ابلیس در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←گسترۀ فعالیت ابلیس از منظر قرآن
(←منابع) |
|||
| خط ۸۳: | خط ۸۳: | ||
# [[ابلیس]] و ذرّیّۀ او در عرصۀ [[تکوین]] و [[آفرینش]] هیچ نقشی ندارند؛ چنانکه [[خداوند]] تأکید کرده آنان نه تنها در [[آفرینش]] این عالم و وخودشان هیچ نقشی نداشتهاند بلکه [[شاهد]] [[خلقت]] آفرینش هم نبوده اند: {{متن قرآن|مَا أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ وَمَا كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا}}<ref>«آنان را نه در آفرینش آسمانها و زمین گواه کردم و نه در آفرینش خودشان و من آن نیم که گمراهکنندگان را یاور گیرم» سوره کهف، آیه ۵۱.</ref>. زیرا، اولاً [[ولایت]] در هرچیزی متوقف بر این است که فرد دارای [[ولایت]]، از هر لحاظ [[احاطه علمی]] به تمام موجودات داشته باشد؛ در حالی که براساس [[آیه]] فوق، [[ابلیس]] و ذرّیّهاش نه تنها از مبدأ و [[آغاز آفرینش]] آسمانها و [[زمین]] بی خبر بودند؛ بلکه از مبدأ و آغاز پیدایش خودشان نیز [[آگاهی]] نداشتند<ref>ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۶۸-۵۷۲.</ref>. ثانیاً انواع مخلوقات به صورت [[فطری]] به سوی کمال [[هدایت]] میشوند: {{متن قرآن|قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى}}<ref>«گفت: پروردگار ما کسی است که آفرینش هر چیز را به (فراخور) او، ارزانی داشته سپس راهنمایی کرده است» سوره طه، آیه ۵۰.</ref> اگر [[تصدی]] [[تدبیر]] [[آسمان]] و [[زمین]] و [[انسان]] به دست [[شیاطین]] باشد، [[سنّت الهی]] در [[هدایت عامه]] نقض میشود که امری محال است<ref>ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۶۸-۵۷۲.</ref>. | # [[ابلیس]] و ذرّیّۀ او در عرصۀ [[تکوین]] و [[آفرینش]] هیچ نقشی ندارند؛ چنانکه [[خداوند]] تأکید کرده آنان نه تنها در [[آفرینش]] این عالم و وخودشان هیچ نقشی نداشتهاند بلکه [[شاهد]] [[خلقت]] آفرینش هم نبوده اند: {{متن قرآن|مَا أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ وَمَا كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا}}<ref>«آنان را نه در آفرینش آسمانها و زمین گواه کردم و نه در آفرینش خودشان و من آن نیم که گمراهکنندگان را یاور گیرم» سوره کهف، آیه ۵۱.</ref>. زیرا، اولاً [[ولایت]] در هرچیزی متوقف بر این است که فرد دارای [[ولایت]]، از هر لحاظ [[احاطه علمی]] به تمام موجودات داشته باشد؛ در حالی که براساس [[آیه]] فوق، [[ابلیس]] و ذرّیّهاش نه تنها از مبدأ و [[آغاز آفرینش]] آسمانها و [[زمین]] بی خبر بودند؛ بلکه از مبدأ و آغاز پیدایش خودشان نیز [[آگاهی]] نداشتند<ref>ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۶۸-۵۷۲.</ref>. ثانیاً انواع مخلوقات به صورت [[فطری]] به سوی کمال [[هدایت]] میشوند: {{متن قرآن|قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى}}<ref>«گفت: پروردگار ما کسی است که آفرینش هر چیز را به (فراخور) او، ارزانی داشته سپس راهنمایی کرده است» سوره طه، آیه ۵۰.</ref> اگر [[تصدی]] [[تدبیر]] [[آسمان]] و [[زمین]] و [[انسان]] به دست [[شیاطین]] باشد، [[سنّت الهی]] در [[هدایت عامه]] نقض میشود که امری محال است<ref>ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۶۸-۵۷۲.</ref>. | ||
# [[ابلیس]]، [[شیاطین]] و جنّیان نمیتوانند بر [[عوالم غیب]] و [[اخبار]] [[پنهان]] [[آگاهی]] یابند و در کسب [[اخبار]] آسمانی ناتوانند: {{متن قرآن|وَحَفِظْنَاهَا مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُبِينٌ}}<ref>«و آن را از هر شیطان راندهای نگه داشتهایم مگر آن کس که (بخواهد از آسمان، چیزی) دزدانه بشنود که شهابی روشن در پی او میافتد.» سوره حجر، آیه ۱۷ ـ۱۸</ref>، به همین [[دلیل]] جنّیان اعتراف کردند وجود نگهبان و تیرهای شهاب، سبب شد نتوانند تشخیص بدهند که [[خداوند]] برای زمینیان چه چیزی را در نظر گرفته است<ref>ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۶۸-۵۷۲</ref>. | # [[ابلیس]]، [[شیاطین]] و جنّیان نمیتوانند بر [[عوالم غیب]] و [[اخبار]] [[پنهان]] [[آگاهی]] یابند و در کسب [[اخبار]] آسمانی ناتوانند: {{متن قرآن|وَحَفِظْنَاهَا مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُبِينٌ}}<ref>«و آن را از هر شیطان راندهای نگه داشتهایم مگر آن کس که (بخواهد از آسمان، چیزی) دزدانه بشنود که شهابی روشن در پی او میافتد.» سوره حجر، آیه ۱۷ ـ۱۸</ref>، به همین [[دلیل]] جنّیان اعتراف کردند وجود نگهبان و تیرهای شهاب، سبب شد نتوانند تشخیص بدهند که [[خداوند]] برای زمینیان چه چیزی را در نظر گرفته است<ref>ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۶۸-۵۷۲</ref>. | ||
# [[ابلیس]] و یارانش از انجام هرگونه تصرّف درکلام [[وحی]] عاجز هستند، چنانکه [[خداوند]]، [[نزول وحی]] و [[حفظ]] آن را به خود نسبت میدهد: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا | # [[ابلیس]] و یارانش از انجام هرگونه تصرّف درکلام [[وحی]] عاجز هستند، چنانکه [[خداوند]]، [[نزول وحی]] و [[حفظ]] آن را به خود نسبت میدهد: {{متن قرآن|إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ}}<ref>«بیگمان ما خود قرآن را فرو فرستادهایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود» سوره حجر، آیه ۹.</ref>. و هرگونه کژی و [[کاستی]] نسبت به [[وحی الهی]] را نفی میکند: {{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجًا}}<ref>«سپاس خداوندی را که بر بنده خود این کتاب را فرو فرستاد و در آن هیچ کژی ننهاد» سوره کهف، آیه ۱.</ref> و برای همه روشن میکند فرشتۀ [[امین]] [[وحی]] [[قرآن]] را بدون کم و کاست بر [[قلب]] [[پیامبر]]{{صل}} نازل کرده است: {{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ}}<ref>«و این (قرآن) فرو فرستاده پروردگار جهانیان است که روح الامین آن را فرود آورده است» سوره شعراء، آیه ۱۹۲ ـ ۱۹۳</ref>.<ref>ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۶۸-۵۷۲</ref>. | ||
# [[ابلیس]] و یارانش بر [[بندگان]] [[خداوند]] هیچگونه سلطنتی ندارند. [[خداوند]] در پاسخ تهدیدهای [[ابلیس]]، مبنی بر فریبدادن و [[گمراه]] ساختن همگان، به جز مخلَصان، به [[ابلیس]] فرمود {{متن قرآن|إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ}}<ref>«بیگمان تو بر بندگان من چیرگی نداری مگر آن گمراهان که از تو پیروی کنند» سوره حجر، آیه ۴۲.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«که او را بر آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل میکنند چیرگی نیست» سوره نحل، آیه ۹۹.</ref>، بسیاری از مفسّران، مقصود از [[بندگان]] را همۀ [[فرزندان آدم]] میدانند<ref>ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۶۸-۵۷۲</ref>. | # [[ابلیس]] و یارانش بر [[بندگان]] [[خداوند]] هیچگونه سلطنتی ندارند. [[خداوند]] در پاسخ تهدیدهای [[ابلیس]]، مبنی بر فریبدادن و [[گمراه]] ساختن همگان، به جز مخلَصان، به [[ابلیس]] فرمود {{متن قرآن|إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ}}<ref>«بیگمان تو بر بندگان من چیرگی نداری مگر آن گمراهان که از تو پیروی کنند» سوره حجر، آیه ۴۲.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«که او را بر آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل میکنند چیرگی نیست» سوره نحل، آیه ۹۹.</ref>، بسیاری از مفسّران، مقصود از [[بندگان]] را همۀ [[فرزندان آدم]] میدانند<ref>ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۶۸-۵۷۲</ref>. | ||
==اهداف و شیوههای [[ابلیس]] برای [[فریب]] [[انسان]]== | ==اهداف و شیوههای [[ابلیس]] برای [[فریب]] [[انسان]]== | ||
*[[ابلیس]]، هم در حوزۀ [[اندیشه]] و هم در حوزه عمل، فعّالیت دارد و میکوشد در ارتباطهای فردی، [[اجتماعی]]، [[سیاسی]] و [[اقتصادی]]، [[آدمیان]] را مختل کند. او برای تحقّق مهمترین [[هدف]] خود که [[انحطاط]] [[انسان]] و [[انحراف]] او از [[صراط مستقیم]] است تلاش میکند. | *[[ابلیس]]، هم در حوزۀ [[اندیشه]] و هم در حوزه عمل، فعّالیت دارد و میکوشد در ارتباطهای فردی، [[اجتماعی]]، [[سیاسی]] و [[اقتصادی]]، [[آدمیان]] را مختل کند. او برای تحقّق مهمترین [[هدف]] خود که [[انحطاط]] [[انسان]] و [[انحراف]] او از [[صراط مستقیم]] است تلاش میکند. | ||