۰.</ref>. | |||
و یا آنجا که میگفتند: چون [[پیامبر]]{{صل}} از [[فرزندان]] اسماعیل است نه از [[فرزندان]] [[هارون]]، ما به او [[ایمان]] نمیآوریم. | |||
۳. '''[[پیمانشکنی]]''': دلیل دیگر نپذیرفتن [[اسلام]] از سوی [[یهودیان]]، داشتن روحیه [[پیمان شکنی]] در آنان است. همچنان که هر سه طایفه از ایشان ([[بنو قینقاع]]، [[بنو قریظه]] و [[بنو نضیر]]) طبق احادیثی، [[پیمان]] خود با [[پیامبر]] را شکستند و آیاتی از [[قرآن]] [[گواه]] این مطلب است<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هَذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُوا مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَدًا وَادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاكُمْ وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ}} «و (یاد کنید) آنگاه را که گفتیم: بدین شهر در آیید و از (نعمتهای) آن از هر جا که خواستید فراوان بخورید و با فروتنی از دروازه وارد شوید و بگویید: از لغزش ما بگذر! تا از لغزشهای شما درگذریم، و به زودی (پاداش) نکوکاران را میافزاییم» سوره بقره، آیه ۵۸؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ عَاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لَا يَتَّقُونَ}} «همان کسانی از ایشان که با آنان پیمان بستی سپس هر بار پیمان خود را میشکنند و پرهیزگاری نمیورزند» سوره انفال، آیه ۵۶.</ref>. | |||
ایمان نیاوردن [[یهود]] به هر دلیلی که باشد؛ نژاد پرستی، [[حسادت]]، [[لجاجت]] یا پیمان شکنی، [[خداوند تعالی]] در مورد ایشان میفرماید: {{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا}}<ref>«داستان آنان که (عمل به) تورات بر دوش آنها نهاده شد اما زیر بار آن نرفتند همچون داستان درازگوشی است بر او کتابی چند؛ داستان آن گروه که آیات خداوند را دروغ شمردند بد (داستانی) است و خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمیکند» سوره جمعه، آیه ۵.</ref>. | |||
اما پیمان نامه [[مدینه]]؛ پیمان [[همکاری]] پیامبر{{صل}} با یهودیان [[عرب]] تبار، در قالب پیمان نامهای بود که به تعبیر برخی، اولین [[قانون اساسی]] مبتنی بر [[تعالیم اسلام]] و قرآن به شمار میرفت. [[پیامبر عظیمالشأن اسلام]]{{صل}} برای شکل دهی یک [[نظام سیاسی]] و تشکیل یک [[حکومت]]، میباید در جامعهای که براساس ارزشهای متفاوت در کنار هم [[زندگی]] میکردند، یک [[نظام]] نامهای ترتیب میداد که ضمن [[احترام]] به [[عقاید]] مذهبی مختلف، براساس یک سری اصول مشترک، با محوریت [[رهبری]] [[پیامبر]]{{صل}} در کنار هم [[زندگی]] میکردند و همه، ملزم به رعایت اصول میشدند؛ لذا [[پیامبر خدا]] با [[دعوت]] از نمایندگان (خبرگان و بزرگان) همه طوایف موجود در [[مدینه]] و با هماهنگی با آنان، [[نظام]] نامهای را ترتیب داد و آن را به امضای نمایندگان همه گروهها رسانید؛ البته میتوان گفت این نظام نامه در واقع پایهگذاری [[حکومت اسلامی]] بود؛ زیرا اصول این [[قرارداد]] براساس [[قرآن]] بود و در آن تصریح شده بود که [[مرجع]] [[اختلافات]]، [[خدا]] و [[رسول]] خداست و در امور مختلف، مرجع رسیدگی کننده [[حضرت محمد]]{{صل}} خواهد بود. | |||
بعد از آنکه پیامبر{{صل}} به گروههای موجود در مدینه، با محوریت [[اسلام]] و [[زعامت]] خویش [[نظم]] داد، با [[یهودیان]] [[بنی قینقاع]]، [[بنی نضیر]] و [[بنی قریظه]] نیز [[پیمان]] نامهای امضا کرد که مفاد آن چنین است: «به موجب این قرار داد، پیامبر با هر یک از سه گروه پیمان میبندد که هرگز به [[ضرر]] پیامبر و [[یاران]] آن حضرت گام برندارند و به وسیله زبان و دست، ضرری به او نرسانند. [[سلاح]] و مرکب در [[اختیار]] دشمنانش نگذارند. اگر به خلاف متن این قرارداد [[رفتار]] کردند، دست پیامبر در ریختن [[خون]] و ضبط [[اموال]] و [[اسیر]] کردن [[زنان]] و فرزندانشان باز خواهد بود. این قرارداد از سوی بنی قینقاع به امضای [[مخیریق]] و از سوی بنی نضیر به امضای حُیی بن اَخطب و از جانب بنی قریظه به امضای کعب ابن اسد رسیده است»<ref>فروغ ابدیت، سبحانی، ج۱، ص۴۶۶؛ بحار الانوار، ج۱۹، ص۱۱۰ و ۱۱۱.</ref>. | |||
این، همان پیمانی است که هر یک از گروههای [[یهود]] ([[بنو قینقاع]]، [[بنو نضیر]] و [[بنو قریظه]]) یکی پس از دیگری آن را نقض نمودند و سپس به سزای این عمل خود رسیدند. | |||
اما در باب [[تغییر قبله]]؛ انگیزه دیگر درگیری پیامبر{{صل}} با یهود، ریشه [[فرهنگی]] داشت، یعنی از مسائلی که یهود از آن بهرهبرداری [[سوء]] فرهنگی بر ضد [[اسلام]] میکردند، نمازگزاردن [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] به سوی [[بیت المقدس]] بود و این موضوع موجب [[طعنه]] زدن [[یهود]] شده بود، تا آنجا که میگفتند: محمد [[قبله]] نداشت تا آنکه ما بر او یاد دادیم! یا این که میگفتند: تو تابع ما هستی و به سوی قبله ما [[نماز]] میخوانی! بنابراین، پیامبر{{صل}} بسیار آزرده خاطر گردید و شب هنگام چشم به [[آسمانها]] دوخته، [[منتظر]] [[امر الهی]] بود. | |||
پیامبر{{صل}} در مسجد بنی سالم، مشغول گزاردن نماز ظهر بودند که [[جبرئیل]] نازل شد و بازوان حضرت را گرفت و او را به سوی [[کعبه]] چرخانید (که البته این چرخش تقریبا ۱۸۰ درجه بود) و این [[آیه]] نازل گردید: {{متن قرآن|قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ...}}<ref>«گرداندن رؤیت را به آسمان، میبینیم پس رؤیت را به قبلهای که میپسندی خواهیم گرداند؛ اکنون به سوی مسجد الحرام رو کن.».. سوره بقره، آیه ۱۴۴.</ref>. | |||
زمانی که قبله از بیت المقدس به سوی کعبه [[تغییر]] یافت، برای [[یهودیان]] گران تمام شد. آنان نگران شدند؛ زیرا این عمل، شکستی برای آنها و استقلالی برای مسلمانان بود. در عین حال طعنه زدند که چرا مسلمانان قبله خویش را تغییر دادند<ref>{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ}} «و بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم تا گواه بر مردم باشید و پیامبر بر شما گواه باشد؛ و قبلهای که بر سوی آن بودی بر نگرداندیم مگر بدین روی که معلوم داریم چه کسی از پیامبر پیروی میکند و چه کسی واپس میگراید، و بیگمان آن جز بر آنان که خداوند رهنمونشان شد، گران بود و خداوند بر آن نیست که ایمانتان را تباه گرداند که خداوند با مردم، به راستی مهربانی است بخشاینده» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>. این مسأله موجب تشدید [[حسادت]] و [[کینهتوزی]] [[یهود]] شد<ref>فصلنامه میقات حج، ش۶۳، ص۴۴.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۱۱۳.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||