افترا به پیامبر خاتم: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'مظلومیت پیامبر' به 'مظلومیت پیامبر'
جز (جایگزینی متن - 'مظلومیت پیامبر' به 'مظلومیت پیامبر') |
|||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
#[[کافران]] با تعجب از این که [[پیامبری]] از میان خودشان [[مبعوث]] شده است، افترای [[سحر]] و دروغگوئی به او میزنند: {{متن قرآن|وَعَجِبُوا أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ}}<ref>«و از اینکه بیمدهندهای از خودشان به سراغشان آمد شگفتی کردند و کافران گفتند: این جادوگری بسیار دروغگوست» سوره ص، آیه ۴.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۱۴۸-۱۵۳.</ref>. | #[[کافران]] با تعجب از این که [[پیامبری]] از میان خودشان [[مبعوث]] شده است، افترای [[سحر]] و دروغگوئی به او میزنند: {{متن قرآن|وَعَجِبُوا أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ}}<ref>«و از اینکه بیمدهندهای از خودشان به سراغشان آمد شگفتی کردند و کافران گفتند: این جادوگری بسیار دروغگوست» سوره ص، آیه ۴.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۱۴۸-۱۵۳.</ref>. | ||
==[[مظلومیت | ==[[مظلومیت پیامبر]]{{صل}} در ساحر خواندنش== | ||
[[ولید بن مغیره]] از ادبای معروف [[قریش]] و مردی [[اندیشمند]] به شمار میرفت. او داور [[شعر]] بود و هر شعری را که او میپسندید، شعر [[برگزیده]] بود. به علاوه ولید بن مغیره از ریش سفیدان و بزرگان قریش محسوب میشد که در کارهای مهم و [[دشواری]] که برای آنها پیش میآمد، [[قریشیان]] نزد او میآمدند و از او برای رفع مشکل و [[گرفتاریها]] [[استمداد]] میطلبیدند و غالباً نیز [[رأی]] او مشکل گشا بود، چنانچه در داستان [[تجدید]] [[بنای کعبه]] آمده که در آغاز، قریش جرأت ویران کردن [[کعبه]] را نداشتند تا او [[اقدام]] به این کارکرد و هنگامی هم که میان آنها درباره [[نصب حجرالاسود]] [[اختلاف]] پدید آمد نظریه او مورد تصویب قرار گرفت و به رأی او عمل کردند و اختلاف برطرف گردید و به هر صورت ابن هشام مینویسد: قریشیان که از [[دیدار]] با [[ابوطالب]] نتیجهای نگرفتند و از سوی دیگر ایام [[حج]] نزدیک میشد و قریش نگران کار [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} بودند که با آمدن [[حاجیان]] به [[مکه]] ممکن است [[تبلیغات]] آن [[حضرت]] در ایشان اثر بخشد، از این رو نزد ولید بن مغیره رفتند، ولید گفت: شما میدانید که آوازه محمد در اطراف پیچیده و اکنون نیز موسم حج نزدیک شده و کاروانهایی از [[اعراب]] در این ایام به [[شهر]] شما میآیند، درباره او سخن خود را یک جهت کنید و همه به یک ترتیب دربارهاش سخن بگویید و چنان نباشد که هر دسته به طوری سخن گوید! گفتند: هر چه تو بگویی ما همگی همان را درباره محمد خواهیم گفت. | [[ولید بن مغیره]] از ادبای معروف [[قریش]] و مردی [[اندیشمند]] به شمار میرفت. او داور [[شعر]] بود و هر شعری را که او میپسندید، شعر [[برگزیده]] بود. به علاوه ولید بن مغیره از ریش سفیدان و بزرگان قریش محسوب میشد که در کارهای مهم و [[دشواری]] که برای آنها پیش میآمد، [[قریشیان]] نزد او میآمدند و از او برای رفع مشکل و [[گرفتاریها]] [[استمداد]] میطلبیدند و غالباً نیز [[رأی]] او مشکل گشا بود، چنانچه در داستان [[تجدید]] [[بنای کعبه]] آمده که در آغاز، قریش جرأت ویران کردن [[کعبه]] را نداشتند تا او [[اقدام]] به این کارکرد و هنگامی هم که میان آنها درباره [[نصب حجرالاسود]] [[اختلاف]] پدید آمد نظریه او مورد تصویب قرار گرفت و به رأی او عمل کردند و اختلاف برطرف گردید و به هر صورت ابن هشام مینویسد: قریشیان که از [[دیدار]] با [[ابوطالب]] نتیجهای نگرفتند و از سوی دیگر ایام [[حج]] نزدیک میشد و قریش نگران کار [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} بودند که با آمدن [[حاجیان]] به [[مکه]] ممکن است [[تبلیغات]] آن [[حضرت]] در ایشان اثر بخشد، از این رو نزد ولید بن مغیره رفتند، ولید گفت: شما میدانید که آوازه محمد در اطراف پیچیده و اکنون نیز موسم حج نزدیک شده و کاروانهایی از [[اعراب]] در این ایام به [[شهر]] شما میآیند، درباره او سخن خود را یک جهت کنید و همه به یک ترتیب دربارهاش سخن بگویید و چنان نباشد که هر دسته به طوری سخن گوید! گفتند: هر چه تو بگویی ما همگی همان را درباره محمد خواهیم گفت. | ||