جز
جایگزینی متن - 'فهم دین' به 'فهم دین'
جز (جایگزینی متن - 'اندیشمندان مسلمان' به 'اندیشمندان مسلمان') |
|||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
*[[مکتب]] [[پلورالیسم]] اولین بار، توسط [[جان]] هیک [[انگلیسی]] پایهگذاری شد. وی با [[نوشتن]] کتابی به نام اسطورۀ [[حلول]] [[خداوند]]، در سال ۱۹۹۷ دیدگاه رایج [[مسیحیت]] را دربارۀ [[حلول]] و تجسد [[خداوند]] به چالش کشید<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۱۷۰. </ref>. | *[[مکتب]] [[پلورالیسم]] اولین بار، توسط [[جان]] هیک [[انگلیسی]] پایهگذاری شد. وی با [[نوشتن]] کتابی به نام اسطورۀ [[حلول]] [[خداوند]]، در سال ۱۹۹۷ دیدگاه رایج [[مسیحیت]] را دربارۀ [[حلول]] و تجسد [[خداوند]] به چالش کشید<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۱۷۰. </ref>. | ||
*[[پلورالیسم]] براساس معنا دارای دو قسم است: | *[[پلورالیسم]] براساس معنا دارای دو قسم است: | ||
#'''[[پلورالیسم]] در [[فهم | #'''[[پلورالیسم]] در [[فهم دین]]''': یعنی برداشتهای متفاوت از [[دین]] و به عبارت دیگر قرائتهای مختلف از [[دین]] یا همان "[[کثرتگرایی]] در [[فهم دین]]". بر این اساس [[انسانها]] برای رسیدن به [[سعادت]]، میتوانند [[آموزههای دینی]] را با قرائتهای مختلف [[تفسیر]] کنند<ref>ر.ک: پلورالیسم دینی، ۱۰. </ref>. | ||
#'''[[پلورالیسم]] در همسنگ دانستن [[ادیان]]''': یعنی همسنگ دانستن همۀ [[ادیان]] برای رسیدن به [[حقیقت]]. بر این اساس [[ادیان]] مختلف، راههای گوناگونی برای رسیدن به یک [[حقیقت]] دارند<ref>ر.ک: پلورالیسم دینی، ۱۰. </ref>. | #'''[[پلورالیسم]] در همسنگ دانستن [[ادیان]]''': یعنی همسنگ دانستن همۀ [[ادیان]] برای رسیدن به [[حقیقت]]. بر این اساس [[ادیان]] مختلف، راههای گوناگونی برای رسیدن به یک [[حقیقت]] دارند<ref>ر.ک: پلورالیسم دینی، ۱۰. </ref>. | ||
===نقد [[پلورالیسم دینی]]=== | ===نقد [[پلورالیسم دینی]]=== | ||
*[[پلورالیسم]] به هر دو نوع آن مورد نقد قرار گرفته است که در ادامه به این مسأله پرداخته خواهد شد. | *[[پلورالیسم]] به هر دو نوع آن مورد نقد قرار گرفته است که در ادامه به این مسأله پرداخته خواهد شد. | ||
====نقد [[پلورالیسم]] در [[فهم | ====نقد [[پلورالیسم]] در [[فهم دین]]==== | ||
*دربارۀ [[پلورالیسم]] در [[فهم | *دربارۀ [[پلورالیسم]] در [[فهم دین]] باید دانست، [[تولد]] این نوع از [[پلورالیسم]] از جایی شروع شد که قائلین آن معتقدند، [[نزول وحی]] به معنای ثبوت یک [[دین الهی]] است. اما اختلافاتی که از این [[وحی]] به وجود میآید به خاطر [[فهم]] از [[دین]] است که عده ای از آن [[مسیحیت]] را میفهمند و عده ای دیگر [[یهودیت]] را<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.</ref>. | ||
*حال این سوال پیش میآید، چرا پیغمبرانی که این [[ادیان]] را آوردند، نسبت به [[پیروان]] [[دین]] دیگر تعرّض کردند؟ چنانکه [[قرآن]] دربارۀ [[مسیحیت]] میفرماید: {{متن قرآن|كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ}}<ref>«بزرگ سخنی از دهانشان بیرون میآید» سوره کهف، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ}}<ref>«نزدیک است که از آن، آسمانها پارهپاره گردد» سوره مریم، آیه 90.</ref>؛ ادعای اینکه [[خداوند]] [[فرزند]] دارد ادعای بزرگی است تا جایی که نزدیک است آسماها از هم بپاشد و یا در آیۀ {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ انْتَهُوا}}<ref>«و مگوييد كه سه است. از اين انديشه ها بازايستيد» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref> قائل به [[تثلیث]] نباشید، [[خدا]] یکی است. با این تماثیل چگونه میتوان قائل شد [[مذاهب]] گوناگونی که براساس [[فهم]] از [[نزول وحی]] حاصل میشود صحیح و بدون ایراد است؟ | *حال این سوال پیش میآید، چرا پیغمبرانی که این [[ادیان]] را آوردند، نسبت به [[پیروان]] [[دین]] دیگر تعرّض کردند؟ چنانکه [[قرآن]] دربارۀ [[مسیحیت]] میفرماید: {{متن قرآن|كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ}}<ref>«بزرگ سخنی از دهانشان بیرون میآید» سوره کهف، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ}}<ref>«نزدیک است که از آن، آسمانها پارهپاره گردد» سوره مریم، آیه 90.</ref>؛ ادعای اینکه [[خداوند]] [[فرزند]] دارد ادعای بزرگی است تا جایی که نزدیک است آسماها از هم بپاشد و یا در آیۀ {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ انْتَهُوا}}<ref>«و مگوييد كه سه است. از اين انديشه ها بازايستيد» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref> قائل به [[تثلیث]] نباشید، [[خدا]] یکی است. با این تماثیل چگونه میتوان قائل شد [[مذاهب]] گوناگونی که براساس [[فهم]] از [[نزول وحی]] حاصل میشود صحیح و بدون ایراد است؟ | ||
*مدعیان [[پلورالیسم]] به این سوال چنین جواب دادند: [[وحی]] یک حقیت زنده و واقعی است که اصل و ریشۀ آن تنها در انحصار [[خداوند]] است و اگر [[پیامبران]] سخنی از جانب [[وحی]] میگویند صرف [[تفسیر]] و برداشت خود از [[وحی]] است. نمونهاش آیاتی است که ذکر شد. تمام این [[آیات]] جلوۀ یک [[حقیقت]] ثابت نیست، بلکه برداشت [[پیامبر]] از [[وحی]] است که به ایشان نازل شده و میتواند [[اشتباه]] هم باشد. به عبارتی تمام [[قرآنی]] که به واسطۀ [[وحی]] بر [[پیامبر]] نازل شده است برداشت ایشان از [[وحی الهی]] است و اگر این [[کلام]] ثابت شود، نتیجه این میشود که دیگران هم میتوانند به واسطۀ [[وحی]] برداشتهای متفاوت و حتی بهتر از برداشت [[پیامبر]] نسبت به [[وحی الهی]] بکنند. | *مدعیان [[پلورالیسم]] به این سوال چنین جواب دادند: [[وحی]] یک حقیت زنده و واقعی است که اصل و ریشۀ آن تنها در انحصار [[خداوند]] است و اگر [[پیامبران]] سخنی از جانب [[وحی]] میگویند صرف [[تفسیر]] و برداشت خود از [[وحی]] است. نمونهاش آیاتی است که ذکر شد. تمام این [[آیات]] جلوۀ یک [[حقیقت]] ثابت نیست، بلکه برداشت [[پیامبر]] از [[وحی]] است که به ایشان نازل شده و میتواند [[اشتباه]] هم باشد. به عبارتی تمام [[قرآنی]] که به واسطۀ [[وحی]] بر [[پیامبر]] نازل شده است برداشت ایشان از [[وحی الهی]] است و اگر این [[کلام]] ثابت شود، نتیجه این میشود که دیگران هم میتوانند به واسطۀ [[وحی]] برداشتهای متفاوت و حتی بهتر از برداشت [[پیامبر]] نسبت به [[وحی الهی]] بکنند. | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
*به نظر میرسد [[جان]] هیک درصدد [[بیان]] مطلب [[کلامی]] نیست بلکه میخواهد جنبههای تحول آفرین [[دین]] را اثبات کرده و مدعی شود هر چیزی که [[انسان]] را از خود محوری به سمت [[خدامحوری]] سوق دهد آن چیز وجودش بلامانع است هرچند اگر آن چیز نتیجهاش ختم به تناقض شود چنانکه مینویسد: هرکس [[معتقد]] باشد [[عیسی]] پدری بشری است قطعا این ادعا نادرست است اما با این وجود میتوانم بگویم شاید این فرد از من به [[خداوند]] نزدیکتر باشد. در واقع هیک با این سخن درصدد بر آمده تا ثابت کند اگر کسی [[دینی]] ناحق هم داشته باشد میتواند نظریات [[دینی]] صحیح و [[درستی]] داشته باشد حتی اگر در تناقض با نظریات [[دینداران]] [[مسیحی]] باشد<ref>ر.ک: کالبد شکافی پلورالیسم دینی.</ref>. | *به نظر میرسد [[جان]] هیک درصدد [[بیان]] مطلب [[کلامی]] نیست بلکه میخواهد جنبههای تحول آفرین [[دین]] را اثبات کرده و مدعی شود هر چیزی که [[انسان]] را از خود محوری به سمت [[خدامحوری]] سوق دهد آن چیز وجودش بلامانع است هرچند اگر آن چیز نتیجهاش ختم به تناقض شود چنانکه مینویسد: هرکس [[معتقد]] باشد [[عیسی]] پدری بشری است قطعا این ادعا نادرست است اما با این وجود میتوانم بگویم شاید این فرد از من به [[خداوند]] نزدیکتر باشد. در واقع هیک با این سخن درصدد بر آمده تا ثابت کند اگر کسی [[دینی]] ناحق هم داشته باشد میتواند نظریات [[دینی]] صحیح و [[درستی]] داشته باشد حتی اگر در تناقض با نظریات [[دینداران]] [[مسیحی]] باشد<ref>ر.ک: کالبد شکافی پلورالیسم دینی.</ref>. | ||
*در نقد این نظریه عده ای گفتهاند دو نکته در سخنان هیک وجود دارد: [[آموزههای دینی]] [[ارزش]] ذاتی ندارد و [[آموزههای دینی]] مبنای [[علمی]] ندارد چراکه متصف به [[صدق]] [[کذب]] نمیشود. این عده با توجه به این دو برداشت گفتهاند سخن [[جان]] هیک به هیچ عنوان نمیتواند مورد [[تأیید]] باشد چراکه این سخن هم از لحاظ نظری و هم از لحاظ [[تاریخی]] امری غیر قابل اثبات است، چگونه ممکن است بدون [[باورهای دینی]] و بدون [[اعتقاد]] به آموزهای [[دینی]] بتوان وجودی متحول و رو به [[رشد]] را ایجاد کرد، بلکه این [[باور]] و [[معرفت]] است که میتواند موجب تحول درونی [[انسانها]] شود، چنانکه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[کلامی]] فرمودند: «اول الدین معرفته»<ref>نهج البلاغه، خطبه۱</ref>.<ref>ر.ک: کالبد شکافی پلورالیسم دینی </ref> | *در نقد این نظریه عده ای گفتهاند دو نکته در سخنان هیک وجود دارد: [[آموزههای دینی]] [[ارزش]] ذاتی ندارد و [[آموزههای دینی]] مبنای [[علمی]] ندارد چراکه متصف به [[صدق]] [[کذب]] نمیشود. این عده با توجه به این دو برداشت گفتهاند سخن [[جان]] هیک به هیچ عنوان نمیتواند مورد [[تأیید]] باشد چراکه این سخن هم از لحاظ نظری و هم از لحاظ [[تاریخی]] امری غیر قابل اثبات است، چگونه ممکن است بدون [[باورهای دینی]] و بدون [[اعتقاد]] به آموزهای [[دینی]] بتوان وجودی متحول و رو به [[رشد]] را ایجاد کرد، بلکه این [[باور]] و [[معرفت]] است که میتواند موجب تحول درونی [[انسانها]] شود، چنانکه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[کلامی]] فرمودند: «اول الدین معرفته»<ref>نهج البلاغه، خطبه۱</ref>.<ref>ر.ک: کالبد شکافی پلورالیسم دینی </ref> | ||
*در نقد [[پلورالیسم]] در [[فهم | *در نقد [[پلورالیسم]] در [[فهم دین]] گفته شده است: [[آموزههای دینی]] بر دو بخشاند: ضروریات [[دینی]] که تغییر نمیپذیرند و [[قوانین]] متغیر. اگر منظور از [[کثرتگرایی دینی]] [[تغییر]] اصول ثابت [[دینی]] باشد، باید گفت اصول ثابت [[دینی]] جزء ضروریات دیناند و تغییر و قرائتهای گوناگون را نمیپذیرد، چراکه بنابر گفتار صریح [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان معصوم]]{{ع}} اصول ثابت [[اسلام]]، ابدیاند و هیچگاه دگرگونی نخواهند پذیرفت، مثل [[حرمت]] [[ظلم]]، [[وجوب عدل]]، [[لزوم]] [[ادای امانت]] و دفع غرامت و [[وفا به عهد]]. به این ترتیب [[پلورالیسم]] ـ به معنای تغییر اصول ثابت [[اسلام]] ـ نزد همۀ [[علمای شیعه]] مردود و مطرود است<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی. </ref>. | ||
*اما اگر مراد [[کثرتگرایان]] این است که میتوان از [[قوانین]] متغیر [[اسلام]]، برداشتهای متفاوتی کرد، [[علمای شیعه]] نیز با شرایطی آن را پذیرفتهاند. چراکه پیش آمدن وقایع نو در عرصۀ [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]]، مقرراتی را طلب میکند که برداشتهای متفاوت [[دینی]] [[مردم]] میتواند در اینگونه وقایع اثر گذار باشد. البته در اینجا هم بخش زیادی از این مقررات، از طریق [[علمای دین]] آن هم با فرمولی به نام [[اجتهاد]] [[تبیین]] و تنظیم میشود<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۱۷۰. </ref>. | *اما اگر مراد [[کثرتگرایان]] این است که میتوان از [[قوانین]] متغیر [[اسلام]]، برداشتهای متفاوتی کرد، [[علمای شیعه]] نیز با شرایطی آن را پذیرفتهاند. چراکه پیش آمدن وقایع نو در عرصۀ [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]]، مقرراتی را طلب میکند که برداشتهای متفاوت [[دینی]] [[مردم]] میتواند در اینگونه وقایع اثر گذار باشد. البته در اینجا هم بخش زیادی از این مقررات، از طریق [[علمای دین]] آن هم با فرمولی به نام [[اجتهاد]] [[تبیین]] و تنظیم میشود<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۱۷۰. </ref>. | ||
*در تعریف [[اجتهاد]] باید گفت [[اجتهاد]] [[وسیله]] ای است که با بهرهگیری از روشهای [[استنباط]] و ادلۀ اربعه میکوشد تا برای نیازهای نوپیدای [[انسان]]، جوابی پیدا کند. البته [[اجتهاد]] حتما باید با شرایطی مستند باشد و هیچگونه اباحهگیری در آن دخیل نباشد<ref>عقائد الشیعة الامامیه، ۵۶۶ و ۵۶۷. </ref>. درواقع [[اجتهاد]] وسیلهای است که [[احکام]] کلی [[شریعت]] را درباره همۀ موضوعات از جمله موضوعات نوپیدای [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]] [[بیان]] میکند<ref>عقائد الشیعة الامامیه، ۵۶۶ و ۵۶۷. </ref>. | *در تعریف [[اجتهاد]] باید گفت [[اجتهاد]] [[وسیله]] ای است که با بهرهگیری از روشهای [[استنباط]] و ادلۀ اربعه میکوشد تا برای نیازهای نوپیدای [[انسان]]، جوابی پیدا کند. البته [[اجتهاد]] حتما باید با شرایطی مستند باشد و هیچگونه اباحهگیری در آن دخیل نباشد<ref>عقائد الشیعة الامامیه، ۵۶۶ و ۵۶۷. </ref>. درواقع [[اجتهاد]] وسیلهای است که [[احکام]] کلی [[شریعت]] را درباره همۀ موضوعات از جمله موضوعات نوپیدای [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]] [[بیان]] میکند<ref>عقائد الشیعة الامامیه، ۵۶۶ و ۵۶۷. </ref>. | ||
| خط ۶۱: | خط ۶۱: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*کلمه "[[پلورالیسم]]" به معنای وجود نژادهای گوناگون یا [[عقاید]] [[دینی]] و [[سیاسی]] گوناگون در [[جامعه]] است<ref>اکسفورد، ۹۵۳.</ref>. از شاخههای [[پلورالیسم]]، [[کثرتگرایی دینی]] است که در دو معنا آن را به کار میبرند: یکی برداشتهای متفاوت از [[دین]] و به عبارت دیگر، قرائتهای مختلف از [[دین]]، و دیگر، همسنگ دانستن همه [[ادیان]] برای رسیدن به [[حقیقت]]. بنابر این معنا، [[ادیان]] مختلف، راههای گوناگونی برای رسیدن به یک حقیقتاند<ref>پلورالیسم دینی، ۱۰.</ref>. بنابر معنای نخست، که آن را "[[کثرتگرایی]] در [[فهم | *کلمه "[[پلورالیسم]]" به معنای وجود نژادهای گوناگون یا [[عقاید]] [[دینی]] و [[سیاسی]] گوناگون در [[جامعه]] است<ref>اکسفورد، ۹۵۳.</ref>. از شاخههای [[پلورالیسم]]، [[کثرتگرایی دینی]] است که در دو معنا آن را به کار میبرند: یکی برداشتهای متفاوت از [[دین]] و به عبارت دیگر، قرائتهای مختلف از [[دین]]، و دیگر، همسنگ دانستن همه [[ادیان]] برای رسیدن به [[حقیقت]]. بنابر این معنا، [[ادیان]] مختلف، راههای گوناگونی برای رسیدن به یک حقیقتاند<ref>پلورالیسم دینی، ۱۰.</ref>. بنابر معنای نخست، که آن را "[[کثرتگرایی]] در [[فهم دین]]" میخوانند، [[انسانها]] برای رسیدن به [[سعادت]]، میتوانند قرائتهای مختلفی از [[آموزههای دینی]] فراچنگ آورند. به عبارتی دیگر، رسیدن به [[سعادت]]، تنها از گذر یک قرائت ممکن نمیشود؛ بلکه قرائتهای مختلفی دارد و هر کس میتواند از آن طریق به [[سعادت]] دست یابد. معنای دوم نیز- که آن را "[[کثرتگرایی دینی]]" نام کردهاند- بر آن است که انسانهای سعادتطلب میتوانند هر یک از [[ادیان الهی]] را که میخواهند برگزینند و به تعالیمش عمل کنند و به [[حقیقت]] متعالی برسند. رگههایی رقیق از [[کثرتگرایی دینی]] را میتوان در آثار علمای متقدم [[مسلمان]] همچون یوحنای دمشقی، [[امام]] [[محمد غزالی]]، اخوان الصفا و [[محی الدین]] ابن [[عربی]] بازیافت<ref>مدخل مسائل جدید در علم کلام، ۲/ ۱۸.</ref>؛ اما بروز و نمود فعلی آن وامدار دغدغههای [[فکری]] اندیشهمندان غربی در دهههای اخیر است. مواجهه با کاستیهای تعالیم کتاب مقدس، نگرانی برای یافتن راه حلی برای [[زندگی]] مسالمتآمیز [[پیروان]] [[مذاهب]] گوناگون و آرزوی [[سعادت]] برای همه افراد [[بشر]]، از مهمترین [[علل]] پدید آمدن [[کثرتگرایی]] دینیاند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۷۰.</ref>. | ||
==موضع [[شیعه]] در برابر [[کثرتگرایی]] [[فهم]] [[دینی]]== | ==موضع [[شیعه]] در برابر [[کثرتگرایی]] [[فهم]] [[دینی]]== | ||
*[[شیعیان]] معتقدند که [[آموزههای اسلامی]] بر دو بخشاند: یکی ضروریات [[دینی]] که تغییر نمیپذیرند، و دیگر، [[قوانین]] متغیر<ref>عقائد الشیعة الامامیة، ۵۶۵.</ref>. اگر مراد کثرتگرایان این است که میتوان از اصول ثابت [[اسلام]] قرائتهای گوناگون به دست داد، باید گفت که اصول ثابت، ضروری دیناند و تغییر و قرائتهای گوناگون نمیپذیرند و [[وحی]] الهیاند که بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده است<ref>انعام/ ۱۹؛ فرقان/ ۱؛ اعراف/ ۱۵۸.</ref>. بنابر گفتار صریح [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان معصوم]]{{عم}}، اصول ثابت [[اسلام]]، ابدیاند و هیچگاه دگرگونی نخواهند پذیرفت<ref>بحارالانوار، ۲۶۰۲؛ اصول کافی، ۱/ ۱۷۲.</ref>. از این [[قوانین]] است [[حرمت]] [[ظلم]]، [[وجوب عدل]]، [[لزوم]] [[ادای امانت]] و دفع غرامت و [[وفا به عهد]]. بدینسان، [[پلورالیسم]]- به معنای تغییر اصول ثابت [[اسلام]]- نزد همه علمای [[شیعه]] مردود و مطرود است<ref>عقائد الشیعة الامامیة، ۵۶۶- ۵۶۴؛ گوهر مراد، ۳۹۹؛ کشف المراد، ۳۷۵؛ شریعت در آئینه معرفت، ۱۰۳.</ref>. چنانچه مراد کثرتگرایان این است که میتوان از [[قوانین]] متغیر [[اسلام]]، برداشتهای گوناگون به [[فهم]] آورد، [[شیعه]] نیز- با شرایطی- آن را پذیرفته است. بنابر باورهای [[شیعیان]]، پیش آمدن وقایع نو در عرصه [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]]، مقرراتی جدید طلب میکند و [[وظیفه]] وضع این مقررات بر عهده [[علمای دین]] است. عالم [[دینی]] با بهرهگیری از روش [[استنباط]] و [[ادله]] اربعه، میکوشد تا برای نیازهای نوپیدای [[انسان]]، پاسخ بیابد. این کوشش- که روشمند و منضبط است- "[[اجتهاد]]" نام دارد. [[اجتهاد]] از آن رو که از روشی ویژه بهره میبرد و شرطهایی دارد، با [[اباحیگری]] و استنباطهای غیر مستند متفاوت است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۷۰.</ref>. | *[[شیعیان]] معتقدند که [[آموزههای اسلامی]] بر دو بخشاند: یکی ضروریات [[دینی]] که تغییر نمیپذیرند، و دیگر، [[قوانین]] متغیر<ref>عقائد الشیعة الامامیة، ۵۶۵.</ref>. اگر مراد کثرتگرایان این است که میتوان از اصول ثابت [[اسلام]] قرائتهای گوناگون به دست داد، باید گفت که اصول ثابت، ضروری دیناند و تغییر و قرائتهای گوناگون نمیپذیرند و [[وحی]] الهیاند که بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده است<ref>انعام/ ۱۹؛ فرقان/ ۱؛ اعراف/ ۱۵۸.</ref>. بنابر گفتار صریح [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان معصوم]]{{عم}}، اصول ثابت [[اسلام]]، ابدیاند و هیچگاه دگرگونی نخواهند پذیرفت<ref>بحارالانوار، ۲۶۰۲؛ اصول کافی، ۱/ ۱۷۲.</ref>. از این [[قوانین]] است [[حرمت]] [[ظلم]]، [[وجوب عدل]]، [[لزوم]] [[ادای امانت]] و دفع غرامت و [[وفا به عهد]]. بدینسان، [[پلورالیسم]]- به معنای تغییر اصول ثابت [[اسلام]]- نزد همه علمای [[شیعه]] مردود و مطرود است<ref>عقائد الشیعة الامامیة، ۵۶۶- ۵۶۴؛ گوهر مراد، ۳۹۹؛ کشف المراد، ۳۷۵؛ شریعت در آئینه معرفت، ۱۰۳.</ref>. چنانچه مراد کثرتگرایان این است که میتوان از [[قوانین]] متغیر [[اسلام]]، برداشتهای گوناگون به [[فهم]] آورد، [[شیعه]] نیز- با شرایطی- آن را پذیرفته است. بنابر باورهای [[شیعیان]]، پیش آمدن وقایع نو در عرصه [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]]، مقرراتی جدید طلب میکند و [[وظیفه]] وضع این مقررات بر عهده [[علمای دین]] است. عالم [[دینی]] با بهرهگیری از روش [[استنباط]] و [[ادله]] اربعه، میکوشد تا برای نیازهای نوپیدای [[انسان]]، پاسخ بیابد. این کوشش- که روشمند و منضبط است- "[[اجتهاد]]" نام دارد. [[اجتهاد]] از آن رو که از روشی ویژه بهره میبرد و شرطهایی دارد، با [[اباحیگری]] و استنباطهای غیر مستند متفاوت است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۷۰.</ref>. | ||
| خط ۸۵: | خط ۸۵: | ||
*در [[حقیقت]]، همه [[انسانها]] به هر [[دینی]] که [[باور]] داشته باشند، چون رسماً به [[مسیحیت]] [[معتقد]] نیستند، مسیحیانی بینام و نشان و مانند اعضای افتخاری یک سازمان بوده که مورد [[لطف]] کریمانه [[خدا]]، با [[عنایت]] [[حضرت مسیح]] قرار میگیرند؛ تا جایی که گفته شده کسانی که قبل از [[حضرت مسیح]] زیست میکرده، یا [[غسل]] تعمید نکردهاند، در درجهای از [[بهشت]] به نام "لیمبو"<ref>شبیه همان چیزی که در روایات ما به آن «اعراف» گفته میشود که فرزندان کفار در قیامت یا در آن یا در بهشت جای میگیرند، (مجلسی، بحارالانوار، ج۵، ص۲۹۶) که نه سختی جهنم و نه آسایش بهشت را داراست.</ref> وارد خواهند شد که نه تنعمات [[بهشت]] را داراست و نه عذابهای [[جهنم]] را<ref>الیاده، دینپژوهی، دفتر دوم، ص۳۴۱؛ پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ص۴۱۸.</ref>. | *در [[حقیقت]]، همه [[انسانها]] به هر [[دینی]] که [[باور]] داشته باشند، چون رسماً به [[مسیحیت]] [[معتقد]] نیستند، مسیحیانی بینام و نشان و مانند اعضای افتخاری یک سازمان بوده که مورد [[لطف]] کریمانه [[خدا]]، با [[عنایت]] [[حضرت مسیح]] قرار میگیرند؛ تا جایی که گفته شده کسانی که قبل از [[حضرت مسیح]] زیست میکرده، یا [[غسل]] تعمید نکردهاند، در درجهای از [[بهشت]] به نام "لیمبو"<ref>شبیه همان چیزی که در روایات ما به آن «اعراف» گفته میشود که فرزندان کفار در قیامت یا در آن یا در بهشت جای میگیرند، (مجلسی، بحارالانوار، ج۵، ص۲۹۶) که نه سختی جهنم و نه آسایش بهشت را داراست.</ref> وارد خواهند شد که نه تنعمات [[بهشت]] را داراست و نه عذابهای [[جهنم]] را<ref>الیاده، دینپژوهی، دفتر دوم، ص۳۴۱؛ پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ص۴۱۸.</ref>. | ||
*باید یادآور شد که دیدگاه شمولگرایی، هم در تقریر [[جان]] هیک و هم در نظریه کارل رانر، در [[حقیقت]] به [[انحصارگرایی]] [[دین]] [[مسیح]] باز میگردد. آنها ابایی ندارند که حتی به این نکته تصریح کنند. رانر میگوید: از راه هیچ [[دینی]]، جز [[مسیحیت]] امکان [[رستگاری]] نیست؛ زیرا کلمه منحصربهفرد [[خدا]]، منحصراً در [[مسیح]] تجسد یافت. البته [[عیسی]]، [[کفاره]] [[نجات]] همه [[انسانها]] شد<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۰۴.</ref>. | *باید یادآور شد که دیدگاه شمولگرایی، هم در تقریر [[جان]] هیک و هم در نظریه کارل رانر، در [[حقیقت]] به [[انحصارگرایی]] [[دین]] [[مسیح]] باز میگردد. آنها ابایی ندارند که حتی به این نکته تصریح کنند. رانر میگوید: از راه هیچ [[دینی]]، جز [[مسیحیت]] امکان [[رستگاری]] نیست؛ زیرا کلمه منحصربهفرد [[خدا]]، منحصراً در [[مسیح]] تجسد یافت. البته [[عیسی]]، [[کفاره]] [[نجات]] همه [[انسانها]] شد<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۰۴.</ref>. | ||
*او همچنین بر این [[باور]] است که پیش از دوران مسحیت، نجاتیابی [[پیروان]] دیگر [[ادیان]] تنها بهدلیل [[اطاعت]] از [[مسیح]] بوده است<ref>پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ص۴۱۵.</ref>. [[جان]] هیک، تفاوت [[مسیحیت]] با دیگر [[ادیان]] را اینگونه | *او همچنین بر این [[باور]] است که پیش از دوران مسحیت، نجاتیابی [[پیروان]] دیگر [[ادیان]] تنها بهدلیل [[اطاعت]] از [[مسیح]] بوده است<ref>پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ص۴۱۵.</ref>. [[جان]] هیک، تفاوت [[مسیحیت]] با دیگر [[ادیان]] را اینگونه وصف میکند: [[مسیحیت]] همانند داروی حیاتبخشی است به اسم [[مسیح]] که صددرصد [[خالص]] است، اما محصولات دیگری هم هستند که آنها دارای ماده شیمیایی [[مسیح]] بوده؛ ولی با عناصر دیگری رقیق و تحت نامهای دیگری به بازار عرضه شدهاند<ref>هیک، مباحث پلورالیسم دینی، ص۹۹.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۰۵.</ref>. | ||
===پیدایش [[پلورالیسم]]=== | ===پیدایش [[پلورالیسم]]=== | ||