←پرسش مستقیم
| خط ۸۴: | خط ۸۴: | ||
لازم به [[یادآوری]] است که براساس [[اجماع]] [[فقهای شیعه]]، [[جهاد ابتدایی]] و آزادیبخش “با [[وجود امام]] [[عادل]] یا [[نایب]] او در صورت دعوتشدن، [[واجب]] میشود”<ref>المختصر النافع فی الفقه الامامیه، ص۱۳۳.</ref><ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۳۰۸.</ref> | لازم به [[یادآوری]] است که براساس [[اجماع]] [[فقهای شیعه]]، [[جهاد ابتدایی]] و آزادیبخش “با [[وجود امام]] [[عادل]] یا [[نایب]] او در صورت دعوتشدن، [[واجب]] میشود”<ref>المختصر النافع فی الفقه الامامیه، ص۱۳۳.</ref><ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۳۰۸.</ref> | ||
===انواع دعوت=== | |||
آنچنان که از [[قرآن کریم]] و [[سیره انبیا]]، [[خاصه]] [[پیامبر خاتم]] و [[ائمه اطهار]]{{صل}} بر میآید “دعوت” به [[اسلام]] به دو صورت میباشد: [[دعوت علنی]] و [[دعوت سری]]. | |||
تشخیص مورد زمانی و یا شخصی آن با خود [[پیامبر]] و [[امام]] بوده است که مثلاً چه زمانی [[دعوت]] آشکار و چه هنگامی [[دعوت سرّی]] و مخفی کنند و یا چه کسانی را آشکارا و چه کسانی را مخفیانه به اسلام دعوت نمایند تا بیشتر مؤثر واقع شود؛ اما جایز بودن دعوت مخفی و یا آشکار، هر دو جای هیچ بحثی نیست. “مؤمن [[آل]] فرعون” که به [[رسالت]] [[حضرت موسی]] [[ایمان]] آورده بود، مدتها ایمان خود را پنهان و [[کتمان]] داشته بود و دعوت مخفی میکرد و [[ایمان آوردن]] “آسیه” [[همسر فرعون]] نیز شاید از تأثیرات همین دعوت باشد. | |||
[[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} نیز زمانی در [[خانه]] [[ارقم بن ابیالارقم]] به طور مخفی دعوت میکرد و زمانی در کنار [[خانه کعبه]] به صورت آشکار. | |||
[[ائمه معصومین]] و نیز گاهی از شیوه [[تقیّه]] و مخفیکاری استفاده میکردند و گاهی از شیوه دعوت آشکار. | |||
[[پیامبران]] گذشته نیز چنین بودند؛ گاهی دعوتشان سرّی بود و گاهی آشکار. | |||
[[خداوند]] در [[قرآن مجید]] از زبان [[حضرت نوح]]{{ع}} [[شیوه]] برخورد و دعوت آن [[حضرت]] با [[قوم]] خود را چنین نقل میفرماید: | |||
{{متن قرآن|إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ *... قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَنَهَارًا * فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلَّا فِرَارًا * وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا * ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا * ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا...}}<ref>«ما نوح را به سوی قوم وی فرستادیم (و گفتیم) که قومت را پیش از آنکه عذابی دردناک به آنان برسد، بیم بده *...گفت: پروردگارا من شب و روز، قوم خود را (به خداپرستی) فرا خواندم * و فراخوان من جز به گریز آنان نیفزود * و من هرگاه آنان را فرا خواندم تا بیامرزیشان، انگشت در گوش نهادند و جامه بر سر کشیدند و (در کفر) پای فشردند و سخت گردنفرازی ورزیدند * سپس آنان را با ندای بلند فرا خواندم * باز آشکار به آنان گفتم و (نیز) یکسره پنهان به ایشان گفتم.».. سوره نوح، آیه ۱-۹.</ref>. | |||
اینها آیاتی چند از [[قرآن کریم]] هستند که “اسلوب و نوع دعوت” را - که آشکار باشد یا سرّی - مشخص میکنند و این که چه [[اصول اخلاقی]] و [[روانی]] باید در آن رعایت شود. | |||
بنابراین، از مجموع این مطالب میتوان چنین نتیجه گرفت که نوع [[دعوت]]، محدود نمیباشد، بلکه طبق اقتضای حال “داعی” باید خودش نوع دعوت خود را [[انتخاب]] کند؛ در این مورد با سنجش دقیق شرایط مکانی و زمانی و نیز موقعیت اشخاص مورد دعوت، [[تصمیم]] مقتضی گرفته خواهد شد<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۳۱۰.</ref> | |||
==پرسش مستقیم== | ==پرسش مستقیم== | ||
*[[قاعده دعوت در فقه سیاسی چگونه ترسیم شده است؟ (پرسش)]] | *[[قاعده دعوت در فقه سیاسی چگونه ترسیم شده است؟ (پرسش)]] | ||