پرش به محتوا

بحث:پلورالیسم دینی: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۱۰ آوریل ۲۰۲۰
جز
جایگزینی متن - ']]' به ' [['
جز (جایگزینی متن - ']]' به ' [[')
خط ۱۲: خط ۱۲:
====نقد [[پلورالیسم]] در [[فهم]] [[دین]]====
====نقد [[پلورالیسم]] در [[فهم]] [[دین]]====
*دربارۀ [[پلورالیسم]] در [[فهم]] [[دین]] باید دانست، [[تولد]] این نوع از [[پلورالیسم]] از جایی شروع شد که قائلین آن معتقدند، [[نزول وحی]] به معنای ثبوت یک [[دین الهی]] است. اما اختلافاتی که از این [[وحی]] به وجود می‌‌آید به خاطر [[فهم]] از [[دین]] است که عده ای از آن [[مسیحیت]] را می‌‌فهمند و عده ای دیگر [[یهودیت]] را<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.</ref>.
*دربارۀ [[پلورالیسم]] در [[فهم]] [[دین]] باید دانست، [[تولد]] این نوع از [[پلورالیسم]] از جایی شروع شد که قائلین آن معتقدند، [[نزول وحی]] به معنای ثبوت یک [[دین الهی]] است. اما اختلافاتی که از این [[وحی]] به وجود می‌‌آید به خاطر [[فهم]] از [[دین]] است که عده ای از آن [[مسیحیت]] را می‌‌فهمند و عده ای دیگر [[یهودیت]] را<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.</ref>.
*حال این سوال پیش می‌‌آید، چرا پیغمبرانی که این [[ادیان]] را آوردند، نسبت به [[پیروان]][[ دین]] دیگر تعرّض کردند؟ چنانکه [[قرآن]] دربارۀ [[مسیحیت]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ}}<ref>«بزرگ سخنی از دهانشان بیرون می‌آید» سوره کهف، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ}}<ref>«نزدیک است که از آن، آسمان‌ها پاره‌پاره گردد» سوره مریم، آیه 90.</ref>؛ ادعای اینکه [[خداوند]] [[فرزند]] دارد ادعای بزرگی است تا جایی که نزدیک است آسماها از هم بپاشد و یا در آیۀ {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ انْتَهُوا}}<ref>«و مگوييد كه سه است. از اين انديشه‏ ها بازايستيد» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref> قائل به [[تثلیث]] نباشید، [[خدا]] یکی است. با این تماثیل چگونه می‌‌توان قائل شد [[مذاهب]] گوناگونی که براساس [[فهم]] از [[نزول وحی]] حاصل می‌‌شود صحیح و بدون ایراد است؟
*حال این سوال پیش می‌‌آید، چرا پیغمبرانی که این [[ادیان]] را آوردند، نسبت به [[پیروان]] [[دین]] دیگر تعرّض کردند؟ چنانکه [[قرآن]] دربارۀ [[مسیحیت]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ}}<ref>«بزرگ سخنی از دهانشان بیرون می‌آید» سوره کهف، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ}}<ref>«نزدیک است که از آن، آسمان‌ها پاره‌پاره گردد» سوره مریم، آیه 90.</ref>؛ ادعای اینکه [[خداوند]] [[فرزند]] دارد ادعای بزرگی است تا جایی که نزدیک است آسماها از هم بپاشد و یا در آیۀ {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ انْتَهُوا}}<ref>«و مگوييد كه سه است. از اين انديشه‏ ها بازايستيد» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref> قائل به [[تثلیث]] نباشید، [[خدا]] یکی است. با این تماثیل چگونه می‌‌توان قائل شد [[مذاهب]] گوناگونی که براساس [[فهم]] از [[نزول وحی]] حاصل می‌‌شود صحیح و بدون ایراد است؟
*مدعیان [[پلورالیسم]] به این سوال چنین جواب دادند: [[وحی]] یک حقیت زنده و واقعی است که اصل و ریشۀ آن تنها در انحصار [[خداوند]] است و اگر [[پیامبران]] سخنی از جانب [[وحی]] می‌‌گویند صرف [[تفسیر]] و برداشت خود از [[وحی]] است. نمونه‌اش آیاتی است که ذکر شد. تمام این [[آیات]] جلوۀ یک [[حقیقت]] ثابت نیست، بلکه برداشت [[پیامبر]] از [[وحی]] است که به ایشان نازل شده و می‌‌تواند [[اشتباه]] هم باشد. به عبارتی تمام [[قرآنی]] که به واسطۀ [[وحی]] بر [[پیامبر]] نازل شده است برداشت ایشان از [[وحی الهی]] است و اگر این [[کلام]] ثابت شود، نتیجه این می‌‌شود که دیگران هم می‌‌توانند به واسطۀ [[وحی]] برداشت‌های متفاوت و حتی بهتر از برداشت [[پیامبر]] نسبت به [[وحی الهی]] بکنند.  
*مدعیان [[پلورالیسم]] به این سوال چنین جواب دادند: [[وحی]] یک حقیت زنده و واقعی است که اصل و ریشۀ آن تنها در انحصار [[خداوند]] است و اگر [[پیامبران]] سخنی از جانب [[وحی]] می‌‌گویند صرف [[تفسیر]] و برداشت خود از [[وحی]] است. نمونه‌اش آیاتی است که ذکر شد. تمام این [[آیات]] جلوۀ یک [[حقیقت]] ثابت نیست، بلکه برداشت [[پیامبر]] از [[وحی]] است که به ایشان نازل شده و می‌‌تواند [[اشتباه]] هم باشد. به عبارتی تمام [[قرآنی]] که به واسطۀ [[وحی]] بر [[پیامبر]] نازل شده است برداشت ایشان از [[وحی الهی]] است و اگر این [[کلام]] ثابت شود، نتیجه این می‌‌شود که دیگران هم می‌‌توانند به واسطۀ [[وحی]] برداشت‌های متفاوت و حتی بهتر از برداشت [[پیامبر]] نسبت به [[وحی الهی]] بکنند.  
*[[دلیل]] این ادعا نزد این عده چنین [[بیان]] شده است: [[پیامبران الهی]] مانند [[مردم]]، ذاتی بشری دارند و فهمشان هم [[فهم]] بشری و تابع شرایط [[ذهنی]] خاص خودشان است و آن شرایط هم برخاسته از معلوماتی است که از [[علوم]] دیگر گرفته شده است  و مجموع اینها تشکیل دهندۀ [[فهم]] [[انسانی]] است. بنابراین، این نوع [[پلورالیسم]] [[معتقد]] است یک [[حقیقت]] واحدِ و ثابت وجود دارد؛ امّا حقیقتی که در دسترس هیچ [[انسانی]] قرار نگرفته؛ حتّی [[پیغمبران]] هم به آن [[حقیقت]] دسترسی ندارند و تنها خداست که از آن [[حقیقت]] اطلاع دارد.
*[[دلیل]] این ادعا نزد این عده چنین [[بیان]] شده است: [[پیامبران الهی]] مانند [[مردم]]، ذاتی بشری دارند و فهمشان هم [[فهم]] بشری و تابع شرایط [[ذهنی]] خاص خودشان است و آن شرایط هم برخاسته از معلوماتی است که از [[علوم]] دیگر گرفته شده است  و مجموع اینها تشکیل دهندۀ [[فهم]] [[انسانی]] است. بنابراین، این نوع [[پلورالیسم]] [[معتقد]] است یک [[حقیقت]] واحدِ و ثابت وجود دارد؛ امّا حقیقتی که در دسترس هیچ [[انسانی]] قرار نگرفته؛ حتّی [[پیغمبران]] هم به آن [[حقیقت]] دسترسی ندارند و تنها خداست که از آن [[حقیقت]] اطلاع دارد.
خط ۱۸: خط ۱۸:
*به نظر می‌‌رسد [[جان]] هیک درصدد [[بیان]] مطلب [[کلامی]] نیست بلکه می‌‌خواهد جنبه‌های تحول آفرین [[دین]] را اثبات کرده  و مدعی شود هر چیزی که [[انسان]] را از خود محوری به سمت [[خدامحوری]] سوق دهد آن چیز وجودش بلامانع است هرچند اگر آن چیز نتیجه‌اش ختم به تناقض شود چنانکه می‌‌نویسد: هرکس [[معتقد]] باشد [[عیسی]] پدری بشری است قطعا این ادعا [[نادرست]] است اما با این وجود می‌‌توانم بگویم شاید این فرد از من به [[خداوند]] نزدیکتر باشد. در واقع هیک با این سخن درصدد بر آمده تا ثابت کند اگر کسی [[دینی]] ناحق هم داشته باشد می‌‌تواند نظریات [[دینی]] صحیح و [[درستی]] داشته باشد حتی اگر در تناقض با نظریات [[دینداران]] [[مسیحی]] باشد<ref>ر.ک: کالبد شکافی پلورالیسم دینی.</ref>.  
*به نظر می‌‌رسد [[جان]] هیک درصدد [[بیان]] مطلب [[کلامی]] نیست بلکه می‌‌خواهد جنبه‌های تحول آفرین [[دین]] را اثبات کرده  و مدعی شود هر چیزی که [[انسان]] را از خود محوری به سمت [[خدامحوری]] سوق دهد آن چیز وجودش بلامانع است هرچند اگر آن چیز نتیجه‌اش ختم به تناقض شود چنانکه می‌‌نویسد: هرکس [[معتقد]] باشد [[عیسی]] پدری بشری است قطعا این ادعا [[نادرست]] است اما با این وجود می‌‌توانم بگویم شاید این فرد از من به [[خداوند]] نزدیکتر باشد. در واقع هیک با این سخن درصدد بر آمده تا ثابت کند اگر کسی [[دینی]] ناحق هم داشته باشد می‌‌تواند نظریات [[دینی]] صحیح و [[درستی]] داشته باشد حتی اگر در تناقض با نظریات [[دینداران]] [[مسیحی]] باشد<ref>ر.ک: کالبد شکافی پلورالیسم دینی.</ref>.  
*در نقد این نظریه عده ای گفته‌اند دو نکته در سخنان هیک وجود دارد: [[آموزه‌های دینی]] [[ارزش]] ذاتی ندارد و [[آموزه‌های دینی]] مبنای [[علمی]] ندارد چراکه متصف به [[صدق]] [[کذب]] نمی‌شود. این عده با توجه به این دو برداشت گفته‌اند سخن [[جان]] هیک به هیچ عنوان نمی‌تواند مورد [[تأیید]] باشد چراکه این سخن هم از لحاظ نظری و هم از لحاظ [[تاریخی]] امری غیر قابل اثبات است، چگونه ممکن است بدون [[باورهای دینی]] و بدون [[اعتقاد]] به آموزهای [[دینی]] بتوان وجودی متحول و رو به [[رشد]] را ایجاد کرد، بلکه این [[باور]] و [[معرفت]] است که می‌‌تواند موجب تحول درونی [[انسان‌ها]] شود، چنانکه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[کلامی]] فرمودند: «اول الدین معرفته»<ref>نهج البلاغه، خطبه۱</ref>.<ref>ر.ک: کالبد شکافی پلورالیسم دینی  </ref>
*در نقد این نظریه عده ای گفته‌اند دو نکته در سخنان هیک وجود دارد: [[آموزه‌های دینی]] [[ارزش]] ذاتی ندارد و [[آموزه‌های دینی]] مبنای [[علمی]] ندارد چراکه متصف به [[صدق]] [[کذب]] نمی‌شود. این عده با توجه به این دو برداشت گفته‌اند سخن [[جان]] هیک به هیچ عنوان نمی‌تواند مورد [[تأیید]] باشد چراکه این سخن هم از لحاظ نظری و هم از لحاظ [[تاریخی]] امری غیر قابل اثبات است، چگونه ممکن است بدون [[باورهای دینی]] و بدون [[اعتقاد]] به آموزهای [[دینی]] بتوان وجودی متحول و رو به [[رشد]] را ایجاد کرد، بلکه این [[باور]] و [[معرفت]] است که می‌‌تواند موجب تحول درونی [[انسان‌ها]] شود، چنانکه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[کلامی]] فرمودند: «اول الدین معرفته»<ref>نهج البلاغه، خطبه۱</ref>.<ref>ر.ک: کالبد شکافی پلورالیسم دینی  </ref>
*در نقد [[پلورالیسم]] در [[فهم]] [[دین]] گفته شده است: [[آموزه‌های دینی]] بر دو بخش‌اند: ضروریات [[دینی]] که تغییر نمی‌پذیرند و [[قوانین]] متغیر. اگر منظور از [[کثرت‌گرایی دینی]][[ تغییر]] اصول ثابت [[دینی]] باشد، باید گفت اصول ثابت [[دینی]] جزء ضروریات دین‌اند و تغییر و قرائت‌های گوناگون را نمی‌پذیرد، چراکه بنابر گفتار صریح [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان معصوم]]{{ع}} اصول ثابت [[اسلام]]، ابدی‌اند و هیچ‌گاه دگرگونی نخواهند پذیرفت، مثل [[حرمت]] [[ظلم]]، [[وجوب عدل]]، [[لزوم]] [[ادای امانت]] و دفع غرامت و [[وفا به عهد]]. به این ترتیب  [[پلورالیسم]] ـ به معنای تغییر اصول ثابت [[اسلام]] ـ نزد همۀ [[علمای شیعه]] مردود و مطرود است<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.    </ref>.
*در نقد [[پلورالیسم]] در [[فهم]] [[دین]] گفته شده است: [[آموزه‌های دینی]] بر دو بخش‌اند: ضروریات [[دینی]] که تغییر نمی‌پذیرند و [[قوانین]] متغیر. اگر منظور از [[کثرت‌گرایی دینی]] [[تغییر]] اصول ثابت [[دینی]] باشد، باید گفت اصول ثابت [[دینی]] جزء ضروریات دین‌اند و تغییر و قرائت‌های گوناگون را نمی‌پذیرد، چراکه بنابر گفتار صریح [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان معصوم]]{{ع}} اصول ثابت [[اسلام]]، ابدی‌اند و هیچ‌گاه دگرگونی نخواهند پذیرفت، مثل [[حرمت]] [[ظلم]]، [[وجوب عدل]]، [[لزوم]] [[ادای امانت]] و دفع غرامت و [[وفا به عهد]]. به این ترتیب  [[پلورالیسم]] ـ به معنای تغییر اصول ثابت [[اسلام]] ـ نزد همۀ [[علمای شیعه]] مردود و مطرود است<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.    </ref>.
*اما اگر مراد [[کثرت‌گرایان]] این است که می‌توان از [[قوانین]] متغیر [[اسلام]]، برداشت‌های متفاوتی کرد، [[علمای شیعه]] نیز با شرایطی آن را پذیرفته‌اند. چراکه پیش آمدن وقایع نو در عرصۀ [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]][[ انسان]]، مقرراتی را طلب می‌‌کند که برداشت‌های متفاوت [[دینی]] [[مردم]] می‌‌تواند در اینگونه وقایع اثر گذار باشد. البته در اینجا هم بخش زیادی از این مقررات، از طریق [[علمای دین]] آن هم با فرمولی به نام [[اجتهاد]] [[تبیین]] و تنظیم می‌‌شود<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۱۷۰. </ref>.
*اما اگر مراد [[کثرت‌گرایان]] این است که می‌توان از [[قوانین]] متغیر [[اسلام]]، برداشت‌های متفاوتی کرد، [[علمای شیعه]] نیز با شرایطی آن را پذیرفته‌اند. چراکه پیش آمدن وقایع نو در عرصۀ [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]]، مقرراتی را طلب می‌‌کند که برداشت‌های متفاوت [[دینی]] [[مردم]] می‌‌تواند در اینگونه وقایع اثر گذار باشد. البته در اینجا هم بخش زیادی از این مقررات، از طریق [[علمای دین]] آن هم با فرمولی به نام [[اجتهاد]] [[تبیین]] و تنظیم می‌‌شود<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۱۷۰. </ref>.
*در تعریف [[اجتهاد]] باید گفت [[اجتهاد]] [[وسیله]] ای است که با بهره‌گیری از روش‌های [[استنباط]] و ادلۀ اربعه می‌کوشد تا برای نیازهای نوپیدای [[انسان]]، جوابی پیدا کند. البته [[اجتهاد]] حتما باید با شرایطی مستند باشد و هیچگونه اباحه‌گیری در آن دخیل نباشد<ref>عقائد الشیعة الامامیه‌، ۵۶۶ و ۵۶۷. </ref>. درواقع [[اجتهاد]] وسیله‌ای است که [[احکام]] کلی [[شریعت]] را درباره همۀ موضوعات از جمله موضوعات نوپیدای [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]][[ انسان]] [[بیان]] می‌کند<ref>عقائد الشیعة الامامیه‌، ۵۶۶ و ۵۶۷. </ref>.
*در تعریف [[اجتهاد]] باید گفت [[اجتهاد]] [[وسیله]] ای است که با بهره‌گیری از روش‌های [[استنباط]] و ادلۀ اربعه می‌کوشد تا برای نیازهای نوپیدای [[انسان]]، جوابی پیدا کند. البته [[اجتهاد]] حتما باید با شرایطی مستند باشد و هیچگونه اباحه‌گیری در آن دخیل نباشد<ref>عقائد الشیعة الامامیه‌، ۵۶۶ و ۵۶۷. </ref>. درواقع [[اجتهاد]] وسیله‌ای است که [[احکام]] کلی [[شریعت]] را درباره همۀ موضوعات از جمله موضوعات نوپیدای [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]] [[بیان]] می‌کند<ref>عقائد الشیعة الامامیه‌، ۵۶۶ و ۵۶۷. </ref>.
*در نتیجه [[پلورالیسم]] به معنای برداشت‌های متفاوت از [[معارف دینی]] به طور مطلق، صحیح نیست چراکه محذوراتی به دنبال دارد که نمی‌توان به آن ملتزم شد. به عبارتی وقتی قائل شدیم حقیقتی دور از دستان [[بشریت]] وجود دارد و ما نمی‌توانیم به آن دسترسی داشته باشیم چراکه این [[حقیقت]] فقط در دستان خداست، یعنی نمی‌توانیم قائل شویم [[توحید]][[ حق]] است یا [[شرک]] زیرا هیچ کدام بر دیگری ترجیحی ندارد، در حالی که [[فهم]] [[انسانی]] توان [[مبارزه]] با  قطعیات [[اسلام]] و قطعیات [[قرآن]] ندارد؛ امّا در محدودۀ خاصی که مسایل ظنّی مطرح می‌‌شود و در آنجا راهی به قطعیات نداریم و [[دلایل]] ما در آن بستر فقط [[دلایل]] ظنّی است، [[پلورالیسم]] به این معنا پذیرفته شده است<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.  </ref>.
*در نتیجه [[پلورالیسم]] به معنای برداشت‌های متفاوت از [[معارف دینی]] به طور مطلق، صحیح نیست چراکه محذوراتی به دنبال دارد که نمی‌توان به آن ملتزم شد. به عبارتی وقتی قائل شدیم حقیقتی دور از دستان [[بشریت]] وجود دارد و ما نمی‌توانیم به آن دسترسی داشته باشیم چراکه این [[حقیقت]] فقط در دستان خداست، یعنی نمی‌توانیم قائل شویم [[توحید]] [[حق]] است یا [[شرک]] زیرا هیچ کدام بر دیگری ترجیحی ندارد، در حالی که [[فهم]] [[انسانی]] توان [[مبارزه]] با  قطعیات [[اسلام]] و قطعیات [[قرآن]] ندارد؛ امّا در محدودۀ خاصی که مسایل ظنّی مطرح می‌‌شود و در آنجا راهی به قطعیات نداریم و [[دلایل]] ما در آن بستر فقط [[دلایل]] ظنّی است، [[پلورالیسم]] به این معنا پذیرفته شده است<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.  </ref>.
*اما این نظر که وجود [[حقیقت]] ثابت را به طور کامل نفی می‌‌کند و [[معتقد]] است تمام برداشت‌های [[آدمی]] از [[دین]] برداشتی درست و صحیحی است هرچند این برداشت‌ها در تناقض کامل همدیگر باشند، غلط بودن این نظریه کاملا مشخص است زیرا با یک نگاه ساده می‌‌توان فهمید هیچ عاقلی نمی‌پذیرد دو چیز متناقض در تمام شرایط می‌‌تواند درست و صحیح باشد. بنابراین این نظریه به محض بیانش از [[حجیت]] ساقط می‌‌شود چراکه صرف ادعای این [[اعتقاد]] نفی آن را به همراه دارد<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.</ref>.
*اما این نظر که وجود [[حقیقت]] ثابت را به طور کامل نفی می‌‌کند و [[معتقد]] است تمام برداشت‌های [[آدمی]] از [[دین]] برداشتی درست و صحیحی است هرچند این برداشت‌ها در تناقض کامل همدیگر باشند، غلط بودن این نظریه کاملا مشخص است زیرا با یک نگاه ساده می‌‌توان فهمید هیچ عاقلی نمی‌پذیرد دو چیز متناقض در تمام شرایط می‌‌تواند درست و صحیح باشد. بنابراین این نظریه به محض بیانش از [[حجیت]] ساقط می‌‌شود چراکه صرف ادعای این [[اعتقاد]] نفی آن را به همراه دارد<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.</ref>.


====نقد [[پلورالیسم]] در همسنگ دانستن [[ادیان]]====
====نقد [[پلورالیسم]] در همسنگ دانستن [[ادیان]]====
*اما نوع دیگر [[پلورالیسم دینی]] یعنی همسنگ شمردن تمام [[ادیان]] و اینکه هر [[دینی]] می‌‌تواند ما را به [[حقیقت]] برساند؛ این نظریه هم مورد نقد قرا گرفته است، چراکه [[دین]] کثرت نمی‌پذیرد و یکی بیش نیست. [[حقیقت]][[ دین]]، یکی‌ است که همان [[تسلیم]] شدن در برابر [[خداوند]] است؛ اما هر امتی بسته به [[توانایی]] خودش به این [[دین]] یگانه فراخوانده شده است.  
*اما نوع دیگر [[پلورالیسم دینی]] یعنی همسنگ شمردن تمام [[ادیان]] و اینکه هر [[دینی]] می‌‌تواند ما را به [[حقیقت]] برساند؛ این نظریه هم مورد نقد قرا گرفته است، چراکه [[دین]] کثرت نمی‌پذیرد و یکی بیش نیست. [[حقیقت]] [[دین]]، یکی‌ است که همان [[تسلیم]] شدن در برابر [[خداوند]] است؛ اما هر امتی بسته به [[توانایی]] خودش به این [[دین]] یگانه فراخوانده شده است.  
*از نظر [[دین اسلام]]، همۀ شریعت‌های پیشین در روزگار خویش [[حقانیت]] داشته‌اند، اما پس از [[ظهور اسلام]] [[نسخ]] شده و کنار رفته‌اند و از آن پس [[حقانیت]] تنها از آنِ [[دین اسلام]] شده است. البته این نظریه صرف ادعا نیست بلکه دارای ادلۀ [[عقلی]] و [[نقلی]] است<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.    </ref>.
*از نظر [[دین اسلام]]، همۀ شریعت‌های پیشین در روزگار خویش [[حقانیت]] داشته‌اند، اما پس از [[ظهور اسلام]] [[نسخ]] شده و کنار رفته‌اند و از آن پس [[حقانیت]] تنها از آنِ [[دین اسلام]] شده است. البته این نظریه صرف ادعا نیست بلکه دارای ادلۀ [[عقلی]] و [[نقلی]] است<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.    </ref>.
#[[دلیل عقلی]]: همسنگ دانستن تمام [[ادیان]] به منظور محقق شدن [[کمال انسانی]] مستلزم تناقض است، مثلا در مقایسۀ بین [[اسلام]] و [[مسیحیت]]، این تناقض به وضوح خود نمایی می‌‌کند؛ چراکه  اولین مسئله ای که سنگ بنای [[اسلام]] را تشکیل می‌‌دهد، اصل [[توحید]] است و این سخن به این معناست که [[خداوند]] یکی است و قابل تجزیه و تعدد نیست، نه از کسی زاده شده و نه فرزندی دارد. درحالی که زیر بنای اصلی [[مسیحیت]] را [[تثلیث]] تشکیل می‌‌دهد، اگر این [[اعتقاد]] یعنی همسنگ دانستن تمام [[ادیان]] برای [[رسیدن به کمال]] [[انسانی]] صحیح باشد باید ملتزم به این تناقض شویم و آن را بپذیرم در حالی که چنین امری محال است<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص ۲۵۵ و ۲۵۶.</ref>.  
#[[دلیل عقلی]]: همسنگ دانستن تمام [[ادیان]] به منظور محقق شدن [[کمال انسانی]] مستلزم تناقض است، مثلا در مقایسۀ بین [[اسلام]] و [[مسیحیت]]، این تناقض به وضوح خود نمایی می‌‌کند؛ چراکه  اولین مسئله ای که سنگ بنای [[اسلام]] را تشکیل می‌‌دهد، اصل [[توحید]] است و این سخن به این معناست که [[خداوند]] یکی است و قابل تجزیه و تعدد نیست، نه از کسی زاده شده و نه فرزندی دارد. درحالی که زیر بنای اصلی [[مسیحیت]] را [[تثلیث]] تشکیل می‌‌دهد، اگر این [[اعتقاد]] یعنی همسنگ دانستن تمام [[ادیان]] برای [[رسیدن به کمال]] [[انسانی]] صحیح باشد باید ملتزم به این تناقض شویم و آن را بپذیرم در حالی که چنین امری محال است<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص ۲۵۵ و ۲۵۶.</ref>.  
#[[دلیل نقلی]]: بنابر [[آیات قرآنی]]، [[پیامبر اسلام]] [[خاتم پیامبران]] و [[شریعت اسلام]] و کامل کنندۀ [[شرایع]] پیشین است. از این رو، [[قوانین]] این [[شریعت]] [[هدایت]][[ بشر]] را تا ابد بر عهده دارد<ref>{{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}«امروز دين شما را به كمال رسانيدم و نعمت خود بر شما تمام كردم و اسلام را دين شما برگزيدم.» سوره مائده، آیه ۳؛ {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}}«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دین‌ها برتری دهد اگر چه مشرکان نپسندند» سوره توبه، آیه ۳۳.</ref>. همچنین سیرۀ [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هم، اثبات کنندۀ همین مطلب است زیرا ایشان عده ای را به سمت [[مردم]] دیگر مناطق [[جهان]] و تمدن‌های مطرح روزگار، فرستادند تا آنان را به [[اسلام]] [[دعوت]] کنند، این مطلب [[دلیل]] روشنی بر [[جهانی بودن اسلام]] است و نشان می‌دهد [[پیروان]] دیگر [[شرایع]] می‌باید از [[شریعت اسلام]][[ پیروی]] کنند و پس از [[اسلام]]، دینشان [[حقانیت]] ندارد<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۱۷۲. </ref>.  
#[[دلیل نقلی]]: بنابر [[آیات قرآنی]]، [[پیامبر اسلام]] [[خاتم پیامبران]] و [[شریعت اسلام]] و کامل کنندۀ [[شرایع]] پیشین است. از این رو، [[قوانین]] این [[شریعت]] [[هدایت]] [[بشر]] را تا ابد بر عهده دارد<ref>{{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}«امروز دين شما را به كمال رسانيدم و نعمت خود بر شما تمام كردم و اسلام را دين شما برگزيدم.» سوره مائده، آیه ۳؛ {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}}«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دین‌ها برتری دهد اگر چه مشرکان نپسندند» سوره توبه، آیه ۳۳.</ref>. همچنین سیرۀ [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هم، اثبات کنندۀ همین مطلب است زیرا ایشان عده ای را به سمت [[مردم]] دیگر مناطق [[جهان]] و تمدن‌های مطرح روزگار، فرستادند تا آنان را به [[اسلام]] [[دعوت]] کنند، این مطلب [[دلیل]] روشنی بر [[جهانی بودن اسلام]] است و نشان می‌دهد [[پیروان]] دیگر [[شرایع]] می‌باید از [[شریعت اسلام]] [[پیروی]] کنند و پس از [[اسلام]]، دینشان [[حقانیت]] ندارد<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۱۷۲. </ref>.  
===انگیزۀ طرح [[پلورالیسم دینی]]===
===انگیزۀ طرح [[پلورالیسم دینی]]===
*انگیزۀ اصلی طرح [[پلورالیسم دینی]] به دو بخش [[عام و خاص]] تقسیم می‌‌شود:
*انگیزۀ اصلی طرح [[پلورالیسم دینی]] به دو بخش [[عام و خاص]] تقسیم می‌‌شود:
خط ۳۸: خط ۳۸:
#در مورد انگیزۀ [[اجتماعی]] و پرهیز از [[جنگ]] و [[خونریزی]] باید گفت این امر موجب [[حقانیت]] ادعاهای [[دینی]] متفاوت و متناقض نمی‌شود. مقولۀ [[حقانیت]] و عدم [[حقانیت]] [[دینی]] افراد غیر از [[عمل ]][[انسان‌ها]] و [[کینه]] ورزی‌ها و اشتباهاتشان است. نمی‌توان با این [[دلایل]] ناقص و غیر منطقی توجیهی برای [[حقانیت]] [[ادیان]] متفاوت درست کرد، بلکه برای پرهیز از [[جنگ‌ها]] و خونریزی‌های غیر ضروری [[دینی]] راه‌های صحیحی در [[اسلام]] و [[تشیع]] وجود دارد. توضیح اینکه: افرادی که شیعۀ [[دوازده امامی]] نیستند به چند گروه متفاوت تقسیم می‌‌شوند که [[احکام]] جداگانه دارند:
#در مورد انگیزۀ [[اجتماعی]] و پرهیز از [[جنگ]] و [[خونریزی]] باید گفت این امر موجب [[حقانیت]] ادعاهای [[دینی]] متفاوت و متناقض نمی‌شود. مقولۀ [[حقانیت]] و عدم [[حقانیت]] [[دینی]] افراد غیر از [[عمل ]][[انسان‌ها]] و [[کینه]] ورزی‌ها و اشتباهاتشان است. نمی‌توان با این [[دلایل]] ناقص و غیر منطقی توجیهی برای [[حقانیت]] [[ادیان]] متفاوت درست کرد، بلکه برای پرهیز از [[جنگ‌ها]] و خونریزی‌های غیر ضروری [[دینی]] راه‌های صحیحی در [[اسلام]] و [[تشیع]] وجود دارد. توضیح اینکه: افرادی که شیعۀ [[دوازده امامی]] نیستند به چند گروه متفاوت تقسیم می‌‌شوند که [[احکام]] جداگانه دارند:
##[[فرقه‌های شیعه]] و [[سنی]] که مسلمان‌اند و جز معدودی از افراد ([[ناصبی‌ها]] و اهل [[سبّ]] و عناد با [[معصومین]]) با [[امامیه]] در اصل [[خدا]] و [[دین]] و کتاب و [[ضروریات دین]] مشترک هستند و همگی تحت [[حکومت اسلامی]] به عنوان یک [[انسان]] و [[مسلمان]] از [[حقوق]] متناسب برخوردارند. بین این [[فرقه‌ها]]، هیچگاه  توصیه ای به [[جنگ]] و درگیری نمی‌کند.
##[[فرقه‌های شیعه]] و [[سنی]] که مسلمان‌اند و جز معدودی از افراد ([[ناصبی‌ها]] و اهل [[سبّ]] و عناد با [[معصومین]]) با [[امامیه]] در اصل [[خدا]] و [[دین]] و کتاب و [[ضروریات دین]] مشترک هستند و همگی تحت [[حکومت اسلامی]] به عنوان یک [[انسان]] و [[مسلمان]] از [[حقوق]] متناسب برخوردارند. بین این [[فرقه‌ها]]، هیچگاه  توصیه ای به [[جنگ]] و درگیری نمی‌کند.
##غیر [[مسلمانان]] یا کسانی که [[یهودی]] و [[مسیحی]] و یا زرتشتی یا اصطلاحاً اهل کتاب‌اند. این عده هم در [[نظام اسلامی]] بر اساس [[قرارداد]] تحت [[حمایت]] هستند و [[جان]] و [[مال]] و [[ناموس]] آنها محترم است و همان طور که [[مسلمانان]][[ خمس]] و [[زکات]] و [[مالیات]] پرداخت می‌‌کنند، اینها هم موظف به پرداخت نوعی [[مالیات]] ([[جزیه]]) در ازای خدمات ارائه شده هستند. نسبت به [[پیروان]] این [[ادیان]] هم هیچگاه [[اسلام]] ابتدائاً [[دستور]][[ جنگ]] صادر نکرده است<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۵۷، ۲۵۸.  </ref>.
##غیر [[مسلمانان]] یا کسانی که [[یهودی]] و [[مسیحی]] و یا زرتشتی یا اصطلاحاً اهل کتاب‌اند. این عده هم در [[نظام اسلامی]] بر اساس [[قرارداد]] تحت [[حمایت]] هستند و [[جان]] و [[مال]] و [[ناموس]] آنها محترم است و همان طور که [[مسلمانان]] [[خمس]] و [[زکات]] و [[مالیات]] پرداخت می‌‌کنند، اینها هم موظف به پرداخت نوعی [[مالیات]] ([[جزیه]]) در ازای خدمات ارائه شده هستند. نسبت به [[پیروان]] این [[ادیان]] هم هیچگاه [[اسلام]] ابتدائاً [[دستور]] [[جنگ]] صادر نکرده است<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۵۷، ۲۵۸.  </ref>.
##کسانی که اهل [[ادیان آسمانی]] نیستند اما با [[حکومت اسلامی]] [[معاهده]] و [[قرارداد]] بسته‌اند. این عدّه ([[کفار]] معاهَد) هم در [[همسایگی]] [[مسلمانان]]، بلکه در [[سرزمین‌های اسلامی]] طبق [[قرارداد]] به [[زندگی]] خود ادامه می‌‌دهند و طرفین باید بر اساس شرایطی که در [[قرارداد]] لحاظ شده عمل کنند. در مورد این گروه هم طبق [[قرارداد]]، [[حقّ]] تعرض و درگیری از طرفین سلب شده است<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۵۷، ۲۵۸.</ref>.
##کسانی که اهل [[ادیان آسمانی]] نیستند اما با [[حکومت اسلامی]] [[معاهده]] و [[قرارداد]] بسته‌اند. این عدّه ([[کفار]] معاهَد) هم در [[همسایگی]] [[مسلمانان]]، بلکه در [[سرزمین‌های اسلامی]] طبق [[قرارداد]] به [[زندگی]] خود ادامه می‌‌دهند و طرفین باید بر اساس شرایطی که در [[قرارداد]] لحاظ شده عمل کنند. در مورد این گروه هم طبق [[قرارداد]]، [[حقّ]] تعرض و درگیری از طرفین سلب شده است<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۵۷، ۲۵۸.</ref>.
##کسانی که یا اصلاً اهل [[پیمان]] و [[عهد]] نیستند و یا [[پیمان]] می‌‌بندند و می‌‌شکنند. این افراد [[یاغی]] و طاغی در هیچ [[حکومت]] و نظامی قابل [[تحمل]] نیستند و اینها را باید با [[زور]] و [[قدرت]] و [[جنگ]] یا وادار به [[تسلیم]] کرد و یا از میان برداشت. این اصل در همه ی نظام‌های عالم هست و هیچ [[حکومتی]] اجازۀ دزدی و [[تجاوز به حقوق دیگران]] را نمی‌دهد و با خلافکار برخورد خواهد کرد<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۵۷، ۲۵۸. </ref>.  
##کسانی که یا اصلاً اهل [[پیمان]] و [[عهد]] نیستند و یا [[پیمان]] می‌‌بندند و می‌‌شکنند. این افراد [[یاغی]] و طاغی در هیچ [[حکومت]] و نظامی قابل [[تحمل]] نیستند و اینها را باید با [[زور]] و [[قدرت]] و [[جنگ]] یا وادار به [[تسلیم]] کرد و یا از میان برداشت. این اصل در همه ی نظام‌های عالم هست و هیچ [[حکومتی]] اجازۀ دزدی و [[تجاوز به حقوق دیگران]] را نمی‌دهد و با خلافکار برخورد خواهد کرد<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۵۷، ۲۵۸. </ref>.  
*در کنار امور یاد شده،[[ دین]] منطقی و معقول [[اسلام]] همیشه از مخالفینشان [[دعوت]] به بحث و [[گفتگو]] کرده و [[معتقد]] است اگر [[حقانیت]] و صحت مخالفینشان اثبات شد از سخنانشان دست برمی دارد و برعکس اگر ثابت شد [[دین اسلام]] به [[حق]] است همین [[انتظار]] را از [[ادیان]] مخالف دارد؛ حتی [[اسلام]] برای دفع هرگونه [[جنگی]] [[معتقد]] است که اگر مخالفین [[اسلام]] [[تسلیم]] [[منطق]] و [[حق]] نمی‌شوند، طبق [[عهد]] و [[قرارداد]] با آنان [[معاهده]] شود تا از [[خون]] و [[خونریزی]] جلوگیری شود، نهایتاً اگر کسی حرف منطقی و [[حق]] را نپذیرفت و حاضر به [[صلح]] و [[معاهده]] و همزیستی نشد، هر ناظر منصفی [[تصدیق]] می‌‌کند که چاره ای جز برخورد نمی‌ماند. پس این سخن صحیح نیست که [[معتقد]] شویم یرای جلوگیری از هرگونه [[جنگی]] باید بپذیریم تمام [[ادیان]] مخالف برحقند و انحصار در [[دین]] [[واحد]]، برای رسیدن به [[حق]] [[باطل]] است<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۶۱، ۲۶۲، ۲۶۳، ۲۶۴؛ پلورالیسم دینی، انحرافی خطرناک.  </ref>.
*در کنار امور یاد شده،[[ دین]] منطقی و معقول [[اسلام]] همیشه از مخالفینشان [[دعوت]] به بحث و [[گفتگو]] کرده و [[معتقد]] است اگر [[حقانیت]] و صحت مخالفینشان اثبات شد از سخنانشان دست برمی دارد و برعکس اگر ثابت شد [[دین اسلام]] به [[حق]] است همین [[انتظار]] را از [[ادیان]] مخالف دارد؛ حتی [[اسلام]] برای دفع هرگونه [[جنگی]] [[معتقد]] است که اگر مخالفین [[اسلام]] [[تسلیم]] [[منطق]] و [[حق]] نمی‌شوند، طبق [[عهد]] و [[قرارداد]] با آنان [[معاهده]] شود تا از [[خون]] و [[خونریزی]] جلوگیری شود، نهایتاً اگر کسی حرف منطقی و [[حق]] را نپذیرفت و حاضر به [[صلح]] و [[معاهده]] و همزیستی نشد، هر ناظر منصفی [[تصدیق]] می‌‌کند که چاره ای جز برخورد نمی‌ماند. پس این سخن صحیح نیست که [[معتقد]] شویم یرای جلوگیری از هرگونه [[جنگی]] باید بپذیریم تمام [[ادیان]] مخالف برحقند و انحصار در [[دین]] [[واحد]]، برای رسیدن به [[حق]] [[باطل]] است<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۶۱، ۲۶۲، ۲۶۳، ۲۶۴؛ پلورالیسم دینی، انحرافی خطرناک.  </ref>.
*'''[[انگیزه]] [[پلورالیسم دینی]] به معنای خاص''': یعنی [[انگیزه]] ای که سبب شد [[پلورالیسم]] در جامعۀ [[اسلامی]][[ رشد]] و نمو کند. این [[انگیزه]] به دو [[دلیل]] ایجاد شد:
*'''[[انگیزه]] [[پلورالیسم دینی]] به معنای خاص''': یعنی [[انگیزه]] ای که سبب شد [[پلورالیسم]] در جامعۀ [[اسلامی]] [[رشد]] و نمو کند. این [[انگیزه]] به دو [[دلیل]] ایجاد شد:
#جلوگیری از صدور [[فرهنگ اسلامی]] و [[فرهنگ]] [[انقلاب]]: ادعای [[پلورالیسم]] بر این مبنا [[استوار]] است که تمام [[ادیان]]، طریقی به سمت [[حقانیت]] هستند و حرف [[حق]] را می‌‌زنند، بنابراین وقتی همۀ سخن‌ها و [[ادیان]] و [[عقاید]] صحیح بودند، لزومی ندارد سایرین هم به [[اسلام]] [[دعوت]] شوند. در نتیجه، صدور [[فرهنگ اسلامی]] به چالش کشیده می‌‌شود<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص ۲۵۷ و ۲۵۸.</ref>.
#جلوگیری از صدور [[فرهنگ اسلامی]] و [[فرهنگ]] [[انقلاب]]: ادعای [[پلورالیسم]] بر این مبنا [[استوار]] است که تمام [[ادیان]]، طریقی به سمت [[حقانیت]] هستند و حرف [[حق]] را می‌‌زنند، بنابراین وقتی همۀ سخن‌ها و [[ادیان]] و [[عقاید]] صحیح بودند، لزومی ندارد سایرین هم به [[اسلام]] [[دعوت]] شوند. در نتیجه، صدور [[فرهنگ اسلامی]] به چالش کشیده می‌‌شود<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص ۲۵۷ و ۲۵۸.</ref>.
#هموار کردن راه نفوذ [[افکار]] و [[عقاید]] و ارزش‌های مادی و غربی در جامعۀ [[اسلامی]]: وقتی [[دین]] و [[فرهنگ]] و ارزش‌های ما مطلق نبود و تنها [[دین حق]] را [[اسلام]] ندانستیم، قهراً راه برای سایر [[ادیان]] و مکاتب باز شده و نتیجه‌اش نفوذ [[فرهنگ]] غربی در جامعۀ [[اسلامی]] می‌‌شود<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص ۲۵۷ و ۲۵۸.</ref>.
#هموار کردن راه نفوذ [[افکار]] و [[عقاید]] و ارزش‌های مادی و غربی در جامعۀ [[اسلامی]]: وقتی [[دین]] و [[فرهنگ]] و ارزش‌های ما مطلق نبود و تنها [[دین حق]] را [[اسلام]] ندانستیم، قهراً راه برای سایر [[ادیان]] و مکاتب باز شده و نتیجه‌اش نفوذ [[فرهنگ]] غربی در جامعۀ [[اسلامی]] می‌‌شود<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص ۲۵۷ و ۲۵۸.</ref>.


===دیدگاه انحصار‌گرایی===
===دیدگاه انحصار‌گرایی===
*در مقابل [[نظریه ]][[پلورالیسم]] یا [[تکثرگرایی]]، دیدگاه [[انحصارگرایی]] وجود دارد که تنها یک [[دین]] را مصداق [[دین کامل]] و برگزیدۀ [[الهی]] می‌داند و آن [[دینی]] است که بر مبنای سه چیز باشد [[صدق]]،[[ حق]] و [[نجات]]. تقریباً همه [[ادیان]] بر [[انحصارگرایی]][[ دین]] خود [[باور]] دارند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸. </ref>.
*در مقابل [[نظریه ]][[پلورالیسم]] یا [[تکثرگرایی]]، دیدگاه [[انحصارگرایی]] وجود دارد که تنها یک [[دین]] را مصداق [[دین کامل]] و برگزیدۀ [[الهی]] می‌داند و آن [[دینی]] است که بر مبنای سه چیز باشد [[صدق]]،[[ حق]] و [[نجات]]. تقریباً همه [[ادیان]] بر [[انحصارگرایی]] [[دین]] خود [[باور]] دارند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸. </ref>.
*شروع نظریۀ انحصار‌گرایی از [[اندیشه]] [[مسیحیت]][[ رشد]] و نمو پیدا کرد به طوری که منحصرین معتقدند تنها راه [[نجات]] برای [[هدایت]] فقط از طریق این [[دین]] حاصل می‌‌شود. البته این امر بدان [[دلیل]] نیست که [[دین]] [[مسیح]] تنها [[دین]] [[نجات دهنده]] است بلکه چون راه [[نجات]] به [[حقیقت]] فقط از راه [[تجلی]] [[خداوند]] بر [[بشر]] حاصل شدنی است و [[مسیح]] تنها شخصی است که [[خداوند]] بر او [[تجلی]] کرده است، می‌‌توان نتیجه گرفت تنها [[دین]] [[مسیح]] می‌‌تواند راه [[نجات]] [[بشریت]] باشد<ref>ر.ک: کالبد شکافی پلورالیسم دینی. </ref>.  
*شروع نظریۀ انحصار‌گرایی از [[اندیشه]] [[مسیحیت]] [[رشد]] و نمو پیدا کرد به طوری که منحصرین معتقدند تنها راه [[نجات]] برای [[هدایت]] فقط از طریق این [[دین]] حاصل می‌‌شود. البته این امر بدان [[دلیل]] نیست که [[دین]] [[مسیح]] تنها [[دین]] [[نجات دهنده]] است بلکه چون راه [[نجات]] به [[حقیقت]] فقط از راه [[تجلی]] [[خداوند]] بر [[بشر]] حاصل شدنی است و [[مسیح]] تنها شخصی است که [[خداوند]] بر او [[تجلی]] کرده است، می‌‌توان نتیجه گرفت تنها [[دین]] [[مسیح]] می‌‌تواند راه [[نجات]] [[بشریت]] باشد<ref>ر.ک: کالبد شکافی پلورالیسم دینی. </ref>.  
===دیدگاه شمول‌گرایی===
===دیدگاه شمول‌گرایی===
*نظریه سومی هم وجود دارد که می‌‌توان گفت تقصیل دو نظریه بالاست و آن نظریۀ شمول‌گرایی است. [[خالق]] این نظریه شخصی به نام کارل رانر است، ایشان با تفکیک میان [[حقانیت]] و [[نجات]]، [[دین حق]] را فقط [[مسیحیت]] می‌‌داند؛ اما نسبت به [[ادیان]] دیگر [[معتقد]] است تمامی [[ادیان]] غیر از [[مسیحیت]] در عین اینکه مصداق [[حقانیت]] نیستند، اما می‌‌توانند از [[نجات]] و [[رستگاری]] بهرمند شود. رانر در [[نقلی]] میگوید گرچه برای مسیحت یک [[تاریخ]] خاصی مشخص شده است اما این [[مسیحیت]] یک پیش [[تاریخ]] نیز دارد چنانکه در دوران پیش از [[مسیحیت]] بسیاری از اسرائیلیان و [[پیروان ادیان]] دیگر به [[دلیل]] [[ایمان]] خودشان و [[اطاعت]] از [[مسیح]] زمانشان [[نجات]] یافتند و این مطلب را می‌‌توان در [[ادیان]] بعد از [[مسیح]] هم صحیح دانست البته به این شرط که آنان نسبت به [[دین]] [[مسیح]]  هیچگونه آشنایی نداشته باشند به نظر رانر این افراد [[مسیحیان]] بدون عنوان نامیده می‌‌شوند.
*نظریه سومی هم وجود دارد که می‌‌توان گفت تقصیل دو نظریه بالاست و آن نظریۀ شمول‌گرایی است. [[خالق]] این نظریه شخصی به نام کارل رانر است، ایشان با تفکیک میان [[حقانیت]] و [[نجات]]، [[دین حق]] را فقط [[مسیحیت]] می‌‌داند؛ اما نسبت به [[ادیان]] دیگر [[معتقد]] است تمامی [[ادیان]] غیر از [[مسیحیت]] در عین اینکه مصداق [[حقانیت]] نیستند، اما می‌‌توانند از [[نجات]] و [[رستگاری]] بهرمند شود. رانر در [[نقلی]] میگوید گرچه برای مسیحت یک [[تاریخ]] خاصی مشخص شده است اما این [[مسیحیت]] یک پیش [[تاریخ]] نیز دارد چنانکه در دوران پیش از [[مسیحیت]] بسیاری از اسرائیلیان و [[پیروان ادیان]] دیگر به [[دلیل]] [[ایمان]] خودشان و [[اطاعت]] از [[مسیح]] زمانشان [[نجات]] یافتند و این مطلب را می‌‌توان در [[ادیان]] بعد از [[مسیح]] هم صحیح دانست البته به این شرط که آنان نسبت به [[دین]] [[مسیح]]  هیچگونه آشنایی نداشته باشند به نظر رانر این افراد [[مسیحیان]] بدون عنوان نامیده می‌‌شوند.
*باید یادآور شد دیدگاه شمول‌گرایی، در [[حقیقت]] به [[انحصارگرایی]][[ دین]] [[مسیح]] باز می‌‌گردد. رانر صراحتا می‌‌گوید: هیج [[دینی]] جز [[مسیحیت]] نمی‌تواند [[انسان‌ها]] را [[نجات]] دهد زیرا کلمه منحصر به‌ فرد ([[خدا]])، منحصراً در [[مسیح]] تجسد یافته است. او همچنین بر این [[باور]] است که پیش از دوران مسحیت، نجات‌یابی [[پیروان]] دیگر [[ادیان]] تنها به [[دلیل]] [[اطاعت]] از [[مسیح]] بوده است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸؛ کالبد شکافی پلورالیسم دینی. </ref>.
*باید یادآور شد دیدگاه شمول‌گرایی، در [[حقیقت]] به [[انحصارگرایی]] [[دین]] [[مسیح]] باز می‌‌گردد. رانر صراحتا می‌‌گوید: هیج [[دینی]] جز [[مسیحیت]] نمی‌تواند [[انسان‌ها]] را [[نجات]] دهد زیرا کلمه منحصر به‌ فرد ([[خدا]])، منحصراً در [[مسیح]] تجسد یافته است. او همچنین بر این [[باور]] است که پیش از دوران مسحیت، نجات‌یابی [[پیروان]] دیگر [[ادیان]] تنها به [[دلیل]] [[اطاعت]] از [[مسیح]] بوده است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸؛ کالبد شکافی پلورالیسم دینی. </ref>.
===نتیجه گیری===
===نتیجه گیری===
*بنابراین [[پلورالیسم دینی]] از هر دو نوعش یعنی هم از منظر [[فهم]] متفاوت [[دینی]] و هم به معنای همسنگ دانستن [[ادیان الهی]] مورد قبول [[اسلام]] نیست، بلکه فقط در یک مورد آن، یعنی در [[فهم]] متفاوت [[دینی]] نسبت به [[قوانین]] متغیر [[اسلامی]] که موجب محال [[عقلی]] نشود و با شرایط خاص خودش باشد، مورد پذیرش [[اندیشمندان]] [[مسلمان]] قرار گرفته است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸؛ مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.</ref>.  
*بنابراین [[پلورالیسم دینی]] از هر دو نوعش یعنی هم از منظر [[فهم]] متفاوت [[دینی]] و هم به معنای همسنگ دانستن [[ادیان الهی]] مورد قبول [[اسلام]] نیست، بلکه فقط در یک مورد آن، یعنی در [[فهم]] متفاوت [[دینی]] نسبت به [[قوانین]] متغیر [[اسلامی]] که موجب محال [[عقلی]] نشود و با شرایط خاص خودش باشد، مورد پذیرش [[اندیشمندان]] [[مسلمان]] قرار گرفته است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸؛ مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.</ref>.  
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش