پرش به محتوا

شبهه استبداد ولی فقیه: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'تجلی' به 'تجلی'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'تجلی' به 'تجلی')
خط ۳۱: خط ۳۱:
[[خودخواهی]]: این خصیصه، ریشه در [[شخصیت فردی]] دارد و احساسی است که [[حاکم]] نسبت به خود و دیگران دارد و خود را [[برتر]] از دیگران دانسته و [[شایسته]] [[فرمان]] دادن می‌داند؛ حتی در صحت فرمان‌ها و [[حقانیت]] آنها تردید نمی‌کند و همواره دیگران را تحت امر، برده و [[فرمانبردار]] خود می‌داند و هیچ‌گونه [[حق]] اظهارنظر و رأیی برای [[مردم]] قائل نیست؛ همانند [[فرعون]] که این ویژگی او را به چنان [[خودکامگی]] و استبدادی کشاند که گذشته از به [[بندگی]] گرفتن [[مردمان]]، ادعای {{متن قرآن|أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى}}<ref>«و گفت: من پروردگار برتر شمایم» سوره نازعات، آیه ۲۴.</ref> سر داد. در [[قرآن کریم]] آمده است: {{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«بی‌گمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دسته‌دسته کرد. دسته‌ای از آنان را به ناتوانی می‌کشاند، پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را زنده وا می‌نهاد، به یقین او از تبهکاران بود» سوره قصص، آیه ۴.</ref>. خودکامگی‌های فرعون در این [[آیه]] به دنبال [[برتری‌جویی]] او آمده است.
[[خودخواهی]]: این خصیصه، ریشه در [[شخصیت فردی]] دارد و احساسی است که [[حاکم]] نسبت به خود و دیگران دارد و خود را [[برتر]] از دیگران دانسته و [[شایسته]] [[فرمان]] دادن می‌داند؛ حتی در صحت فرمان‌ها و [[حقانیت]] آنها تردید نمی‌کند و همواره دیگران را تحت امر، برده و [[فرمانبردار]] خود می‌داند و هیچ‌گونه [[حق]] اظهارنظر و رأیی برای [[مردم]] قائل نیست؛ همانند [[فرعون]] که این ویژگی او را به چنان [[خودکامگی]] و استبدادی کشاند که گذشته از به [[بندگی]] گرفتن [[مردمان]]، ادعای {{متن قرآن|أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى}}<ref>«و گفت: من پروردگار برتر شمایم» سوره نازعات، آیه ۲۴.</ref> سر داد. در [[قرآن کریم]] آمده است: {{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«بی‌گمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دسته‌دسته کرد. دسته‌ای از آنان را به ناتوانی می‌کشاند، پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را زنده وا می‌نهاد، به یقین او از تبهکاران بود» سوره قصص، آیه ۴.</ref>. خودکامگی‌های فرعون در این [[آیه]] به دنبال [[برتری‌جویی]] او آمده است.


[[دنیاطلبی]]: [[روحیه]] دنیاطلبی که [[تجلی]] بارز آن در [[ثروت‌اندوزی]] و [[دلبستگی]] شدید به [[جاه و مقام]] می‌باشد از ویژگی‌هایی است که [[زمامداران]] را به شدت تحت تأثیر خود قرار داده و برای [[حفظ]] [[ثروت]] و [[مقام]]، آنها را وادار می‌کند که دست به [[استبداد]] و خودکامگی و [[جنایت]] و [[بیداد]] بزنند.
[[دنیاطلبی]]: [[روحیه]] دنیاطلبی که تجلی بارز آن در [[ثروت‌اندوزی]] و [[دلبستگی]] شدید به [[جاه و مقام]] می‌باشد از ویژگی‌هایی است که [[زمامداران]] را به شدت تحت تأثیر خود قرار داده و برای [[حفظ]] [[ثروت]] و [[مقام]]، آنها را وادار می‌کند که دست به [[استبداد]] و خودکامگی و [[جنایت]] و [[بیداد]] بزنند.
عدم [[خداترسی]] و [[تقوی]]: [[زمامداری]] که از یک طرف [[بیگانه]] با مردم و از سوی دیگر بی‌ارتباط با [[خداوند]] و عالم معنا باشد، هیچ نیروی مافوقی برای کنترل غرایض و [[خواسته‌های نفسانی]] او وجود ندارد؛ از این‌رو خودکامگی و استبداد کم‌ترین ثمره فقدان تقوی و خداترسی است.
عدم [[خداترسی]] و [[تقوی]]: [[زمامداری]] که از یک طرف [[بیگانه]] با مردم و از سوی دیگر بی‌ارتباط با [[خداوند]] و عالم معنا باشد، هیچ نیروی مافوقی برای کنترل غرایض و [[خواسته‌های نفسانی]] او وجود ندارد؛ از این‌رو خودکامگی و استبداد کم‌ترین ثمره فقدان تقوی و خداترسی است.
حال که اشاره‌ای به بسترهای به وجود آمدن استبداد داشتیم، جا دارد با نگاهی به عوامل بازدارنده استبداد، قید مطلقه بودن اختیارات، استبداد رای و خودکامگی ولی‌فقیه را بررسی نموده و ببینیم تحقق آن تا چه حد، امکان‌پذیر است و آیا این احتمال، عقلایی و منطقی است یا خیر؟<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۳۲۳.</ref>
حال که اشاره‌ای به بسترهای به وجود آمدن استبداد داشتیم، جا دارد با نگاهی به عوامل بازدارنده استبداد، قید مطلقه بودن اختیارات، استبداد رای و خودکامگی ولی‌فقیه را بررسی نموده و ببینیم تحقق آن تا چه حد، امکان‌پذیر است و آیا این احتمال، عقلایی و منطقی است یا خیر؟<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۳۲۳.</ref>
۲۲۷٬۳۸۰

ویرایش