رؤیای صادق معصوم: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
==رؤیای صادق امام== | ==رؤیای صادق امام== | ||
*امامان{{عم}} نیز همانند پیامبران، بسیارى از امور غیبى را از طریق رؤیا مشاهده مىکردند؛<ref>ر.ک. [[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی، سید محمد جعفر]]، [[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]، ص ۱۵۰ ـ ۱۵۳؛ [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[علم غیب امام (مقاله)|علم غیب امام]]، ص ۳۳۵؛ [[محمد صادق عظیمی|عظیمی، محمد صادق]]، [[سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی (پایاننامه)|سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی]]، ص ۱۷۸</ref> [[امام صادق]]{{ع}} در روایتی میفرمایند:<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۸۵</ref> «خوابهای راستین بخشی از هفتاد جزء نبوت است.»<ref>ر.ک. [[محمد صادق عظیمی|عظیمی، محمد صادق]]، [[سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی (پایاننامه)|سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی]]، ص ۱۷۸</ref> و یا در روایتى دیگر چنین مىخوانیم:<ref>قطب الدین راوندى، الخرائج و الجرائح، ج ٢، ص ۵۶٢</ref> [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} یک روز صبح در مدینه وارد مسجد شد و گفت دیشب [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} را در خواب دیدم، به من فرمود همانا سلمان رحلت نموده است و [[پیامبر]] وصیت نمود او را غسل نمایم و نماز بر او بخوانم و سپس دفن کنم... و اکنون براى این کار به سمت مدائن حرکت مىکنم. پس عمر گفت از بیتالمال کفن ایشان را تهیه نما، حضرت فرمود: کفن فراهم شده است، نیازى نیست. پس درحالى که مردم او را بدرقه مىکردند تا بیرون شهر مدینه رسیدند. از آنجا حضرت جدا شد و مردم مراجعت کردند. هنوز ظهر نشده حضرت بازگشت و فرمود او را دفن کردم، اما اکثر مردم باور نکردند، تا اینکه بعد از مدتى از شهر مدائن نامهاى رسید که در آن نوشته شده بود: همانا سلمان در فلان شب از دنیا رفت و یک نفر از اعراب وارد شد او را غسل داد، کفن کرد، بر او نماز خواند و دفن نمود و رفت. با خواندن نامه همه متعجب شدند.»<ref>ر.ک. [[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی، سید محمد جعفر]]، [[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]، ص ۱۵۰ ـ ۱۵۳؛ [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[علم غیب امام (مقاله)|علم غیب امام]]، ص ۳۳۵</ref> | *امامان{{عم}} نیز همانند پیامبران، بسیارى از امور غیبى را از طریق رؤیا مشاهده مىکردند؛<ref>ر.ک. [[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی، سید محمد جعفر]]، [[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]، ص ۱۵۰ ـ ۱۵۳؛ [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[علم غیب امام (مقاله)|علم غیب امام]]، ص ۳۳۵؛ [[محمد صادق عظیمی|عظیمی، محمد صادق]]، [[سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی (پایاننامه)|سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی]]، ص ۱۷۸</ref> [[امام صادق]]{{ع}} در روایتی میفرمایند:<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۸۵</ref> «خوابهای راستین بخشی از هفتاد جزء نبوت است.»<ref>ر.ک. [[محمد صادق عظیمی|عظیمی، محمد صادق]]، [[سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی (پایاننامه)|سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی]]، ص ۱۷۸</ref> و یا در روایتى دیگر چنین مىخوانیم:<ref>قطب الدین راوندى، الخرائج و الجرائح، ج ٢، ص ۵۶٢</ref> [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} یک روز صبح در مدینه وارد مسجد شد و گفت دیشب [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} را در خواب دیدم، به من فرمود همانا سلمان رحلت نموده است و [[پیامبر]] وصیت نمود او را غسل نمایم و نماز بر او بخوانم و سپس دفن کنم... و اکنون براى این کار به سمت مدائن حرکت مىکنم. پس عمر گفت از بیتالمال کفن ایشان را تهیه نما، حضرت فرمود: کفن فراهم شده است، نیازى نیست. پس درحالى که مردم او را بدرقه مىکردند تا بیرون شهر مدینه رسیدند. از آنجا حضرت جدا شد و مردم مراجعت کردند. هنوز ظهر نشده حضرت بازگشت و فرمود او را دفن کردم، اما اکثر مردم باور نکردند، تا اینکه بعد از مدتى از شهر مدائن نامهاى رسید که در آن نوشته شده بود: همانا سلمان در فلان شب از دنیا رفت و یک نفر از اعراب وارد شد او را غسل داد، کفن کرد، بر او نماز خواند و دفن نمود و رفت. با خواندن نامه همه متعجب شدند.»<ref>ر.ک. [[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی، سید محمد جعفر]]، [[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]، ص ۱۵۰ ـ ۱۵۳؛ [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[علم غیب امام (مقاله)|علم غیب امام]]، ص ۳۳۵</ref> | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||